حسن در ۵ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۲۱ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۱۴:۱۷ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی گرشاسپ » بخش ۲:
سه سالست تا این بزین آمدست
به چشم بزرگان گزین آمدست
این بیت رو باید هزار بار خوند
حسن در ۵ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۲۱ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۱۴:۱۴ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی گرشاسپ » بخش ۲:
دل زااااااال زر شد چو خرن بهار
زرخش نو آئین و فررررررررخ سوار
شعر از این شورانگیز تر نداریم
خدایت رحمت کناد ای فردوسی حکیم و نابغه
بهرام نامدار علیآبادی در ۵ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۲۱ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۱۲:۵۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » ترجیعات » ششم:
خویی فراخ بودی با مردمان دلم را ،
تا غیر تو نگنجد امروز تنگ خویم
مصرع اول بیت در کلیات دیوان شمس بصورت زیر میباشد :
خوی فراخ بوده با مردمان دلم را ،
سپاس از توجه شما
مصطفی کرمی در ۵ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۲۱ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۱۱:۱۵ دربارهٔ قاآنی » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۷:
ظاهرا موافقان سانسور و از بین بردن هر آنچه در دایره ی تنگ نظرشان قرار نمیگیرد دست از سر شعر بر نمیدارند. کسی هم به سایت شعر سر نمیزند برای تحریک شدن. بجای قلع و قمع شعر ها کمی روی کنترل نفسمان کار کنیم.
مصیب در ۵ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۲۱ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۰۹:۴۱ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱ - سرآغاز:
مولانا بی نظیره
مصیب در ۵ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۲۱ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۰۹:۳۹ دربارهٔ حافظ » مثنوی (الا ای آهوی وحشی):
معنی د در بیت د دودامت کمین وز پیش و در پس چیه
مصیب در ۵ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۲۱ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۰۹:۳۳ دربارهٔ حافظ » مثنوی (الا ای آهوی وحشی):
حافظ چرا مثنوی سرا نیست یعنی دوست چون غزل نوشته مثنوی نمی باید نوشت هر شاعری در شعر ضعف و در شعر قدرت دارد حافظ غزلسرای بزرگی بود من نمی خواهم به حافظ توهین کنم ولی در مثنوی ضعف داشت این چیزیه که باید پذیرفت حافظ اشعارش عارفی نبود بلکه چند تا از اشعارش
حسن در ۵ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۲۱ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۰۹:۳۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۸:
رفیق عشق – اجرای خصوصی محمدرضا شجریان، حمیدرضا طاهرزاده و همایون شجریان
پیوند به وبگاه بیرونی/
محمدرضا در ۵ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۲۱ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۰۸:۲۲ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۱:
نمیدونم فهم من از این رباعی درست است یا نه ؟میگه
اگر مشکل اهالی این محل بواسطه وجود من است،
ویا اینکه این محله شهرت خوبی ندارد،
فردا روزی تغییراتی همچون تبدیل شدن شیر به ماست در آن ایجاد خواهدشد،
آنگاه ماهیت وجود اضافی من همچون موی درماست آشکار میشود!؟
فکر میکنم هیچ پیام منفی یا مثبتی در این رباعی نیست سعدی خواسته اوج قریحه و استعداد ادبی خودش را در اینجا با مثال و استعاره نشان دهد.
حسین h۱farzin@gmail.com در ۵ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۲۱ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۰۸:۰۲ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۹۳ - برون انداختن مرد تاجر طوطی را از قفس و پریدن طوطی مرده:
سلام
حضرت یحیی وارد درخت شد و به درخت پناه برد که با اره نصفش کردند
پس کوه حضرت یحیی را به سوی خودش نخواند بلکه درخت بود همچنین اگر این پناه بردنها مایه نجات است پس چرا حضرت یحیی نجات نیافت و درخت را بصورت عمودی با اره بریدند و او را دو شقه کردند ؟
کاظم ایاصوفی در ۵ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۲۱ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۰۶:۰۸ دربارهٔ امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۵۶۰:
مصراع اول بیت دوم دزدیش درست است نه دزدیدش
حامد س در ۵ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۲۱ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۰۵:۳۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۹۳:
شاید شاه کلید حل مشکلات شاعر که خود شاعر هم در ابیات شعر آن را بیان کرده است مصرع «در دایره قسمت ما نقطه ی پرگاریم (تسلیمیم)» هست و شاعر به گفته خودش اعتنایی نداشته است. چرا که اگر اعتنایی داشته و واقعا تسلیم بوده پس دیگر چرا گلایه کرده و از مشکلات چرا می نالد و دنبال حل آنهاست. شاعر جلوتر میفرماید «زین دایره مینا خونین جگرم می ده... تا حل کنم این مشکل در ساغر مینایی» ( مِی را برخی شراب معنی کردن اما معنی عرفانی ش میشه مراقبه) میگه خدایا مِی بده تا حلش کنم. در عرفان فرد از خود چیزی ندارد و همه چیز را از خدا میخواهد. شاعر هم مراقبه را از خدا می خواهد.
به می سجاده رنگین کن گرت پیر مغان گوید
که سالک بیخبر نبود ز راه و رسم منزلها
با توجه به بیت بالا معنی مراقبه برای مِی نزدیک تر است تا شراب. چون شراب و سجاده کنار هم معنا ندارد. و اینکه شاعر میگوید سجاده را به می رنگین کن. پس می سجاده (مظهر عبادت) رو تزیین می کند و اون رو زیباتر می کند و از طرفی پیر مغان که اینجا یعنی استادِ راه و عبارت سالک هر دو از مفاهیم عرفان هستند؛ پس کلمات به کار برده شده در ابیات به مفاهیم عرفانی نزدیک تر است.
بحث مراقبه و استاد هم خود عالمی دارد که در این وقت نمی گنجد. امیدوارم این تفسیر توانسته باشه به شما کمک کرده باشه. یاعلی
حامد س در ۵ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۲۱ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۰۴:۵۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۹۳:
بسیار لذت بردم از معنا ها و برداشت هایی که دوستان از ابیات داشتن. برام مهم نبود که معنای واقعی و اصلی شعر کدومه اما همین که این همه تعبیر و برداشت متفاوت از ابیات خصوصا بیت صد باد صبا ... گفته شده خیلی جذاب بود. شاید همین باعث میشه که شعر برای مخاطب همیشه مزه داره و تکرار شعر ملال آور نیست.
و نکته ی دیگه اینکه شاعر یا عاشق خدا بوده یا عاشق یه انسان و یااااااا شاید عاشق انسانی بوده که به واسطه ی اون عشق به عشق الهی رسیده.
پس نمیشه یه تعبیر داشت. و اینکه دوران حافظ دوران مخالفت شدید حکومت ها و بزرگان با عرفان بوده. حافظ عاشق خدا هم که بوده باشه مجبور بوده که اشعار رو در لفافه بیان کنه که خودش لو نره و هم اینکه عشقش رو بیان کنه. و از طرفی الحمدلله رب العالمین... تمام ستایش ها برای خداست و در نهایت به سمت خداست. اظهار عشق به معشوق زمینی هم اظهار عشق به خداست چون خدا خالق اون فرد هست. پس باز هم عشقش رو به خدا اظهار کرده اما در درجه پایین تر.
حافظ به خاطر اینکه حافظ قرآن بوده و در زمان های قدیم حافظ های قرآن افرادی کمی بوده اند معروف شده به حافظ!
عشقت رسد به فریاد ار خود به سان حافظ
قرآن ز بر بخوانی در چارده روایت
مجموع اشعار و روحیات حافظ و دوران زندگی وی رو که کنار هم بگذاریم؛ به اینکه حافظ عارف بوده و در مورد خدا شعر گفته خیلی نزدیک تره تا اینکه عشق زمینی.
حامد س در ۵ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۲۱ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۰۴:۳۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۹۳:
@فرخ
برای دوستمون متاسفم که فانی رو funny ترجمه می کنن!!! (فازت چیه رفیق؟!)
فانی به معنی فنا شده؛ فنا یافته و ... هست. فانی یعنی فنا شده و نابود شده و حل شده در ذات خدا
فنا فی الله یا فنا فی ذات یک مقام عرفانی است. گویی آخرین مقام سیر انسان به سوی پروردگارش هست که نفس فرد کشته می شود و روحش خالص می شود و دیگر خودی ندارد و در ذات یا روح خدا حل میشود و «او» میشود.
خود شاعر پر جایی میفرماید:
شبان تیره مرادم فنای خویشتن است.
شاعر فنای خود و فانی شدن را آرزو می کند
علیرضا شعبانی در ۵ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۲۱ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۰۴:۲۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۷:
این پند نگاه دار هموار ای تن
بر گرد کسی که یار خصم تو متن
این تن اگر کم تندی ... به صورت عامیانه .. حالت جسمانی ونفس انسانی اگر کم پیله کند
مریم مصباح در ۵ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۲۱ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۰۲:۲۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۲۱:
عجب در زنخدان آن دل فریب
که هرگز نبودهست بر سرو سیب
......
به است آن یا زنخ یا سیب سیمین
لب است آن یا شکر یا جان شیرین
nabavar در ۵ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۲۱ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۰۱:۰۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷:
الهام
گنده پیر کابلی
لغتنامه دهخدا
گنده پیر کابلی . [ گ َ دَ / دِ رِ ب ُ ] (اِخ ) پیر زالی بوده جادوگر و ساحره در کابل . (برهان ). || (اِ مرکب ) کنایه از پیر زال ساحره باشد. (آنندراج ). پیر زال ساحره که کنایت از دنیا باشد :
آوارگی نوشَت شده ، خانه فراموشت شده
آن گنده پیر کابلی صد سحر کردت از دغا.
بهرام در ۵ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۲۱ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۰۰:۱۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » ترجیعات » یازدهم:
مرا گوید : « بیا، بوری، که من با غم ، تو زنبوری ،
که تا خونت عسل گردد، که تا مومت شود نوری
بوری
لغتنامه دهخدا
بوری . (اِ) شیپور و بوق شکارچیان . || نوک هر چیز، ویژه نوک ناخن . (ناظم الاطباء) (از اشتینگاس ). || نی شکافته شده . || حصیر ساخته شده از آن و بوریا. (ناظم الاطباء). بوریا. (نشوءاللغة) (مهذب الاسماء). || نی زرگری . منفاخ . (زمخشری ).
در مصرع اول بیتِ اول در ترجیع پنجم :
مرا گوید بیا ، #بوری ...الی آخر
ولی در کلیات دیوان شمس آمده است :
مرا گوید بیا ، #نوری ... الی آخر
که با توجه به معنی کلمهی #بوری ، که از لغتنامهی دهخدا گذاشتم ، #بوری در بیت معنی نمیدهد و بنظر میرسد #نوری ، هم معنیدار و هم زیباتر و احتمالاً صحیح نیز باید #نوری ، باشد .
ممچنین در مصرع اول همان بیت اول ، که من با غم تو زنبوری ، نوشته شده است که باید فاصلهی میان " با غم " حذف شود و بصورت " باغم " به معنی باغ هستم ، نوشته شود
با تشکر از سایت بسیار عالیتان
:) در ۵ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۲۱ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۰۰:۱۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۴:
لعل است یا لبانت ، قند است یا دهانت
تا در برت نگیرم ، آروم نمیگیگیرم
شهباز در ۵ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۲۱ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۱۴:۴۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۵۷: