احمد خرمآبادیزاد
تاریخ پیوستن: ۲م دی ۱۴۰۰
دارای دکترای شیمی، علاقهمند به ادبیات، زبان و زبانشناسی و ....
| آمار مشارکتها: | |
|---|---|
حاشیهها: |
۴۵۱ |
ویرایشهای تأیید شده: |
۱۰٬۲۴۸ |
ویرایشهای بخشهای تأیید شده: |
۱ |
احمد خرمآبادیزاد در ۹ روز قبل، یکشنبه ۸ شهریور ۱۴۰۵، ساعت ۰۰:۳۶ دربارهٔ سوزنی سمرقندی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۲۸ - در مدح سعدالملک وزیر:
واژۀ «ناروان»، مصراع دوم بیت 12
واژۀ «ناروان» (با تلفظ nârvân) در لغتنامه دهخدا (ستون سوم صفحه 22123، مؤسسۀ چاپ و انتشارات دانشگاه تهران، 1377، تهران، ایران)، با علامت پرسش، به معنی انار نیز آمده است. وجود بیتهای زیر، تاییدی است بر چنین معنایی:
1- سوزنی سمرقندی، قصیدۀ 91: وَر اشک من ز جور تو چون ناروان شود/در عشق آن دو لعل چو یکدانه نار باش
3- سوزنی سمرقندی، قصیدۀ 156:
نارون بالا بتی بر نارون خورشید و ماه/ناروان لب لعبتی در ناروان شهد و لبن
در کنار من بُوَد تا در کنار من بُوَد/شهد و شیر و ناروان و ماه و مهر و نارون
4- خواجوی کرمانی، سام نامه، بخش 149: نهاده به رخسار خود ناودان/از آن ناودان ریخته ناروان
5- خواجوی کرمانی، سام نامه، بخش 207: رخ و ابرویش مشتری در کمان/قدح بر لبش، نار بر ناروان
با توجه به پنج مورد بالا–و نیز بیتی که در لغتنامه دهخدا آمده–واژۀ «نارْوان» یعنی «انار» و «دانۀ انار» (مجازاً «لعل»).
به این ترتیب، معنی مصرع یاد شده، کاملا روشن میشود.
احمد خرمآبادیزاد در ۱۰ روز قبل، جمعه ۶ شهریور ۱۴۰۵، ساعت ۲۲:۴۰ دربارهٔ سوزنی سمرقندی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۲۸ - در مدح سعدالملک وزیر:
به استناد فرهنگ فارسیِ تاجیکی (محمدجان شکوری و همکاران، فرهنگ معاصر، سال 1385، تهران، ایران)، واژۀ «زَجّاج» دارای معنیهای زیر است:
1-آیینهگر، شیشهگر و 2-آیینه فروش، شیشه فروش
بنابراین، «زَجّ» در مصرع دوم بیت شماره 12 باید به معنی «شیشه» باشد.
احمد خرمآبادیزاد در ۱۵ روز قبل، دوشنبه ۲ شهریور ۱۴۰۵، ساعت ۱۱:۰۵ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۲۱۹ - در مرثیهٔ وحید الدین شروانی:
مصراع دوم بیت شماره 14، به احتمال زیاد باید شکل زیر باشد:
دست و کلکش را به لفظ بادَکان بستودمی
1-در متن نسخه شادروان عبدالرسولی، به جای «مادحان» نوشته شده است «بادوکان».
2-بررسی نسخههای خطی نشان میدهد که واژه مورد نظر، دارای حرف «د» میباشد.
3-در نسخه خطی مجلس به شماره دفتر 13312، واژۀ «بادکان» دیده میشود.
4-به استناد لغتنامه دهخدا (ستون سوم، صفحه 3983، چاپ دانشگاه تهران، سال 1377)، «بادَک»، «رودک» و «ریدک» عبارت است از پسر زیر ده سال که به عنوان ساقیِ زنان درباری خدمت میکرده است.
احمد خرمآبادیزاد در ۱ ماه قبل، سهشنبه ۶ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۵:۱۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۱:
«انگشتر زنهار» یا «انگشتری زنهار»
به استناد لغتنامه دهخدا (ستون اول، صفحه 3595، موسسه چاپ و انتشارات دانشگاه تهران، سال 1377)، معنی «انگشتر زنهار» به شرح زیر است:
انگشتری که شاهان برای کسی میفرستادند تا از گزند مردم در امان باشد.
احمد خرمآبادیزاد در ۱ ماه قبل، سهشنبه ۶ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۱:۲۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۱:
شعرِ تر
1-به استناد لغتنامه دهخدا (ستون اول، صفحه 6571، موسسه چاپ و انتشارات دانشگاه تهران، سال 1377): در فن بلاغت، «تَر» شعر سَلیس را گویند که بدون تعقید باشد و مقابل اوست خشک....
بیت زیر از غزل شماره 2789 صائب تبریزی تاییدی است بر آنچه که گفته شد:
به شعر خشکِ صائب رام نتوان کرد خوبان را
کـه گوهـر راه در گـوش بتـان بـی زر نمـییابد
2-این اصطلاع بیش از 60 بار دیگر در سرودههای سخنوران (از سده پنجم هجری قمری تا سدۀ چهاردهم خورشیدی) آمده است.
احمد خرمآبادیزاد در ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۱ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۳:۲۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۲:
این غزل،
1- در کهنترین نسخه خطی دیوان حافظ، با دیباچه محمد گل اندام (سال 801 قمری، چاپ میراث مکتوب، سال 1374، تهران ایران) دارای 10 بیت است؛ یعنی، بدون بیت شماره 10 در نسخه قزوینی.
2- در ترجمه انگلیسی کلارک (1891میلادی) و نیز ترجمه آلمانی (جلد اول، 1858 میلادی) 13 بیت دارد.
3-در نسخه شادروان هوشنگ ابتهاج نیز دارای 13 بیت میباشد.
احمد خرمآبادیزاد در ۱ ماه قبل، جمعه ۲۶ تیر ۱۴۰۵، ساعت ۱۵:۵۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۹:
بیت شماره ۴ و «نقش بر آب زدن»
«نقش بر آب زدن» در لغتنامۀ دهخدا به معنی انجام کار بیهوده آمده است. اما با توجه به این بیت، به معنی «افتادن تصویر در آب» نیز میتواند باشد.
بیت زیر (از نورس دماوندی) شاهد دگری است بر این سخن:
نقشِ بر آبِ حسنش، موج سراب باشد
گنجِ روانِ جاهش، سیلاب نوبهار است
«تصویر زیباییاش در آب، موجی از سراب (آرزو) میآفریند و ....»
در بیت زیر (از کمال خجندی)، «نقش بر آب زدن» دقیقا به معنی «کشیدن تصویر بر روی آب» است:
نقش بر آب زدن گرچه نبندد صورت
من بجز نقش تو بر دیدۀ تر ننگارم
و اما بیت زیر از سلمان ساوجی (در داستان بازرگان و جمشید):
چنان در نقشبندی بود استاد
که میزد نقشِ چین بر آب چون باد
نه تنها گواه دیگری است بر معنی گفته شده، بلکه از توانانی فراوان بازرگان نیز حکایت دارد.
احمد خرمآبادیزاد در ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۴ تیر ۱۴۰۵، ساعت ۱۳:۲۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۸:
مصراع دوم بیت 5، به شکل زیر است
«ناگهان سر به ره آرَم چه حکایت باشد!»
به استناد:
1-ترجمه آلمانی دیوان حافظ (صفحه 496، جلد 1، سال 1858 میلادی، وین)
2-ترجمه انگلیسی دیوان حافظ سال 1891 میلادی (کلارک، صفحه 360، تجدید چاپ 2007 میلادی، مریلند آمریکا)
3-کهنترین نسخه خطی حافظ سال 801 هجری (چاپ میراث مکتوب، سال 1374، تهران، ایران)
یادآوری:- همین سندها نشان می دهند که در بیت پایانی، باید به جای «رفیقی»، واژه «حکیمی» باشد.
احمد خرمآبادیزاد در ۱ ماه قبل، یکشنبه ۲۱ تیر ۱۴۰۵، ساعت ۱۲:۲۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۷:
سرّ سویدا (sovaydâ)
کلارک(Clarke) در ترجمه خود، «سویدا» را به گونهای ترجمه کرده که «لکۀ سیاه» معنی میدهد. اما «لکۀ سیاه» چیست؟ بنا بر حدیث گناه، «لکۀ سیاه» عبارت است از لکهای که خداوند در دل شخص گناهکار به وجود میآورد.
احمد خرمآبادیزاد در ۲ ماه قبل، دوشنبه ۸ تیر ۱۴۰۵، ساعت ۱۲:۴۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۴:
در باره مصراع دوم بیت شماره 8
1-به استنداد معنی «گوی زدن» و «معانی» در لغتنامۀ دهخدا، معنی این مصرع چنین است:
همه شرایط که فراهم باشد، میتوان ابراز خوشنودی کرد.
2-از سوی دیگر، با توجه به اینکه حافظ دو واژۀ «معانی» و «بیان» را در کنار هم به کار برده است، میتوان این مصرع را (به استناد توضیح «معانی و بیان» در لغتنامۀ دهخدا) به شکل زیر نیز معنی کرد:
دانش واژگانشناسی که باشد، میتوان به سخنوری پرداخت
احمد خرمآبادیزاد در ۲ ماه قبل، دوشنبه ۲۵ خرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۲:۰۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۵:
توجه!
از آنجا که نوشتن توضیح برای افزودن بیت پایانی، همراه است با خطای سیستم در گنجور، لطفا این بیت را (در انطباق با همه نسخههای موجود دیوان حافظ)، اضافه بفرمایید:
فلک غلامی حافظ کنون به طوع کُنَد
که اِلتِجا به دَرِ دولت شما آورد
احمد خرمآبادیزاد در ۳ ماه قبل، دوشنبه ۱۸ خرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۳:۴۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۶:
بررسی نسخه آلمانی (صفحه 655، جلد اول سال 1858 میلادی) و نیز ترجمه کلارک (سال 1891 میلادی) از مصراع نخست بیت دوم نشان میدهد که «احتمالا» این مصرع باید چنین باشد:
من آن شاخِ صِنوبر را ز باغِ سینه بَرکندَم
یعنی باید به جای «شکل» واژۀ «شاخ» باشد. اما نسخه خطی نور عثمانیه (کتابت 801 هجری، میراث مکتوب، سال 1394 خورشیدی)، چنین چیزی را تأیید نمیکند.
احمد خرمآبادیزاد در ۳ ماه قبل، یکشنبه ۱۷ خرداد ۱۴۰۵، ساعت ۰۱:۴۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۶:
به استناد کهنترین نسخه خطی دیوان حافظ (کتابت سال 801 هجری، با دیباچۀ محمد گل اندام، میراث مکتوب 1394)، مصراع دوم بیت نخست چنین است:
«دل شوریدهٔ ما را به نو در کار میآورد»
در صفحه 640 از نسخه آلمانی (چاپ 1858 میلادی، وین) نیز «به نو» (به جای «به بو») ثبت شده است.
نکته درخور توجه این است که ترجمه همین مصرع در نسخه انگلیسی (کلارک، سال ۱۸۹۱ میلادی) به گونهای است که نشان میدهد مترجم دو واژۀ «به ...» را «به تو» دیده است. یعنی جایگاه نقطه در بالای واژۀ دوم است.
اما در مصراع نخست بیت دوم در هر سه سند یاد شده بالا به جای «دیده»، واژه «سینه» ثب شده است.
احمد خرمآبادیزاد در ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۱۴ خرداد ۱۴۰۵، ساعت ۰۹:۵۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۵:
به استناد کهنترین نسخه خطی دیوان حافظ (کتابت سال 801 هجری، با دیباچۀ محمد گل اندام، میراث مکتوب 1394)، بیت زیر پس از نخستین بیت باید باشد:
«چه راه میزند این مطربِ مقام شناس/که در میان غزل قول آشنا آورد»
1-وجود ترجمه چنین بیتی در ترجمۀ انگلیسی دیوان حافظ توسط کلارک (چاپ 1891 میلادی، یعنی بیش از 140 سال پیش)، تایید دیگری است بر درستی این بیت.
2-در نسخه آلمانی دیوان حافظ (جلد اول، سال 1858 میلادی، صفحه 368 و 369، چاپ وین) نیز چنین بیتی وجود دارد (هم به فارسی و هم به آلمانی).
3-وجود «تو نیز باده به چنگ آر و راه صحرا گیر» در همین غزل، نشان از آن دارد که پیش از آن، بیت دیگری هم هست.
4-حافظ، بارها واژۀ «راه» را به مفهوم گوشه موسیقی به کار گرفته است. بنابراین، بیت یاد شده رنگ و بوی سخن حافظ را دارد.
احمد خرمآبادیزاد در ۳ ماه قبل، جمعه ۸ خرداد ۱۴۰۵، ساعت ۲۳:۰۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۳:
در بارۀ بیت مشکوک «آنکه چون غنچه دلش راز حقیقت بنهفت/ورق خاطر از این نسخه مُحشّا میکرد»:
چرا نوشتم "مشکوک"؟
1-در زیرنویس صفحه 96 دیوان حافظ، نسخه غنی و قزوینی، اشاره شده است که این بیت تنها در نسخههای جدید وجود دارد.
2-این بیت در کهنترین نسخه دیوان حافظ (با دیباچۀ محمد گل اندام) نیز دیده نمیشود.
3-در ترجمه انگلیسی دیوان حافظ توسط کلارک، که در سال 1891 میلادی (یعنی بیش از 140 سال پیش) به چاپ رسیده، نشانی از چنین بیتی نیست. درخور یادآوری است که بررسی این ترجمه نشان میدهد کلارک نسخههای ارزشمندی برای کار ترجمه در اختیار داشته است.
4-در صفحه 318 و 319 جلد اول ترجمه آلمانی نیز چنین بیتی به چشم نمیخورد. گفتنی است که دیوان حافظ به زبان آلمانی در 3 جلد (جلد اول سال 1858، جلد دوم 1863و جلد سوم 1864 میلادی) در وین به چاپ رسیده است. جالب اینکه زینت بخش صفحه نخست هر سه جلد، این بیت زیبای حافظ است: «قدر مجموعهٔ گل، مرغِ سَحَر داند و بس/که نه هر کو ورقی خواند، معانی دانست»
5-نکته شایان توجه دیگر این است که تا اینجا، بررسی نشان میدهد که واژۀ "مُحَشّا" توسط هیچکدام از شاعران و سخنوران به کار برده نشده است.
احمد خرمآبادیزاد در ۶ ماه قبل، شنبه ۹ اسفند ۱۴۰۴، ساعت ۰۱:۳۲ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۶ - در پند و اندرز و معراج حضرت ختمی مرتبت:
«تابخانه» در مصراع نخست بیت 16
به استناد لغتنامه دهخدا (ستون اول، صفحه 6087، چاپ دانشگاه تهران، سال 1377)، نخستین معنی چنین است: «خانهای که درِ آن شیشهبندی بود تا بیرون را بتوان دید و روشنائی خورشید در آن بیفتد.»
این معنی دقیقا با مصراع دوم سازگار است.
احمد خرمآبادیزاد در ۶ ماه قبل، جمعه ۸ اسفند ۱۴۰۴، ساعت ۱۳:۵۹ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۴ - در حکمت و موعظه و مدح خاتم الانبیا (ص):
به استناد زیر نویس صفحه 11 نسخه علی عبدالرسولی، «خواره» (با تلفظ khovare) در بیت 68 یعنی «خوراک تقویت کنندۀ بدن».
احمد خرمآبادیزاد در ۶ ماه قبل، جمعه ۸ اسفند ۱۴۰۴، ساعت ۰۴:۰۳ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۴ - در حکمت و موعظه و مدح خاتم الانبیا (ص):
نکته بسیار بسیار مهم:
منظومه «وامق و عذرا» در سدۀ دهم قمری سروده شده، در حالی که خاقانی در سدۀ ششم میزیسته است.
توجه به این نکته هشدار میدهد که در بیت 26 چیز دیگری نهفته است و نمیتوان آنرا به عاشق و معشوقی به نام وامق و عذرا نسبت داد. اگر بیتهای 13، 14 و 15 را به دقت نگاه کنیم، مسئله تا حد زیادی روشن میشود. به استناد لغتنامه دهخدا، فرهنگ نظام و شرح دیوان خاقانی (صفحه 8 و 9، نسخه خطی مجلس، شماره ثبت 89712) داریم:
به داو کشیدن بر هفت در بازی نرد، «نَدَب» یا «عذرا» گفته میشود. چون از هفت بگذرد و به یازده برسد، به آن «تمامی ندب»، «داوفره» و «وامق» (به عربی) میگویند. اگر به هفده برسد «دستخون» نام دارد. اگر از «دستخون» هم بگذرد حکم اول پیدا میکند؛ چون داو هژده نمیباشد. به گفته دیگر، «نَدَب» (به عربی «عذرا») افزونی کردن بازی نرد است هنگامی که بازی چرب شود و به مرتبه هفت برسد. چون از هفت به یازده رسید، نهایت افزونی بازی است و میگویند که «فربزه» بُرد و آن را «تمامی نَدَب» مینامند. کسی که پی در پی یازده «نَدَب» ببرد میگویند که «عذرا» بُرد. بنا به آنچه که در همان نسخه خطی مجلس آمده، ایراد «عذرا» در قمار آن است که نشان از آسیب و نابودی دارد. واژۀ عربی «نَدَب» یعنی «نشان زخم یا داغ»
*بهرهگیری از نگرش سیستمی را در کار پژوهشی به یاد بسپاریم و همواره مراقب ذهن فریبکار خود باشیم.
احمد خرمآبادیزاد در ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۷ اسفند ۱۴۰۴، ساعت ۲۲:۳۶ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۸ - در شکایت از حبس و بند و مدح عظیم الروم عز الدوله قیصر:
به استنتاد شرح دیوان خاقانی (صفحه 92، نسخه خطی مجلس، شماره ثبت 91193) منظور از «سه قَرقَف» در بیت 59 عبارت است از «سه کتاب نصارا که علم دین در آنها نوشته شده است».
احمد خرمآبادیزاد در ۷ روز قبل، سهشنبه ۱۰ شهریور ۱۴۰۵، ساعت ۱۲:۲۳ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۶۱۳: