گنجور

 
سعدی شیرازی
 

از در درآمدی و من از خود به در شدم

گفتی کز این جهان به جهان دگر شدم

گوشم به راه تا که خبر می‌دهد ز دوست

صاحب خبر بیامد و من بی‌خبر شدم

چون شبنم اوفتاده بدم پیش آفتاب

مهرم به جان رسید و به عیوق بر شدم

گفتم ببینمش مگرم درد اشتیاق

ساکن شود بدیدم و مشتاق‌تر شدم

دستم نداد قوت رفتن به پیش یار

چندی به پای رفتم و چندی به سر شدم

تا رفتنش ببینم و گفتنش بشنوم

از پای تا به سر همه سمع و بصر شدم

من چشم از او چگونه توانم نگاه داشت

کاول نظر به دیدن او دیده‌ور شدم

بیزارم از وفای تو یک روز و یک زمان

مجموع اگر نشستم و خرسند اگر شدم

او را خود التفات نبودش به صید من

من خویشتن اسیر کمند نظر شدم

گویند روی سرخ تو سعدی چه زرد کرد

اکسیر عشق بر مسم افتاد و زر شدم

 

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | طیبات | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

محمدرضا شجریان » دستان » آواز و سنتور

محمدرضا شجریان » دستان » ادامه ی آواز با تار (حصار، فرود، پهلوی، جامه دران)

محمدرضا شجریان » دستان » ادامه ی آواز و تار (مخالف، فرود، منصوری)

برگ سبز » شمارهٔ ۴۶ » (سه گاه) (۱۱:۴۶ - ۱۶:۲۶) نوازندگان: جلیل شهناز (‎تار) ; کسایی، حسن (‎نی) خواننده آواز: بنان، غلامحسین سراینده شعر آواز: سعدی شیرازی (غزل) مطلع شعر آواز: از در درآمدی و من از خود به در شدم

یک شاخه گل » شمارهٔ ۲۵۱ » (سه گاه) (۱۱:۰۳ - ۱۳:۴۷) نوازندگان: حبیب‌الله بدیعی (‎ویولن) خواننده آواز: گلپایگانی، سیّدعلی‌اكبر سراینده شعر آواز: سعدی شیرازی (غزل) مطلع شعر آواز: از در درآمدی و من از خود به در شدم

music_note معرفی آهنگهای دیگری که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

تصاویر مرتبط در گنجینهٔ گنجور

کلیات سعدی مصور و مذهب نسخه‌برداری شده در ۹۳۴ هجری قمری شیراز » تصویر 548 کلیات سعدی به تصحیح محمدعلی فروغی، چاپخانهٔ بروخیم، ۱۳۲۰، تهران » تصویر 817

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۷۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

س. ص. در ‫۱۳ سال و ۸ ماه قبل، یک شنبه ۱۲ اسفند ۱۳۸۶، ساعت ۰۷:۳۷ نوشته:

بیت آخر، مصرع دوم، در بعضی نسخ :
اکسیر عشق "در مسم آمیخت" زر شدم
با تشکر.

 

آل غفور در ‫۱۲ سال و ۱۰ ماه قبل، چهار شنبه ۱۱ دی ۱۳۸۷، ساعت ۱۸:۴۶ نوشته:

بیت اول مصراع دوم در بعضی نسخ :
"گویی کزاین جهان به جهان دگر شدم"

 

Morteza Movassaghi در ‫۱۱ سال و ۱۲ ماه قبل، جمعه ۱۵ آبان ۱۳۸۸، ساعت ۰۴:۴۱ نوشته:

بیزارم از وفای تو یک روز و یک زمان
مجموع اگر نشستم و خرسند اگر شدم

 

نازنین ظهوریان در ‫۱۰ سال و ۸ ماه قبل، دو شنبه ۲۵ بهمن ۱۳۸۹، ساعت ۲۳:۴۲ نوشته:

دستم نداد فوت رفتن به پیش دوست
ارجاع به کتاب ادبیات پیش دانشگاهی

 

مهدی در ‫۹ سال و ۷ ماه قبل، یک شنبه ۶ فروردین ۱۳۹۱، ساعت ۱۰:۵۴ نوشته:

یکی از زیباترین غزلهای سعدی در نهایت فصاحت و بلاغت.
به نظر من سلاست و شیوایی سخن سعدی در هیچ شاعری یافت نمی شود گرچه تحت تاثیر عرفان حافظ و شور و هیجان مولانا قرار گرفته و چنان که باید مورد توجه قرار نگرفته است.

 

کرکبودی در ‫۸ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۲۲ دی ۱۳۹۱، ساعت ۰۱:۵۵ نوشته:

البته جناب مهدی حافظ متاخرتر از سعدی بوده است و امکان تاثیر گرفتن شیخ اجل وجود نداشته بلکه رابطه ای عکس صادق بوده است.در مورد مولوی هم به لحاظ فرم و محتوای شعری سنخیت اندکی وجود دارد که شامل عمومیت ادبیات عرفانی ماست.

 

حمید در ‫۸ سال و ۹ ماه قبل، یک شنبه ۲۴ دی ۱۳۹۱، ساعت ۱۴:۵۴ نوشته:

جناب کرکبودی، حدس بنده اینه که منظور آقای مهدی از جمله " تحت تاثیر عرفان حافظ قرار گرفته" این باشه که در دوره حاضر، به دلیل توجه بیشتری که به حافظ و مولانا میشه، توجهات به سمت سعدی کم رنگ تر شده. و الا بر کسی پوشیده نیست که خداوند سخن، سعدی، متقدم زمانی بر حضرت حافظ هست.

 

علیرضا در ‫۸ سال و ۶ ماه قبل، یک شنبه ۸ اردیبهشت ۱۳۹۲، ساعت ۲۲:۴۳ نوشته:

در این غزل فوق العاده سعدی از سرانجام عشق سخن گفته ،عشقی که به عاشق شایستگی حضور در بارگاه محبوب را میدهد بسیار زیباست

 

ستار در ‫۷ سال و ۱۱ ماه قبل، یک شنبه ۱۹ آبان ۱۳۹۲، ساعت ۱۶:۵۲ نوشته:

بیت اول مصرع دوم "گویی کز این جهان به جهان دگر شدم"اشتباها گفتی کز این.... ذکر شده.جای بیت سوم وچهارم با هم جا به جا شده.بیت پنجم مصرع اول به جای دوست،یار ذکر کرده اید .بیت آخر مصرع اول به جای که زرد کرد،چه زرد کرد ذکر کرده اید.لطفا برای تصحیح یابررسی به کتاب زبان وادبیات پیش دانشگاهی مراجعه کنید!

 

شهریار۷۰ در ‫۷ سال و ۱۱ ماه قبل، یک شنبه ۱۹ آبان ۱۳۹۲، ساعت ۲۳:۲۷ نوشته:

آقا ستار و خانم نازنین ظهوریان عزیز
به نظر شما منبعی دقیق‌تر و عمیق‌تر و پرپشتوانه‌تر از کتب درسی نظام مقدس آموزش و پرورش وجود ندارد آیا؟ در کتاب‌هایی که خودشان حرف خودشان را در هر کتاب جدیدالتالیف رد می‌کنند ، یک روز یای میانجی را به صورت "ی" و روز دیگر به صورت "ء" می‌پسندند ، یک روز اشعار پرارج (به واقع پرزجر) جناب حداد عادل گران‌سنگ را واجب فرزندان این مملکت می‌کنند و سال دیگر به پشت جلد انتقال، یک روز کتب پیش‌دانشگاهی را با قلم نستعلیق و دیگر بار با اقلام معمول به چاپ می‌رسانند ، یک سال به یک‌باره تصمیم می‌گیرند کتاب پیش‌دانشگاهی به نصف تقلیل یابد و هر سطر و هر پاراگرافی را به یک‌باره حذف می‌کنند، یک سال داستان کباب غاز بزرگ مرد داستان‌نویسی معاصرمان جمال‌زاده را سانسور می‌کنند، سال دیگر به سانسور آثار بزرگ علوی دست می‌زنند ، سال دیگر حس دست‌کاری سووشون سیمین دانشور بهشان دست می‌دهد و ... در این باب سخن زیاد است، بگذریم.
اگر شما به مصحح علامه ذکاءالملک فروغی در قسمت طیبات رجوع کنید همین مفرداتی را که در متن سایت گنجور به کار رفته خواهید دید.
کلیات سعدی من توسط نشر طلوع در بهار 72 به چاپ رسیده و منبعی که کتاب پیش‌دانشگاهی بنا به مندرجات سایت www.chap.sch.ir ارائه کرده کلیات سعدی به اهتمام محمدعلی فروغی، چاپ سوم ، انتشارات امیرکبیر 1362 هست که از دوستان خواهشمندم اگر این مصحح را دارند نظری اعلام دارند. به هرحال مرحوم فروغی آن موقع نبوده‌اند و اساسا نباید میان این دو فرقی باشد و حال این فرق در کتاب درسی از کجا آمده سرٌ غامضٌ.
امید دارم دوستانی که هم‌اکنون در دبیرستان و مقاطع پایین‌تر هستند ، این زحمت جستوجو در منابع را به خود بخرند که به واقع سرمایه‌گذاری بس بی‌بدیل است برای آنان که ادب و ادبیّات بخواهند.

 

دکتر ترابی در ‫۷ سال و ۹ ماه قبل، دو شنبه ۱۶ دی ۱۳۹۲، ساعت ۲۳:۴۳ نوشته:

بیت سوم مهرش به جان فتاد و به عیوق برشدم، سعدیانه تر است. و واپسین نیم بیت بی گمان بدین صورت است: اکسیر عشق در مسم آمیخت ، زر شدم ( اکسیر آمیختنی است و استاد به خوبی می دانسته است) والله اعلم

 

اسد در ‫۷ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۲۳ اسفند ۱۳۹۲، ساعت ۱۳:۰۵ نوشته:

جناب کرکبودی:
به نظرم منظور جناب مهدی این باشد که در دوران پس از این سه گوهر گرانقدر ودر حال حاظر جوامع تحت تاثیر عرفان حافظ و شور وهیجان مولانا توجه کمتری به شیوایی و سلاست و فصاحت سخن سعدی شده است.

 

زمانی در ‫۷ سال و ۷ ماه قبل، دو شنبه ۲۶ اسفند ۱۳۹۲، ساعت ۱۷:۲۷ نوشته:

نسخه ای که در کتاب پیش دانشگاهی هم چاپ شده زیبایی بیشتری دارد.
در هر حال حقیقتا کام انسان با خواندن این شعر شیرین می شود

 

عارف در ‫۷ سال و ۶ ماه قبل، چهار شنبه ۱۳ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۰۲:۴۴ نوشته:

بیت آخر رو حال کردین !
16 کلمه بیشتر نیست 21 تا آرایه داره ! من رشته ام ادبیات نیست ! شایدم بیشتر باشه من نمی دونم !
4تا کنایه داره
4 تا تناسب
2 تا جناس
2 تا تشبیه
واج آرایی
تخلص
استعاره
نماد
مجاز
ایهام تناسب
تضاد
لف و نشر
حسن تعلیل!!
به قول آقای فروسی پور چه می کنه این سعدی !

 

حمید در ‫۷ سال و ۶ ماه قبل، چهار شنبه ۲۷ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۱۳:۴۲ نوشته:

سلام
1 کلمه را من جور دیگه ای شنیدم
1- مصرع 2 که شنیدم
گویی از این جهان به جهان دگر شدم

 

کاظم دهقانی در ‫۶ سال و ۹ ماه قبل، دو شنبه ۸ دی ۱۳۹۳، ساعت ۱۶:۴۰ نوشته:

شیخ اجل سعدی نه تنها استاد غزل است که استاد عشق هم هست. انصافا با خواندن این غزل به قول خود شاعر گویی از این جهان به جهان دیگری که سرشار از حظ و بهره ی معنوی است ارتقا پیدا می کنی.

 

فرشید در ‫۶ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۸ خرداد ۱۳۹۴، ساعت ۰۱:۵۸ نوشته:

سعدیا چون تو نادر ه گفتاری هست به خودم میبالم که ایرانی هستم وایران همچون تویی دارد سعدیا درود پروردگار بر توباد ودر کنار حوض کوثر قرین رحمت باریتعالی گردی

 

رضا در ‫۶ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۲۹ خرداد ۱۳۹۴، ساعت ۱۲:۵۸ نوشته:

وقتی هنرمندی سعدی را با آواز شجریان بشنوید به عمق احساس این شعر بیشتر پی می برید

 

سامان در ‫۶ سال و ۲ ماه قبل، پنج شنبه ۲۲ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۱۰:۵۰ نوشته:

من که شک دارم حضرت سعدی این ابیات رو جز برای معشوق اصلی گفته باشه!!
ولی واقعا روح رو جلا میده
روحش شاد و مشمول مغفرت وافره خداوند باد
سبحان الله

 

علی عطارنژاد در ‫۶ سال قبل، شنبه ۲۸ شهریور ۱۳۹۴، ساعت ۱۸:۰۸ نوشته:

این غزل زیبا و بی نظیر را استاد شجریان در آلبومی به نام دستان به آهنگ سازیزنده نام مشکاتیان در دستگاه چهارگاه به استادی و مهارت تمام اجرا نموده اند...شایان ذکر است در موسیقی ملی ما دستگاه چهارگاه عموما برای بیان حماسه و رزم به کار میرود و نکته ی جالب این اجرا این است که استاد شجریان این غزل عاشقانه را بیانی حماسی خوانده اند..که نشان دهنده درک والای ایشان از حماسه ی عشق که مد نظر سعدی بزرگ بوده است می باشد...

 

خداوندگار آواز: سیاوش در ‫۵ سال و ۱۰ ماه قبل، چهار شنبه ۲۵ آذر ۱۳۹۴، ساعت ۱۴:۵۴ نوشته:

با درود به جناب عطارنژاد عارض میشم حضورتون که حضرت استاد شجریان این غزل ناب رو دو بار در چهارگاه اجرا کردند که شنیدن اجرای اولشون بطور خصوصی و با پیانوی استاد یگانه روان شاد جواد معروفی نیز خالی از لطف نیست. البته یکی از کارهای برنامه گلها بوده که هیچوقت هم از رادیوی آن زمان پخش نشده.

 

داریوش در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۲ بهمن ۱۳۹۴، ساعت ۲۱:۵۴ نوشته:

از در درآمدی و من از خود به درشدم
گویی کز این جهان به جهان دگر شدم
چشمم به راه تا که خبر می‌دهد ز دوست
صاحب خبر بیامد و من بی‌خبر شدم
چون شبنم اوفتاده بدم پیش آفتاب
مهرم به جان رسید و به عیوق برشدم
گفتم ببینمش مگرم درد اشتیاق
ساکن شود بدیدم و مشتاق تر شدم
دستم نداد قوت رفتن به پیش دوست
چندی به پای رفتم و چندی به سر شدم
تا رفتنش ببینم و گفتنش بشنوم
از پای تا به سر همه سمع و بصر شدم
من چشم از او چگونه توانم نگاه داشت
کاول نظر به دیدن او دیده ور شدم
بیزارم از وفای او یک روز و یک زمان
مجموع اگر نشستم و خرسند اگر شدم
او را خود التفات نبودی به صید من
من خویشتن اسیر کمند نظر شدم
گویند روی سرخ تو سعدی که زرد کرد
اکسیر عشق بر مسم افتاد و زر شدم

 

۷ در ‫۵ سال و ۳ ماه قبل، یک شنبه ۲۰ تیر ۱۳۹۵، ساعت ۱۰:۵۸ نوشته:

عَیُّوق: از ریشه واژه عربی عوق به معنی بازداشتن و نگهبانی
چون همیشه بعد از ثریا یا پروین و در کناز آن دیده میشود.سرخ رنگ و در امتداد کهکشان راه شیری و نماد دوری و بلندی است
بسان چکه شبنمی بودم در برابر خورشید که تابیدن خورشید عشق تو گرمی بخش جان من شد و چنان بالا رفتم که به عیوق رسیدم

 

محمد در ‫۵ سال قبل، پنج شنبه ۱ مهر ۱۳۹۵، ساعت ۱۱:۰۲ نوشته:

این غزل توسط استاد گلپا نیز در برنامه یک شاخه گل شماره 251 خوانده شده که بسیار شنیدنی هست.

 

نادر در ‫۴ سال و ۱۰ ماه قبل، پنج شنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۵، ساعت ۱۲:۴۰ نوشته:

وجد و شور و اشتیاق بی پایان و شگفت و ناب کجا .. و تلقینات و تعصبات کورکورانه کجا...

 

وفایی در ‫۴ سال و ۶ ماه قبل، دو شنبه ۳۰ اسفند ۱۳۹۵، ساعت ۰۲:۴۹ نوشته:

زنده باد آقا نادر

 

رابربند در ‫۴ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۲ اردیبهشت ۱۳۹۶، ساعت ۰۲:۵۵ نوشته:

در مصرع سوم گوشم به راه کدام صنعت شعری ست باتشکر از راهنمایی اساتید

 

روفیا در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، سه شنبه ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۶، ساعت ۰۵:۴۵ نوشته:

از در درآمدی و من از خود بدر شدم
گفتی از این جهان به جهان دگر شدم
***
بشم واشم ازین عالم بدر شم
بشم از چین و ماچین دورتر شم

 

روفیا در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، سه شنبه ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۶، ساعت ۰۵:۴۷ نوشته:

گوشم به راه تا که خبر می‌دهد ز دوست
صاحب خبر بیامد و من بی‌خبر شدم
***
خبریست نورسیده تو مگر خبر نداری
جگر حریف خون شد تو مگر جگر نداری

 

روفیا در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، سه شنبه ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۶، ساعت ۰۵:۵۰ نوشته:

من چشم از او چگونه توانم نگاه داشت
کاول نظر به دیدن او دیده ور شدم
***
به پای جانب آنکس برو که پایت داد
بدو نگر به دو دیده که داد دیداری

 

روفیا در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، سه شنبه ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۶، ساعت ۰۵:۵۳ نوشته:

بیزارم از وفای تو یک روز و یک زمان
مجموع اگر نشستم و خرسند اگر شدم
***
در طریق عشقبازی امن و آسایش بلاست
ریش باد آن دل که با درد تو خواهد مرهمی

 

روفیا در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، سه شنبه ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۶، ساعت ۰۵:۵۴ نوشته:

گویند روی سرخ تو سعدی چه زرد کرد
اکسیر عشق بر مسم افتاد و زر شدم
***
گر تو سنگ خاره و مرمر بوی
چون به صاحبدل رسی گوهر شوی

 

روفیا در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، سه شنبه ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۶، ساعت ۰۵:۵۸ نوشته:

در کل نمی توان باور کرد که حافظ در غزل :
ای بی خبر بکوش که صاحب خبر شوی،
نگاهی به این غزل سعدی نداشته است!
قرابت لفظی و معنایی از اندازه گذشته است.

 

نادر.. در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، پنج شنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۶، ساعت ۰۴:۰۶ نوشته:

ای ذره! چون گریزی از جذبه عیانم ؟..

 

پریشان روزگار در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، پنج شنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۶، ساعت ۱۲:۰۸ نوشته:

چشمم به راه ، یا گوشم به راه؟؟!!
چشمم به راه تا که خبر میدهد زدوست
چشم به راه کسی بوده است تا خبری از دوست بیاورد؛ نک صاحب خبر ، می آید ، و شیخ را بی خبر میکند ، از خود به در میکند، به جهانی دیگرش می برد
آگنده از اشتیاق به عیوقش برمیکند،زرش میکند

 

۷ در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، پنج شنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۶، ساعت ۲۳:۰۳ نوشته:

گوشم به راه تا خبری بشنوم.صاحب خبر که آمد با دیدنش بی خبر شدم
در مثل هم گویند سراپا گوشم نه چشمم و یا گوش به زنگم
به نظر میآید منظور الهام است.
بیشتر شنیدن پیش از دیدن می آید.
تا رفتنش ببینم و گفتنش بشنوم
از پای تا به سر همه سمع و بصر شدم

 

پریشان روزگار در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۶، ساعت ۰۲:۴۶ نوشته:

خبر را از کس یا کسان میگیرند و نه از راه ، شاعر خود میگوید :
" که خبر میدهد زدوست " ازیرا چشم براه آن کس بودن درست تر می نماید، مگر مراد زنگ کاروانی باشد که خبر از دوست می آورد.

 

مهناز ، س در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۶، ساعت ۰۶:۳۶ نوشته:

گرامی پریشان روزگار
با شما موافقم
گوش به زنگ
چشم به راه
ولی سعدی اینجا چشم به راه نیست ، می خواهد خبری بشنود از دوست ،
” که “ را اگر به مانای ” چه کسی“ بگیریم ، صاحب خبر همان دوست می شود، و سعدی از خود بی خود
مانا باشید

 

nabavar در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۶، ساعت ۰۷:۵۵ نوشته:

مهناز خانم
برداشت من از نوشته ی شما چنین است
میگوید، گوشم منتظر شنیدن خبری از دوست است ، ببینم چه کسی از راه میرسد تا خبر ی بیآورد؟
اگر چنین است ، موافقم

 

گمنام-۱ در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۶، ساعت ۱۹:۰۰ نوشته:

پریشان روزگار گرامی
روزگارت بسامان که نیک گفتی
سخن از " که " است همان که در مصرع دیگر صاحب خبر میشود تا شاعر را از خود بدر کند.
رهروان، راهیان خبر می آوردند و نه چون امروز برخی راهها.
چسم به راه خبر گزاری بوده است تا از دوست بگوید
دوست خود بیامده است.
تندرست و شادکام بوی
و هم " خرم روزگار "

 

گمنام-۱ در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۶، ساعت ۱۹:۰۱ نوشته:

چشم به راه

 

اسماعیل گله در ‫۳ سال و ۱۱ ماه قبل، دو شنبه ۸ آبان ۱۳۹۶، ساعت ۱۹:۲۷ نوشته:

به قول خود سعدی جان من در همه قول ها فصیحم در وصف شمایل تو اخرس

 

یاشار در ‫۳ سال و ۱۱ ماه قبل، دو شنبه ۸ آبان ۱۳۹۶، ساعت ۲۱:۱۰ نوشته:

شاهکار ایهام استاد سخن در این شعر به زیبایی نهفته است!
در بیت سوم، اوفتاده به دو معنی است 1. افتاده 2. فروتن
و همچنین مهر نیز ایهام تناسب دارد 1.مجبت (که همین معنی مدنظر است) و 2. خورشید که با آفتاب و عیوق (ستاره ای که نماد دوری است). و معنی فروتن از اوفتاده معنی بیت را به زیبایی می آراید. مانند شبنم متواضعانه در برابر آفتاب (معشوق) بودم ولی مهر [او] به جانم رسید و به کمال رسیدم.

 

یاشار در ‫۳ سال و ۱۱ ماه قبل، دو شنبه ۸ آبان ۱۳۹۶، ساعت ۲۱:۱۱ نوشته:

در بیت آخر هم باز ایهام تناسب زیبایی نهفته است! روی: 1. چهره (که همین منظور مدنظر است و منظور از روی سرخ شادابی است) 2. فلز روی که با مس و زر تناسب دارد!

 

محمود در ‫۳ سال و ۸ ماه قبل، یک شنبه ۱۵ بهمن ۱۳۹۶، ساعت ۱۳:۴۸ نوشته:

زیباترین خاطره ای که از این غزل دارم ازدوران خوش معلمی است
دانش آموزان موظف بودند که این غزل را حفظ کنند . دبیرستان نمونه بود و دانش آموزان باهوش و قرار بر بازپرسی شعر حفظی از همه دانش آموزان، طرح درسم این بود که 40دقیقه وقت صرف این کار باشد نا گفته مماناد که رابطه عاطفی نزدیکی با یکایک بچه ها داشتم .
از درب کلاس که وارد شدم "بر پا"یی شنیدم وبدنیالش همه به صورت کر
شروع کردند به خواندن
از دردرآمدی و من از خود به در شدم .....
بی اختیار اشک ازچشمانم جاری شد و اینک نیز هم .

 

محمود سایمانیان بروجنی در ‫۳ سال و ۸ ماه قبل، یک شنبه ۱۵ بهمن ۱۳۹۶، ساعت ۱۳:۵۸ نوشته:

زیباترین "حسن تعلیل"در آخرین بیت غزل
می پرسند سعدی تو که سرحال و بانشاط بودی چرا اکنون زود روی و بیمار گشته ای
و جواب سعدی چقدر زیبا ست
همانگونه که اکسیر مس سرخ رنگ را به طلای زرد تبدیل میکند اکسیر عشق نیز برمس وجود من تاثیر گذاشته و اینک طلا شده ام . نه ناتوان و زرد روی

 

پدرام در ‫۳ سال و ۵ ماه قبل، سه شنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۰۱:۵۶ نوشته:

دیده ور به چه معناست ؟
این بیت :
من چشم از او چگونه توانم نگاه داشت
کاول نظر به دیدن او دیده ور شدم

 

پدرام در ‫۳ سال و ۵ ماه قبل، چهار شنبه ۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۲۱:۳۸ نوشته:

اگر بجای گفتی از گویی در بیت زیر استفاده کنیم :
از در درآمدی و من از خود به در شدم
گفتی کز این جهان به جهان دگر شدم
آیا به وزن و مفهوم شعر خللی وارد میشود ؟

 

شاعری خسته در ‫۳ سال و ۳ ماه قبل، یک شنبه ۲۷ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۵:۵۰ نوشته:

پرواز همای این شعر را مجددا بازنویسی کرده و خوانده است.

 

کامیار در ‫۳ سال و ۳ ماه قبل، پنج شنبه ۷ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۲۳:۰۲ نوشته:

مجمع اگر نسشتم و .....
نه مجموع ......

 

آرا در ‫۳ سال قبل، جمعه ۳۰ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۰۰:۱۴ نوشته:

پایم نداد قوت رفتن به پیش یار
چندی به پای رفتم و چندی به سر شدم

 

۷ در ‫۳ سال قبل، دو شنبه ۱۶ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۱۷:۱۰ نوشته:

گویند روی سرخ تو سعدی چه زرد کرد
اکسیر عشق در مسم آمیخت و زر شدم
اکسیر در اینجا غم است
گویند روی مسگون(شاداب) تو را چه زرگون(رنجور و زرد) کرد
غم عشق در چشمان سرخ و مسگونم جوشید و بر چهره زرگون و تکیده ام روان شد که چنین شدم
غم عشق آمد و غمهای دگر پاک ببرد
در گذشته باور بر این بوده که با اکسیر(کیمیا) میتوان ماده ای کم ارزشتر را به ماده با ارزشتر تبدیل کرد مانند مس به زر یا آبک(سیماب) را به سیم
این پیام در این بیت هم هست و میگوید درست است که مردم نزار شدم را می بینند ولی اکنون با ارزشتر شده ام

 

امیر در ‫۲ سال و ۲ ماه قبل، چهار شنبه ۲۶ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۱:۱۱ نوشته:

این بیت احتمالا اشتباه باشه:
دستم نداد قوت رفتن به پیش یار
چندی به پای رفتم و چندی به سر شدم
درستش باید اینطوری باشه:
پایم نداد قوت رفتن به پیش یار
چندی به دست رفتم و چندی به سر شدم

 

بهرام در ‫۲ سال و ۱ ماه قبل، سه شنبه ۲۹ مرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۰:۱۱ نوشته:

یک سوال برایم پیش آمد اگر کسی بتواند کمک کند باعث امتنان هست. سوال این است که چرا شیخ سعدی در یکی از مصراع ها گفته....تا رفتنش ببینم و گفتنش بشنوم...وقتی که کسی قرار هست مننتظر بماند که سراپای وجوش چشم و گوش شود که از رفتن نمی گوید . بلکه از آمدن سخن‌می گوید...آیا این تناقض نیست؟ شاید به خاطر رعایت وزن شعر بوده...ممنون که جواب می دهید

 

۸ در ‫۲ سال و ۱ ماه قبل، سه شنبه ۲۹ مرداد ۱۳۹۸، ساعت ۲۳:۵۰ نوشته:

ای کاش کسی پیدا شود و نمونه ای از
" گوش به راه بودن " در ززبان فارسی به دست دهد
به خدا ثواب حج قبول دارد.

 

بابک چندم در ‫۲ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۲ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۰۲:۳۲ نوشته:

@ بهرام
رفتنش ببینم-> راه رفتنش، گام برداشتنش، خرامیدنش را ببینم
صحبتِ از جایی به جای دیگر رفتن نیست، بلکه برابر آنچه که امروزه مثلاً می گویند: "قربون راه رفتنش بروم" است...
@ آرا و امیر
همان دستم نداد است و نه "پایم نداد"
دستم نداد-> مرا دست نداد، مرا ممکن نشد.
@ کامیار
همان مجموع است و نه مجمع
مجموع بودن یا نشستن در مقابل پریشان بودن یا نشستن .
مجموع= ناپریشان
@ 8، و سایر دوستان
در نظم قواعد نثر را می توان برهم زد، چنانکه در ابیات سعدی هم دیده شده که گاه بین دو کلمه مرتبط یک یا دو کلمه فاصله انداخته، گاه حرف رابط یا کلمه مربوط را در مصراع پسین آورده, گاه میم مالکیت را به کلمه دیگری ملحق کرده و...
این مصرع:
"گوشم به راه تا که خبر می دهد ز دوست"
را شما در نثر اینگونه برابر می کنید:
گوش به راهم تا که خبر می دهد ز دوست
در صورتی که:
گوش به خبرم تا که از راه (خبر) می دهد ز دوست
خبر دوم در نظم اضافی بوده و جایز نیست، پس یا باید اولی را حذف کرد یا دومین را...
با حذف خبر دوم و الحاق م مالکیت به گوش، مصراع را بدینصورت در آورده...
ایرادی در بیان شیخ نیست!

 

حشمت در ‫۱ سال و ۹ ماه قبل، چهار شنبه ۲۷ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۰۵:۲۸ نوشته:

دستم نداد قوت رفتن بپیش یار
گاهی بپای رفتم وگاهی بسر شدم
بهتر نبود میفرمودندند:
پایم نداد قوت رفتن بپیش یار
گاهی بدست رفتم و گاهی بسر شدم.
چون با پا باید بپیش یار رفت وچون قوت نداشته ، با دست وسر بپیش یار رفته

 

گودرز در ‫۱ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۱۰ اسفند ۱۳۹۸، ساعت ۰۱:۰۹ نوشته:

این شعر حافظ مفهومی نظیر بیت آخر این غزل سعدی دارد:
دست از مس وجود چو مردان ره بشوی
تا کیمیای عشق بیابی و زر شوی

 

اکرام مهرآوا در ‫۱ سال و ۵ ماه قبل، دو شنبه ۱ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۱۴:۳۳ نوشته:

گویند روی سرخ تو سعدی چه زرد کرد
اکسیر عشق در مسم آمیخت زر شدم
بد نیست نگاهی مختصر و برخط به بیت بیندازیم
در این بیت چنان که می بینیم آلیاژهای گوناگونی وجود دارد که بیت را به یک انبار یا کارخانه تولید فلزات شبیه کرده است که به طور گذرا به آن می پردازیم .
1- (روی) 'روی یا زینک ´´zinc´´عنصری است شیمیایی با علامت اختصاری Zn که دارای عدد اتمی 30 است. روی فلزی است به رنگ سفید متمایل به آبی که بر اثر رطوبت هوا تیره رنگ می‌شود و در حین احتراق رنگ سبز براقی تولید می‌کند.
2- (روی سرخ) همان مس است که در نزد پیشینان به روی سرخ شناخته می شد.
3- (زرد) همان برنج است که (به انگلیسی: Brass) گفته می شود و ترکیبی آلیاژی از مس و روی است.
4- (مس) همان روی سرخ است که در زندگی ما به فراوانی دیده می شود، ظروف و به ویژه کابل های انتقال برق.
5- (زر) طلا یا زَر با نشان شیمیایی Au نام یک عنصر است. طلا فلزی نرم و چگال و شکل‌پذیر به رنگ زرد روشن و براق است که در مجاورت هوا و آب زنگ نمی‌زند و تیره نمی‌شود.
صرفه نظر از فلزات یک ماده شیمیایی به نام اکسیر یا کیمیا نیز در بیت هست که تناسبی با برخی عناصر گفته شده از قبیل مس و زر دارد.
سعدی در این بیت به اختصار شرح بلند عشق را واگویه می کند که چگونه ایشان را دگرگون کرده است. (روی سرخ) در این بیت دو معنا دارد و تحت آرایه ایهام است یکی به معنای صورت گلگون و تندرست و دیگری اشاره به چهره ای که همچون مس سرخ رنگ بود ... گویند روی سرخ تو سعدی چه زرد کرد : شاعر از زبان مردم خود را مورد پرسش قرار می دهد که چرا چهره ی گلگون تو این گونه زرد شده است؟ ... و پاسخ می دهد : اکسیر عشق در مسم آمیخت زر شدم ... اکسیر عشق غم و فراق یار است که هرگز به وصال نمی رسد و چندان که بلای عشق به جان کسی بیفتد روی مسگون و شاداب را زرد و تکیده و رنجور می کند . فرآیند عاشقی در اینجا به کیمیا تشبیه شده است که وقتی با مس درآمیخته می شد آن را به طلا و وقتی با سیماب (جیوه) در می آمیخت آن را به نقره تبدیل می کرد. عشق کیمیاست و عاشق معدنی از طلا .
با سپاس و پوزش : اکرام مهرآوا

 

nabavar در ‫۱ سال و ۵ ماه قبل، دو شنبه ۱ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۱۸:۳۱ نوشته:

گرامی مهرآوا
اکسیر عشق بر مسم افتاد و زر شدم
بسیار مبسوط و کافی نوشتید ولی
کاش در پایان می فرمودید که هیچگاه علمی به نام کیمیا در عمل تبدیلی بر روی فلزات مس، جیوه، نقره و طلا به وجود نیاورده، با آنکه بسیاری درین راه عمر تلف کرده اند.
مگر در شعر شعرا و مجاز.

 

۸ در ‫۱ سال و ۵ ماه قبل، سه شنبه ۲ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۰۵:۰۸ نوشته:

ناباور گرامی
بزرگ کیمیاگر ؛ رازی زر ( کیمیا ، کیمیکا در لاتین و شیمی در زبان فرانسه ) را به جهان عرضه کرد
پدر علم شیمی بزرگ دانش و اندیشه جهان
عمر تلف نکرد زندگی بر سر پیشرفت دانش نهاد.
باور کنید.

 

nabavar در ‫۱ سال و ۵ ماه قبل، سه شنبه ۲ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۰۸:۴۳ نوشته:

گرامی 8
درین که کیمیاگری تکاپویی بوده تا از معجون عنصری چند، طلا به دست بیاورند، و هر که درین ره امید بست به نتیجه نرسید شکی نیست،
ولی اگر می فرمایید این سعی و عمل به نتایج مفید دیگری منتهی شده، کاملاً با شما موافقم

 

یکتا در ‫۱ سال و ۴ ماه قبل، چهار شنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۰۲:۵۶ نوشته:

درمورد بیت *او را خود التفات نبودش به صید من...*
یه بیتی هست که دقیقا نقطه مقابل اینه و یادم نیست از کدوم شاعره؟
میشه راهنمایی کنید که چی هست؟

 

کامران در ‫۱ سال و ۳ ماه قبل، یک شنبه ۲۵ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۰۰:۰۶ نوشته:

دستم نداد قوت رفتن به پیش یار
چندی به پای رفتم و چندی به سر شدم
دستم نداد قوت رفتن یعنی قوت رفتن دست نداد و ممکن نشد
به سر شدم هم یعنی افتادم نه اینکه با سر رفتم...
یعنی قوت رفتن نبود و افتان و خیزان رفتم...ولی سوال این است که چرا قوت رفتن نبوده و مگر اشتیاق نداشته که پاسخ این است که از شدت اشتیاق و ناباوری وصال این حالت را داشته....

 

علی در ‫۱ سال و ۲ ماه قبل، دو شنبه ۹ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۱۳:۵۶ نوشته:

این شعر به حدی زیباست که اگر کوچکترین عشقی توی وجود باشه هرچند سال قبل،دوباره زنده میشه و انگار که همین حالاست که عاشق شدی
اگر دلتنگ باشی که راه نفست بسته میشه
و اگر عاشق نباشی اشک بی عشقی در چشمانت جمع میشه

 

زهرا ملاشاهی در ‫۱ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۱۴ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۲۰:۵۵ نوشته:

یکی از بزرگترین لذتهای زندگیم قطعا خوندن این ابیات زیبا هست از شعرای بزرگ.سپاس از همه بزرگواران و اساتید.

 

اصغر در ‫۱ سال قبل، سه شنبه ۱۸ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۱۳:۱۹ نوشته:

گوش به زنگ هستم تا خبری برسدیا می‌گوییم فلانی گوش بزنگ باش ببینیم چه می‌شود، پس گوشم به راه تا

 

اسماعیل در ‫۱۱ ماه قبل، پنج شنبه ۱ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۱۹:۳۵ نوشته:

چندی به پای رفتم و چندی به سر شدم
میشه گفت منظور این هست که گاهی جسما حرکت کرده و گاهی با خیال و فکرش

 

nabavar در ‫۱۱ ماه قبل، جمعه ۲ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۰۰:۵۶ نوشته:

گرامی اسماعیل
چندی به پای رفتم و چندی به سر شدم
درین ماناست: در شوق دیدن یار سر از پای نشناختم تا به او رسیدم.

 

ملیکا در ‫۸ ماه قبل، پنج شنبه ۲ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۱۷:۰۶ نوشته:

ببخشید معنی بیت" بیزارم از وفای تو یک روز و یک زمان مجموع اگر نشستم و خرسند اگر شدم" چی هست ؟

 

nabavar در ‫۸ ماه قبل، پنج شنبه ۲ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۱۸:۱۱ نوشته:

گرامی ملیکا
بیزارم از وفای تو یک روز و یک زمان
مجموع اگر نشستم و خرسند اگر شدم
اگر بیزاری را به مانای نا امیدی و یاس از بدانیم می گوید:
اگر روزی و یا زمانی با خیال راحت و شاد و بودم بدان که از مهر تو بریده ام. که منظور قصدِ از یار نگُسستن است
یا هیچ زمانی بی مهر و نا امید از تو شاد و آسوده خاطر نخواهم بود

 

nabavar در ‫۸ ماه قبل، پنج شنبه ۲ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۱۸:۱۵ نوشته:

پوزش از خطای قلم
نا امیدی و یاس از یار بدانیم
شاد بودم{ و } اضافه آمده

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.