گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

ز کجا آمده‌ای می‌دانی

ز میان حرم سبحانی

یاد کن هیچ به یادت آید

آن مقامات خوش روحانی

پس فراموش شدستت آن‌ها

لاجرم خیره و سرگردانی

جان فروشی به یکی مشتی خاک

این چه بیع است بدین ارزانی

بازده خاک و بدان قیمت خود

نی غلامی ملکی سلطانی

جهت تو ز فلک آمده‌اند

خوبرویان خوش پنهانی

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)
منبع اولیه: ویکی‌درج
برای ویرایش و بهبود متن با نام کاربری خود وارد شوید

معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده استmusic_note

حاشیه‌ها

تا به حال ۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

محمد خلیلی در ‫۱ سال و ۵ ماه قبل، سه شنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۱۷:۴۳ نوشته:

واقعا جناب مولانا چه زیبا گفته اند پیرامون ارزش ادمی و خودفروشی های ارزان گاه گاه وی

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
همایون در ‫۱ سال قبل، جمعه ۲۳ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۱۹:۴۶ نوشته:

غزل خوبرویان خوش پنهان
از آنجا که ملک ها و سلطان ها همه در سینه خاک جای دارند، خاک هم میتواند عزیز شود
ای خاک اگر سینه تو بشکافند
بس گوهر قیمتی که در سینه تست
خوبرویان خوش خبر پنهانی هم جایگاهشان در سینه انسان است از اینرو پنهان هستند
سینه انسان سینه هستی است سینه آسمان و زمین است

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
حلال در ‫۱۱ ماه قبل، شنبه ۱۳ دی ۱۳۹۹، ساعت ۱۸:۳۰ نوشته:

اگر بعد از غلامی ویرگول باشد معنی درستتر می اید. مواوی میگوید شما غلام و وابسته به خاک نیستید بلکه ملک و سلطان هستید و به این منظور لذات معنوی که مانند خوبرویان در خلوت باشند برای تو مهیا است اگر از خاک دل برکنید.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.