گنجور

حاشیه‌های حمیدرضا - صفحهٔ ۱

 

حمیدرضا 🌐

برنامه‌نویس و دوستدار ادب پارسی


حمیدرضا در ‫۲ روز قبل، سه شنبه ۱ تیر ۱۴۰۰، ساعت ۲۲:۲۴ دربارهٔ همام تبریزی » مفردات » شمارهٔ ۲۳:

با توجه به معنی احتمالا این کلمه «متاع» بوده باشه. فعلا به «متاع» تغییر داده شد مگر این که دوستان مستند به نسخ «مطاع» را صحیح اعلام کنند.

 

حمیدرضا در ‫۶ روز قبل، جمعه ۲۸ خرداد ۱۴۰۰، ساعت ۱۱:۳۵ دربارهٔ کمال خجندی » غزلیات » شمارهٔ ۶۱:

با تشکر، مواردی که اعلام فرمودید تصحیح شد.

 

حمیدرضا در ‫۷ روز قبل، پنج شنبه ۲۷ خرداد ۱۴۰۰، ساعت ۱۲:۲۳ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » داستان اکوان دیو » داستان اکوان دیو:

با تشکر، متن بررسی شد. مطابق چاپ مسکو است (بیت ۶۴ را در این صفحه ببینید).

به عنوان نسخهٔ بدل و در حاشیه «اکنون فگندن تو را» آورده است.

 

حمیدرضا در ‫۱۰ روز قبل، دو شنبه ۲۴ خرداد ۱۴۰۰، ساعت ۱۹:۲۱ دربارهٔ عنصری » قطعات و ابیات پراکندهٔ قصاید » شمارهٔ ۱۴۷:

صورت اولیهٔ ضبط گنجور این بود:

«شکرک از آن دولبک تو بچنم اگر تویله کنی
پسرک تو کی بزنمت بپدر اگر گله کنی»

صورت حاضر و تصحیح شده بر اساس مقالهٔ «پیشنهادهایی در اصلاح چند بیت ازدیوان عنصری» به قلم خانم راضیه آبادیان و بر اساس این قسمت از مقاله جایگزین شده است:

ص 352، بیت 3333:
شکرک از آن دو لبک تو بچنم اگر تو یله کنی
پسرک تو کی بزنمت بودر اگر گلـه کنی
 این بیت در چاپ قریب نیامده است.
معنی مصرع دوم روشن نیست.
گفتنی است که این بیت در رسم الخط المعجمِ شمس قیس چنین آمده است:
شکرک از آن دو لبک تو بجنم اکر تو یله کنی
بسرک تو کی بزنمت ببذر اکر تو کله کنی
(شمس قیس، 1362:11)
ظاهراً از آنجا که در این رسم‌الخط پذر ( =پدر )به صورت بذر، اگر به صورت اکر، گله به صورت کله، و چنم به صورت جنم آمده است، مصحح گمان برده‌است که بسرک هم باید پسرک باشد، چه در این صورت با پدر هم تناسب برقرار میشود .امّا بسرک تو یا به سرک تو یعنی سوگند به سر تو؛ به سر تو سوگند که اگر به پدرت [از من ] گله کنی، تو را میزنم.
همچنین وزن مصرع نخست و دوم با هم فرق دارند؛ مصرع دوم یک هجای کوتاه برای تکمیل وزن لازم دارد .و آن واژهٔ «تو»است که از مصراع دوم جا افتاده است.
پس این ضبط زیر بر ضبط دبیرسیاقی ترجیح دارد:
شکرک از آن دو لبک تو بچنم اگر تو یله کنی
بسرک (به سرک )تو کی بزنمت به پدر اگر تو گله کنی
صورت درست را در چاپهای دیگری از المعجم نیز میتوان دید.

 

حمیدرضا در ‫۱۱ روز قبل، یک شنبه ۲۳ خرداد ۱۴۰۰، ساعت ۱۹:۲۲ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۸۵ - حکایت هندو کی با یار خود جنگ می‌کرد بر کاری و خبر نداشت کی او هم بدان مبتلاست:

این مورد تصحیح شد.

اما در مورد لحن فرمایش جنابعالی (این پاسخ موقت است و به زودی به همراه زنجیرهٔ حاشیه‌های مرتبط پاک می‌شود): بازخواست زمانی معنی پیدا می‌کند که شخصی وظیفه‌ای را به عهده داشته و انجام نداده. در اینجا کسی متعهد به انجام کاری نشده . خرده و ریزه و آجر به آجر (بی مزد و منت حتی) بنایی ساخته شده که همه بتوانند از آن بهره بگیرند (همین تصویر مورد استناد جنابعالی از روی هوا نیامده و گردانندهٔ سایت غیر از تهیهٔ زیرساخت برای نگهداری و مدیریت این تصاویر و ورود آنها از منابع متعدد با ایجاد برنامه‌های مورد نیاز، تصویر به تصویر کتاب را با متن با صرف ساعات طولانی مرتبط کرده). داده‌ها و کد سایت هم منتشر شده و سایتها و برنامه‌های متعدد از آن بهره گرفته‌اند (و در این کارهای مشتق شده هم این کارها و این تصحیح‌ها انجام نشده). حالا این که چرا نقایص محتوا و ابزارها طی این سالها برطرف نشده قطعا بخش مهمی از آن به محدودیت زمانی من و البته حال خوب و مناسب ادامه کار اینچنینی برای گردانندهٔ کار برمی‌گردد. در تلاشم که ابزارهایی را برای استفاده از مشارکت علاقمندان دیگر برای ادارهٔ اصولی سایت فراهم کنم و امیدوارم وضعیت بهبود پیدا کند.

 

حمیدرضا در ‫۱۵ روز قبل، چهار شنبه ۱۹ خرداد ۱۴۰۰، ساعت ۱۸:۵۵ دربارهٔ رودکی » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۱۲۱ - بوی جوی مولیان آید همی:

در مورد خوانش درست «مولیان» در این مقاله به نقل از دکتر محمدامین ریاحی چنین نقل شده است:

«طرفه اینکه در این بیت مولیان را باید به فتح اول، سکون دوم و فتح سوم خواند (مَوْلَیان)، بر وزن ارغوان، ارمغان و پهلوان – نه بر وزن حوریان و لولیان و لوطیان – و َموْلَیان مخفف موالیان است. موالی در زبان تازی جمع مولی به معنی بنده است؛ اما، در نخستین سال‌هایی که تازیان ایران زمین را به تصرف درآوردند، ایرانیان زبان آنان را از سر زبان‌ها یاد می‌گرفتند نه از کتاب و لغت و بر وفق دستور زبان تازی و قالب جمع تازی (مانند سایر قالب‌های آن زبان) برای ایرانیان مفهوم نبود. از اینجا بود که موالی را (همچون بسیاری از جمع‌های تازی دیگر) در معنای مفرد به معنی بنده به کار برده‌اند و جمع آن را با علامت جمع پارسی «موالیان» گفته‌اند (همو، 370).  شادروان دکتر ریاحی با استناد به کتاب «تاریخ بخارا» به‌درستی نشان داده‌اند که «جوی مولیان» نه اسم‌جویی بلکه نام کوی و محله‌ای در بخارا بوده‌است: این محل ضیاعی (ملک و مزرعه) بود در خارج حصار بخارا و امیر اسماعیل سامانی که همیشه دلنگران حال بندگان خود بود آن را خرید و در اختیار موالیان (غلامان آزاد کرده) خود نهاد تا «جوی مولیان» نام شد و عامه مردم «جوی مولیان» گویند. (نک: نرشخی، 39 - 40).»

در خلال مقاله مشخص می‌شود که به اعتقاد دکتر ریاحی ضبط درست بیت آغازین این است: «باد جوی مولیان آید همی - بوی یار مهربان آید همی» و البته نقل قول حافظ و کتابهای دیگر از آن به شکل «بوی جوی مولیان» را ناشی از از دست رفتن دیوان رودکی طی سالها و دسترسی ادیبان بعدی به متون تصحیف شده و همچنین اثر ذوق کاتبانی می‌داند که همنوایی «بو» با «جو» و در ادامه همبانگی آن با قرائت تصحیف شده‌شان از واژهٔ «مولیان» به شکل mooliyan را برای ترجیح این صورت ناصحیح (بوی جو) بر صورت اولیه (باد جو) دلیل کافی دانسته‌اند.

و البته به نظر می‌رسد کل متن باقیمانده از این قصیده از چهارمقالهٔ نظامی عروضی نقل شده است، از این بخش.

 

حمیدرضا در ‫۱۶ روز قبل، سه شنبه ۱۸ خرداد ۱۴۰۰، ساعت ۰۸:۲۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل ۲۹۰:

جهت آن که حاشیه جناب علیرضا موجب گمراهی و به اشتباه افتادن دوستان دیگر نشود ایشان کلا «به شیر» را «شیر» خوانده اند و نظریه ای که ارائه کرده اند هم برداشت شخصی و نامستند و نادرست است.

«سعدی را» یعنی «برای سعدی»، «مگر» را به شکل معاصر می‌توان «آیا» و پرسشی تعبیر کرد اما به احتمال قوی در معنای متداول‌تر در متون قدیمی معنی «قطعا» می‌دهد.

معنای کلی بیت می‌شود:

قطعا شور عشق با شیر مادر در کالبد سعدی وارد شده (مادرزادی است) که با وجود این که (سعدی) پیر شده در آن تغییری رخ نمی‌دهد.

مشخصا از پیری سعدی صحبت می کند و نه از پیری شور عشق (که پیرش هم همان شیری بماند که بوده در این تعبیر عجیب) و البته مهمترین اشکال این پیشنهاد حذف «به» از ابتدای بیت است که به لحاظ وزنی قابل حذف نیست.

 

حمیدرضا در ‫۱۸ روز قبل، یک شنبه ۱۶ خرداد ۱۴۰۰، ساعت ۱۳:۰۳ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل ۶۱۴:

جناب عباسی، ضمن تشکر از دقت نظر جنابعالی، سکتهٔ «دورانی» از نظر عروضی قابل قبول است و اشکال محسوب نمی‌شود. این سکته حاصل تبدیل فعلاتن به مفعولن یا دقیق‌تر «فَعَلن» به «فع لن» است که اتفاقاً در رکن پایانی این وزن به وفور اتفاق می‌افتد. منتهی در موارد معدودی که در میانهٔ بیت اتفاق می‌افتد محسوس‌تر است.
راه حل برخورد با این سکته‌ها حرکت دادن به آنها نیست چون از نظر معنایی مشکل ایجاد می‌کند (غلط است). سعدی شاعر توانمندی است و اگر نیاز بود سکته‌ای با حرکت دادن حل شود از ابتدا سکته‌ای اینگونه در شعرش دیده نمی‌شد. این سکته با علم به صحیح بودنش آورده شده و عمدی است.
خصوصا توجه داشته باشید که در اشعار شاعران سبک خراسانی که این نوع سکته‌ها به وفور در میانهٔ مصاریعشان دیده می‌شود حتی برای حرکت دادن به سکته‌های متعدد به بن بستهای جدی برمی‌خورید.
راه حل آن است که این سکته‌ها را بشناسیم و تلاش کنیم آنها را همان گونه که آورده شده‌اند بخوانیم.

 

حمیدرضا در ‫۲۱ روز قبل، پنج شنبه ۱۳ خرداد ۱۴۰۰، ساعت ۱۹:۵۶ دربارهٔ نظامی عروضی » چهارمقاله » مقالت اول: در ماهیت دبیری و کیفیت دبیر کامل و آنچه تعلق بدین دارد » بخش ۱۱ - حکایت ده - محمد بن عبده کاتب:

در متن چاپی که که تصویر آن پیوست شده حداقل دو غلط تایپی وجود دارد که در متن تایپی گنجور که به همت سرکار خانم زرکوب تایپ شده درست آنها آمده، و در جملهٔ « ... در پایان مسائل بر طریق فتوی بنوشت ...» به جای «طریق» کلمهٔ «طبق» آمده. علت خوانش «طبق» به جای «طریق» در فایل صوتی، قرائت از روی تصویر کتاب چاپی است.

 

حمیدرضا در ‫۲۲ روز قبل، چهار شنبه ۱۲ خرداد ۱۴۰۰، ساعت ۱۸:۵۰ دربارهٔ کمال خجندی » غزلیات » شمارهٔ ۸۷:

با سپاس، «مرو» در این مصرع با «سرو» جایگزین شد.

 

حمیدرضا در ‫۲۴ روز قبل، دو شنبه ۱۰ خرداد ۱۴۰۰، ساعت ۱۹:۵۴ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۶۵ - باز تقریر کردن معاویه با ابلیس مکر او را:

با سپاس، تصحیح شد.

 

حمیدرضا در ‫۱ ماه قبل، جمعه ۳۱ اردیبهشت ۱۴۰۰، ساعت ۱۶:۳۳ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۹:

طبق نقل سرکار خانم طیّه در این نوشتهٔ تلگرامی این رباعی به شمس الدین محمد‌ کیشی منسوب است (از رسالۀ گشایش نامه به تصحیح نجف جوکار صفحهٔ ۸۷ نقل شده).

 

حمیدرضا در ‫۱ ماه قبل، جمعه ۳۱ اردیبهشت ۱۴۰۰، ساعت ۱۶:۲۲ دربارهٔ حکیم سبزواری » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۴:

با سپاس، تصحیح شد.

 

حمیدرضا در ‫۱ ماه قبل، سه شنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۰، ساعت ۱۱:۳۵ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱:

با سپاس، متن تصحیح شد. در برخی چاپهای تصحیح فروغی-غنی مثل چاپ انتشارات اساطیر به جای «بیا ز» «بیار» آمده (این که غلط چاپی است یا اصل تصحیح همین بوده برای من مشخص نیست).

 

حمیدرضا در ‫۱ ماه قبل، پنج شنبه ۱۶ اردیبهشت ۱۴۰۰، ساعت ۱۳:۳۶ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۳:

طبق نظر استاد میرافضلی در این نوشتهٔ تلگرامی مالکیت این رباعی مدعیان دیگری چون پوربهای جامی و نجیب گلپایگانی دارد. این نوشته و  این نوشته را هم ببینید.

 

حمیدرضا در ‫۲ ماه قبل، یک شنبه ۲۲ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۱۹:۱۶ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب » بخش ۳ - گفتار اندر آفرینش عالم:

@mrg
متن گنجور مطابق چاپ مسکو است که تصویر آن ذیل شعر در دسترس است. ابیات بعدی بیتی که فرمودید با تصویر نسخه چاپی همسان است.

 

حمیدرضا در ‫۳ ماه قبل، پنج شنبه ۵ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۱۴:۴۵ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل ۴۷۶:

@مجید خرمی:
«تو» به معنی «لا» و «لایه» مطابق متن چاپی تصحیح فروغی صحیح است.
اتفاقا همین بیت شاهد لغتنامهٔ دهخدا در معنی کلمهٔ «تو» است.

 

حمیدرضا در ‫۳ ماه قبل، پنج شنبه ۵ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۰۹:۵۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۷۰:

@حسین:
ترانه را اگر کامل گوش کنید متوجه می‌شوید بیت اول این غزل در میانه‌های آهنگ دو بار خوانده می‌شود.

 

حمیدرضا در ‫۳ ماه قبل، چهار شنبه ۴ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۱۲:۳۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۷۰:

@حسین:
«تاب بنفشه» نام آلبوم است و بهزاد در قطعه‌ای به نام «بهار آمد» در این آلبوم این شعر را خوانده.

 

حمیدرضا در ‫۳ ماه قبل، چهار شنبه ۲۷ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۱۴:۴۷ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱۱ - حکایت بقال و طوطی و روغن ریختن طوطی در دکان:

در مقالهٔ منتشره در مجلهٔ بخارا شمارهٔ 137، بخش کاریز به قلم مجید سلیمانی، بخش 2 با عنوان «آن یکی شیر است اندر بادیه»، دربارهٔ این دو بیت معروف:
«آن یکی شیر است اندر بادیه
آن دگر شیر است اندر بادیه
آن یکی شیر است کآدم می‌خورد
وآن دگر شیر است کآدم می‌خورد»
تأکید شده که این دو بیت از مولانا نیست و در نسخه‌های کهن و چاپهای صحیح مثنوی دیده نمی‌شود.
بر طبق این مقاله ظهور این دو بیت در نسخه‌های مثنوی سابقه‌ای در حد از قرن سیزدهم هجری قمری به بعد دارد. علاقمندان جهت کسب اطلاعات بیشتر به اصل مقاله در این مجله مراجعه کنند.

 

[۱] [۲] [۳] … [صفحهٔ آخر]