1. چون در نماز استاده‌ام گویی به محراب اندری

    پاسخ: با تشکر از شما ضبط تصحیح فروغی «به محرابم دری» است و «به محراب اندری» را به عنوان بدل آورده.

    Comment by سید عباس جعفری — اردیبهشت ۱۷, ۱۳۸۷ @ ۷:۰۶ ق.ظ

  2. اینک لبان چون عقیق

    Comment by محسن — آبان ۲, ۱۳۹۰ @ ۹:۴۱ ب.ظ

  3. آتش ز لعلت می جهد صحیحه. از نعلش آتش می‌جهد تعبیر سخیفیه که در زبان و ادبیات سعدی نمی‌گنجه.

    Comment by الف — مرداد ۳۰, ۱۳۹۱ @ ۱۱:۲۶ ب.ظ

  4. در بیت سوم :
    “صورت” همان “روی “است و کسره ی هم زاید است!
    این بیت از سعدی ست و چنین تکراری بعید می نماید از سعدی باشد
    بیت شاید به این صورت هم درست باشد:
    صورتگر ِ دیبای چین، گو صورت ِ یارم ببین
    یاصورتی بر کش چنین، یا توبه کن صورتگری

    Comment by مهدی — اسفند ۷, ۱۳۹۱ @ ۷:۵۲ ق.ظ

  5. در بیت سوم :
    “صورت” همان “روی “است و کسره هم زاید است!
    این بیت از سعدی ست و چنین تکراری بعید می نماید از سعدی باشد
    بیت شاید به این صورت هم درست باشد:
    صورتگر ِ دیبای چین، گو صورت ِ یارم ببین
    یاصورتی بر کش چنین، یا توبه کن صورتگری

    Comment by مهدی — اسفند ۷, ۱۳۹۱ @ ۷:۵۲ ق.ظ

  6. ببخشید ولی صورت به معنی کیفیت و یا چگونگی هم معنی میده دلیل اینه و میتونید با دوبار کلیک روی واژه تو لغت نامه دهخدا هم ببینید

    Comment by آرش — اسفند ۲۶, ۱۳۹۱ @ ۲:۵۲ ب.ظ

  7. بازم ببخشید ولی می تونید در مورد نعل و مخصوصا جرقه ای که از بر خورد نعل تولید میشه هم تحقیق کنید حتی تو قرآن هم ازش یاد شده و باز معنی نعل در آتش کردن یعنی بی قرار کردن

    Comment by آرش — اسفند ۲۶, ۱۳۹۱ @ ۳:۱۱ ب.ظ

  8. با عرض خسته نباشید؛
    در بیت پنجم(۵) مصرع اول(۱) ، کلمۀ آخر “”داستان”" است که بصورت “دلستان” نوشته شده و هنگام قرائت نیز تناقض ایجاد مینماید…
    با تشکر اگر تصحیح گردد!

    Comment by علی — اسفند ۱۷, ۱۳۹۳ @ ۵:۱۸ ب.ظ

  9. پیشنهاد میکنم آهنگِ چه کسی از آلبوم صفرِ شخصیِ محسن نامجو رو گوش کنید. بیتِ صورتگر دیبای چین… اون تو خونده شده!

    Comment by سجاد — خرداد ۱۷, ۱۳۹۵ @ ۲:۰۵ ق.ظ

  10. دیگر نمی‌دانم طریق از دست رفتم چون غریق
    آنک دهانت چون عقیق از بس که خونم می‌خوری
    سرخی دهان و لب تو از خون من است
    عقیق=نار سنگ-لال
    از سنگهای سیلیسی که پس از پرداخت در ساخت نگین انگشتر بکار میرود
    عقیق سرخ یا جگری بهترین گونه آن باشد.
    عقیق مذاب=اشک خونین،باده سرخ
    عقیق ناب=لب سرخ یار

    Comment by 7 — بهمن ۱۰, ۱۳۹۵ @ ۱:۰۹ ق.ظ

  11. ز ابروی زنگارین کمان گر پرده برداری عیان
    تا قوس باشد در جهان دیگر نبیند مشتری
    مشتری=زئوس-برجیس
    زاوش-ژوپیتر و …
    اورمزد(هرمز)
    پنجمین و بزرگترین سیاره منظومه خورشیدی که هر ۱۲ سال یک بار به گرد خورشید میچرخد و جرم آن یکهزارم جرم خورشید است و در قیاس با زمین،هزار زمین در آن جا میشود.

    به همراه زهره(ناهید) سعدین گویند و سعد السعود و بخت باز و طالع نیک و فرخنده را به آن نسبت دهند.
    قوس=نهمین برج از برج‌های دوازده‌گانه که کمان و کمان گردون نیز گویند که ستاره هایش شکل مرد تیرانداز فرض شده است و در مصرع نخست به آن اشاره شده است:
    ز ابروی زنگارین کمان گر پرده برداری عیان

    اگر از ابروی زنگارین کمان خود آشکارا روبند را برداری هر اندازه قوس(کمان ابروی) در جهان باشد مشتری پیدا نمیشود و این کمان ابروی تو باشد که بخت را باز میکند و کس به قوس مشتری(ابرو کمان های دیگر) نگاه هم نمیکند.
    زنگار=مس زنگ زده
    زنگارین=به رنگ زنگار=سبز مایل به آبی

    Comment by 7 — بهمن ۱۰, ۱۳۹۵ @ ۱:۵۵ ق.ظ

  12. از نعلش آتش می‌جهد نعلم در آتش می‌نهد
    گر دیگری جان می‌دهد سعدی تو جان می‌پروری

    آتش نعل=اسب تندرو
    نعل در آتش نهادن:
    ۱. انداختن نعل اسب در آتش؛ عملی که افسونگران انجام می‌دادند و برای حاضر ساختن کسی که در سفر بود نام او را بر نعل اسب می‌نوشتند و در آتش می‌انداختند و افسون می‌خواندند و معتقد بودند که آن شخص در هرکجا که باشد بی‌قرار می‌شود و فوراً حرکت می‌کند
    از نعلش آتش می‌جهد نعلم در آتش مینهد=شتابان و آتشین از من میگذرد و من بیقرار بیقرار میشوم

    گر دیگری جان می‌دهد سعدی تو جان می‌پروری
    ای سعدی بدان که در ره عشق چون دیگران جانت نمیدهی بلکه با این کار جان خویش را پرورانده ای و جانت تازه میشود.

    Comment by 7 — بهمن ۱۰, ۱۳۹۵ @ ۲:۴۰ ق.ظ

  13. دوست عزیز همون کلمه دلستان درسته…منطور اینه که سرو هم بلند بالاست ولی صورت زیبا نداره

    Comment by Sep — بهمن ۱۰, ۱۳۹۵ @ ۸:۳۰ ق.ظ

  14. باسلام.ابن بطوطه،سیاح وجهانگرمشهورقرن هشتم هجری،درسفرنامه خودکه باترجمه بسیارروان استاد محمدعلی موحددرایران چاپ شده است،می نویسدهنگام سفربه چین ملاحان چینی رادیدم که این اشعاررابه زبان فارسی می خواندند.وسپس این بیت سعدی راکه ازآنهاشنیده نقل می کند که (تادل به مهرت داده ام دربحرغم افتاده ام/چون درنماز استاده ام گویی به محراب اندری)البته همانطورکه توجه فرمودید ضبط صحیح مصراع اول به همین صورت که نقل شد،می باشدو(دربحرفکرافتاده ام)صحیح نیست.

    Comment by مسعودنخعی — فروردین ۱۳, ۱۳۹۶ @ ۲:۱۰ ق.ظ

  15. دوستانی که کاربر گوگل کروم یا اپرا هستند برای تنظیم فونت و پس زمینه دلخواه میتوانند از این افزونه بهره گیرند:
    http://tiny.cc/1fnkly
    Size: 192KiB

    Comment by 7 — خرداد ۱۲, ۱۳۹۶ @ ۹:۵۶ ب.ظ

  16. ممنون.عالی شد
    خیلی خوبه و به خصوص فونت رو پر رنگ کردم و درشت و روشنی زیاد رو کم کردم.دمت گرم

    Comment by حسین — خرداد ۱۲, ۱۳۹۶ @ ۱۰:۳۴ ب.ظ

  17. @۷:
    زنگارین در اینجا ظاهرا به معنای تیره آمده. ابرو که سبز نمیشه!

    Comment by فرخ — خرداد ۲۴, ۱۳۹۶ @ ۷:۵۰ ق.ظ

  18. یکی از آرایشهای زنان تا گذشته نه چندان دور سبز کردن ابرو و چانه بوده که بسار هم زبیاست و به ویژه سبز کردن ابرو اگر با استادی انجام شده باشد کم کم ۲۰ درصد زیباتر میکند.همدان،خوزستان و فارس دیده ام
    امروزه تتو یا تاتو میگویند.

    Comment by 7 — خرداد ۲۴, ۱۳۹۶ @ ۱۱:۳۳ ق.ظ

  19. من خودم لرهستم. تتو که سبز نیست که ! مگر به قوت ماستمالی!! اون ۲۰% ات هم خنده دار بود.آمار گرفتی؟

    Comment by فرخ — خرداد ۲۹, ۱۳۹۶ @ ۷:۰۷ ب.ظ

  20. ممکنه معنای بیت اخر رو توضیح بدید؟
    پیشاپیش سپاسگزارم

    Comment by مهرناز — مرداد ۳, ۱۳۹۶ @ ۳:۰۷ ق.ظ

  21. هر کس که دعوی می‌کند کو با تو انسی می‌کند
    در عهد موسی می‌کند آواز گاو سامری
    در این بیت که سعدی آن را خطاب به معشوق میگوید از یک سو بیان خود اوست و به توان خود در سخنسرایی مینازد و میلافد.
    واژه درست هم انشی است که ممال انشا میباشد و به معنی سخن پردازی و از خود چیز گفتن چنانکه زمانی که دانش آموز بودیم و انشا مینوشتیم یعنی سخن پردازی میکردیم و از خود سخن در می آوردیم چه جور هم!
    هر کس که دعوی میکند که در سخن پردازی با تو برابری میکند در عهد موسی آواز گاو سامری سر میدهد.
    شریفتر سخنی مردم است، کاین نامه
    ز بهر این سخنان کرد کردگار انشی
    ناصر خسرو
    همیشه تا که گشاید ورق دبیر بهار
    کند هوا قلم ،خارِ تیز انشی را.
    سلمان

    Comment by 7 — شهریور ۲۳, ۱۳۹۶ @ ۷:۱۶ ب.ظ

  22. ابن بطوطه در سفرنامه خود گوید:«وقتی به شهر والخنسا (هانگ شو) وارد شدم، امیرالامرای چین مرا به خانه‌اش دعوت کرد و مهمانی ترتیب داد و برخی معتمدین و بزرگان شهر را به این مهمانی فرا خواند. در مدت سه روزی که در منزل این امیر مهمان بودم، امیر والخنسا، آشپزهای مسلمان را به خدمت گرفت و در مدت حضورم در خانه وی غذاهای متنوعی طبخ شد.»
    زمانی که قصد ترک منزل امیر والخسنا را داشتم، وی فرزندش را با گروه ما روانه خلیج‌فارس کرد. در این سفر مطربان و موسیقدانانی امیرزاده را در سفر همراهی کردند. در کشتی ما جشن و سوری برپا شد و شعر و آوازهایی از سوی همراهان امیرزاده به چینی، فارسی و عربی خوانده شد. امیرزاده از شنیدن آوازهای فارسی به اشتیاق آمده بود. آنها شعری به فارسی می‌خواندند، امیرزاده درخواست تکرار آن شعر را کرد و آنها نیز درخواست وی را چندین بار اجابت ‌کرد.زمانی که همراهان موسیقدان شعر فارسی مورد درخواست امیرزاده را تکرار کردند، بنده نیز آن را آموختم. شعر مضمون عجیبی داشت: «تا دل به محنت دادی در بحر فکر افتادی/ چون در نماز ایستادی گویی به محراب اندری»

    Comment by 7 — شهریور ۲۳, ۱۳۹۶ @ ۷:۲۹ ب.ظ

  23. بدین روایت نیز دیده و شنیده شده است :

    صورتگر نقاش چین، رو صورت یارم ببین
    یا صورتی برکش چنین ، یا ترک کن صورتگری

    و خداوند آگاهترین است.

    Comment by شمس شیرازی — شهریور ۲۳, ۱۳۹۶ @ ۱۰:۲۶ ب.ظ

  24. نکته مهم در مورد سفرنامه ابن بطوطه فاصله زمانی او با سعدی است (او متولد ۷۰۵ هجری قمری حدود ۱۰ الی ۱۵ سال بعد از وفات سعدی است) و نکته دیگر آن که طبق نقل دکتر محمدعلی موحد (مترجم سفرنامه ابن بطوطه) این مکان (خنسا) در ساحل شرقی چین است که فاصله جغرافیایی زیادی با شیراز و ایران دارد. از این جهت شعر سعدی در کمتر از یک قرن در دورترین نقاط شناخته شده بوده و نفوذ فرهنگ ایرانی و زبان فارسی تا آنجا بوده.

    متن ترجمه فارسی دکتر موحد (جلد دوم سفرنامه ابن بطوطه صفحه ۳۰۵) به شرح زیر است:

    «امیر بزرگ «قُرطَی» که امیرالامرای چین است ما را در خانهٔ خود مهمان کرد و دعوتی ترتیب داد که آن را «طوی» می‌نامند و بزرگان شهر در آن حضور داشتند. در این مهمانی آشپزهای مسلمان دعوت کرده بودند که گوسپندها را ذبح کرده غذاها را پختند. این امیر با همه عظمت و بزرگی که داشت به دست خود به ما غذا تعارف می‌کرد و قطعات گوشت را به دست خود از هم جدا می‌کرد و به ما می‌داد. سه روز در ضیافت او به سر بردیم هنگام خداحافظی پسر خود را به اتفاق ما به خلیج فرستاد و ما سوار کشتی شبیه حراقه شدیم و پسر امیر در کشتی دیگری نشست، مطربان و موسیقی‌دانان نیز با او بودند و به چینی و عربی و فارسی آواز می‌خواندند. امیرزاده آوازهای فارسی را خیلی دوست می‌داشت و آنان شعری به فارسی می‌خواندند، چند بار به فرمان امیرزاده آن شعر را تکرار کردند چنان که من از دهانشان فرا گرفتم و آن آهنگ عجیبی داشت و چنین بود:

    تا دل به محنت داده‌ام
    در بحر فکر افتاده‌ام
    چون در نماز استاده‌ام
    گویی به محراب اندری»

    متن عربی به نقل از اینجا به این شرح است:

    ذکر الامیر الکبیر قرطی
    وضبط اسمه بضم القاف وسکون الراء وفتح الطاء المهمل وسکون الیاء، وهو أمیر أمراء الصین أضافنا بداره وصنع الدعوة ویسمّونها الطّوى ، بضم الطاء المهمل وفتح الواو، وحضرها کبار المدینة وأتى بالطباخین المسلمین فذبحوا وطبخوا الطعام، وکان هذا الامیر على عظمته یناولنا الطعام بیده ویقطع اللحم بیده، وأقمنا فی ضیافته ثلاثة أیام، وبعث ولده معنا إلى الخلیج فرکبنا فی سفینة تشبه الحرّاقة، ورکب ابن الامیر فی أخرى ومعه اهل الطرب وأهل الموسیقى، وکانوا یغنون بالصّینی وبالعربی وبالفارسی وکان ابن الامیر معجبا بالغناء الفارسی فغنوا شعرا منه وأمرهم بتکریره مرارا حتى حفظته من أفواههم وله تلحین عجیب وهو.
    تا دل بمهرت داده أم در بحر فکر افتاده أم … جون در نماز ایستاده کویی بمحرابم دری

    Comment by حمیدرضا محمدی — بهمن ۶, ۱۳۹۶ @ ۱۱:۰۰ ق.ظ

  25. سلام
    در خصوص بیت سوم :

    در جایی اینگونه دیدم :

    صورتگر زیبای چین گو صورت درویش بین

    یا صورتی برکش چنین ، یا توبه کن صورتگری

    که بسیار روان و به معنی نزدیک تر است

    Comment by حمید — دی ۱۳, ۱۳۹۷ @ ۹:۴۱ ق.ظ

لطفاً توجه داشته باشید که حاشیه‌ها برای ثبت نظرات شما راجع به همین شعر در نظر گرفته شده‌اند. در صورتی که در متن ثبت شده‌ی شعر در گنجور غلط املایی مشاهده کردید، یا با مقابله با نسخه‌ی چاپی در دسترستان اشتباهاتی یافتید، در مورد این شعر نظر یا احساس خاصی دارید یا مطلب خاصی در مورد آن می‌دانید یا دوست دارید درباره‌ی آن از دیگران چیزی بپرسید یک حاشیه برای آن بنویسید. لطفاً از درج مطالب غیرمرتبط با متن این شعر خاص خودداری فرمایید و حتی‌الامکان سعی کنید متن حاشیه‌ی خود را با حروف فارسی درج کنید (حاشیه‌ها بازبینی خواهند شد و موارد غیرمرتبط و ناقض این نکات حذف می‌شوند).

لطفاً در صورتی که اشتباهات را با استناد به نسخه‌های چاپی گزارش می‌کنید این مسئله را (حتی‌الامکان با ذکر نام مصحح) ذکر نمایید تا بتوانیم بین پیشنهادهای تصحیحی حدسی حاشیه‌گذاران و پیشنهادهای مستند تمایز قایل شویم.

حاشیه بنویسید

* ورود نام و پست الکترونیکی اجباری است، پست الکترونیکی نشان داده نمی‌شود.

خوراک حاشیه‌های این شعر را با این نشانی به خبرخوان خود اضافه کنید.

بستن پنجره