1. تضمینات و تخلصات فراوانی از خداوندگار سخن سعدی در ابیات حافظ می توان جست که زان میان یکی مصرعی در این غزل است:
    سعدی:
    در سراپای وجودت هنری نیست که نیست
    عیب آنست که بر بنده نمی بخشایی
    حافظ
    غیر از این نکته که حافط زتو ناخشنود است
    در سراپای وجودت هنری نیست که نیست
    بی شک تاثیر اکسیر سخن سعدی بر گوهر شعر حافظ چنین نورافشانی را در ابیاتش به ارمغان می آورد که بی او این مرتبت ناممکن بر حافظ میسر نمی گشت.

    Comment by امیر — آبان ۱۶, ۱۳۸۷ @ ۹:۵۱ ق.ظ

  2. در بیت هفتم «نه مرا حسرت جاست و نه اندیشه مال» با «نه مرا حسرت جان است و نه اندیشه مال» جایگزین شد.

    Comment by حمیدرضا — اردیبهشت ۲, ۱۳۸۸ @ ۷:۰۲ ب.ظ

  3. بادرود وسپاس فراوان
    در بیت هفتم, نه مرا حسرت جاهست و…صحیح می باشد.

    پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.

    Comment by نگین شکروی — فروردین ۱۰, ۱۳۸۹ @ ۱۰:۰۵ ق.ظ

  4. مصرع سیزدهم بیت اول
    (سعدیا دختر انفاس تو بس دل ببرد) باید جایگزین (سعدیا دفتر انفاس تو دل ببرد) شود سپاس…

    Comment by صیقل — شهریور ۱, ۱۳۹۳ @ ۵:۵۰ ب.ظ

  5. معتقدم چنین تشابهاتی بین غزل حافظ و سعدی کاملاً اتفاقی است. این تشابه که “امیر” ذکر کرده فقط در صورت کلام است و معنای دو بیت مورد استفاده توسط دو شاعر کاملاً متفاوت است. سعدی می گوید: “در سراپای وجودت هنری نیست، که نیست” یعنی تمام هنرها را در خود داری.
    حافظ می گوید “در سراپای وجودت هنری نیست که نیست” یعنی جز آن چه گفتم هنر دیگری نداری.
    آن یکی شیری است اندر بادیه، آن یکی شیری است اندر بادیه!

    حافظ بیش از چهار هزار بیت سروده که صرفاً دوازده مصراعش شاید بتوان گفت مانند برخی اشعار مورد استفاده ی سعدی است. این شد تأثیرِ سخنِ سعدی بر شعرِ حافظ؟؟؟

    Comment by علی — مهر ۱۰, ۱۳۹۳ @ ۱۱:۵۴ ق.ظ

  6. اینکه علی از تشابه و اتفاق می‌گه به نظرم درست نیست. مسأله مشخصاً تضمینه و یک مصرع کامل که دیگه اتفاق نیست. در ضمن با اینکه این «نیست که نیست» تو غزل حافظ خیلی جای تأویل داره، ولی به نظرم اتفاقاً این مصرع در هر دو غزل یک معنی رو داره؛ یعنی به غیر از این یک مورد [نارضایتی حافظ از معشوق، نبخشودن بنده در غزل سعدی] هنری نیست که [معشوق] نداشته باشه.

    Comment by بهناز — بهمن ۱۸, ۱۳۹۳ @ ۶:۲۱ ب.ظ

  7. نیک به پندار، و نیک به گفتار، و نیک به کردار!
    در برخى از گویش ها جاى اینها عوض مى شود و “ى ” کارکرد فعل را میگیرد:
    پندارى نیک، گفتارى نیک، کردارى نیک!
    حال اساتید و صاحب نظران خرده میگیرند که این هر دو اشتباه است و میباید طریقه صحیح آن در فارسى نوین اعمال شود یعنى در نمونه اول نه فقط “ه” بلکه ” به” کلاً حذف شود و جاى دو واژه عوض، ویا در نمونه دوم “ى” باید حذف شود که سهل گردد.هر چه هم از ما اصرار که گر چنان شود بارِ آنها کاملاً عوض مى شود از بزرگان انکار!
    خلاصه که دوستان این داستان همچنان ادامه دارد.
    الخ…..

    Comment by بابک — تیر ۱۴, ۱۳۹۴ @ ۱:۰۹ ب.ظ

  8. مگه میشه این شعر رو دوست نداشت… بنظرم اوج هنر شاعر توو این شعر بیت های اول و ششم است…

    Comment by کسرا — تیر ۱۸, ۱۳۹۴ @ ۲:۰۷ ب.ظ

  9. شیر دربادیه عشق تو روباه شود
    ایهام بسیار زیبا در کلمات شیر،بادیه و روباه وجود داره
    شیر جنگل و شیر خوردنی
    بادیه به معنی بیابان و به معنی کاسه
    روباه به معنی حیوان معروف ودر عریی روباه میشه ثعلب که گیاهیه که شیره و نشاسته اش برای عمل آوری شیر و بستنی استفاده میشه.

    Comment by مجید — بهمن ۲۱, ۱۳۹۴ @ ۲:۴۴ ب.ظ

لطفاً توجه داشته باشید که حاشیه‌ها برای ثبت نظرات شما راجع به همین شعر در نظر گرفته شده‌اند. در صورتی که در متن ثبت شده‌ی شعر در گنجور غلط املایی مشاهده کردید، یا با مقابله با نسخه‌ی چاپی در دسترستان اشتباهاتی یافتید، در مورد این شعر نظر یا احساس خاصی دارید یا مطلب خاصی در مورد آن می‌دانید یا دوست دارید درباره‌ی آن از دیگران چیزی بپرسید یک حاشیه برای آن بنویسید. لطفاً از درج مطالب غیرمرتبط با متن این شعر خاص خودداری فرمایید و حتی‌الامکان سعی کنید متن حاشیه‌ی خود را با حروف فارسی درج کنید (حاشیه‌ها بازبینی خواهند شد و موارد غیرمرتبط و ناقض این نکات حذف می‌شوند).

لطفاً در صورتی که اشتباهات را با استناد به نسخه‌های چاپی گزارش می‌کنید این مسئله را (حتی‌الامکان با ذکر نام مصحح) ذکر نمایید تا بتوانیم بین پیشنهادهای تصحیحی حدسی حاشیه‌گذاران و پیشنهادهای مستند تمایز قایل شویم.

حاشیه بنویسید

* ورود نام و پست الکترونیکی اجباری است، پست الکترونیکی نشان داده نمی‌شود.

خوراک حاشیه‌های این شعر را با این نشانی به خبرخوان خود اضافه کنید.

بستن پنجره