لطفاً توجه داشته باشید که حاشیه‌ها برای ثبت نظرات شما راجع به همین شعر در نظر گرفته شده‌اند. در صورتی که در متن ثبت شده‌ی شعر در گنجور غلط املایی مشاهده کردید، یا با مقابله با نسخه‌ی چاپی در دسترستان اشتباهاتی یافتید، در مورد این شعر نظر یا احساس خاصی دارید یا مطلب خاصی در مورد آن می‌دانید یا دوست دارید درباره‌ی آن از دیگران چیزی بپرسید یک حاشیه برای آن بنویسید. لطفاً از درج مطالب غیرمرتبط با متن این شعر خاص خودداری فرمایید و حتی‌الامکان سعی کنید متن حاشیه‌ی خود را با حروف فارسی درج کنید (حاشیه‌ها بازبینی خواهند شد و موارد غیرمرتبط و ناقض این نکات حذف می‌شوند).

بحثهای مذهبی و اعتقادی و ارجاع توهین‌آمیز نسبت به بزرگان ادیان و همینطور بحثهای قومیتی و توهین به فرهنگها و قومیتها و زبانها از مصادیق حاشیه‌های نامناسب محسوب می‌شوند.

لطفاً در صورتی که اشتباهات را با استناد به نسخه‌های چاپی گزارش می‌کنید این مسئله را (حتی‌الامکان با ذکر نام مصحح) ذکر نمایید تا بتوانیم بین پیشنهادهای تصحیحی حدسی حاشیه‌گذاران و پیشنهادهای مستند تمایز قایل شویم.

حاشیه بگذارید

* ورود نام و پست الکترونیکی اجباری است، پست الکترونیکی نشان داده نمی‌شود.

  1. تا بحال شنیده بودیم : هر بیشه گمان مبر که خالیست شاید که پلنگ خفته باشد
    که در این حال از لحا ظ معنی هم ملموس تر است

    Comment by حمید طالقانی — فروردین ۲۹, ۱۳۹۰ @ ۲:۳۳ ب.ظ

  2. نه درستش همینه
    پیسه به هرچیز سیاه و سفید میگن و بعضی گیاهها به رنگ سیاه و سفید هستن
    پس معنی اش میشه هرچیز سیاه و سفیدی که دیدی نهال نیست
    شاید یه پلنگ باشه

    Comment by محمد هادی — دی ۱۵, ۱۳۹۰ @ ۲:۲۷ ق.ظ

  3. ازبیشه‏ ‏گمان‏ ‏مبر‏ ‏که‏ ‏خالیست‏ ‏شاید‏ ‏که‏ ‏پلنگ‏ ‏نهفته‏ ‏باشد
    ‏ ‏‏ ‏

    Comment by منصور‏ ‏براهوی‏ ‏ — خرداد ۲۰, ۱۳۹۱ @ ۶:۳۹ ق.ظ

  4. تامردسحن نگفته باشد عیب و هنرش نهفته باشد از بیشه گمان مبر که خالیست شاید که ببر حزیده باشد

    Comment by ابراهیم جوانمرد براهوی — خرداد ۲۰, ۱۳۹۱ @ ۲:۵۳ ب.ظ

  5. هر پیسه گمان مبر نهالی است‏
    باشد که پلنگ خفته باشد
    از نامه ای از شادروان حبیب یغمایی که گلستان را به مدت شش سال با محمدعلی فروغی تصحیح کرده‌اند راجع به این بیت توضیح شده است. این نامه پس از در گذشت ایشان در سال ۱۳۶۳ در مجلۀ آینده منتشر شد:

    ” به اتفاق نسخه‏ های قدیم و کهنه ضبط بیت همین است. می‏ دانیم درویش‏ ها سابقا بر پوست پلنگ می‏ لمیده‏ اند و پوست پلنگ به جای فرش‏شان بوده. نهالی به زبان‏ فارسی لطیف و فصیح و اصیل به معنی توشک یا دوشک ترکی است که امروزه رایج‏ است،گمان می‏ کنم در یکی از داستانهای بهرام گور در شاهنامه است: نهالی بیاورد و بالش نهاد.
    به‏ هرحال لغتی است فارسی و اصیل که در ولایت خور و بیابانک رایج‏ است.
    می‏ فرماید: هر پیسه و هر فرش خال‏خال را تصور مکن نهالی هست که بر آن لم‏ بدهی، ممکن است که پلنگی باشد خوابیده . این عبارت مطابق است با همۀ نسخه‏ های قدیم که بعدها نفهمیده‏ اند و تبدیل کرده‏ اند به:
    هر بیشه گمان مبر که خالی است‏
    شاید که پلنگ خفته باشد.
    در صورتی که شیر جایش در بیشه است و پلنگ در کوهسار، وانگهی چرا صفت حشو بی‏ربط بی‏ جای«خفته»را برای پلنگ آورده؟
    و اما«باشد»به دو معنی‏ در مصراع دوم تکرار شده و این لطف کلام است که اهل ادب درک می‏کنند. “

    Comment by رسته — خرداد ۲۰, ۱۳۹۱ @ ۸:۱۲ ب.ظ

  6. آن منم گر در میان خاک و خون بینی سری

    Comment by محمد رضا — دی ۵, ۱۳۹۱ @ ۱۱:۰۰ ق.ظ

  7. الشاةُ نظیفةٌ و الفیلُ جیفةٌ :گوسفند پاکیزه است و قیل مُردار . مقصود آن است که گوشت گوسفند با همه کوچکی اندام پاک و حلال است و فیل ، با وجود بزرگی جثه وقتی کشته شود در حکم مُردار است و ناپاک .

    Comment by مجید محمدپور — خرداد ۲۰, ۱۳۹۴ @ ۹:۱۴ ب.ظ

  8. اقلُّ جبالِ الارضِ طورٌ و اِنّهُ

    لاَعظَمُ عندَ اللهِ قدراً وَ منزلا

    کوچکترین کوههای زمین کوه طور (طورِ سینا کوهی که موسی (ع) برای مناجات به آن جا می رفت و محل تجلی خداوند بر او بود .) است و همانا از لحاظ قدر و مرتبه در نزد خداوند از همه ی کوه ها بزرگتر است .

    Comment by مجید محمدپور — خرداد ۲۰, ۱۳۹۴ @ ۹:۱۸ ب.ظ

  9. بیت :

    اسب تازی و گر ضعیف بود

    همچنان از طویله خر به
    در نسخه تصحیح مرحوم محمد علی فروغی
    به این نحو درج گردیده است که هم با مفهوم و هم با وزن شعر نیز سازگار تر است
    اسب تازی و گر ضعیف بود

    همچنان از طویله ای خر به
    لطفا در صورت امکان عبارت طویله ای خر بجای طویله خر جایگزین شود

    Comment by رهام — خرداد ۱۱, ۱۳۹۵ @ ۸:۴۲ ق.ظ

  10. چند نکته در مورد کلمه پیسه در بیت زیر
    هر پیسه گمان مبر نهالی

    باشد که پلنگ خفته باشد
    در لغت نامه دهخدا در مورد معنی کلمه پیسه اینگونه آمده است:
    سیاه و سپید بهم آمیخته که بتازی ابلق خوانند. و نیز گویند هر رنگ که با سپید آمیخته باشد. (برهان ). پیستک . (پهلوی ). دورنگ . ابلق . (برهان ). دورنگ وپلنگ و یوز را نیز به این مناسبت دورنگی [ پیسه ] گفته اند
    با این توضیح چنین به نظر می رسد که در قدیم به یوز و پلنگ به این مناسبت پیسه می گفتند لذا نیازی به اینکه کلمه بیشه را جایگزین کنیم و کلمه را از معنای اصلی آن تهی نمائیم نمی باشد .شاد و پیروز باشید

    Comment by رهام — خرداد ۱۱, ۱۳۹۵ @ ۸:۵۱ ق.ظ

  11. پس معنای بیت اینگونه می شود که هر پلنگی را گمان مبر که نهال یا درختی است شاید در آن حالت پلنگ یا یوزی در حالت استتار و به شگل یک نهال خوابیده باشد یا به اشتباه به چشم تو به شکل یک نهال به نظر آید و با دقت باید نزدیک شد و بی گدار به آب نباید زد .
    شاد و پیروز باشید

    Comment by رهام — خرداد ۱۱, ۱۳۹۵ @ ۸:۵۷ ق.ظ

  12. دوستان سعدی،
    با وجود ارادت بسیار به حضرت شیخ، در مورد برتری یک اسب تازی فرتوت بر پروستی خر با ایشان موافق نیستم،

    Comment by گمنام — خرداد ۱۱, ۱۳۹۵ @ ۳:۳۵ ب.ظ

  13. مصرع دوم بیت زیر :
    آن نه من باشم که روز جنگ بینی پشت من
    آن منم گرد در میان خاک و خون بینی سری
    همانطور که محمد رضای عزیز نوشته به این شکل ذیل صحیح است
    آن منم گر در میان خاک و خون بینی سری
    از گنجور خواستاریم آنرا تصحیح نمایند بجای کلمه “گرد “کلمه “گر” صحیح است :

    Comment by رهام — خرداد ۱۲, ۱۳۹۵ @ ۶:۳۰ ق.ظ

  14. با سلام بر تمامی اهالی کشور یونان تبار گنجور
    اسب تازی و گر ضعیف بود
    همچنان از طویله خر به

    آقای گمنام گرامی، نظر شما محترم است. اما مقصود سعدی بزرگ را دریابید بعد قبول یا رد بفرمایید.
    سعدی می گوید وقتی جوهر و ذات یک چیز از جوهر و ذات چیز دیگر برتر باشد، عوارض در مقام قیاس، نمی توانند معادلۀ برتری چیز اول بر دومی را به هم بریزند.
    اسب، برتر از حمار است،
    و لو اینکه اسب، ضعیف باشد و حمار، سر حال و متعدد و فراوان.
    مراد سعدی این است،
    تا رای حضرتعالی چه بود.
    با احترام

    Comment by محدث — مرداد ۴, ۱۳۹۵ @ ۱۰:۰۷ ب.ظ

  15. «طویله» هم همان »طویله ای» است که به سبک نگارش قدیم می باشد.
    البته در برخی دیوان های چاپ جدید، این گونه الفاظ را به سبک امروزی می نویسند.
    عذر می خواهم مزاحم شدم.
    یاعلی

    Comment by محدث — مرداد ۴, ۱۳۹۵ @ ۱۰:۰۹ ب.ظ

  16. با سلام و عرض ادب ، و تشکر بابت سایت قشنگ تون
    در مورد بیت هر پیسه گمان نکن نهالی شاید پلنگ نهفته باشد
    در زبان کردی کلمه پیسه به معنی پوست دباغی شده حیوانات است ، لذا احتمال میدهم منظور همان پوست کنده شده باشد ، که فرموده هر پوستی رو گمان نکن که تشک و رختخوابه ، شاید پلنگی نهفته باشد.
    با تشکر

    Comment by سید عبدالباسط پیریونسی — آبان ۲۶, ۱۳۹۵ @ ۱:۰۳ ق.ظ

  17. هر بیشه گمان مبر که خالی است صحیحتر است زیرا که پیسه بیشتر در مورد خال خال بودن یا سفید شدن قسمتی از پوست اطلاق میشود.

    Comment by حسین انجو — بهمن ۶, ۱۳۹۵ @ ۷:۳۲ ق.ظ

  18. آن منم گر در میان خاک و خون بینی سری

    در متن به جای «گر» به اشتباه «گرد» نوشته شده.

    Comment by حسین — بهمن ۲۳, ۱۳۹۵ @ ۱۲:۱۸ ب.ظ

  19. میشود معنی این شعر را بگذارید

    Comment by محمد سجاد — فروردین ۱۳, ۱۳۹۶ @ ۹:۰۵ ق.ظ

  20. در کتاب گلستان با تصحیح فروغی بیت زیر اینگونه نوشته شده :
    آن نه من باشم که روز جنگ بینی پشت من

    آن منم گر در میان خاک و خون بینی سری
    لطفا تصحیح کنید . با تشکر از سایت خوبتون !

    Comment by ناطق — تیر ۲۶, ۱۳۹۶ @ ۴:۵۱ ب.ظ

  21. سلام .. چرا تصحیح هایی که دوستان نوشته اند را انجام نمی دهید ؟؟
    مثلا ( آن منم گرد در میان خاک و خون بینی سری ) که درستش ( آن منم گر در میان خاک و خون بینی سری ) است

    Comment by ساعد — آبان ۲۰, ۱۳۹۶ @ ۹:۱۰ ق.ظ

  22. سلام
    هنوز در خراسان جنوبی شهرستان نهبندان به تشک نهالی میگویند
    بیت هر پیسه گمان مبر نهالی است
    صحیح تر به نظر میرسد

    Comment by داریوش شهابی — اردیبهشت ۱۵, ۱۳۹۷ @ ۶:۵۶ ب.ظ

  23. هر پیسه گمان مبر نهالی
    باشد که پلنگ خفته باشد
    پیسه یعنی سفیدی/سفیدی که سیاهی(لکه و خال) بر آن نشسته است و گویا پلنگ را به همین سبب پیسه گفته اند.
    نهالی همان رختخواب(پتو و تشک) است.
    پتو پلنگی:پتویی که پیسه است.
    گمان مبر هر پیسه ای پتوپلنگی است شاید خود پلنگ باشد.
    بپا شیرجه نزنی روی پلنگ
    واژه عربی بیضا از همین پیسه است.
    بیضا و بیاض و ابیض
    به موی سفید و سیاه هم پیسه گویند
    دور جوانی گذشت موی سیه پیسه شد
    برق یمانی بجست گرد بماند از سوار
    شاید بیضه به معنی تخم مرغ نیز از همین پیسه باشد.
    به بیماری پوستی برص هم پیسی یا لک و پیس گویند.
    شاید با واژه Alopecia (تاسی) از یک ریشه باشد.

    Comment by 7 — آبان ۳۰, ۱۳۹۷ @ ۵:۵۵ ب.ظ

  24. مقداری از داستان حذف شده است
    آنکه جنگ آرد به خون خویش بازی میکند
    روز میدان وانکه بگریزد به خون لشکری

    Comment by محمد ضیا احمدی — آبان ۱۲, ۱۳۹۸ @ ۴:۲۶ ب.ظ

  25. با سلام
    به نظر هردو ضبط درست می نماید.
    هرپیسه گمان مبر که خالی
    باشد که پلنگ خفته باشد
    و
    هر بیشه گمان مبر که خالی ست
    شاید که پلنگ خفته باشد
    صفت خفته برای پلنگ در هردوضبط صحیح است.چه در بیشه و چه در پیسه . منظور شاعر احتیاط در هرحال است که در هردو مستفاد میگردد.
    موید باشید

    Comment by امیرحسین — آذر ۱۷, ۱۳۹۸ @ ۳:۰۴ ب.ظ

  26. با سلام و درود. در بیت:

    هر پیسه گمان مبر نهالی
    باشد که پلنگ خفته باشد

    پیسه در لغتنامه ی دهخدا به معنای هر چیز خال خال می باشد و نهالی به معنای دشک یا تشک.
    مفهوم شعر بدین صورت است که هرچیز خال خالی را دشک نپندارید شاید که پلنگ خوابیده باشد(اشاره به رعایت شرط احتیاط در هر کاری) و صحیح است و از لحاظ معنا و وزن متناسب است.

    “هر بیشه گمان مبر که خالی ست” به نظر صحیح نمی رسد.

    Comment by رها — اسفند ۲, ۱۳۹۸ @ ۵:۳۴ ق.ظ

  27. سلام و عرض ارادت
    هر پیسه گمان مبر نهالى است
    شاید که پلنگ خفته باشد
    در مناطقى از حومه اصفهان مثلا منطقه برخوار هنوز هم تشک را نهالى مى گویند
    ازین رو به نظر مى رسد ” پیسه ” کلمه مورد نظر جناب سعدى بوده که :
    هر پوست خال خالى را گمان مبر تشک است
    شاید پلنگى است که خفته است و به نظر تشک مى رسد

    Comment by شهرزاد — اردیبهشت ۳, ۱۳۹۹ @ ۹:۲۴ ق.ظ

  28. در فارسی هرات برای توشک یا دوشک، نهالی گفته می شود. در نیم بیت «هرپیسه گمان مبر نهالی‌ست» احتمال این‌که مراد از نهالی، توشک باشد نیز است.

    Comment by حازم اسپندیار — خرداد ۱, ۱۳۹۹ @ ۱۰:۱۷ ق.ظ

خوراک حاشیه‌های این شعر را با این نشانی به خبرخوان خود اضافه کنید.

بستن پنجره