1. فکر می کنم به جای “دیدی” باید “بودم” باشد.موسیقی شعر و معنی اینطور بهتر به نظر می آید.

    Comment by Anonymous — مهر ۱۹, ۱۳۹۱ @ ۱۲:۴۰ ب.ظ

  2. ظاهرا به جای دیدی ، بودم مصطلح تر هست.

    Comment by Anonymous — بهمن ۵, ۱۳۹۳ @ ۲:۰۲ ب.ظ

  3. این رباعی شباهتهایی نیز با این رباعی ابو سعید ابوالخیر دارد:

    عشقم دادی زاهل دردم کردی………….از دانش و هوش و عقل فردم کردی

    سجاده نشین با وقاری بودم………….میخواره و رند و هرزه گردم کردی

    Comment by مهدی — فروردین ۱۴, ۱۳۹۴ @ ۲:۲۸ ب.ظ

  4. به نظر حقیر مصرع اول باید این طور بوده باشد :
    زاهد بُدَم و …

    Comment by احمد آذرکمان — تیر ۲۱, ۱۳۹۴ @ ۳:۳۴ ق.ظ

  5. در جایی دیگر به جای کلمه «فتنه»،کلمه «حلقه» نگارش شده است.
    زاهد بودم ترانه گویم کردی

    سر حلقه بزم و باده‌جویم کردی

    Comment by حامد — مهر ۹, ۱۳۹۴ @ ۹:۵۷ ق.ظ

  6. این شعر زیبارو بعد از مدتی هم نشینی با صاءب تبریزی سروده و در وصف اونه

    Comment by علیرضا — خرداد ۱۴, ۱۳۹۵ @ ۱۱:۳۷ ق.ظ

  7. باسمه الحبیب

    مولانا فقیه نام آور و امام جماعت مسجد جامع بلخ بود

    اهل زهد و تقوا و عبودیت و متشرع و مقید به اصول و فروع شرع

    و نزد مردم به ورع و تقوا شهرت داشت،تا اینکه با شمس آشنا

    شده و شرارۀ آتش عشق الهی شمس بر جان وی زده همچون

    شمس از جام شراب طهور عشق الهی سر مست می گردد

    و گاه در نظر مردم ظاهر بین کارهایی می کرده که خلاف شرع

    به نظر می رسید،از جمله روی شمس برای محو آثار منیت

    و شهرت از وی می خواهد که باده بر دوش از میان بازار شهر

    بگذرد و مولانا چنین می کند،از آن به بعد مردم در تقوا و صلاح

    وی شک کرده و وی را متهم به خروج از شریعت می دانند

    تا جائیکه کودکان در کوی و برزن پشت سر وی راه افتاده وی

    را تمسخر می کردند لذا این ابیات ظاهرا خطاب به شمس

    و وصف آن دوران است:

    سجاده نشین با وقاری بودم

    بازیچۀ کودکان کویم کردی

    Comment by نسیم — شهریور ۱۶, ۱۳۹۵ @ ۴:۳۸ ب.ظ

  8. جلال الدین گویا در هفت سالگى (و به روایتى دیگر دوازده سالگى) از بلخ کوچ کرد…
    او پس از مرگ پدر فقیه و ملا در روم و شهر قونیه شد…

    Comment by بابک — شهریور ۱۶, ۱۳۹۵ @ ۶:۱۳ ب.ظ

  9. فکر میکنم به جای دیدی بودم باید باشد

    Comment by Mahdi — دی ۲۱, ۱۳۹۶ @ ۷:۲۰ ب.ظ

  10. در بیت اول به جای واژه فتنه واژه حلقه صحیح تر است
    زاهد بودم ترانه گویم کردی
    سر حلقهٔ بزم و باده‌جویم کردی

    Comment by مهدی — اسفند ۲۳, ۱۳۹۷ @ ۸:۳۲ ق.ظ

  11. در پاسخ به علیرضا
    دوست من صائب تبریزی سه قرن بعد از مولانا زیست کرده است

    Comment by مجید — مرداد ۲۵, ۱۳۹۸ @ ۴:۲۰ ب.ظ

  12. ” دگرگونی ”

    در عین گوشه گیری بودم چو چشمِ مستت
    واکنون شدم به مستان چون ابروی تو مایل
    مضمون این شعر همان است که در رباعی معروف مولانا آمده است:
    زاهد بودم ترانه گویم کردی
    سرفتنه بزم و باده جویم کردی
    سجادہ نشین باوقاری بودم
    بازیچه کودکان کویم کردی

    این تغییر و تحول را غربیان conversion گویند که به معنی معکوس شدن و در جهت مقابل حرکت کردن و دگرگونی کلی یافتن است، و این تغییر را عموما در جهت کمال به کار می برند، اما ادب پارسی اگرچه به ظاهر در جهت فساد و گمراهی می نماید اما آن طنز و مطایبه است و در حقیقت واقعه در مسیر رفتن از نفس به عشق و از دنیا پرستی به عیش و مستی روحانی رخ می دهد.
    شاعران چشم ها را از آن جهت که در دو گوشه چهره نشسته اند به صفت زهد و گوشه گیری منسوب می کنند و در عین حال کلمه ” عین ” نیز به معنی چشم است و چشم را به سبب حالتی خوش که از اطوار نگاه است مست و خمار می گویند و ابروان معشوق که گویی چون دو پرستار کمر باریک و یا دو کماندار معالج بر بالین آن چشم بیمار نشسته اند نیز تمایلی و عشقی و کششی به جانب آن بیمار دارند و حال حافظ در نقش این غزل چنین است که در آغاز چون چشم یار در گوشه عزلت نشسته بود و اینک چون ابروان یار مست و محو و حیران است و هر دم چون یاسمن به چپ و راست متمایل می شود و همان عاشقی است که شکسپیر در قطعه ” گیتی تماشاخانه است “، گفت: ” همچون کوره آهنگران آه آتشین می کشد و بر لبش غزلی در وصف ابروان دلبندی می گذرد “.

    برگرفته از کتاب ” در صحبت حافظ ”
    به قلم حسین الهی قمشه ای

    Comment by علی — مهر ۲۱, ۱۳۹۸ @ ۱:۵۷ ب.ظ

لطفاً توجه داشته باشید که حاشیه‌ها برای ثبت نظرات شما راجع به همین شعر در نظر گرفته شده‌اند. در صورتی که در متن ثبت شده‌ی شعر در گنجور غلط املایی مشاهده کردید، یا با مقابله با نسخه‌ی چاپی در دسترستان اشتباهاتی یافتید، در مورد این شعر نظر یا احساس خاصی دارید یا مطلب خاصی در مورد آن می‌دانید یا دوست دارید درباره‌ی آن از دیگران چیزی بپرسید یک حاشیه برای آن بنویسید. لطفاً از درج مطالب غیرمرتبط با متن این شعر خاص خودداری فرمایید و حتی‌الامکان سعی کنید متن حاشیه‌ی خود را با حروف فارسی درج کنید (حاشیه‌ها بازبینی خواهند شد و موارد غیرمرتبط و ناقض این نکات حذف می‌شوند).

لطفاً در صورتی که اشتباهات را با استناد به نسخه‌های چاپی گزارش می‌کنید این مسئله را (حتی‌الامکان با ذکر نام مصحح) ذکر نمایید تا بتوانیم بین پیشنهادهای تصحیحی حدسی حاشیه‌گذاران و پیشنهادهای مستند تمایز قایل شویم.

حاشیه بنویسید

* ورود نام و پست الکترونیکی اجباری است، پست الکترونیکی نشان داده نمی‌شود.

خوراک حاشیه‌های این شعر را با این نشانی به خبرخوان خود اضافه کنید.

بستن پنجره