1. مصراع آخر مومن صحیح است. در شعر ممن نوشته شده است.

    پاسخ: با تشکر از شما، در بیت مذکور «ممن» با «مؤمن» جایگزین شد.

    Comment by Anonymous — اردیبهشت ۳, ۱۳۸۷ @ ۱۰:۴۱ ق.ظ

  2. http://ca.youtube.com/watch?v=UBNGWNs1wkg

    Comment by Anonymous — اردیبهشت ۳, ۱۳۸۷ @ ۱۰:۴۲ ق.ظ

  3. بیت دهم
    باد را افزون بده تا …..
    باید اینچنین باشد
    باده را افزون بده تا ….

    پاسخ: دوستانی که به دیوان چاپی شمس دسترسی دارند درست آن را اطلاع دهند.

    Comment by امیررضا میناکاری — مرداد ۱۸, ۱۳۸۹ @ ۷:۲۷ ق.ظ

  4. با تشکر که در بیت دهم باد را به باده تغییر ندادید زیرا همان باد درست است که گره از زلف باز میکند. حافظ میفرماید
    طره را تاب مده تا مدهی بر بادم

    Comment by سید رضا طباطبایی — بهمن ۱۷, ۱۳۸۹ @ ۱:۵۳ ب.ظ

  5. سلام…
    این غزل مثل اکثر غزلهای دیوان شمس،دیوانه کننده است.
    مخصوصا” وقتی گروه شمس اجراش کنه..

    Comment by رضا — آذر ۳۰, ۱۳۹۰ @ ۸:۵۵ ق.ظ

  6. آقا باده هست نه باد .
    باد را افزون بده … که معنی رو خراب میکنه .داره با ساقی صحبت میکنه بیت ۹ رو بخون

    Comment by نیما — فروردین ۳۱, ۱۳۹۱ @ ۹:۳۸ ب.ظ

  7. با امیر رضا مینا کار موافقم باده صحیح است

    Comment by بهمن شریف — مهر ۱۳, ۱۳۹۱ @ ۵:۵۵ ب.ظ

  8. این غزلو مصطفی جاویدان بهتر خونده با ضرب باستانی و خراباتی

    Comment by علی — خرداد ۲۹, ۱۳۹۲ @ ۸:۵۹ ب.ظ

  9. پیشنهاد میکنم موسیقی سنتی این شعر رو از گروه شمس گوش بدید !

    Comment by مهدی — آذر ۳۰, ۱۳۹۲ @ ۲:۵۴ ق.ظ

  10. با پوزش از جناب حمیدرضا بابت تأخیر . نسخۀ چاپ سنگی نیکلسن بیت دهم را همان باد ثبت کرده است و جسارتاً بلحاظ معنی هم رعناتر است . واما بعد ..
    این سخن به مناسبت چند مرتبه عرض کرده ام و اینجا هم مکرر میکنم از بهر دوستانی که از سر ناچاری شعرمولوی را و بطورکلی شعر فارسی را با موسیقی ضعیف ایرانی گوش میکنند .
    موسیقی نحیف ایرانی با یک تنبک و تارو کمانچه ، با آن ۷ دستگاه و پنج لحن و ۴۲۰ گوشه اش صدای شجریان و شهرام ناظری که هیچ اگر آوای داوودی هم آنرا همراهی کند هرگز توان بیان یکصدم معانی بلند شعر فارسی از جمله غزل مولوی را ندارد و این عجب نباشد که اسلام موسیقی را حرام کرد ، پس در گذر زمان نبالیده است . شعر مولوی و حافظ و عطار را ارکستری فیلارمونیک ۱۴۹ نفره باید به همراه خوانندۀ اپرا و رقصنگان باله که انسان را مست و مدهوش سازند .
    بعد التحریر : حقیر غرب زده نیستم و قصد تخریب و تحقیر فرهنگ و غرور ایرانی را هم ندارم و عمرم را بپای تدریس و ترویج ادب و شعر پارسی نهاده ام اما حقیقت موسیقی ایرانی این است و صرف اینکه من و شما از شنیدن آن لذت می بریم هم چیزی را عوض نمیکند و این استدلال مسموع نیست که بسیاری کسان از بسیاری چیزها لذت بسیار می برند .

    Comment by شمس الحق — آذر ۳۰, ۱۳۹۲ @ ۴:۱۰ ق.ظ

  11. سلام جناب شمس الحق.

    من از متنتون متوجه شدم که علت مخالفت شما با موسیقی ایرانی ، ضعیف بودن آن است.

    وگرنه با اصل موسیقی موافق هستید و فکر میکنید که این معانی بلند اشعار را باید ۱۴۹ نفره اجرا کرد.

    و عزت معنا را به ظاهر و موسیقی و تعداد خوانندگان و رقاصان میدانید.

    و ربط کلام شما را به حرمت موسیقی در دین حق اسلام هم متوجه نشدم

    کسی متوجه منظور ایشون شد به من هم خبر دهد.

    Comment by aref — بهمن ۲۹, ۱۳۹۲ @ ۱۰:۰۷ ب.ظ

  12. خالق جبار مست:

    جبار را بایست به معنای پیوند دهنده و سامان دهنده در ترکیب مورد نظر ترجمه کرد.
    در قاموس المحیط هم همین معنا برای جبر ذکر شده است
    الجَبْرُ (القاموس المحیط)
    الجَبْرُ: خِلافُ الکسر
    جبر به معنای پیوستن است در برابر گسستن
    در این صورت خالق جبار مست: افریننده پیوند دهنده مست!
    از نگاه مولانا همه هستی در حال شور و رقص و مستی ست.
    این شور و مستی دم به دم از طرف خداوند به تمام ذرات وجود تفویض می شود.
    در بیت قبل هم همین تعبیر وجود دارد: روح مست و عقل مست و خاک مست…
    در این صورت هر سه مفهوم: افرینندگی و نظام مندی افرینش و مستی یکدیگر را تفسیر می کنند.

    Comment by مهاجرانی — اسفند ۱۱, ۱۳۹۲ @ ۱۰:۲۳ ب.ظ

  13. با درود! در آغاز بیت دهم بجای (باد) باید ( باده ) بیاید. گرچه عاقلان پی نقطه نگردند اما اینجا موضوع حرف است.حرف (ه) گرچه ظاهرش آرام وبخود پیچیده به نظر می آید,حتی با نیامدنش دربیت نیز, باده را باد کرده است.بنا خواهشمندیم این دایره ی (ه)کوچکرا در مسیر باد قرار دهید , و ما را شاد قرار دهید. سپاس

    Comment by انجینر فرهاد ایثار — اسفند ۱۵, ۱۳۹۲ @ ۱۱:۰۵ ق.ظ

  14. با سلام جناب شمس الحق
    یادآوری می کنم این نظر و سلیقه شخصی شما در مورد موسقی ایرانی است. این موسقی غنی ایرانی است که می تونه از یک تنبک و تار کمونچه ساده چنین آهنگ زیبا و شنیدنی رو توسط گروه شمس و استادان عزیز (پورناظری ها) خلق کنه ، البته این موسقی غنی باید فهمیده بشه ، من که ترجیح می دم با موسقی ایرانی مست و مدهوش بشم تا با رقصندگان دور و بر.
    البته قبول دارم که سالهاست که داره به موسقی ایرانی ظلم میشه

    Comment by مهدی — فروردین ۲, ۱۳۹۳ @ ۲:۲۴ ب.ظ

  15. تفسیر غزل ۳۹۰ از دیوان شمس مولوی
    ———————————–
    “ساربانا” در این غزل همانا خطابی ست به خواننده که گر نیک بنگری؛ خواهی دید که موجودات اعم از حیوان و انسان و جماد و گیاه؛ همه مست حضور یگانه اند. در بیت دوّم، همین خطاب تحت عنوان باغبانا تکرار می شود و اینبار تکیه سرمستی بر عوامل طبیعی مانند رعد و ابر و باغ قرار دارد. “آسمانا” در بیت سوّم نیز خطابی ست و قدری با عطاب، سرگشتگیهای آدمی را پهلو می زند که در ذهنیت و هویت؛ پیوندش با ذات وجود منقطع شده است.
    “حال صورت” در بیت بعدی، اشاره به شادمانی های حضورمندی ست که در عمق پیوند؛ به عشق فرامی روید.
    “رو تو جباری رها کن” همانا اندرز مولوی ست آنجا که آدمی خصلت جبـّاریت پیدا می کند هنگام که در مــَنـیت خویش؛ گــُم شده باشد و یگانگی میان همه ذرات عالم هستی را برآمده ار سرمستی عشق نبیند. در چنان پیوند یگانه و بی تفکیک و ثنویت، دیگر محلی از اعراب برای دسته بندی و خوب و بد اندیشی و اینکه زمستان فصل حــُزن است و نه سرمستی؛ باقی نماند. در بیت هشتم، خطاب به ما می گوید؛ از نابسامانی ها رنجه مشو؛ چرا که حضور جان ِجانان هماره تو را واقع و محفوظ می باشد. آن ساقی و آن باده هماره حاضر همانا سرمستی ماست در حضوری هشیارانه که در بیت آخر؛ آن را به استعاره؛ هشیاری شمس تبریزی برمی شمارد.
    شمس تبریزی به دورت هیچ کس هشیار نیست/ کافر و مؤمن خراب و زاهد و خمار مست

    Comment by منصور پویان — خرداد ۳, ۱۳۹۳ @ ۸:۰۵ ب.ظ

  16. پرتوی ازنورحق برکلیات افکنده شد____خلق مست وفهم مست و هوش باافکار مست فکر کنم این درادامه دارد

    Comment by سید — خرداد ۲۸, ۱۳۹۳ @ ۱۱:۰۹ ق.ظ

  17. با سلام خدمت از من بزرگترها، چرا دعوا و غوغا بپا کردید که موسیقی ایرانی خوب یا ضعیف است؟ این مشاجرات همانند آن قولهایی است که می گویند حضرت مولانا ایرانی بود و یا ملیت دیگری داشت. اگر شما با یک دنبک و یا دف هم این اشعار نورانی را همراهی کنید، حتما به شما همان حال رقصندگان فرشته را می داد. اگر حضرت مولانا زنده بود چه حالی با این موسیقی زیبای ایرانی می کرد. من که از آن حضرت بسیار ممنونم.

    Comment by حمید گیوه چی — آذر ۱۵, ۱۳۹۳ @ ۱۱:۲۱ ب.ظ

  18. در نسخه چاپى من که البته اغلاطى هم در آن وجود دارد، و به تصحیح فروزانفر است، چاپ امیرکبیر، همان باد ذکر شده
    باد را افزون بده، درست است.

    Comment by Anonymous — اردیبهشت ۸, ۱۳۹۴ @ ۲:۲۲ ب.ظ

  19. در ضمن در همان نسخه فروزانفر آمده
    بخل ساقى باشد آنجا یا فساد بادها

    Comment by Anonymous — اردیبهشت ۸, ۱۳۹۴ @ ۲:۲۵ ب.ظ

  20. با سلام
    عاشقان موسیقی ایرانی حتما این شعر را با صدای سالار عقیلی در آلبوم یارمست بشنوند. اجرا در دستگاه همایون (یکی از همان هفت دستگاه موسیقی) که نه علاوه بر تار و تنبک و کمانچه از سنتور و عود و دمام و بندیر و دف و قیچک آلتو و تبلا نیز در آن استفاده شده است.
    فکر نکنم بتونید بعد از گوش کردن هشیار بمونید. حتما مست خواهید شد.
    شعر و شاعر، ساز و مطرب، گنج و گنجور، هرچه هست و نیست مست!

    Comment by حسین مطهری — خرداد ۱۸, ۱۳۹۴ @ ۱۱:۰۵ ق.ظ

  21. “باد را افزون بده تا برگشاید این گره ”
    صحیح است ، می فرمایند برای گره گشایی از زلف یار باد را بفرمای تا شدیدتر بوزد .
    تصویر سازی فوق العاده زیبا و لطیفی است .

    Comment by خلخالی — آذر ۲۵, ۱۳۹۴ @ ۲:۴۳ ب.ظ

  22. https://www.youtube.com/watch?v=cawEOnsscBg&feature=youtu.be

    Comment by پیرایه یغمایی — فروردین ۲۴, ۱۳۹۵ @ ۶:۲۳ ق.ظ

  23. عزیزان من درمصرع اول اگرباددرست باشد درمرع دوم هم لزوما باد صحیح است ریرا باد است که میتوانددستارمست راازسر افکند اما همه قراین دلالت بردرست بودن باده دارد

    Comment by سیدرضارجایی — فروردین ۳۰, ۱۳۹۵ @ ۳:۱۴ ق.ظ

  24. بیت چهارم تا ششم :
    بانگ یارا میزنیم از آرزوی دلبران
    بانگ مست و چنگ مست و زخمه مست و تار مست

    زاهد خلوت نشین و صوفی پرهیزگار
    خرقه ها بر تن دریده بر سر بازار مست

    خلق عالم هر کسی مست شرابی گشته اند
    ای پسر برخیز و بنگر جمله ی ابرار مست

    Comment by ساحل — مرداد ۱۴, ۱۳۹۵ @ ۲:۱۴ ب.ظ

  25. بیت چهارم تا ششم
    بانگ یارا میزنیم از آرزوی دلبران
    بانگ مست و چنگ مست و زخمه مست و تار مست

    زاهد خلوت نشین و صوفی پرهیزگار
    خرقه ها بر تن دریده بر سر بازار مست

    خلق عالم هر کسی مست شرابی گشته اند
    ای پسر برخیز و بنگر جمله ی ابرار مست

    Comment by ساحل — مرداد ۱۴, ۱۳۹۵ @ ۲:۱۶ ب.ظ

  26. جناب شمس الحق،
    نسخه چاپ سنگی نیکلسن سرکار به نادرست به جای باده ، باد آورده است ، غزل به تمامی از می و مستی سخن میگوید و آقای نیکلسن ” باد را افزون میدهد؟؟”
    در باره موسیقی ایرانی که با شعر پارسی آمیخته و با آن آموخته میشده و میشود، داوری را به اهل آن وانهید.
    با پوزش

    Comment by گمنام — مرداد ۱۴, ۱۳۹۵ @ ۱۱:۱۴ ب.ظ

  27. کسی میتونه معنی بیت
    «بخل ساقی باشد آن جا یا فساد باده‌ها/هر دو ناهموار باشد چون رود رهوار مست»
    رو بیان کنه؟

    Comment by علیرضا — مهر ۸, ۱۳۹۵ @ ۵:۵۴ ب.ظ

  28. دوستان پیرامون بیت دهم که میگه : باد را افزون بده تا … سر این موضوع که “باد” صحیحه یا “باده” صحبت فراوان کردند لیکن به نظر من هر دو محتمله چراکه از یک سو بنابر قرینه باد صحیحه چرا که گره از زلف باز میکنه و نیز چون مصرع بعدی هم با کلمه ی باده شروع میشه از قوت شعر کاسته میشه که هر دو مصرع با یک کلمه شروع شده باشند و از سوی دیگر “باده” صحیحه چرا که اولا مخاطب ساقی است و دوما باده هم گره از زلف باز میکنه ، باده علت مستیست و مستی علت سماع و رقص و شاید این سماع باعث گشایش گره از زلف باشه …

    Comment by احسان سروش اصفهانی — اسفند ۲۶, ۱۳۹۵ @ ۴:۲۲ ب.ظ

  29. جناب شمس الحق گرامی!
    چرا مغالطه میکنید؟!
    چرا بدون آگاهی و بی ربط سخن میگویید؟!
    به گمان بنده آنچه که در خصوص حرام بودن موسیقی ایرانی گفتید، جز پتکی که متعصبانه و کورکورانه بر سندان تاریک آگاهی تان کوفتید نبود…!
    موسیقی ایرانی را با “هفت دستگاه و پنج آواز و به روایتی ۴۲۰ گوشه” ضعیف میپندارید!
    بفرمایید دلیل ضعف موسیقی مان چیست؟! تعداد دستگاهها و متعلقاتشان کم است یا تعداد نوازندگان و خوانندگان هنگام اجرا؟!
    خدمتتان عرض کنم برای آنکه به درک و فهم یک موسیقی, چه غربی و چه ایرانی بپردازیم و به نقاط ضغف و قوت آن پی ببریم به گوش نیاز داریم نه به چشم. به پندار شما عامل موفقیت و قوت در اجرای یک موسیقی تعدد و تنوع نوازندگان و بقول جنابتان “رقصانگانی” است که شما را به وجد می آورند. مگر جز این است که هر صدا و آوایی که در طبیعت و محیط پیرآمون ما به گوش میرسد, در قالب یکی از همین دستگاهها و گوشه ها شکل گرفته؟!
    آن ۱۴۹ نفر که میفرمایید, با آن همه ساز و برگ و نوا چه کار خارق العاده ای میکنند که این چند نفر را از انجام آن عاجز میدانید؟! شاید مبالغه میکنم اما گمان نکنم در هیچ کجای دنیا, به اندازه ی ما(ایرانیان, اساتید موسیقی ما) در اجرای یک موسیقی به جزییات توجه شود. بعنوان مثال:چه کلامی(شعر) انتخاب شود تا با حس و حال آهنگ(دستگاه) تناسب داشته باشد, یا چه آهنگی انتخاب شود تا با حس و حال کلام تناسب داشته باشد؟/ بیت مطلع چه حس و حالی دارد, آیا حتما از گوشه ی درآمد شروع شود یا بهتر است از گوشه ای دیگر/ فلان بیت در کدام گوشه اجرا شود بهتر است/ شاید بهتر باشد گریزی زده و فلان بیت که حس و حال غریب تری دارد در دستگاه دیگری و در گوشه ای درخور اجرا شود. برای برگشتن به دستگاه اصلی بیتی دیگر اجرا شود/ جواب آواز در فلان گوشه را فی المثل تار همراهی کند/ بهتر است بعد از اجرای فلان گوشه قطعه ای ضربی یا چهارمضرابی کوتاه اجرا شود. و….
    همه ی این ویژگی ها در آثار موسیقی بزرگان ایرانی مشهود و محسوس است.
    اگر تصویر حرام است
    اگر چشم دیدن نداریم
    اگر کوریم
    گوش که داریم!
    بنیوشیم تا مست شویم
    مگر آنکه کر شویم…!

    Comment by همایون — فروردین ۱۶, ۱۳۹۶ @ ۴:۱۴ ب.ظ

  30. بی نظیره. تصویرسازی های فوق العاده. کافیه چشماتون رو ببندین و تمام این فضاهایی که ترسیم میشه رو در خیالتون مجسم کنین. این فضاها به قدری عجیب و جذاب هستن که هیچوقت دلتون نمیخواد چشماتون رو به دنیای اجسام و مواد باز کنین.
    شاهکار مولوی اینه که با استفاده از کلمات ساده، تصاویر عجیب و غریبی خلق می کنه، درست برعکس شاهکار سعدی و حافظ که برای خلق یک تصویر ساده، با استفاده از کلمات و عبارات پیچیده و عجیب افسونگری می کنن.
    گوشم شنید قصه ایمان و مست شد / کو قسم چشم؟ صورت ایمانم آرزوست…

    Comment by ... — فروردین ۲۹, ۱۳۹۶ @ ۱۱:۰۷ ب.ظ

  31. دونکته را تذکار ضرورت افتاد اول اینکه :حرمت موسیقی،یک امر سیاسی است.تحریم موسیقی نشاط جامعه را هدف گرفته وبرآن است تا…

    نکته دوم - اینکه ما همیشه مبالغه میکنیم.ملای رومی و. راانقدر بلند میدانیم که ازدسترس خارج میشوند.در سخن علی علیه السلام افراط وتفریط هردو ،گوشه های جهالت خوانده شده اند

    Comment by محسن سعیدزاده — شهریور ۷, ۱۳۹۶ @ ۹:۲۴ ب.ظ

  32. خدمت ادیبان واستادان ومفسران محترم سلام عرض میکنم.بسیار متاسفم که این بنده عامی سوادی همپایه شما راندارم تا بتوانم فرق بین باده دادن یا خدای ناکرده(باد دادن)ساقی آنهم به امر مولانا بفهمم.
    اما قدرمسلم میدانمکه باده دادنی و(رویم بدیوار)باد درکردنی است

    Comment by عامی — بهمن ۲۲, ۱۳۹۶ @ ۱۱:۴۳ ب.ظ

  33. بیت چهارم اشتباه نوشته شده، صحیحش اینه:
    حالِ صورت اینچنین و حالِ معنی مپرس
    روح مست و عقل مست و وَهم مست اسرار مست
    (روح مست و عقل مست و خواب مست اسرار مست) هم خوانده شده در گروه سنتی شمس

    Comment by بهرخ جواهری — دی ۱۰, ۱۳۹۷ @ ۱:۵۰ ق.ظ

  34. باد را افزون بده تا برگشاید این گره: سرعت وزش باد را زیاد کن تا گره زلف یار را بگشاید
    باده تا در سر نیفتد کی دهد دستار مست: در گذشته دستار نشانه‌ی مردانگی بوده است و کسی که دستار یا سربند نداشته را مست یا کم عقل می‌شمرده اند.
    شیخ که می‌کرد منع باده چو بیدل
    در گرو باده داد خرقه و دستار
    بعدها کلاه نیز در مفهومی مشابه جایگزین دستار شد.
    گفت آگه نیستی کز سر درافتادت کلاه.. گفت در سر عقل باید بی‌کلاهی عار نیست

    Comment by فرهاد بیران — اسفند ۹, ۱۳۹۷ @ ۱۱:۴۴ ب.ظ

لطفاً توجه داشته باشید که حاشیه‌ها برای ثبت نظرات شما راجع به همین شعر در نظر گرفته شده‌اند. در صورتی که در متن ثبت شده‌ی شعر در گنجور غلط املایی مشاهده کردید، یا با مقابله با نسخه‌ی چاپی در دسترستان اشتباهاتی یافتید، در مورد این شعر نظر یا احساس خاصی دارید یا مطلب خاصی در مورد آن می‌دانید یا دوست دارید درباره‌ی آن از دیگران چیزی بپرسید یک حاشیه برای آن بنویسید. لطفاً از درج مطالب غیرمرتبط با متن این شعر خاص خودداری فرمایید و حتی‌الامکان سعی کنید متن حاشیه‌ی خود را با حروف فارسی درج کنید (حاشیه‌ها بازبینی خواهند شد و موارد غیرمرتبط و ناقض این نکات حذف می‌شوند).

لطفاً در صورتی که اشتباهات را با استناد به نسخه‌های چاپی گزارش می‌کنید این مسئله را (حتی‌الامکان با ذکر نام مصحح) ذکر نمایید تا بتوانیم بین پیشنهادهای تصحیحی حدسی حاشیه‌گذاران و پیشنهادهای مستند تمایز قایل شویم.

حاشیه بنویسید

* ورود نام و پست الکترونیکی اجباری است، پست الکترونیکی نشان داده نمی‌شود.

خوراک حاشیه‌های این شعر را با این نشانی به خبرخوان خود اضافه کنید.

بستن پنجره