1. وزن مصرع دوم بیت اول درست نیست.

    هرکجا بخت خوش افتاد همانجاست بهشت

    Comment by غلامرضا راوند — آذر ۸, ۱۳۹۳ @ ۲:۰۷ ق.ظ

  2. همونطور که آقاى راوند گفتن مصراع دوم بیت اول نادرست است
    هرکجا وقت خوش افتاد همانجاست بهشت

    Comment by مهبد طاهرى — شهریور ۲۵, ۱۳۹۴ @ ۱:۱۵ ب.ظ

  3. سلام
    طبقه گفته آقای راوند مصرع دوم باید اصلاح شود.

    ممنونم عالی بود.

    Comment by اشکان صفری — دی ۱۲, ۱۳۹۴ @ ۱۰:۳۷ ق.ظ

  4. مصرع اول بیت چهرم دوزخ از تیرگی بخت درون تو بود

    Comment by امیر — اسفند ۲۲, ۱۳۹۴ @ ۹:۰۷ ق.ظ

  5. عرض سلام و احترام

    عمر زاهد همه طی شد به تمنای بهشت اوندانست که در ترک تمناست بهشت

    Comment by مسلم — بهمن ۱۱, ۱۳۹۵ @ ۸:۵۳ ب.ظ

  6. اگر لذت ترک لذت بدانی
    دگر شهوت نفس لذت نخوانی
    این باور رهبانی چندان با دانش انسان شناسی امروز همخوانی ندارد.
    تنها کسی می تواند چنین چیزی را ادعا کند که ابتدا طعم لذت یا شهوت را چشیده باشد و نیازش مرتفع شده باشد.
    بسیار دور از واقع بینی است که به انسان گرسنه یا جوانی که نیاز جنسی اش برای سال ها برطرف نشده است بگوییم :
    اگر لذت ترک لذت بدانی
    دگر شهوت نفس لذت نخوانی
    بعد از ارضاء گرسنگی هم که ترک خوردن شاهکار نیست! این پیامد به طور طبیعی روی می دهد!!
    امروز می گویند انسانی که نیازهای فیزیولوژیک او بی پاسخ مانده است نمی تواند به مراتب بالاتری از رشد و تکامل نایل آید. اگر آدمی راستی گرسنه باشد و از خوردن پرهیز کند قوای جسمی و فکری اش تحلیل خواهد رفت.

    Comment by روفیا — بهمن ۱۲, ۱۳۹۵ @ ۹:۴۷ ق.ظ

  7. دوست عزیز، روفیا
    اشاره جالبی داشتید به “نیاز”
    پاسخ دادن به نیازها کاملا منطقی است، و چه نیکوست که با لذت همراه است.
    سئوال اینجاست که نیازهای انسان چیست و چه مراتبی دارد؟ نیازهای انسان با رشد عقل و معرفتش تنوع یافته و شکلهای عالی تری به خود می گیرد که به تناسب، پاسخ به آنها نیز لذتی به مراتب عالی تر خواهد داشت ..
    بیشتر به توجه بر این تفاوت ها تاکید شده است و نه بی اهمیت شمردن نیازهای ابتدایی تر از جمله نیازهای فیزیولوژیک که همه آگاهیم نیازهایی دائمی بوده و رسیدگی مناسب به آنها لذت بخش - هرچند زودگذر - است.
    می توان در این مرحله توقف نموده، با ترفندهایی لذت ناشی از پاسخ به آنها را مثلا با ایجاد تنوع، ارتقاء داد.. و یا به صورتی متعادل، به نیازهای عالی تر وجود نیز توجه داشت و آنگاه در درون خویش میزان ارزشمندی هر یک را سنجید..

    Comment by نادر.. — بهمن ۱۲, ۱۳۹۵ @ ۶:۳۳ ب.ظ

  8. دوستان
    فراموش نفرمایید که که شاعر در بیت تخلص به قول معروف ؛ بند را آب داده است!!
    صایب از روی بهشتی صفتان چشم مپوش!!

    چه در آََیینه رخ این زیبا یان بهشت راستین هویداست!

    Comment by پریشان روزگار — بهمن ۱۲, ۱۳۹۵ @ ۷:۱۳ ب.ظ

  9. نیکو گفتید دوست جان
    و حق مطلب را به جا آوردید!

    Comment by روفیا — بهمن ۱۳, ۱۳۹۵ @ ۹:۳۳ ب.ظ

  10. دوزخ از تیرگٖی بخت درون من و توست
    دل اگـر تیره نباشـد همه دنیاست بهشت

    به نظزرم بیت چهارم اینجوری بهم خوش آواتره و هم وزنش بهتر

    Comment by د.شرفی — مرداد ۲۹, ۱۳۹۶ @ ۱۰:۰۲ ق.ظ

لطفاً توجه داشته باشید که حاشیه‌ها برای ثبت نظرات شما راجع به همین شعر در نظر گرفته شده‌اند. در صورتی که در متن ثبت شده‌ی شعر در گنجور غلط املایی مشاهده کردید، یا با مقابله با نسخه‌ی چاپی در دسترستان اشتباهاتی یافتید، در مورد این شعر نظر یا احساس خاصی دارید یا مطلب خاصی در مورد آن می‌دانید یا دوست دارید درباره‌ی آن از دیگران چیزی بپرسید یک حاشیه برای آن بنویسید. لطفاً از درج مطالب غیرمرتبط با متن این شعر خاص خودداری فرمایید و حتی‌الامکان سعی کنید متن حاشیه‌ی خود را با حروف فارسی درج کنید (حاشیه‌ها بازبینی خواهند شد و موارد غیرمرتبط و ناقض این نکات حذف می‌شوند).

لطفاً در صورتی که اشتباهات را با استناد به نسخه‌های چاپی گزارش می‌کنید این مسئله را (حتی‌الامکان با ذکر نام مصحح) ذکر نمایید تا بتوانیم بین پیشنهادهای تصحیحی حدسی حاشیه‌گذاران و پیشنهادهای مستند تمایز قایل شویم.

حاشیه بنویسید

* ورود نام و پست الکترونیکی اجباری است، پست الکترونیکی نشان داده نمی‌شود.

خوراک حاشیه‌های این شعر را با این نشانی به خبرخوان خود اضافه کنید.

بستن پنجره