علی f در ۷ ماه قبل، دوشنبه ۳۰ تیر ۱۴۰۴، ساعت ۰۱:۴۹ دربارهٔ امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » مثنویات » شمارهٔ ۴ - اینک شاعر بیان می کند که چسان قران السعدین را به نظم آورد::
داد و دود🛑 >>>> داد دود
HRezaa در ۷ ماه قبل، دوشنبه ۳۰ تیر ۱۴۰۴، ساعت ۰۰:۴۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۴:
می بده تا دهمت آگهی از سر قضا....
روانت شاد ای ابرررررشاعر و ابررررعارف کل تاریخ
که هر غزل را چنان سرودهای که هرکس به تناسب آن می (آگاهی و سلیقه و پندار) که در سر دارد میتواند به ظن خود یار تو شود.....
HRezaa در ۷ ماه قبل، دوشنبه ۳۰ تیر ۱۴۰۴، ساعت ۰۰:۱۰ در پاسخ به arash دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۴:
درود بر شما و سپاس از اندیشهی بینهایت زیبای شما
مایا سپیدهدم در ۷ ماه قبل، یکشنبه ۲۹ تیر ۱۴۰۴، ساعت ۲۳:۰۴ در پاسخ به شیرازی دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » فریدون » بخش ۱ - پادشاهی فریدون پانصد سال بود:
منظور اینه که غصه نخور پسته بخور☺️ در ادامه بیت هم فردوسی خودشون سرودند که از تلاش روی گردان نباشید و از رنج ها خم به چهره نایآورید انگار که بعد از سختی آسانی است پس شایسته جشن گرفتن و قدردانی از نعمت هاست که شامل خوردن و خوشی هم میشه.
Hsyn Frhng در ۷ ماه قبل، یکشنبه ۲۹ تیر ۱۴۰۴، ساعت ۲۱:۴۰ دربارهٔ اوحدی مراغهای » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱۸:
درود بله اقای احمد کسروی در کتاب حافظ چه میگوید این شعر را گفته حافظ سروده و تمامی خرده گیری هاش رو به این شعر نسبت داده وخیلی گستاخانه به حافظ تاخته آیا این شعر مال حافظ بوده یا اوحدی ؟؟؟؟
داریوش نامور در ۷ ماه قبل، یکشنبه ۲۹ تیر ۱۴۰۴، ساعت ۲۱:۱۵ در پاسخ به بنیامین هَگدُل دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۳:
یعنی هجای اول هر بیت رو هجای کوتاه در نظر میگیریم؟
چطور همچین چیزی امکان داره آهنگ وزن فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن با آهنگ وزن فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن متفاوت هست
نیک در ۷ ماه قبل، یکشنبه ۲۹ تیر ۱۴۰۴، ساعت ۲۰:۱۷ در پاسخ به jalal tehran دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۱:
خیلی ممنونم
سُلگی قاسم در ۷ ماه قبل، یکشنبه ۲۹ تیر ۱۴۰۴، ساعت ۱۸:۰۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۹۸:
با سلامو تشکر از سایت خوب گنجور در خصوص واژه ابداعی مثل (منتری) این توضیح لازمه،که مولانا گاهی که از تنگی قافیه سازی عرصه بر او تنگ میشود و بارها از این تنگنا نیز بر خود نهیب میزند:
حرف و گفت و صوت را برهم زنم
تا که بی این هر سه با تو دم زنم
و در این محدودیت وتنگا،دست به ابداع کلمات و واژه سازی میزندوکلماتی مثل منتری را برای قافیه سازی بهتر میسازد/با تشکرقاسم سُلگی
Morteza Akrami در ۷ ماه قبل، یکشنبه ۲۹ تیر ۱۴۰۴، ساعت ۱۳:۱۷ دربارهٔ هاتف اصفهانی » دیوان اشعار » ترجیع بند - که یکی هست و هیچ نیست جز او:
این ترجیعبند واقعاً شاهکاره . هیچوقت قدیمی نمیشه .هربار میخونمش اشک تو چشمام میاد.
Morteza Akrami در ۷ ماه قبل، یکشنبه ۲۹ تیر ۱۴۰۴، ساعت ۱۳:۱۵ دربارهٔ هاتف اصفهانی » دیوان اشعار » ترجیع بند - که یکی هست و هیچ نیست جز او:
چقدر ما خوشبختیم که ایرانی هستیم و زبان مادری مون فارسی هست که میتونیم این شاهکار رو بخوانیم و بفهمیم . یه لحظه فکر کنید زبان مادری مون فارسی نبود از چه شاهکارهایی محروم میشدیم ... حتی تصورش هم ترسناکه .
سیدمحمد جهانشاهی در ۷ ماه قبل، یکشنبه ۲۹ تیر ۱۴۰۴، ساعت ۱۲:۴۶ در پاسخ به همیرضا دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۱:
احسنت ، صحیح است
سوره صادقی در ۷ ماه قبل، یکشنبه ۲۹ تیر ۱۴۰۴، ساعت ۱۲:۲۷ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۶ - در سابقهٔ نظم کتاب:
نظامی این بخش را با توصیف صبحگاه و اینکه دولت به او در صبح بوده که دمیده (بیت ۱)، شروع میکند پس از اشاره مستقیم به خورشید که سلطان آسمان شده (روز شده) (بیت ۵)، از مفهوم آسمان که به صورت دولتخانه هفت فغفور ازش یاد میکنه استفاده میکنه بعنوان رابط حرف قبلی (توصیف صبح) با سخن جدید که میخواهد درباره آغاز سرایش اثر بگوید: تقدیر این بود که نامهی باشکوه تازهای (اثر خود را میگوید) سروده شود. (بیت۶) پس آسمان اینجا منظور تقدیر است. پیچش معانی در بیان شاعر عالیست: اینگونه یاد کردن از آسمان به دلیل آنست که میخواهد از موضوع قبلی (توصیف صبح) ربط بدهد به موضوع بعدی: سرایش این اثر به مثابهی تقدیر و دلیل وجودی شاعر.
از بیت شماره ۶ تا آخر بیت ۱۳ توصیف قدرت خلاقهی نوشتن است و بسیار زیباست. نوشتن را به ملک پادشاهی تشبیه میکنه که شاه قدرتمندی آن را فتح کرده و اختیار کنترلش (شمشیر) را به یکی از مبارزان قدرقدرتش سپرده (بیت ۷). بعد اشاراتی به سنگینی بار خلاقیت میکند که بنظرم فقط خود پدیدآورندگان آثار میتوانند این نکات را بفهمند: که شب تا صبح حیرتزده مانده که این کار سترگ را از کجا و چگونه شروع کند و چطور انجام دهد که در مخاطبانش تاثیر گذارد. در آخر (بیت۱۲) طالع خوش رو به او میکند و خبر از اینکه تو از پسش برمیآیی میدهد. (از این پیکهای خوشخبر خداوند قسمت همه نویسندگان و پدیدآورندگان آثار کند!)
بیت ۱۴ تا ۱۹ درباره اینکه مجموعه داستانهایی عاشقانه قرار است خلق شود و این تقدیر و سرنوشتش بوده و علت وجودی شاعر ـــ چون شاهنشاه عالم به او میگوید که این اثر را بسرا و این اشارهست به اینکه کاریست که شاعر برای آن خلق شده؛ و ادامه میدهد در توصیف اینکه چطور این کار را بخوبی و شایسته تحسین انجام میدهد.
بیت ۲۰ تا آخر به نظر من عمدتا مربوط به دغدغههای مالی و حیرت اینکه آیا کارش در میگیرد یا خیر و روزیرسان کیست و اشاره به اینکه اگر صرفا با هدف دنیا خوردن این کار را انجام دهی غلط است و از این فکر به در بیا (بیت ۲۴) و اشاره به اینکه در وضع مالی خوبی نیست و گوشهنشینی اختیار کرده و در این وضعیت مانند زنبوریست که کلی عسل در خانه محقرش دارد یا ماریست که در خرابه محل زندگیش ـــ که شب تا به شب روزه دارد در آن، یعنی کلا چیز خاصی برای خوردن ندارد ـــ گنجی نزد خود دارد؛ و در آخر هم نتیجه به اینکه قناعت همیشه هست!
به نظرم یک زیبایی مهم این بخش آوردن موضوعات متعدد بصورت زیرفصل ولی کاملا پیوسته و قراردادن رابطهایی بین این زیرفصلها که پیوستگی این بخش از دست نرود، است.
سوره صادقی در ۷ ماه قبل، یکشنبه ۲۹ تیر ۱۴۰۴، ساعت ۱۲:۰۵ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۶ - در سابقهٔ نظم کتاب:
به فر (بزرگی) شه قسم میخورد که روزیریز شاخ است: اعطاکنندهی روزی، شاخ درخت است یعنی عوامل انسانی نیستند بلکه عوامل طبیعی روزی را میرسانند. بعبارتی: انتظار از منابع انسانی که شاید به بزرگی او هم قسم دارد میخورد (شاه)، نباید داشت بلکه خداوند است که با ابزارهایش (طبیعت) روزیرسان است. در ادامه هم منظور از کرَم احتمالاً کرَم انسانهاست. یعنی اگر انسان بخشندهای نباشد غم مخور چون روزی را خداوند می رساند و اتفاقاً فراخ هم میرساند.
سوره صادقی در ۷ ماه قبل، یکشنبه ۲۹ تیر ۱۴۰۴، ساعت ۱۱:۴۷ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۶ - در سابقهٔ نظم کتاب:
خدایان نوشتار (عطارد) و لطافت (زهره) در برابر شعر تو کم میآورند و بیتاثیرشان میکنی.
مسمار: میخ. قلم عطارد را میخ کردن: قلم او را از کار انداختن و بیتاثیر کردن. پرند: ابریشم، نماد لطافت و زنانگی و زیبایی که زهره به آن شناختهشده است.
jalal tehran در ۷ ماه قبل، یکشنبه ۲۹ تیر ۱۴۰۴، ساعت ۱۱:۴۶ در پاسخ به نیک دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۱:
درود و عرض ادب
در گوگل وبلاگ "حافظانه" را سرچ کنید
سوره صادقی در ۷ ماه قبل، یکشنبه ۲۹ تیر ۱۴۰۴، ساعت ۱۱:۴۲ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۶ - در سابقهٔ نظم کتاب:
موسی در کوه طور با درختی سوزان روبهرو شد که نماد معرفت الهی است و به این ترتیب موسی نماد مواجهه با نور، آتش و تجلی الهی است. همانطور که موسی با آتش معرفت الهی رو به رو شد تو هم شعلههای عشق را بیافروز و در دلها روشن کن. در کنار اشارهی شاعر به عیسی و توان جانبخشی او و دم حیاتبخشش، مفهوم بیت برمیآید چنین باشد که داستانی بسرا که هم جانافزا باشد و هم سوزانندهی دل.
سوره صادقی در ۷ ماه قبل، یکشنبه ۲۹ تیر ۱۴۰۴، ساعت ۱۱:۳۳ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۶ - در سابقهٔ نظم کتاب:
اگر کار نوشتن میکنید میفهمید این بیت یعنی چه. بسیار زیبا دغدغه خالقان آثار را بیان میکند. روح نظامی شاد.
سوره صادقی در ۷ ماه قبل، یکشنبه ۲۹ تیر ۱۴۰۴، ساعت ۱۱:۲۹ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۶ - در سابقهٔ نظم کتاب:
مرغان دهل (اضافه تشبیهی) سازشان را درآوردند. احتمالاً ریشه در رسم آن زمانه داشته که برای اعلام صبح و شروع روز به تعداد دفعاتی (احتمالاً پنج بار) دهل میزدهاند. اینجا منظور نظامی خود دهل و دهلزن نیست بلکه دارد میگوید مرغان و پرندهها که با شروع صبح شروع به آواز خواندن میکنند همان دهلزنها هستند که شروع روز را اعلام میکنند.
چند بیت اول این بخش در توصیف صبح و شروع روز و آسمان صبح است و مناسبتش جدای از اینکه صبح کلاً استعاره قویای برای مفهوم شروع کردن یک کار است و به مرحله عمل رساندن عزم، این معنی را هم دارد که با توجه به ادامه و کل این بخش، میگوید صبح بود که بخت من باز شد و دولت به من رو کرد و از حیرت چگونگی سرایش شعر و نیز انگیزه آن، به در آمدم و بالاخره کار را شروع کردم.
سوره صادقی در ۷ ماه قبل، یکشنبه ۲۹ تیر ۱۴۰۴، ساعت ۱۰:۳۰ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۶ - در سابقهٔ نظم کتاب:
سر تراشیدن در فرهنگ و ادبیات فارسی تا جاییکه میدانم دو معنی غالب دارد: عزاداری کردن که روشی برای خانمهاست موی بریدن، و ابراز ارادت و احترام که برای آقایان است و در مناسک حج انجام میشود. اینجا منظور آنست شاعر توانسته به دلیل زبان تاثیرگذار و اوج هنر شاعریاش در خلق این اثر موی معانی را از سر فلک بتراشد. به عبارتی چیزی از معنا در عالم باقی نگذارد که نگفته باشد و به اتمام و اکمال نرسانده باشد. اغراق دارد در اینکه شاعر به زیبایی حق معنا را در اثر پیش رو ادا کرده و فلک را واداشته ابراز احترام به او کند.
ی در خنجرزبانی ی مصدر است: خنجرزبان بودن.
علی f در ۷ ماه قبل، دوشنبه ۳۰ تیر ۱۴۰۴، ساعت ۰۱:۵۹ دربارهٔ امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » مثنویات » شمارهٔ ۵ - چنان بهنظر میرسد که آن سلطان عشرتطلب و هردمخیال، به این کتاب توجه نکرد و آن همه زر را که وعده کرده بود به امیر خسرو نداد، مگر امیر خسرو ازینکه مثنوی دلانگیزی گماشته است، خرسند بود::