گنجور

حاشیه‌های برمک

 

برمک

دوستدار پارسی دری و دگر هیچ


برمک در ‫۴ ماه قبل، یک شنبه ۳۰ خرداد ۱۴۰۰، ساعت ۲۳:۰۱ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب » بخش ۷ - گفتار اندر ستایش پیغمبر:

من عربم هستم و زبان عربی را هم بسیار دوست دارم و به شعر عربی عشق می ورزم اما  به گمانم فردوسی  آگاهانه با زبانی پخته  و دور از پیچیدگی  با زبان پارسی  و بی واژگان عربی شاهنامه را سروده است و  بیشتر  بیتهایی که دارای واژگان عربی است  از خود فردوسی نیست  - از  یاد نبریم که فردوسی سخنوری تواناست و  همانگونه که هزاران بیت  سره را به اسانی و زیبایی سروده  میتوانست ان پانصد بیتی هم که میگ.ویند واژه عربی دارد به فارسی بسراید - مگر نامهای ویزه چون نبی  و علی و حیدر  و ضحاک که نام است   - و  به حق همانگونه که ابن اثیر گفته  در فصاحت  شاهنامه فردوسی قران  فارسی است  رحمت خداوند بر او باد 

 

برمک در ‫۴ ماه قبل، چهار شنبه ۱۲ خرداد ۱۴۰۰، ساعت ۰۸:۱۲ دربارهٔ اسدی توسی » گرشاسپ‌نامه » آغاز:

چه تاری چه روشن چه بالا چه پست 
نشان است بر هستیش هرچه هست 
اسدی طوسی بسیار روان سروده  - لغت فرس او بسیار عالیست و اگر این کتاب را ننوشته بود نیمی از لغات فارسی و نیمی از شعر شاعران از میان رفته بود 

 

برمک در ‫۴ ماه قبل، یک شنبه ۹ خرداد ۱۴۰۰، ساعت ۰۷:۳۸ دربارهٔ اسدی توسی » گرشاسپ‌نامه » آغاز:

ایم بزرگمرد فرزانه اگر تنها لغت فرس را داشت جا داشت که او را از بزرگترینها بدانیم و گرشاسپنامه اش تاجیست بر سر ان گرچه این دیباچه به بپای شاهنامه نمیرسد با این همه سروده های نغز بسیار در اوست و دیگر انکه  چیزهای بسیار دیگر که در جای دگر نیامده بما نشان میدهد 

کمند سواران سراویز شد
پرنداوران  ابر خونریز شد 
بتیر و بخشت و به گرز و بتیغ
همی ریخت پولاد باران چو میغ 
بزخمی دو نیمه شد از خشم و زور 
زبالا سوار و ز پهنا ستور