گنجور

حاشیه‌ها

محمدامین در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۹ دی ۱۴۰۰، ساعت ۱۴:۴۹ دربارهٔ خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » سفریات » غزلیات » شمارهٔ ۱۹۰:

سلام و درود

ما جرعه چشانیم ولی خضر وشانیم
ما راه نشینیم ولی شاه نشانیم

وشانی لغت‌نامه دهخدا

وشانی . [ وَ ] (اِ) زر ده هفت ، و آن زری بوده رائج که در قدیم در ملک خراسان سکه میکرده اند. (برهان ). زری بوده در قدیم رائج وآن را ده هفت میگفتند و آن خالص نبوده مانند ده دهی ، و ده دینار آن هفت دینار بوده و سه دینار غل و غش داخل آن میکردند. شیانی . (انجمن آرا). رشیدی نویسد صحیح شیانی است . (فرهنگ فارسی معین ). مسکوک زری که 3% بار داشته . زر ده هفت . (فرهنگ فارسی معین ) :
چون تو نیم که خدمت مهتر کنی و کهتر
ازبهر دو وشانی وزبهر یک دو آری .

منوچهری .


هرکو رهیش گشت چو من بنده از آن پس
از علم و هنر باشد دینار وشانیش .

ناصرخسرو.

 

هادی طبیبی در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۹ دی ۱۴۰۰، ساعت ۱۴:۴۱ دربارهٔ فرخی یزدی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۱:

ببخشید وزن این شعر چیست

امیر حسین جلیلیان در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۹ دی ۱۴۰۰، ساعت ۰۹:۱۰ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » داستان رستم و اسفندیار » بخش ۳۰:

تو آموختی شاه را راه کژ ایا ...

عیب غیرملقبه

امیر حسین جلیلیان در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۹ دی ۱۴۰۰، ساعت ۰۹:۰۲ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » داستان رستم و اسفندیار » بخش ۲۹:

چه گفت آن جهاندیده دهقان پیر ...

ذوقافیتین است

حنّان در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۹ دی ۱۴۰۰، ساعت ۰۵:۴۰ در پاسخ به بی نام دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۶۲ - هم در بیان مکر خرگوش:

سپاس از شما بخاطر توضیحات و شرح عالی تان، زنده باشید و پاینده💐💐💐💐💐💐💐💐💐

hossein torabi parizi در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۹ دی ۱۴۰۰، ساعت ۰۳:۲۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۸۵:

دکتر ترابی

hossein torabi parizi در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۹ دی ۱۴۰۰، ساعت ۰۳:۲۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۸۵:

جناب عباسی   فسا خیر در شناسنامه من نیامده است چنانکه استاد در سجل استاد کدکنی ، می اورم زیرا که دوستان ودانشجویان مرا بدین نام میشناسند همین، این عنوان امروزه چنان.     ....خور شده است که برادران سمنانی هم بر دوش میکشند!!! جوش مزنید

و شما نادر گرامی بدانید که من کوچکتر از آنم که کسان سنگم به سینه زنند.

یسنا در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۸ دی ۱۴۰۰، ساعت ۲۲:۵۸ در پاسخ به فرشید دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » داستان رستم و اسفندیار » بخش ۱ - آغاز داستان:

دوست عزیز در این شعر بلبل و مردم برای "اسفندیار" گریه و مویه میکنند نه افراسیاب! 

اسفندیار شاهزاده ایران بوده. افراسیاب شاه توران!

علیرضا شفیق در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۸ دی ۱۴۰۰، ساعت ۲۱:۴۲ در پاسخ به nabavar دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۶۷:

ما که خاک این بستانیم

نه اهل داد و بستانیم

چو که در ذات گوهرستانیم

نه میدان داد و ستان آییم

نه به دادگستری نیاز داریم

تا که به صورت و بازار و درم تو میخوانی

هم به قاضی و دادگستری نیازمندایی

والبته همه می گویند که عشق از همه سرستان است

چرا که اگر عشق به کار می بود کجا به داد و دادگستری نیاز میشد؟

محمد حسن ارجمندی در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۸ دی ۱۴۰۰، ساعت ۲۰:۴۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۳:

این شعر، شعر عجیبی است. در هیچ قالبی نمی‌گنجد. فقط عبارت«تا روز مشین از پا» تکرار شده است در حالی که ردیف نیست زیرا وقتی این عبارت تکراری ردیف است که قافیه داشته باشیم اما در شعر قافیه نداریم  فقط ابیات قافیه درونی دارند.

پس نه غزل و قصیده است نه مثنوی.

غزل و قصیده نیست چون مصراع اول بیت اول باید با مصراع دوم بقیه ابیات هم‌قافیه و هم ردیف باشد اما نیست.

مثنوی نیست چون هربیت قافیه جداگانه دارد اما این شعر چنین نیست.

فقط ابیات قافیه درونی دارند برای مثال در بیت اول:

ای یار قمرسیما ای مطرب شکرخا................آواز تو جان افزا تا روز مشین از پا

قمرسیما و شکرخا و جان‌افزا، قافیه درونی‌اند. اما با ابیات دیگر قافیه ندارند. 

محمد حسن ارجمندی در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۸ دی ۱۴۰۰، ساعت ۲۰:۱۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۰:

در خصوص بیت نهم:

ای فتنه هر روحی کیسه بر هر جوحی...............دزدیده رباب از کف بوبکر ربابی را

نام دو شخصیت در این بیت آمده است که افراد بذله‌گویی بودند. یکی جوحی یا جحی یا جحا است که در لغت‌نامه دهخدا درباره او نوشته شده است:«او دجین بن ثابت ، مکنی به ابوالغض و مشهور به جحا است» دکتر احمد مجاهد نیز کتابی به نام «جوحی» از داستان‌های طنز این شخصیت جمع‌آوری کرده است.

ابوبکر ربابی هم به گفتة دهخدا رییس نوازندگان و خنیاگران دربار سلطان محمود غزنوی بوده است.

اما معنی بیت آن است که ممدوح مولوی آنچنان شیرین سخن و بذله‌گو و فتّان است که جوحی و ابوبکر ربابی را که طناز‌های زمانة خود بوده‌اند، دست می‌اندازد و مایة آزمایش(فتنه) آنها بوده است و در این کار بر آنها برتری داشته است.

م ر ن در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۸ دی ۱۴۰۰، ساعت ۱۸:۴۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۶:

معنی بیت آخر

 

این حافظ کیه که حتما باید با آواز رود باده شو بنوشه، عاشق مسکین(حافظ) چرا باید اینقدر تجمل داشته باشه، می تونه هر وقت اراده کنه و بدون هیچ تجملاتی باده شو بخوره

محمد فرخ نیا در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۸ دی ۱۴۰۰، ساعت ۱۶:۴۲ در پاسخ به اکبر دربارهٔ سعدی » مواعظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸:

دوست عزیز این بیت تلمیح به معراج پیامبر اسلام دارد که در روایات با عروج از طبقات مختلف آسمان از مقام فرشته ها پیشی می گیرد و به جایگاهی می رسد که فقط خود حضرت و خداوند حضور داشتند

علی یاسینی در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۸ دی ۱۴۰۰، ساعت ۱۵:۳۲ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۸۶ - قصد کردن غزان بکشتن یک مردی تا آن دگر بترسد:

غز. [ غ ُ ] :صنفی از ترکان غارتگر بوده اند..

 

هادی رنجبران در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۸ دی ۱۴۰۰، ساعت ۱۴:۰۹ در پاسخ به مهدی دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۴۵:

نه احوال محمد است و نه زرتشت.  این احوال عارفان واصل است. دین مولانا دین عشق است. خود فرموده است:  «دین من از عشق زنده بودن است". و نیز : «غیر هفتاد و دو ملت کیش او"

دکتر امین لو در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۸ دی ۱۴۰۰، ساعت ۱۳:۴۱ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۱۳۴ - مطلع سوم:

در مصرع دوم بیت ۲۳ کلمه «نم» صحیح نیست و «تم» صحیح است . تم یعنی سیاهی و کدورت چشم آب مروارید.

معنی بیت : 

شاعر در ستایش ممدوح خود می گوید کُحل کفایت تو (یعنی تدبیر و مدیریت با کفایت تو) از چشمان روزگار کدورت و سیاهی را برده است خلاصه سخن این که روزگار را روشن کرده است.

کُحل یعنی سرمه؛ توتیا ؛ دارویی که برای تقویت بینایی چشم به کار می رود.

محسن جهان در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۸ دی ۱۴۰۰، ساعت ۱۳:۲۴ دربارهٔ نظامی » خمسه » اسکندرنامه - بخش اول: شرف‌نامه » بخش ۱۳ - دانش آموختن اسکندر از نقوماجس حکیم‌، پدر ارسطو:

تفسیر ابیات ۶۱ الی ۶۸:

این اشعار نغز نظامی حاکی از افسونگری این دنیا دارد که هر چه سریعتر بایست از آن رهایی یافت. و آنرا تشبیه به درختی تنومند می‌کند که تن انسانها به آن چهار میخ شده است. بر اثر گذشت زمان برگهای آن به زیر افتاده و سپس جوانه های تازه می‌روید. و لذا نبایست به آن دلبسته و وام دار شد. وام خود را که همان تعلقات ذهنی ماست به آن پس بده و رهایی پیدا کن.

یوسف در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۸ دی ۱۴۰۰، ساعت ۱۳:۱۵ در پاسخ به ناشناس دربارهٔ نظامی » خمسه » لیلی و مجنون » بخش ۲ - نعت پیغمبر اکرم (ص):

دوست گرامی. در گشادن درسته.

هفت خزینه: کنایه از هفت آسمان. اشاره به معراج آن حضرت و وصال به درگاه الهی.

 

چار گهر: ارکان چهارگانه،آب و باد و... عناصر پدید آورنده کاینات. 

ای پیامبری که از عالم معنا و از درگاه حق به پایین آمدی و گام در این دنیای مادی نهادی. 

 

هفت خزینه: آبا علوی. پدران هفتگانه، و چهار گوهر، امهات اربعه یا مادران چهارگانه. که از ازدواج اینها فرزندان ۳ گانه جماد و نبات و حیوان پدید آمده است.

هفت،چهار،سه،شش،دوازده،چهل  از شمارگان ستوده (مقدس) در باور ایرانیان کهن است.

تابش در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۸ دی ۱۴۰۰، ساعت ۱۳:۰۳ در پاسخ به اردشیر دربارهٔ رضی‌الدین آرتیمانی » مقطعات و غزلیات ناتمام » شمارهٔ ۷:

شعر به همین صورت درست است  و زیباست

این که مثنوی نیست که هر کدام قافیه جدا داشته باشد

افسانه چراغی در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۸ دی ۱۴۰۰، ساعت ۱۱:۳۶ دربارهٔ عنصری » قطعات و ابیات پراکندهٔ قصاید » شمارهٔ ۱۰۵:

جامی در بهارستان این قطعه از عنصری را آورده است.

 

۱
۱۵۴۰
۱۵۴۱
۱۵۴۲
۱۵۴۳
۱۵۴۴
۵۷۲۹