محسن جهان در ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۱۳ آذر ۱۴۰۴، ساعت ۱۱:۳۰ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱۳۳ - پیش آمدن نقیبان و دربانان خلیفه از بهر اکرام اعرابی و پذیرفتن هدیهٔ او را:
تفسیر ابیات ۲۷ و ۲۸ فوق:
مولانا از زبان سالکان راه الله میفرماید:
من دیگر بنده نان و روزی نیستم و همانند فرشته از بند اقلام مادی گذر کردم. و به مثال فلک پیرامون بارگاه الهی میگردم.
در جهان هستی کلیه جنبشها و گردشها بدون غرض و دلیل انجام نمیشود، مگر جان و جسم عاشقان درگاه باریتعالی. عاشق واقعی در پی معشوق خود همواره خود را ذوب شده در وجود او میبیند. و هیچیک از اعمالش منوط به غرض خاصی نیست. حق را می پرستد فقط بخاطر وصالش و نه برای بهشت یا بیم از جهنم.
محسن جهان در ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۱۵ آبان ۱۴۰۴، ساعت ۱۲:۰۰ دربارهٔ عراقی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۳۴:
همانگونه که در آیات بسیاری از قرآن در پرهیز از دنیاگرایی آمده است مانند:
در سوره النازعات آیه مبارکه ۳۸؛
"فامّا من طغی و آثرا الحیوة الدنیا فانّ الجحیم هی المأوی":((و اما آنکس که سرکشی کرد و زندگانی این دنیا را برگزید، بیگمان دوزخ محل او باشد))، عارف عالیقدر در رباعی فوق میفرماید:
هیچگاه طالب این دنیای پست و فانی مباش، و برای کم و زیاد آن اندوهگین مشو. و چنانچه خواهان رسیدن به بارگاه الهی هستی مبادا از مسیر او منحرف شوی.
محسن جهان در ۱۱ ماه قبل، چهارشنبه ۱۴ آبان ۱۴۰۴، ساعت ۱۴:۲۷ دربارهٔ فیض کاشانی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۷:
در آیه مبارکه ۱۱۵ سوره مومنون خداوند میفرماید:
"أَفَحَسِبْتُمْ أَنَّمَا خَلَقْنَاکُمْ عَبَثًا وَأَنَّکُمْ إِلَیْنَا لَا تُرْجَعُونَ".
آیا پنداشته اید که شما را بیهوده و عبث آفریدیم، و اینکه به سوی ما بازگردانده نمی شوید؟
و لذا عارف بزرگوار بر همین اساس در ابیات فوق ذکر میکند:
چنانچه انسان وظیفه اصلی خود را که عبودیت پروردگار است فراموش کرده و فقط مشغول تنعم و لذایذ دنیوی باشد، حضرت حق او را در این دنیا و آخرت مورد بی اعتنایی قرار میدهد.
محسن جهان در ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۵ آبان ۱۴۰۴، ساعت ۱۱:۴۱ دربارهٔ فیض کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵:
تفسیر ابیات ۱ الی ۴ فوق:
در این ابیات عارف بزرگوار، فرق بین علم و یا عقل جزئی ما انسانها با عقل کل و یا عشق ازلی را بیان میکند. و میفرماید کجا میتوان بین وجدان درونی و دانش اکتسابی فرق گذاشت. و هیچگاه بین عشق ربوبی و عقل ناقص ما نسبتی وجود ندارد.
و در بیت بعد حضرت باریتعالی را به شاه فرمان ده و عقل انسانی را به دربان تشبیه میکند، و اظهار میدارد که چه نسبتی بین آن و این است.
و در بیت بعدی میفرماید، حضرت دوست که اشاره به خداوند است نشانه هایی از وجود خود به ما میدهد ولی آنچه عقل جزئی به عیان میبیند با آن جانان تفاوتهای بسیار است.
و در نهایت بیان کرده که بدون عشق ملکوتی نمیتوان به آن جان جانان وصل شد.
محسن جهان در ۱۱ ماه قبل، سهشنبه ۲۹ مهر ۱۴۰۴، ساعت ۱۴:۴۰ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۳۷۰:
برای تعالی پیدا کردن و سالک راه حق شدن که کمتر از تاج و تخت دنیوی نیست، بایست از خود بگذری و همواره در جهت کمک و دستگیری خلق خدا کوشا باشی.
محسن جهان در ۱ سال قبل، جمعه ۱۱ مهر ۱۴۰۴، ساعت ۰۰:۲۳ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱۳۷ - حکایت ماجرای نحوی و کشتیبان:
تفسیر بیت ۹ فوق:
منظور مولانا از این بیت اینست که، آن انسانهایی به مرتبه اعلی علیین خواهند رسید که از هر گونه تفاخر به داشتههای دنیوی تبری جسته و درون خود را همانند آینه که تجلی گاه صفات الهی است پاک نگهدارند.
محسن جهان در ۱ سال قبل، پنجشنبه ۳ مهر ۱۴۰۴، ساعت ۱۲:۵۶ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۹ - فرستادن پادشاه رسولان به سمرقند به آوردن زرگر:
تفسیر بیت ۳۷:
بکی از عاشقانه ترین و لطیف ترین شعر مولانا همین بیت است که میفرماید؛ ای بنده گناهکار مگو که دیگر راهی برای برگشت به آن بارگاه کبریایی وجود ندارد، زیرا که برای آن کریم بخشنده هیچگاه ناممکن و دشوار نیست از گناهان تو صرفنظر کند و به آغوش او برگردی.
محسن جهان در ۱ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۱۲ شهریور ۱۴۰۴، ساعت ۲۳:۳۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۳۱:
تفسیر ابیات ۱ و ۲ فوق:
ما انسانها جهت امور روزمره همواره در پی چارهاندیشی و حسابگری هستیم و اینطور آموختهایم که بهترین راه حل در دست ماست. در صورتیکه در امور معنوی از این طریق هیچگاه به نتیجه نمیرسیم.
مولانا در این اشعار به همین مطلب اشاره دارد:
که ای انسان با عقل ناقص خود حیله سازی را رها کن و برای تقرب به ذات الهی بایست مانند پروانه در آتش عشق او دیوانهوار من ذهنی را بسوزانی..
آن خویش ساختگی را ترک کن و حصار پوشالی را ویران گردان.
وانگه که خود را از هرگونه وابستگی آزاد کردی با عاشقان درگاه باریتعالی همراه و هم کاشانه خواهی شد.
محسن جهان در ۱ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۱ شهریور ۱۴۰۴، ساعت ۲۳:۲۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۹۵:
تفسیر بیت اول:
مولانا به صراحت اذعان دارد که عشق به ذات احدیت با امور دنیوی منافات داشته و با علم اکتسابی نمیتوان او را درک کرد. و راه وصول به حضرتش با استدلالات و مباحثه ناشدنی بوده و نیاز به علم لدنی و شهود معرفتی بدون واسطه دارد.
محسن جهان در ۱ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۳۱ مرداد ۱۴۰۴، ساعت ۱۳:۴۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۳۴:
در بیت اول،
جناب حافظ میفرماید: ای انسان بدور از این هیاهوی زندگی مادی، هیچگاه از آن عشق لایزال و سکر جاودانه غافل مباش، که چنانچه اینگونه شدی از نیست و هست ذهنی رسته ای و در آستانه وصال الالحق خواهی بود.
محسن جهان در ۱ سال و ۲ ماه قبل، یکشنبه ۵ مرداد ۱۴۰۴، ساعت ۱۳:۱۷ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۱۰۳ - عذر گفتن فقیر به شیخ:
تفسیر ابیات ۳۳ و ۳۴:
مولانا میفرماید که توانسته بر اندیشۀ خود فائق آید و نه مغلوبِ آن شود. چنانکه مثلاََ بنّا بر ساختمانی که می سازد غالب و مسلط است.
همه مردمان، مغلوب و مُسَخّرِ اندیشۀ خود هستند. و به همین دلیل نیز افسرده و اندوهگین هستند .
«اندیشه» در این ابیات معادلِ خیالهای یاوه است. آنان که افکارِ متشتت و پراکنده دارند هر روز حجمِ بسیاری از انرژیهای روحی و جسمی خود را از دست میدهند.
در واقع هر کس باید غالب بر افکار خود باشد که در غیر اینصورت هر لحظه تحت تاثیر ذهن قرار گرفته و ضمن به هیجان درآمدن، آرامش خود را از دست میدهد.
محسن جهان در ۱ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۳۰ تیر ۱۴۰۴، ساعت ۱۲:۳۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۷۲:
تفسیر ابیات ۱ و ۲ بالا:
خداوند انسان را مخاطب قرار داده و میفرماید:
ای جان من تا کی در این برهوت ذهن گمگشته ای و به این ویرانکده فانی دلبسته شدی. به سوی من بازگرد تا از پریشانی نجات یابی.
بارها برایت نشانی فرستادم و راهها را نشانت دادم. پس بدلیل مشغولیات دنیوی یا راه را نمیدانی و یا به علامات و اشارات من بی توجه هستی.
منظور از اشارات همان رخدادها و مصائبی است که در گذشته هر انسانی پیش آمده مانند فوت عزیزان، از دست دادن بخشی از سلامت جسم یا مال، ترک نزدیکان، حوادث و یا بلایای طبیعی و .. که تمامی جهت هشیاری و به صدا درآمدن زنگ بیداری انسان است که به این سرای فانی تعلق نداری.
محسن جهان در ۲ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۰۰:۵۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۰۷:
تفسیر ابیات ۷ و ۸ فوق:
یکی از زیباترین تشبیهات مولانا در خصوص جهان بیپایان در این دو بیت آمده است.
میفرماید: ای انسان تصور کن که در دریایی غوطه ور هستی که تمامی این دنیا همانند کف روی آنست. و سعی کن اندکی بیشتر در این دریا شنا کنی تا شاید معرفتی کسب نمایی.
ظواهر این دنیا که بصورت تعینات ذهنی ماست همگی مانند همان کف سطح دریا متجلی شده و اگر بخواهی به ماورای آن دست یابی بایست دارای صفای دل باشی.
محسن جهان در ۲ سال و ۵ ماه قبل، یکشنبه ۹ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۱۳:۵۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳:
تفسیر کلی غزل فوق:
خداوند در سوره عادیات آیه مبارکه ۶ میفرماید: "اِنَّ الْإِنْسَانَ لِرَبِّهِ لَکَنُودٌ" یعنی: همانا انسان نسبت به پروردگارش بسیار ناسپاس است. بر این اساس مولانا اشعار فوق را در خصوص ناشکری بشر نسبت به تمام نعماتی که پروردگار به او عطا کرده سروده است. خدایا ما را عفو کن.🤲
محسن جهان در ۲ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۲۴ فروردین ۱۴۰۳، ساعت ۱۶:۵۰ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱۲۱ - در بیان آنک موسی و فرعون هر دو مسخر مشیتاند چنانک زهر و پازهر و ظلمات و نور و مناجات کردن فرعون بخلوت تا ناموس نشکند:
تفسیر بیت ۳۰ فوق:
هر آن چیزی که تو تصور گنج از آن داری موجب گمراهی تو از وصال به گنج میگردد. در واقع گنج، نمادی از عشق ملکوتی است. که حضرت باریتعالی آنرا در وجود تمام موجودات به ودیعه گذاشته است. ولی بخاطر همانیدگی انسانها با متعلقات دنیوی پردهای بین آن گنج واقعی و عشق ظاهری حائل شده است. علاوه بر تمایلات نفسانی، مواردی مانند: عبادات صوری، تظاهر به دینداری، و این قبیل اعمال مانع دستیابی به آن گوهر نایاب که همان عشق الهی است میشود. بندگی رب، تهذیب نفس، صبر و توکل و خدمت بدون ادعا باعث از بین رفتن حجاب درون و تبلور نور ازلی میگردد.
محسن جهان در ۲ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۱۷ فروردین ۱۴۰۳، ساعت ۱۸:۴۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۵۶۴:
تفسیر رباعی فوق:
انسانها تنها از عدم پا به این جهان گذاشته و هنگام رجعت به جهان باقی نیز تنها هستند. لذا مولانا تاکید دارد که این تنهائی و آزادی از بند وابستگیهای دنیوی ارزش بسیار دارد. زیرا در صورت نداشتن هیچگونه دلبستگی ذهنی به این جهان و هر آنچه در اوست، خود را به حضرت حق نزدیک دیده و درک این فضای یکتایی قابل توصیف نیست.
محسن جهان در ۲ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۱۵ فروردین ۱۴۰۳، ساعت ۱۴:۰۳ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱۸:
تفسیر ابیات ۵ و ۶ فوق:
جناب عطار به انسان میفرماید: هیچکس آگاه به زمان دیدار رخ معشوق نیست، ولی تو همواره با تسلیم و صبر و پرهیزکاری آماده وصال باش.
در راه حضرت دوست بایست هر آنچه همانیدگی با این دنیای فانی داری فدا کنی، و به خاطر داشته باش تو از روز ازل زنده به او بودی و کسی را بجز باریتعالی در قلبت جا مده.
محسن جهان در ۲ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۱۳ فروردین ۱۴۰۳، ساعت ۲۳:۵۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۶۸:
تفسیر بیت ۱۰ فوق:
خداوند برای آگاهی و بیدارشدن ذهن که همواره بسوی دلمشغولی ها و همانیدگی های این دنیا کشیده میشود، دائما انسان را با سختی و بلا مواجه میکند تا اینکه شاید هشیار شده و بسوی بی جهتی یا عدم که همان خدا هست رو آورد.
محسن جهان در ۲ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۱۲ فروردین ۱۴۰۳، ساعت ۱۳:۱۲ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۱۵:
تفسیر ابیات ۱ و ۲ غزل فوق:
جناب سعدی خطاب به حضرت دوست چنین میفرماید: خدایا نمیدانم در این دنیا به این وسعت شبیه چه هستی. این جهان و هر آنچه در اوست صورت و ظاهر است، و عمق و جوهره تمام موجودات تو هستی.
انسانهای عاشق با اختیار خود مسیر بندگی و عبودیت تو را انتخاب میکنند. و هر کس به تو پناه آورد از بند هوای نفس آزاد میکنی.
محسن جهان در ۹ ماه قبل، شنبه ۲۹ آذر ۱۴۰۴، ساعت ۱۶:۱۲ دربارهٔ سنایی » طریق التحقیق » بخش ۲۴ - افحسبتم انما خلقناکم عبثاً: