ایمان کیانی در ۳ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۱۱:۱۷ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۱۲۳ - گره گشای:
در سکوت در ۳ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۱۰:۵۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۰:
این غزل را "در سکوت" بشنوید
کوئیراس در ۳ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۰۹:۵۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۵۱:
این آهنگ رو عبدالحسین مختاباد هم در آلبوم ماه مجلس خونده ولی در اسپاتیفای نیست.
Hamed Amini در ۳ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۰۹:۴۷ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی یزدگرد » بخش ۲:
سلام
از بی اطلاعی و نداشتن دانش شاهنامه خوانی بعضی دوستان در عجبم
اولا رستم فرخزاد مردبزرگ پهلوان نامی ایران بوده و تا توان داشته ازموجودیت ایران دفاع کرده و فردوسی حکیم از زبان رستم شرح وقایع بوجود آمده وستم رفته بر پدران مارا بیان کرده
دوم علم ستاره شناسی واقعا از مظاهر علم دنیای قدیم بوده و درهمه اقوام متمدن رواج داشته و بودند کسانی که پیشگویی میکردند براساس گردش ستارگان ولی حکیم توس ازبان رستم حتی امروز راهم بیان کرده که جای تامل دارد
سوم مگر گروهی که سیاه می پوشند و عمامه دارند همانها نیستند که از پارچه کلاه برسردارند و مفتخورند
فاطمه زندی در ۳ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۰۹:۴۱ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۴:
رواست گر نکند یار دعوی یاری
چو بارِ غم ز دل یار بر نمی گیرد
شایسته است که دوست و یاری که بارِ غم و اندوه یار خود را بر دوش نمی کشد ..ادعای دوستی نکند..
آروین یوسفی در ۳ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۰۸:۳۳ دربارهٔ سعدی » مواعظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۶:
چقدر این غزل زیباست! گویی آمیزه ای است از کلام نغز سعدی، با حال و هوایی که از اشعار حافظ میشناسیم. حس غریب و در عین حال فوق العاده ای دارد.
حسین دودی در ۳ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۰۸:۱۳ دربارهٔ کمال خجندی » غزلیات » شمارهٔ ۷۷۳:
چندین ایراد در متن وجود داره شعر صحیح را ارسال میکنم:
یار گفت از غیر ما پوشان نظر گفتم به چشم
وآنگهی دزدیده در ما مینگر، گفتم به چشم
گفت اگر یابی نشان پای ما بر خاک راه
برفشان آنجا به دامنها گهر، گفتم به چشم
گفت اگر بر آستانم آب خواهی زد ز اشک
هم به مژگانت بروب آن خاک در، گفتم به چشم
گفت اگر سر در بیابان غمم خواهی نهاد
تشنگان را مژده ای از ما ببر، گفتم به چشم
گفت اگر گردد لبت خشک از دم سوزان آه
باز میسازش چو شمع از گریه تر، گفتم به چشم
گفت اگر گردی شبی از روی چون ماهم جدا
تا سحرگاهان ستاره میشمر، گفتم به چشم
گفت اگر داری خیال درد وصل ما کمال
قعر این دریا بپیما سربهسر، گفتم به چشم
امید صادقی در ۳ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۰۱:۲۴ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب پنجم در عشق و جوانی » حکایت شمارهٔ ۵:
سلام
در بیت 2 "نه" چه نقشی دارد و کدام فعل را منفی میکند؟ لطفا در مورد معنی کل بیت نیز توضیح دهید.
نه آنچنان به تو مشغولم ای بهشتی روی
که یاد خویشتنم در ضمیر میآید
M. Kalhor در ۳ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۰۱:۲۲ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب اول در سیرت پادشاهان » حکایت شمارهٔ ۲۱:
در بیت سوم در کتابی به جای واژه سیمین مسکین هم دیدم
M. Kalhor در ۳ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۰۱:۱۹ در پاسخ به هرمان دربارهٔ سعدی » گلستان » باب اول در سیرت پادشاهان » حکایت شمارهٔ ۲۱:
ببخشید متال به چه معنیه ؟!
امید صادقی در ۳ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۰۱:۰۳ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب پنجم در عشق و جوانی » حکایت شمارهٔ ۴:
سلام
منظور از "پسر" در جملهی "پسر دانست که دل آویخته اوست" همان معشوق است و معشوق یک شاهزاده است؟
آیا عاشق نیز یک مرد درویش است؟
چرا عاشق با دیدن معشوق میمیرد؟
Abbasrapper در ۳ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۲۳:۵۵ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۳ - غزاله صبا:
بیت پنجم رو اگه کسی میدونه تفسیر کنه ممنون
Abbasrapper در ۳ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۲۳:۴۷ دربارهٔ خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » بدایع الجمال » شوقیات » شمارهٔ ۵۵:
بیت دوم رو اگه کسی میدونه منظورش چیه تفسیر کنه ممنون
در سکوت در ۳ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۲۱:۳۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۹:
این غزل را "در سکوت" بشنوید
ایمان کیانی در ۳ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۱۹:۰۶ در پاسخ به پیام دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب » بخش ۸ - گفتار اندر فراهم آوردن کتاب:
رَوِشن، ریخت پهلوی «روش» است.
مهدی خسروی در ۳ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۱۷:۵۵ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۹ - حالا چرا:
با عرض و سلام و ادب بخدمت همگی فرهیختگان و عزیزان بزرگوار علاقه مند به شعر و ادب پارسی.
بنده در مورد این غزل استاد شهریار این ماجرا جال رو شنیدم که البته بعد از جست و جو فراوان صحت ماجرا برای بنده مشخص نشد، الا ای حال چون برای اینجانب جالب بود بنا رو بر صدق گفتار راوی میذارم که با یک واسطه این ماجرا رو از خود استاد شنیدند و در اینجا برای بزرگواران بازگو میکنم (به نقل قریب به مضمون از کاربر محترم جناب محمد ذیل غزل ای پریچهره که آهنگ کلیسا داری در سایت گنجور):
این شعر مخاطب خاص داره، یک دختر مسیحی که وقتی شهریار در حال تحصیلات دانشگاهی بوده همدانشگاهی استاد بوده. ولی بخاطر تفاوت اعتقادات و دین ایشون و شهریار و عدم موافقت پدردختر بهم نرسیدن. این شعر در نامه های دختر مسیحی که از شهریار دریافت کرده موجود بوده.
وقتی بعد از ترک تحصیل دانشگاه شهریار مریض میشه و گوشه بیمارستان بستری میشه دختر بصورت اتفاقی متوجه وخامت حال عاشق قدیمی میشه و به شهریار در بیمارستان سر میزنه و استاد فالبداهه این غزل معروف رو براش می سرایند
((آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا )) این غزل شهریار رو هم مطالعه بفرماپین تا متوجه اصل داستان بشین.
متاسفانه بخاطر هر چه که اسمش رو بزاریم این قسمتهای زیبای قصه گم شده ولی بنده هم در دوران تحصیلات دانشگاهی در سی سال قبل این داستان رو از استاد ادبیاتم که محضر استاد شهریار هم رسیده بودند شخصاْ فهمیدم و شنیدم
امیدوارم تونسته باشم پاسخ سوال شما رو در حد بضاعت خودم داده باشم
Mohieddin Jafari در ۳ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۱۴:۴۲ دربارهٔ عارف قزوینی » تصنیفها » شمارهٔ ۴ - نکنم اگر چاره:
یکی از بهترین اجرا های این آهنگ کار استاد لطفی به همراه گروه شیدا و شهرام ناظری است:
علیرضا اکبرزاده در ۳ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۱۴:۱۱ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۱:
برهان شر.
علیآقا در ۳ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۱۲:۵۳ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » رزم کاووس با شاه هاماوران » بخش ۳:
بیت شماره ۷۳ «دریغست ایران که ویران شود===کنام پلنگان و شیران شود» را چگونه میتوان معنا کرد؟ مگر نه اینکه شیر و حتی به تازگی پلنگ جزو نمادهای ایران بودهاند؟ پس چگونه است که شاعر نگران از کنام شیران شدن ایران است؟ مگر غیر از آن است که حتی الان هم در ترانهها میگوییم: «ایران، مهد دلیران===ایران، کنام شیران»؟ پس چرا فردوسی افسوس و دریغ دارد از این؟
در این خصوص من تفسیری خواندم که خیلی به دلم نشست. نوشته زیر را مطالعه فرمایید و نظرتان را بنویسید:
اصلاح یک اشتباه تاریخی درباره بیت معروف فردوسی
omid در ۳ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۱۲:۰۵ دربارهٔ عارف قزوینی » تصنیفها » شمارهٔ ۱۳ - گریه را به مستی ...: