گنجور

حاشیه‌ها

یوسف رشیدی در ‫۴ سال قبل، جمعه ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۱۲:۴۲ در پاسخ به سیاوش دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۱:

اگر مقصود شما این است که با "از راه دیر آید "  وزن شعر خراب می‌شود، عرض کنم که بله، حق با شماست چون باید "از راه دیگر آید" باشد. 

اما در ابتدای واژه "او"، همانگونه که مستحضرید، بست کامل حنجره اتفاق می‌افتد و همخوان چاکنایی(glottal stop) داریم که در خوانش صحیح شعر و برای رعایت وزن باید این همخوان حذف شود و " است او " تبدیل به "أستو" می‌شود. چیزی شبیه حذف همخوان ر در فارسی محاوره برای عبارت "صبر کن" که تبدیل به "صب کن" می‌شود

عباسی-فسا @abbasi۲۱۵۳ در ‫۴ سال قبل، جمعه ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۱۲:۲۵ در پاسخ به علی عسکر رستمی دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵:

درود بر شما

در کشتی نوح فقط انسان ها نبودند حیوانات هم بودند و نمی شود تعبیر اهالی کشتی را به یاران نوح نمود

علاوه بر آن یاران نوح که با نوح در کشتی بودند دیگر چه وجهی داشت که منتظر دیدار یار آشنا باشند؟

اگر یار آشنا نوح بوده است که خودش در کشتی است

احمد نیکو در ‫۴ سال قبل، جمعه ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۱۱:۲۹ دربارهٔ خیام » ترانه‌های خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » گردش دوران [۵۶-۳۵] » رباعی ۴۷:

در مجموعه رباعیاتی که از خیام توسط استاد دکتر حسین الهی قمشه ای نوشته شده است:

در مصرع دوم رباعی شماره 36 نوشته شده است: : (بر یاوه گلی لگد همی زد بسیار ) که متن صحیح بدینصورت می باشد:

بر پاره گلی لگد همی زد بسیار

Siavash Iran در ‫۴ سال قبل، جمعه ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۰۹:۳۵ دربارهٔ سعدی » مواعظ » مفردات » شمارهٔ ۲۰:

سعدی در جای دیگری میفرماید

گر راست سخن گویی و دربند بمانی

به زان که دروغت دهد از بند رهایی

بنابراین به دروغ دل خوش کردن و تن به آن دادن توصیه سعدی در زندگی اجتماعی نیست

البته دیکتاتورها سعی دارند با دروغ و شستشوی مغزی مردم؛

آنها را به وضع موجود راضی کنند 

اما توصیه سعدی در زندگی اجتماعی رد دروغ و جستجوی راستی است . 

 

 

 

 

 

حسین کردعلی hkordali۷@gmail.com در ‫۴ سال قبل، جمعه ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۰۹:۲۸ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » تک‌بیتهای برگزیده » تک‌بیت شمارهٔ ۱۲۱۰:

سلام.

لطفا در باره این شعرصحبت کنید

یوسف رشیدی در ‫۴ سال قبل، جمعه ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۰۴:۰۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۱:

گویا محمدرضا لطفی هم این غزل رو با آواز خوانده اند. شنیدن آن خالی از لطف نیست. بسیار زیبا و دلنواز بود پیوند به وبگاه بیرونی

 

 

 

بابک بامداد مهر در ‫۴ سال قبل، جمعه ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۰۰:۲۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۴۱:

در راه رهروان را ....دربیت۶ خوانش راحت تری دارد

Abbasrapper در ‫۴ سال قبل، پنجشنبه ۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۲۳:۴۳ دربارهٔ قاآنی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱:

بنظر شما بیت اول با بیت اخر تناقض نداره؟! 

پژمان هزپی در ‫۴ سال قبل، پنجشنبه ۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۲۲:۰۷ در پاسخ به فاطمه علیان دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۷:

با سلام ساقی اعراب تقدیری می پذیرد و در این بیت خبر بدر می باشد که تقدیرا مرفوع است و کاملا درست است

پژمان هزپی در ‫۴ سال قبل، پنجشنبه ۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۲۲:۰۴ در پاسخ به شهاب الدین صدر دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۷:

التماس دعا

پژمان هزپی در ‫۴ سال قبل، پنجشنبه ۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۲۱:۵۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۷:

باسلام با عنایت به نبود معنی شعر عربی فوق در اینترنت وجایی دیگر بر آن شدم این غزل شیوا را نیز به فارسی برگردانم.

وزن شعر(مفعول و مفاعیلن/مفعول و مفاعیلن)وزن دوری ؛بحر هزج مثمن اخرب می باشد

۱-دنیا از شدت وتیزی نور شراب ما قطعاً روشن می شود /ماه بدر فردا ساقی ما وستارگان خوشه پروین پیاله [های] ما خواهند بود.

۲- دل سپردن و محبت(کودکی وسادگی) ایمان من است و انزوا وعزلت گوشه گیری گلزار و بوستان من/درخت زاران(روییدن گاه درختان) همنشینان من و گل سرخ چهره روی ماست.

۳-هرکسی که عشق دارد (عاشق هست) [هر] مجلس ومحفلی جایگاه اوست / [درحالیکه] برای کسی که عقل دارد(عاقل) است فقط او و فقط ما هستیم [ جایگاه ومحفلی ندارد؟!]

۴-هرکسی را که خانه اش تنگ و تشنگی اش آتشین است/به چشمه ای هدایتش می کنی که سیراب باز می گردد.

۵-آن کس که چشمی [غیر از دیدن دوست]ندارد،از غیب از چشم [دل] بینا می شود/پس با شوق و اشتیاق به خدمت دوست و مولای ما می آید.

۶-ای روزگار وزمانه آیا به غیر از شمس تبریزی و بالاتر از او /کسی را از انسانهایت [می توانی] به ما (به عنوان انسان برتر)نشان دهی؟!(کسی که

  مثل شمس یا بالاتر از او باشد را میتوانی به بشر نشان دهی؟) 

۷-خوش به حالت ای هدایت یافته ای که از استقامت و مقاومت پژمرده وخسته ای/تو که از صورت[ظاهر]ما روی بر گردانده ای/چگونه درمی یابی (درک خواهی کرد) معنای مارا(باطن ما را هرگز درک نخواهی کرد)

۸-هر کس را که هم وغم هست (غمگین و افسرده)هست/ پس باید از [شربت] وقهوه دوست و مولای ما بنوشد ومست شود [تاشادی و نشاط یابد]

سیدمحمدجواد موسوی اعظم در ‫۴ سال قبل، پنجشنبه ۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۱۴:۱۹ در پاسخ به فرشاد نورایی دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۰:

خیر درست نیست. جمشید از پیشدادیان و کیخسرو از کیانیان است. مطابق نسخه علامه قزوینی و دکتر غنی بین جمشید و کیخسرو کلمه عطف «و» هست. و گفتار شما «جمشیدِکیخسرو» نادرست است.

Polestar در ‫۴ سال قبل، پنجشنبه ۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۱۲:۳۰ دربارهٔ قدسی مشهدی » غزلیات » شمارهٔ ۷۱:

چقدر قشنگ

در سکوت در ‫۴ سال قبل، پنجشنبه ۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۱۲:۰۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۴:

این غزل را "در سکوت" بشنوید

در سکوت در ‫۴ سال قبل، پنجشنبه ۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۱۲:۰۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۳:

این غزل را "در سکوت" بشنوید

Polestar در ‫۴ سال قبل، پنجشنبه ۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۱۱:۵۴ دربارهٔ وحشی بافقی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۲۰۴:

چقدر قشنگ

جهن یزداد در ‫۴ سال قبل، پنجشنبه ۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۰۹:۲۶ دربارهٔ شیخ بهایی » کشکول » دفتر اول - قسمت اول » بخش چهارم - قسمت دوم:

به جمعیت دوستان روی نه
 پراکندگان را بیک سوی نه
-
ناله کجا داشت سود
 اه کی امد بکار

ناپیدا در ‫۴ سال قبل، پنجشنبه ۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۰۹:۱۷ در پاسخ به حبیب شاکر دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۶۳:

سپاس عزیز!

لبخند در لحظات زندگانی ات

 آرزوست !

جهن یزداد در ‫۴ سال قبل، پنجشنبه ۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۰۷:۱۹ در پاسخ به سیمیا دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » فریدون » بخش ۱۴:

برای پادافره دادن  انگاه شتافتم که توانستم آهن تسفیده را بتابم   این دوگونه تواند بود  یک که نزدیکتراست انست که انزمان به پادافره دست یازیدم که  دانستم توان ان و بیشتر از ان را دارم و در پادافره دادن  شتاب نکردم و بیگدار به اب نزدم - و دگر انکه  انزمان به پادافره  دادن  و کین خواستن و سزا دادن پرداختم که دیگر کارم به اهن تفسیده تاباندن بود و کارد به استخوان رسیده بود  -

عباسی-فسا @abbasi۲۱۵۳ در ‫۴ سال قبل، پنجشنبه ۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۰۲:۱۱ در پاسخ به کامران امینی دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۱:

تو آن نه‌ای که دل از صحبت تو برگیرند

و گر ملول شوی صاحبی دگر گیرند

صحبت و صاحب هم ریشه اند

در اینجا صحبت به معنی حرف زدن نیست بلکه به معنی مصاحبت و هم نشینی است

صاحب صفت مشبهه از صحبت است به معنی هم صحبت

تو آن نیستی که از هم نشینی تو دل برگیرند و اگر از این هم نشینی آزرده خاطر شوی هم نشین دیگری انتخاب کنند

۱
۱۴۲۳
۱۴۲۴
۱۴۲۵
۱۴۲۶
۱۴۲۷
۵۷۲۹