امین در ۲ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۲۸ تیر ۱۴۰۲، ساعت ۰۰:۲۵ در پاسخ به میثم سعدی دربارهٔ نظامی » خمسه » لیلی و مجنون » بخش ۲۵ - رهانیدن مجنون آهوان را:
درود بر شما
در اینجا به معنی گناه هم میشه استفاده کرد
شاهرخ کاطمی در ۲ سال و ۹ ماه قبل، سهشنبه ۲۷ تیر ۱۴۰۲، ساعت ۲۲:۳۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۴۸:
سلام
بر همه عزیزان
پن نسبت به رشته خودم تک تک سلولهای
بدن را می شناسم بطور بسیار ساده
پشت گشف یک لامپ برق که در
مقایسه با یک خورشید
یک اتم نیست نبوغ یک دانشمند
را می رسانه ولی در پورد خالق این
عطمت می لنکیم
خدا یا هر اسمی بزارید
با تمام صفات محض هست
افرادی مثل مولوی می خواهد
ما به او زنده بشویم
هدف خداوندهم همینه
انسان باید مثل نور پاک بشه
ذهن راخاموش کن ان موقع
بانک واین خرد را بگیره
راه دیگه ای نداره
برای حصول این درجه
این بانگ راباید بشنویم
تا طالع سعد داشته باشبم
مولوی شمس انسان به
حضور رس
شهاب نیک در ۲ سال و ۹ ماه قبل، سهشنبه ۲۷ تیر ۱۴۰۲، ساعت ۲۱:۰۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۱:
درود بر حضرت حافظ
از لعلِ تو گر یابم انگشتریِ زنهار صد مُلکِ سلیمانم در زیرِ نگین باشد
این بیت زیبا تلمیحی است از ایه 55 سوره مائده
إِنَّما وَلِیُّکُمُ اللَّهُ وَرَسولُهُ وَالَّذینَ آمَنُوا الَّذینَ یُقیمونَ الصَّلاةَ وَیُؤتونَ الزَّکاةَ وَهُم راکِعونَ﴿۵۵﴾
سرپرست و ولیّ شما، تنها خداست و پیامبر او و آنها که ایمان آوردهاند؛ همانها که نماز را برپا میدارند، و در حال رکوع، زکات میدهند.و خود این ایه تلمیحی از واقعه ای که مولای متقیان امیر ملک کلام حضرت علی علیه السلام در هنگام نماز و رکوع رقم زدند و فقیری که در حال دعا بود را شامل کرم خویش قرار داده و انگشتری خود را به او دادند در حال رکوع
و همچنین این ایه دلالت بر ولایت حضرتش دارد
و شهریار شاعر گرانقدر نیر در این مورد بیت زیبایی دارد
برو ای گدای مسکین در خانه علی زن *** که نگین پادشاهی دهد از کرم گدا را
و البته گدا در اینجا اشاره به فقر معنوی دارد و نه مادی یا شاید هر دو
ولی نیک میدانیم که شاعرانی مانند حافظ نکات خود را همیشه کنایی و غیر مستقیم بیان میکرده اند
هرکس میتواند با رجوع به ایه فوق و شخصیت حضرت علی از این بیت و غزل زیبا کسب معنا کند ولی معنایی که به ذهن بنده حقیر میرسد چنین است که
حضرت حافظ میفرماید اگر از شفاعت و کرامت تو (حضرت علی) ذره ای به من برسد صد ملک دنیا و آخرت را خواهم داشت که غیر از نیست
منظور از گلاب و گل نیز اشاره به وجود حضرت علی (گل)و حضرت حجت (گلاب )میباشد که همچون خورشید در پس ابر نور ان هست ولی دیده نمیشود و همچون گلاب شمیم او جاریست ولی رویت نمیشود .....ای وای این همان نکته ایست که خاطر حافظ ازآن حزین گشته
قدر زر زرگر شناسد قدر گوهر گوهری
قدر گل بلبل شناسد .......
ولی چه کسی قدر حجت خدا را شناسد ...
کوروش در ۲ سال و ۹ ماه قبل، سهشنبه ۲۷ تیر ۱۴۰۲، ساعت ۲۰:۵۹ دربارهٔ مولانا » فیه ما فیه » فصل شصتم - تَواتُر شنیدنِ گوش فعل رؤیت میکند:
انبیا چگونه مظهر قهر حق هستند ؟
جهن یزداد در ۲ سال و ۹ ماه قبل، سهشنبه ۲۷ تیر ۱۴۰۲، ساعت ۲۰:۳۵ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی اشکانیان » بخش ۳:
بیاورد پس جامه پهلوی
یکی باره با سازه خسروی
بدو گفت بابک به گرمابه شو
همی باش تا جامه ارند نو
Shaghayegh Mm در ۲ سال و ۹ ماه قبل، سهشنبه ۲۷ تیر ۱۴۰۲، ساعت ۱۸:۳۶ دربارهٔ سنایی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۰۹:
بیت آخر درستش این طور میشه که:
گر سیر گشتی از من و خواهی که نگذرم...
حسین فرزند ماه جمال و منصور محمدنظامی در ۲ سال و ۹ ماه قبل، سهشنبه ۲۷ تیر ۱۴۰۲، ساعت ۱۶:۰۹ در پاسخ به رضا دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۸:
موافقم که در دوره ای حافظ احتمالا برای رهایی از فشار عجیب متافیزیکی پناه می برده است به شراب. به مرور توانست نوشیدنی به جای آن آب درست کند. آبی که دل ها را توانگر می کند. به نظرم این یکی از بزرگترین کارهای حافظ بوده است که با ورد سحری خاص و خواندن آن روی آب، در زمان خاصی می نوشیده است و توانسته بود بر حالات نامطلوب روحی اش غلبه کند و توانگر شود.
حافظ دوره تکاملی داشته است.
حسین فرزند ماه جمال و منصور محمدنظامی در ۲ سال و ۹ ماه قبل، سهشنبه ۲۷ تیر ۱۴۰۲، ساعت ۱۴:۵۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۷:
غزلیست بس شگفت آور.
سرتاپای غزل نغز است و مصرع پایانی مغز:
""{{زان که بخشایشِ بس روحِ مکرم با اوست}}""
Nazanin Behboodi در ۲ سال و ۹ ماه قبل، سهشنبه ۲۷ تیر ۱۴۰۲، ساعت ۱۴:۳۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۹۳:
زِر یا زَر؟
حسین فرزند ماه جمال و منصور محمدنظامی در ۲ سال و ۹ ماه قبل، سهشنبه ۲۷ تیر ۱۴۰۲، ساعت ۱۴:۰۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۹:
دقیقا چه آبی در دیر مغان می دهند که دل ها را توانگر می کند؟
احتمالا حافظ به یک نوع نوشیدنی خاص دست یافته است. احتمالا ترکیبی از ورد سحری و آب بوده است.
حسین فرزند ماه جمال و منصور محمدنظامی در ۲ سال و ۹ ماه قبل، سهشنبه ۲۷ تیر ۱۴۰۲، ساعت ۱۳:۵۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۹:
قدسیان گویی که شعرِ حافظ از بَر میکنند
مصرع فوق ادعای بزرگی هست که از طرف حافظ مطرح شده است.
اگر درست باشد قضیه خیلی جالب می شود. یعنی برخی اشعار حافظ موکل(فرشته نگهبان) دارد.
مانند برخی متون مقدس در ادیان ابراهیمی.
آرین کوهجانی در ۲ سال و ۹ ماه قبل، سهشنبه ۲۷ تیر ۱۴۰۲، ساعت ۱۱:۵۴ در پاسخ به الیوت الدرسون دربارهٔ سعدی » بوستان » باب هفتم در عالم تربیت » بخش ۲۱ - گفتار اندر پرورش زنان و ذکر صلاح و فساد ایشان:
بله. ایرادگیری برای سعدی کار درستی نیست؛ همانگونه که دلیلی برای طرفداری و خوشگویی از او نیست.
آرین کوهجانی در ۲ سال و ۹ ماه قبل، سهشنبه ۲۷ تیر ۱۴۰۲، ساعت ۱۱:۴۵ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب هفتم در عالم تربیت » بخش ۲۱ - گفتار اندر پرورش زنان و ذکر صلاح و فساد ایشان:
آقای سهرابی......
امیر رحیمی در ۲ سال و ۹ ماه قبل، سهشنبه ۲۷ تیر ۱۴۰۲، ساعت ۰۹:۴۳ دربارهٔ نصرالله منشی » کلیله و دمنه » ابتدای کلیله و دمنه، و هو من کلام بزرجمهر البختکان » بخش ۸:
خوانش متن در پادکست آز آرشیو موجود هست روی پیوند به وبگاه بیرونی با رنگ قرمز کلیک کنید یا در گوگل سرچ کنید
کورش بقائی راوری در ۲ سال و ۹ ماه قبل، سهشنبه ۲۷ تیر ۱۴۰۲، ساعت ۰۹:۰۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۹۴:
با درود
جناب بذرافشان عزیز، از خوانش زیبایتان لذت بردم. یک نکتهٔ استحسانی عرض میکنم؛ باشد که قبول افتد.
در بیت "چه عجب ..." ، خوانش "چه" در هر دو مصراع بهتر است به صورت کشیده تر ادا شود تا منطبق بر یک هجای بلند شود و وزن شعر (مفتعلن مفتعلن مفتعلن مفتعلن) حاصل شود. با سپاس و احترام
جهن یزداد در ۲ سال و ۹ ماه قبل، سهشنبه ۲۷ تیر ۱۴۰۲، ساعت ۰۸:۳۲ دربارهٔ قطران تبریزی » دیوان اشعار » ترکیبات » شمارهٔ ۴ - در مدح شاه ابوالخلیل جعفر:
اندر وای وای
وای نخستین بچم جو و هوا است
امیرالملک در ۲ سال و ۹ ماه قبل، سهشنبه ۲۷ تیر ۱۴۰۲، ساعت ۰۷:۰۲ دربارهٔ انوری » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱:
من یزید: نوعی از بیع که هر که از دیگر خریداران قیمت زیاده دهد خرید نماید
جهن یزداد در ۲ سال و ۹ ماه قبل، سهشنبه ۲۷ تیر ۱۴۰۲، ساعت ۰۵:۴۲ در پاسخ به رضا جهانگیری دربارهٔ ایرج میرزا » مثنویها » شمارهٔ ۳ - مکاتبۀ منظوم:
سم الخیاط سم الخیاط = چم سوزن /چشم سوزن است سوراخ سوزن است و سم برگرفته از چم پارسی است و چم واژی از چشم است
نزد خوبان ساده باید رفت
دست بر چم نهاده باید رفت
-
یک تازیانه خوردمی بر جان از ان دو چم
کز درد او بماندمی مانند زرد سیب
شهید بلخی
عالمی دیگرست عالمشان
نیست راهی ز نور تا چمشان
سنایی
کسی چون من دگر شیدا نمیشه
براه دوستی رسوا نمیشه
گر اشتر در چم سوزن بگردد
دل من از نگارم وا نمیشه
هم اکنون نیز در هرات و بسیاری دیگر از شهرهای خراسان و نزد بلوچان و در اران اذربایجان و نزد کرمانجیان و نزد فیلیها و نزد بسیاری کردان و نزد گیلانیها و برخی لران و نزد لکها و در بخارا چم گفته میشود
واژه چم که در قران هم امده پارسی است و قران انرا به گونه سم الخیاط اورده و اوازه ان برای تشبیه قرانی است که میگوید
حتی یلج الجمل فی سم الخیاط
اگر شتر از چشم سوزن گذرد
محمد محمدی در ۲ سال و ۹ ماه قبل، سهشنبه ۲۷ تیر ۱۴۰۲، ساعت ۰۴:۳۴ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب پنجم در عشق و جوانی » حکایت شمارهٔ ۲۰:
عذر میخوام طرف پسر بوده؟؟
امین در ۲ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۲۸ تیر ۱۴۰۲، ساعت ۰۰:۳۲ در پاسخ به باران دربارهٔ نظامی » خمسه » لیلی و مجنون » بخش ۲۵ - رهانیدن مجنون آهوان را: