گنجور

 
سعدی شیرازی
 

ز من مپرس که در دست او دلت چونست

ازو بپرس که انگشت‌هاش در خونست

وگر حدیث کنم تندرست را چه خبر

که اندرون جراحت رسیدگان چونست

به حسن طلعت لیلی نگاه می‌نکند

فتاده در پی بیچاره‌ای که مجنونست

خیال روی کسی در سرست هر کس را

مرا خیال کسی کز خیال بیرونست

خجسته روز کسی کز درش تو بازآیی

که بامداد به روی تو فال میمونست

چنین شمایل موزون و قد خوش که تو راست

به ترک عشق تو گفتن نه طبع موزونست

اگر کسی به ملامت ز عشق برگردد

مرا به هر چه تو گویی ارادت افزونست

نه پادشاه منادی زده‌ست می مخورید

بیا که چشم و دهان تو مست و میگونست

کنار سعدی از آن روز کز تو دور افتاد

از آب دیده تو گویی کنار جیحونست

 

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
دسته: طیبات
منبع اولیه: ویکی‌درج
برای ویرایش و بهبود متن با نام کاربری خود وارد شوید

معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده استmusic_note

حاشیه‌ها

تا به حال ۵ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

سعیده نیک طبع در ‫۸ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۱۱ آبان ۱۳۹۲، ساعت ۱۴:۰۱ نوشته:

با سلام. در مصراع " نه پادشاه منادی ز دست می مخورید" به نظر می رسد که اشتباه تایپی روی داده. باید "ز" و "دست" به هم بچسبند تا به صورت فعل "زدست" (زده است) خوانده شود. با نحوه نگارش فعلی بیشتر به صورت " ز دست" (از دست) خوانده می شود.
با تشکر از شما
---
پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
شایق در ‫۶ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۱۱ مهر ۱۳۹۴، ساعت ۱۹:۰۰ نوشته:

با سلام (نه بادشاه منادی زدست می مخورید ..... بیا که چشم و دهان تو مست و میگون است ) فرمایش جناب سعیده کاملا صحیح است سعدی می فرماید چون بادشاه منادی فرستاده یعنی اعلام کرده که می خوردن مجازات دارد تو بیا که چشم و دهاتت ما را مست کند و نیازی به می خوردن نباشد

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
گمگشته در ‫۶ سال قبل، یک شنبه ۱۷ آبان ۱۳۹۴، ساعت ۰۹:۴۰ نوشته:

لطفا مطلب بالا رو اصلاح بفرمایید تا شعر صحیح خونده بشه

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
chelsea در ‫۵ سال و ۱۰ ماه قبل، دو شنبه ۱۴ دی ۱۳۹۴، ساعت ۱۷:۴۳ نوشته:

خیال روی کسی در سر است هر کس را/مرا خیال کسی کز خیال بیرون است . . . دوستان گویند سعدی خیمه بر گلزار زن/من گلی را دوست می دارم که در گلزار نیست.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
مهناز ، س در ‫۴ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۲۰ خرداد ۱۳۹۶، ساعت ۰۱:۱۸ نوشته:

چند بیتی هم در همین زمینه :
..
اگر که چهره ی ما لاله وار پر خونست
ز بی وفایی دهرست و جور گردونست
من این شرار رخ از می نکرده ام پیدا
بساغرم همه زهرست ودیده جیحونست
نه ، این حکایت من نیست قصه دلهاست
گناه ِ عاشقی و دیده گان مفتونست
چو یاوری ننماید فرشته ی اقبال
قدح نگون و شکسته ست و جام وارونست
به جز تجارت دلدادگی و دل بردن
هر آن که دادو ستد پیشه کرد مغبونست

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.