گنجور

حاشیه‌گذاری‌های آرش ثروتیان

آرش ثروتیان 🌐

-


آرش ثروتیان در ‫۸ ماه قبل، چهارشنبه ۷ تیر ۱۴۰۲، ساعت ۲۰:۲۹ در پاسخ به عباس جنت دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۲۹:

جناب آقای جنت

فرموده‌اید :خیلی‌‌ها معتقدند که "پذیر صدق"  درست است نه "پنیر صدق"

بنده در چاپهای دیوان کبیر و نسخ اینترنت همه جا پنیر صدق دیدم  و به گمانم نخستین کسی هستم که پذیر صدق را پیشنهاد کردم. علاقه‌مندم بدانم اگر خیلی‌ها چنین اعتقادی داشته‌اند کجا مطرح کرده‌اند؟

 

آرش ثروتیان در ‫۱ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۱۰ مهر ۱۴۰۱، ساعت ۲۲:۰۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۴۰:

گر تو خواهی که تو را بی‌کس و تنها نکنم =  وامقت باشم هر لحظه و عذرا نکنم

این تعلق به تو دارد سر رشته مگذار =  کژ مباز ای کژ کژباز مکن تا نکنم

...

 

شادروان هوشنگ ملک نیا، نگارندۀ کتاب «هشت قرن کسوف» در صفحات 172 تا174  کتاب از ارتباط بسیار جالب این غزل با غزلِ 2054 و رباعیِ 982 گنجور (شماره 981 در دیوان کبیر) پرده بر می دارد.
ایشان نشان می دهد که غزل  1640 بالا سرودۀ شخص شمس تبریزی است که در پاسخ  به غزل 2054 مولانا گفته است:

بشنیده‌ام که عزم سفر می‌کنی مکن =  مهر حریف و یار دگر می‌کنی مکن

تو در جهان غریبی غربت چه می‌کنی = قصد کدام خسته جگر می‌کنی مکن

از ما مدزد خویش به بیگانگان مرو =  دزدیده سوی غیر نظر می‌کنی مکن

...

 

و نهایتاً در رباعیِ یاد شده، مجدداً واکنش مولانا به پاسخ شمس ثبت شده است:

دلدار چنان مشوش آمد که مپرس = هجرانش چنان پر آتش آمد که مپرس

گفتم که مکن گفت مکن تا نکنم =  این یک سخنم چنان خوش آمد که مپرس

 

موضوع کتاب فوق اثبات این مطلب است که بعضی از اشعار درج شده در دیوان شمس، سرودۀ شخص وی است.

 

 

آرش ثروتیان در ‫۱ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۱۰ مهر ۱۴۰۱، ساعت ۲۱:۴۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۵۴:

شادروان هوشنگ ملک نیا، نگارندۀ کتاب «هشت قرن کسوف» در صفحات 172 تا174  کتاب از ارتباط بسیار جالب این غزل با غزل شمارۀ 1640 و رباعی شمارۀ 982 گنجور (شماره 981 در کتاب کلیات) پرده بر می دارد.
ایشان نشان می دهد که غزل 1640 پاسخ گله مندانۀ شمس به مولانا است:

گر تو خواهی که تو را بی‌کس و تنها نکنم
وامقت باشم هر لحظه و عذرا نکنم

این تعلق به تو دارد سر رشته مگذار
کژ مباز ای کژ کژباز مکن تا نکنم

گفته‌ای جان دهمت نان جوین می ندهی
بی‌خبر دانیم ار هیچ مکافا نکنم
...
طبل باز شهم ای باز بر این بانگ بیا
پیش از آن که بروم نظم غزل‌ها نکنم

و سپس در رباعیِ یاد شده، مجدداً واکنش مولانا به پاسخ شمس ثبت شده است:

دلدار چنان مشوش آمد که مپرس
هجرانش چنان پر آتش آمد که مپرس

گفتم که مکن گفت مکن تا نکنم
این یک سخنم چنان خوش آمد که مپرس

موضوع کتاب فوق اثبات این مطلب است که بعضی از اشعار درج شده در دیوان شمس، سرودۀ شخص وی است.

 

آرش ثروتیان در ‫۱ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۱۶ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۱۳:۰۱ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۴۴ - بر تخت نشستن خسرو به مدائن بار دوم:

با سلام

چه خوش گفتند شیران پایلنگان/ با پلنگان

که:خر کره کند با راه زنگان


چه دلیلی دارد که شیران با پلنگان چنین صحبتی کرده باشند؟
احتمال دارد که نظامی از صنعت تصحیف استفاده کرده است. «پایلنگان= پای لنگان» مشابه با پلنگان نوشته می شود.
همچنین «پایلنگان= پالنگان» نام شهری در کردستان است. در زیر بنده دو معنی را پیشنهاد می کنم. 

1- پایلنگان را به معنی شهر کردستان بگیریم. همچنین صورت پای لنگان را هم در پیش چشم داشته باشیم.
یعنی شیرمردان پالنگان که به محیط کوهستانی آنجا عادت دارند نیز در راه زنجان با دشواری مواجه هستند.  همچنین شیران در حالی که لنگ لنگان راه می رفتند ضرب المثل معروف را که خر در راه زنجان کره می اندازد را گفتند.
با توجه به اینکه مادر نظامی کرد بوده است احتمالا از پالنگان آگاهی داشته است.

2- نکتۀ دیگر که شاید به یافتن دقیقتر معنی کمک کند این است که کوههای قافلانکوه در منطقه زنجان واقع است. قافلان در ترکی به معنی پلنگ است معنی می دهد. در این صورت پلنگان را بایستی نام منطقۀ قافلانکوه تلقی نماییم.  در این صورت بایستی گفت که شیران خطاب به منطقه «پلنگان =قافلانکوه» چنین صحبتی کردند.

 
 

 

آرش ثروتیان در ‫۲ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۵ شهریور ۱۴۰۰، ساعت ۱۱:۴۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۲۹:

پنیر صدق بگیر و به باغ روح بیا

که ما بلی تو را باغ و بوستان کردیم

معنی و مصداق «پنیر صدق» در هیچ کدام از فرهنگها یافت نشد. ظاهراً تناسبی هم با موضوع ندارد. 
بنده احتمال می دهم  «پذیر صدق» بوده که در کتابت آن ذال به یا چسبیده و در استنساخهای بعدی ، پذیر تبدیل به پنیر شده است. 
از این گونه پیش آمدها در نسخ قدیمی ناممکن نیست و مصادیق دیگر می توان یافت.
آرش ثروتیان
5 شهریور 1400

 

 

آرش ثروتیان در ‫۲ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۵ شهریور ۱۴۰۰، ساعت ۱۱:۲۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۳۷:

مگر آنکه چنین تلفظ کنیم:
صرفهِ یْ برد، نه خودْ من صرفهِ یْ بَرم از او

 

آرش ثروتیان در ‫۲ سال و ۶ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۲ مرداد ۱۴۰۰، ساعت ۰۶:۲۱ دربارهٔ نظامی » خمسه » مخزن الاسرار » بخش ۲۳ - حکایت نوشیروان با وزیر خود:

لطفاً در بیت زیر خور به خود تبدیل شود.


نام خود از ظلم چرا بد کنم

ظلم کنم وای که بر خور کنم

ظلم کنم وای که بر خود کنم

 

آرش ثروتیان در ‫۲ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۱۱ مرداد ۱۴۰۰، ساعت ۰۹:۰۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۰۸:

بیت سوم:

از باغ روی تو تا دور گشتم

وزن ایجاب می کند چنین باشد:

ز باغ روی تو تا دور گشتم

 

 

آرش ثروتیان در ‫۲ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۱۰ مرداد ۱۴۰۰، ساعت ۱۶:۲۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۳۷:

گویی فسوس باشد کز من فسوس خوار

صرفه برد نه خود من صرفه برم از او

مصرع دوم وزنش درست نیست. باید دید که متن صحیح چگونه است؟


 

 

 

آرش ثروتیان در ‫۲ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۱۰ مرداد ۱۴۰۰، ساعت ۱۳:۴۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۰۲:

نکته‌ها را یاد می‌گیری جواب هر سال

تا به وقت امتحان گویند مرد فاضلست

لطفا در مصرع اول هر سال به هر سوال تبدیل شود:

نکته‌ها را یاد می‌گیری جواب هر سوال

 

آرش ثروتیان در ‫۲ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۱۰ مرداد ۱۴۰۰، ساعت ۰۶:۳۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۴۶:

به آفتاب نگر پادشاه یک روزه‌ست

همی‌گدازد مه منیر کز وزیرانم

در مصرع دوم منیر وزن را به هم می زند. درست چنین است.

همی‌گدازد مه نیز کز وزیرانم

 

آرش ثروتیان در ‫۲ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۲۶ خرداد ۱۴۰۰، ساعت ۲۱:۳۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۷۲:

گر نامه نمی‌خوانی خود نامه تو را خواند

ور راه نمی‌دانی در پنجه ره دانی

 

بهتر است مصراع دوم چنین نگاشته شود تا معنی آن مفهومتر شود:

ور راه نمی‌دانی در پنجه­‌ی ره‌دانی

 

یعنی اگر هم راه را نمی­‌شناسی (جای نگرانی نیست، چون) در پنجه‌ی (شخصِ) راه­‌دان و راه­‌بلد هستی. یا دست تو در پنجه­‌ی اوست و او خودش تو را هدایت می­کند.

 

آرش ثروتیان در ‫۲ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۲۷ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۰۷:۵۶ دربارهٔ جامی » هفت اورنگ » تحفة‌الاحرار » بخش ۱۸ - در کشف پرده از حقیقت دل و در بیان آنکه دل در پهلوی صاحبدل دل شود:

علم یقین برده به چرخش علم
کشت وی از عین یقین دیده نم
احتمالاً " گشت " یا "گشته" درست باشد.

 

آرش ثروتیان در ‫۲ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۲۷ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۰۷:۲۳ دربارهٔ جامی » هفت اورنگ » تحفة‌الاحرار » بخش ۱۹ - صحبت اول با پیر روشن ضمیر در تاریکی شب ظن و تخمین و رسیدن مرید به واسطه وی به دولت علم الیقین:

در بیت زیر:
گفتم که جامی مشو اندیشه ناک
چون شدت آیینه اندیشه پاک
"گفتم" با وزن راست نمی آید. "گفت" درست است.

 

آرش ثروتیان در ‫۳ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۸ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۱۰:۳۹ دربارهٔ نظامی » خمسه » اسکندرنامه - بخش اول: شرف‌نامه » بخش ۷ - در شرف این نامه بر دیگر نامه‌ها:

نیوشنده‌ای خواهم از روزگار
که گویم به دور از آموزگار
مصرع دوم باید چنین باشد تا وزن و مفهوم درست شود:

که گویم بدو راز آموزگار

 

آرش ثروتیان در ‫۴ سال و ۱۰ ماه قبل، سه‌شنبه ۳ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت ۱۸:۴۸ دربارهٔ محتشم کاشانی » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۴۹ - در منقبت حضرت امیرالمؤمنین علی‌ابن ابیطالب:

در مصراع زیر:
در کلام محتشم ایشان گردون احتشام
"ایشان" معنی نمی دهد. در یک سایت دیگر "ایشاه" آمده است که درست می نماید.

 

آرش ثروتیان در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۷ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۰۹:۱۶ دربارهٔ نظامی » خمسه » لیلی و مجنون » بخش ۱۰ - یاد کردن بعضی از گذشتگان خویش:

با سلام لطفا در بیت زیر رسر به رسد تصحیح شود:
تا هرچه رسر ز نیش آن نوش
دارم به فریضه تن فراموش
ضمنا پیش از بیت فوق، بیت زیر جا افتاده است:
باقی پدر که ماند از آدم
تا خون پدر خورم زعالم

 

آرش ثروتیان در ‫۱۱ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۷ مرداد ۱۳۹۱، ساعت ۱۰:۳۰ دربارهٔ نظامی » خمسه » لیلی و مجنون » بخش ۱۳ - در صفت عشق مجنون:

طبال نفیر آهنین کوس
رهیان کلیسیای افسوس
رهبان درست است.

 

sunny dark_mode