گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

ای با من و پنهان چو دل از دل سلامت می کنم

تو کعبه‌ای هر جا روم قصد مقامت می کنم

هر جا که هستی حاضری از دور در ما ناظری

شب خانه روشن می شود چون یاد نامت می کنم

گه همچو باز آشنا بر دست تو پر می زنم

گه چون کبوتر پرزنان آهنگ بامت می کنم

گر غایبی هر دم چرا آسیب بر دل می زنم

ور حاضری پس من چرا در سینه دامت می کنم

دوری به تن لیک از دلم اندر دل تو روزنیست

زان روزن دزدیده من چون مه پیامت می کنم

ای آفتاب از دور تو بر ما فرستی نور تو

ای جان هر مهجور تو جان را غلامت می کنم

من آینه دل را ز تو این جا صقالی می دهم

من گوش خود را دفتر لطف کلامت می کنم

در گوش تو در هوش تو و اندر دل پرجوش تو

این‌ها چه باشد تو منی وین وصف عامت می کنم

ای دل نه اندر ماجرا می گفت آن دلبر تو را

هر چند از تو کم شود از خود تمامت می کنم

ای چاره در من چاره گر حیران شو و نظاره گر

بنگر کز این جمله صور این دم کدامت می کنم

گه راست مانند الف گه کژ چو حرف مختلف

یک لحظه پخته می شوی یک لحظه خامت می کنم

گر سال‌ها ره می روی چون مهره‌ای در دست من

چیزی که رامش می کنی زان چیز رامت می کنم

ای شه حسام الدین حسن می گوی با جانان که من

جان را غلاف معرفت بهر حسامت می کنم

 

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

همایون شجریان » ناشکیبا » تصنیف "پنهان چو دل"

حمیدرضا نوربخش » پنهان چو دل » پنهان چو دل

گلهای رنگارنگ » شمارهٔ ۵۵۴ » (دشتی) (۱۰:۲۰ - ۱۲:۲۰) نوازندگان: رضا ورزنده (‎سنتور) خواننده آواز: محمودی خوانساری سراینده شعر آواز: سعدی شیرازی (غزل) مطلع شعر آواز: آن نه روی است که من وصفِ جمالت گویم

رستان » نور مهتاب » قافله سالار اسپاتیفای

music_note معرفی آهنگهای دیگری که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۴۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

Fariba در ‫۱۱ سال و ۱ ماه قبل، چهار شنبه ۲۱ مهر ۱۳۸۹، ساعت ۰۶:۰۷ نوشته:

I am not able to type in Farsi, but I wanted to say that on Bayet 7th, first Mesrah the 9th word, should be Sofali. it is typed as Soghali. I do not even think Soghali has any meaning. thanks.fariba
---
پاسخ: صِقال به معنای صیقل زدن و در مصرع یاد شده صحیح است.

 

صفا از مولانا صفا در ‫۱۰ سال و ۶ ماه قبل، دو شنبه ۲۹ فروردین ۱۳۹۰، ساعت ۱۴:۱۶ نوشته:

[قلب][گل][بوسه]
درود به همه ی دوستان فرهیخته و مولانا دوستان گرامی
این غزل شگفت مولانا را با این ویژگی ها بشنوید :
خواننده : همایون شجریان
اجرا : گروه شمس
غزل شمارهٔ 1377

مولوی
مولوی » دیوان شمس » غزلیات

ای با من و پنهان چو دل از دل سلامت می کنم
تو کعبه‌ای هر جا روم قصد مقامت می کنم
هر جا که هستی حاضری از دور در ما ناظری
شب خانه روشن می شود چون یاد نامت می کنم
گه همچو باز آشنا بر دست تو پر می زنم
گه چون کبوتر پرزنان آهنگ بامت می کنم
گر غایبی هر دم چرا آسیب بر دل می زنم
ور حاضری پس من چرا در سینه دامت می کنم
دوری به تن لیک از دلم اندر دل تو روزنیست
زان روزن دزدیده من چون مه پیامت می کنم
...
ای چاره در من چاره گر حیران شو و نظاره گر
بنگر کز این جمله صور این دم کدامت می کنم
مولانا ( خداوندگار عشق و عرفان )

شاد زی و شادی گستر باش
شاد زی ، مهر ورز ، فراجهانی باش
گر خدا خواهد تا درودی دیگر بدرود.
[قلب][گل][بوسه]

 

سپهر در ‫۹ سال و ۹ ماه قبل، دو شنبه ۲۶ دی ۱۳۹۰، ساعت ۲۱:۳۳ نوشته:

دوست گرامی با پوزش فراوان ولی شما اشتباه کردید اجرای این آهنگ از گروه شمس با خوانندگی حمیدرضا نوربخش است

 

مهدی در ‫۹ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۲۸ مرداد ۱۳۹۱، ساعت ۰۲:۵۸ نوشته:

دوست عزیزم سپهر؛ من از اجرای آقای نوربخش اطلاعی ندارم ولی این شعر رو با اجرای همایون شجریان بیش از صدبار شنیدم.

 

محب در ‫۹ سال و ۱ ماه قبل، سه شنبه ۲۱ شهریور ۱۳۹۱، ساعت ۱۰:۱۸ نوشته:

با سلام خدمت دوستان. این شعر توسط خوانندگان مختلفی اجرا شده است. در اثری به نام "پنهان چو دل" توسط حمیدرضا نوربخش اجرا شده است.
همایون شجریان در اثری که با همکاری کامکارها اجرا کرده است نیز شعر را خوانده است. همچنین حمیدرضا نوربخش در کنسرتی به نام ققنوس (آخرین کنسرت مرحوم مشکاتیان) به اجرای این شعر زیبا پرداخته است. متاسفانه این اثر نشر نشده است. این شعر اجراهای دیگری هم داشته است.

 

مریم در ‫۸ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۲۶ اسفند ۱۳۹۱، ساعت ۲۱:۲۳ نوشته:

سلام دوستان گنجوری
با عرض خسته نباشید
ببخشید من ادعایی در فهم شعر ندارم ولی حدس میزنم بیت چهارم ، مصرع اول به این صورت است:
گر غایبی هر دم چرا آسیب بر دل میزنی
هم از نظر معنا درست میشود و هم با مصرع بعدی تطبیق پیدا میکند
پوزش

 

اذرمیدخت در ‫۷ سال و ۸ ماه قبل، چهار شنبه ۱۶ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۱۳:۳۱ نوشته:

دوست عزیز اقای سپهر اجرای حمید نوربخش فوق العاده است مرسی

 

امین کیخا در ‫۷ سال و ۵ ماه قبل، چهار شنبه ۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۰۰:۱۳ نوشته:

فریبا جان با درود به شما البته انگلیسی ناکاستومندی نوشته اید ولی به گمانم بیشترمان اینجا به فارسی نوشتن بنازیم و ببرازیم . صقال معنای صیقلی می دهد و همان صقال گویا درست است .

 

امیرحسین در ‫۷ سال و ۴ ماه قبل، دو شنبه ۲۶ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۱۳:۰۹ نوشته:

با سلام
فکر نمی کنم کسی بتونه به قشنگی همایون پسر خسرو آوتز ایران این تصنیف رو اجرا کنه...

 

مصطفی در ‫۶ سال و ۷ ماه قبل، پنج شنبه ۲۱ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۰۱:۱۲ نوشته:

با صدای استاد همایون شجریان که دیگه معرکه شده خدایش...

 

سارا در ‫۶ سال و ۲ ماه قبل، سه شنبه ۲۷ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۱۵:۲۵ نوشته:

دوستان معنای بیت 9 رو به زبان ساده کسی میتونه بیا ن کنه لطفا؟

 

امین افشار در ‫۶ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۷ شهریور ۱۳۹۴، ساعت ۰۰:۴۸ نوشته:

درود
پاسخ سارا: به گمان من تا بیت نهم که می گویید شاعر وصف و مدح معشوق می گوید و از این پس در پی پرسشی از دل، سخنان معشوق (که البته سرایش دل عاشق است) را یادآوری و گوشزد می کند که از مصرع دوم بیت نهم تا آخر غزل (غیر از بیت آخر) ادامه دارد. پس بیت نهم را باید این گونه خواند:
ای دل! نه اندر ماجرا می گفت آن دلبر تو را؟:
[که] هر چند از تو کم شود، از خود تمامت می کنم
با این معنای لفظی: ای دل من! مگر نه این است که در ماجرای عاشقی مان آن دلبر به تو گفت: هر چقدر بدهی و کم شوی در این عشق، من جایش را می گیرم و از خود پر می کنم. اشاره است به اینکه عاشق باید دل از سایر تعلقات برگیرد تا معشوق خانه کند.

 

عمر شیردل در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، دو شنبه ۱۷ خرداد ۱۳۹۵، ساعت ۱۴:۳۵ نوشته:

به جواب فریبا : همان کلمهٔ "صقالی" درست است . به معنی صیقل دادن .

 

امید در ‫۵ سال و ۱ ماه قبل، یک شنبه ۱۴ شهریور ۱۳۹۵، ساعت ۲۰:۲۸ نوشته:

ضمن عرض ادب در پاسخ به سرکار خانم فریبای عزیز . دلم نمیخواد از این حقیر رنجیده خاطر شوید اما احساس میکنم در فضایی که در مورد ادبیات خصوصاً شعر فارسی قرار است نظر دهیم فکرمیکنم اگر این کار به همین زبان نوشته شود پسندیده تر باشد . البته فکر میکنم اینجور بهتر باشه . با تقدیم احترام . امید

 

بی در ‫۴ سال و ۱۱ ماه قبل، پنج شنبه ۲۹ مهر ۱۳۹۵، ساعت ۱۱:۴۸ نوشته:

رامش هم قسمتهایی از این شعر رو خوانده در یک آلبوم که اشعار کلاسیک رو با موسیقی جدید ترکیب کرده بودند و داریوش و فرامرز اصلانی هم اگر اشتباه نکنم خواننده های دیگر آلبوم بودند .

 

میثم در ‫۴ سال و ۸ ماه قبل، یک شنبه ۳ بهمن ۱۳۹۵، ساعت ۱۶:۲۱ نوشته:

با سلام و احترام. ببخشید معنی این مصرع " زان روزن دزدیده من چون مه پیامت میکنم" چیست؟

 

م ، س در ‫۴ سال و ۸ ماه قبل، یک شنبه ۳ بهمن ۱۳۹۵، ساعت ۱۷:۵۷ نوشته:

میثم خان
خیلی ساده
دوری به تن لیک از دلم اندر دل تو روزنیست
زان روزن دزدیده من چون مه پیامت می کنم
می گوید : از تو دورم ولی ، دل من به دل تو راه دارد و از این راه پنهان به تو پیام می فرستم . مثل نور ماه که از روزنی بتابد .
مانا باشید

 

میثم در ‫۴ سال و ۸ ماه قبل، چهار شنبه ۶ بهمن ۱۳۹۵، ساعت ۰۱:۳۱ نوشته:

م.س عزیز، از پاسخ شما ممنونم. اما باز هم مفهوم این مصرع را متوجه نمیشوم. یعنی شاعر خود را به ماه تشبیه کرده؟ چه لزومی دارد که خود را یا پیام فرستادن خود را به تابیدن نور ماه از روزنی تشبیه کند؟ در مصرع قبل می گوید که از دل من به دل تو روزنی است. اگر نوری قرار باشد بتابد از جانب آن معشوق باید بر دل عاشق بتابد،نه برعکس! اینطور نیست؟ به نظر بنده در این مصرع میگوید از این روزن به تویی که چون ماه هستی و نورت از این روزن به من میرسد سخن میگویم. یعنی معشوق به ماه تشبیه شده است.( سخن گفتن با ماه هم که در ادبیات از کارهای عاشقان است.)

 

مهناز ، س در ‫۴ سال و ۸ ماه قبل، چهار شنبه ۶ بهمن ۱۳۹۵، ساعت ۰۱:۵۷ نوشته:

درست می گویید میثم خان
در ادبیات ” پیام دادن و پیام گرفتن “ دیده ام ولی ”پیام کردن “ نشنیده بودم
اگر ”پیامت می کنم “را به مانای رسیدن پیام بگیریم حق با شماست ، ولی اگر پیام فرستادن بگیریم به گونه ای دیگر است .
مختارید
اگر من اشتباه می کنم ببخشایید
مانا باشید

 

علی در ‫۴ سال و ۵ ماه قبل، دو شنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۶، ساعت ۰۹:۴۷ نوشته:

میثم گرامی. ماه نماد نامه بران و پیک بوده است، چنانکه خورشید نماد پادشاهان. مشتری نماد وزیران. مریخ نماد لشکریان. عطارد نماد کاتبان. زهره نماد مطربان.
در این بیت میگوید: جسم ما از هم دور است امّا از دل من به دل تو روزنی است که من مانند ماه، پیام را از طریق این روزنِ پنهانی به دل تو میرسانم.
در این بیت، «دزدیده» به معنای «پنهانی» است. در مورد «پیام کردن» باید به اشعار دیگر مولانا توجه کنید:
پیام کرد مرا بامداد بحر عسل
که موج موج عسل بین به چشم خلق غزل
کرد پیامی برگ به میوه
زود بیایی گوش نخاری
پیام کردم کای تو پیمبر عشاق
بگو برای خدا زود ای رسول امین
همانطور که میبینید، پیام کردن به معنای رساندن پیام است و این موضوع با واژۀ ماه در بیت مورد نظر هماهنگی کامل دارد.
در ادبیات ظرافتهایی وجود دارد که به سادگی نباید با آن برخورد کرد وگرنه به اشتباه خواهیم رفت.

 

یونس در ‫۴ سال و ۲ ماه قبل، یک شنبه ۸ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۱۱:۱۰ نوشته:

درود
مصرع "گر غایبی هر دم چرا آسیب بر دل می زنم" صحیح نیست و باید به شکل "گر غایبی هر دم چرا آسیب بر دل می زنی" باشه

 

شاهین در ‫۴ سال و ۱ ماه قبل، یک شنبه ۵ شهریور ۱۳۹۶، ساعت ۲۳:۱۳ نوشته:

عرض سلام و ادب
عزیزانی که گفتن باید عوض میزنم،میزنی باس نوشته بشه در بیت
گر غایبی هر دم چرا آسیب بر دل میزنم
دقیقتر به وزن و معنا دقت کنند میبینند درسته ولی باید قشنگ معنا رو حلاجی کنند
اصلا اگه میزنی بنویسیم معنی شعر به هم میریزه

 

مرتضی در ‫۳ سال و ۱۱ ماه قبل، پنج شنبه ۴ آبان ۱۳۹۶، ساعت ۰۱:۱۸ نوشته:

کسی میدونه منظور مولانا از در سینه دامت می کنم چی هست؟ سپاس

 

وحید در ‫۳ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۱۰ آذر ۱۳۹۶، ساعت ۰۹:۴۱ نوشته:

عزیزان بنده با اندک سواد خود فکر می کنم که سه مورد باید در این غزل تصحیح بشه.
اول، اون جا که می فرماد، هر جا که هستی حاضری به گمان حقیر باید باشه هرجا که هستم حاضری. هر جور حساب کنید هر جا که هستی حاضری ب معناست یا حشو است. به خصوص به خصوص با توجه به ادامه اش که می گه از دور در ما ناظری. لازمه این قضیه اینه که مخاطب هرجا که گوینده هست حاضر باشه نه هرجا که خودش هست حاضر باشه.
دوم. بیت گر غایبی هر دم چرا. این هم باید باشه گر حاضری هم دم چرا آسیب بر دل می زنم. یعنی اگر هستی چرا بی تابی می کنم و به خودم آسیب وارد می کنم از هجر تو. ور غایبی پس من چرا در سینه دامت می کنم. در پاسخ عزیزی که پرسیده معنی این مصرع چیه، منظور مولوی اینه که اگر نیستی چرا من امید دارم که در دلم اسیرت کنم و تو رو در دلم داشته باشم. شاعر می گه من در دلم برات دام گذاشتم. یعنی امید دارم تو رو در دل خودم ماندگار و ماندنی کنم و می پرسه اگر تو نباشی دام گذاشتن بی معناست. دام رو برای کسی یا چیزی پهن می کنند که امید دارند اون چیز یا اون کس از جایی که دام گذاشته شده گذر کنه. پس می فرماد ور غایبی پس من چرا در سینه دامت می کنم.
آخر این که نظر شخصی حقیر با توجه به شناختی که از حضرت دارم اینه که به جای ای آفتاب از دور تو بر ما فرستی نور تو باید باشه ای آفتاب از دور تو بر ما فرستی نور نو. این تعبیر نو برای مسائل رو مولوی مکرر به کار برده. راجع به این آخری قسم نمی تونم بخورم ولی اگر قرار بود شرط ببندم فکر می کنم به جای نور تو، روی نور نو شرط می بستم.

 

وحید در ‫۳ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۱۰ آذر ۱۳۹۶، ساعت ۱۰:۰۲ نوشته:

ایضن در پاسخ عزیزی که راجع به معنی بیت 9 پرسیده اند باید بگم:
بن نظر شخصی بنده می بایست صنعت مجازی در این جا به کار رفته باشه که داستانی که بهش اشاره داره می شه برما مکشوف نیست. ولی می تونم در حد فهم خودم با اطمینان بگم که منظور شاعر اینه که ای دل در ماجرا یا داینامیکی که با دلبر داشتی مگر دلبر یا معشوق به تو نگفت که اگر از تو چیزی کم بشه در عوض من با وجود خودم و از خودم اون خلاء و نقصان رو پر می کنم. در واقع این یک استفهام انکاری است. برای تقریب به ذهن بیشتر این رو در نظر بگیرید. مثلن معشوق می گه اگر در داستان عشق و عاشقی که ما با هم داریم تو از خودت خالی بشی (که همواره شرط لازم برای رسیدن به وصال هست) در عوض اون ظرف خالی تو رو من با وجود خودم پر می کنم. فرض کنید عاشق می گه اگر در وجودت قراره من وارد بشم باید جای خالی وجود داشته باشه. یعنی باید ظرف وجودیت رو برای من خالی کنی و در عین حال می گه نگران نباش. این ظرف خالی نمی مونه من خودم برات درستش می کنم و خودم پرش می کنم.
امیدوارم که مفید فایده بوده باشه.

 

... در ‫۳ سال و ۴ ماه قبل، چهار شنبه ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۱۱:۴۷ نوشته:

اینها چه باشد، تو منی، وین وصف عامت می کنم!!

 

زهرا در ‫۳ سال و ۲ ماه قبل، پنج شنبه ۴ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۲۱:۴۳ نوشته:

درود بر وحید عزیز،بسیار زیبا تفسیر کرده اید
با تشکر از گردانندگان گنجور

 

م.ع سودای علی در ‫۳ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۱۲ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۵:۲۸ نوشته:

سلام علیکم به تمام خواننده گان حاضر الوصف...
من بیشتر از تبصره و حاشیه پردازی به پیشنهاد یک نظر و طرح کوچک میپردازم.
نظرم اینست که اگر ممکن باشد تشریح و تفسیر هر پارچه شعر از نظر یک استاد ورزیده مفسر، مبصر و مسلط به شعر در آغاز شعر جهت رفع برداشت های غیر معنوی و تحت ال لفظی بطور کامل ارائه گردد، ضمنا بزرگان و صاحب‌نظران، تصور و اندیشه های شانرا ارائه نمایند. تا از یک طرف معنای محرم و عارفانه شعر ثابت ماند و از طرف دیگر قواعد و اصول علمی و نظری آن رعایت گردد. سپاسگزار تان

 

Mahyar در ‫۳ سال و ۱ ماه قبل، سه شنبه ۱۳ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۰۰:۰۹ نوشته:

به دور از دوگانگی (duality) - مولانا با خود و درباره خود در گفتگوست

این‌ها چه باشد تو منی - وین وصف عامت می کنم

 

امیر در ‫۳ سال قبل، سه شنبه ۱۷ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۱۰:۲۶ نوشته:

جانرا غلاف معرفت بهر حسامت میکنم ، اینجا حسامت میکنم چه معنایی دارد ؟

 

۸ در ‫۳ سال قبل، سه شنبه ۱۷ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۱۸:۰۱ نوشته:

امیر،
حسام به مانای تیغ تیز آمده است، شمشیر بران

 

شیدا در ‫۲ سال و ۵ ماه قبل، پنج شنبه ۲۲ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۰۶:۵۲ نوشته:

در جواب وحید
در مصرع: هرجا که هستی حاضری
یای هستی، یای مخاطب نیست، بلکه یای مصدری است
یعنی هرجا که هستی و وجودی است، تو هم حاضری
مثل شعر فردوسی:
جهان را بلندی و پستی تویی
همه نیستند آنچه هستی تویی
که یعنی هرچه که هستی و وجود است، تویی، نه به این معنی که هرچه خودت هستی خودت هستی!

 

آرام نوبری نیا در ‫۲ سال و ۵ ماه قبل، یک شنبه ۸ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت ۲۰:۰۷ نوشته:

با سلام
لینک مربوط به :
« گلهای رنگارنگ » شمارهٔ 554 » (دشتی) (10:20 - 12:20) نوازندگان: رضا ورزنده (‎سنتور) خواننده آواز: محمودی خوانساری سراینده شعر آواز: سعدی شیرازی (غزل) مطلع شعر آواز: آن نه روی است که من وصفِ جمالت گویم »
اشتباها در این صفحه الحاق شده که مربوط به غزل شماره 413 سعدی بزرگوار میباشد.
این وب سایت بسیار مفید و قابل تحسین است،با تشکر از دست اندرکاران خانواده گنجور.
پیروز و پاینده باشید

 

علیرضا در ‫۲ سال و ۲ ماه قبل، پنج شنبه ۲۷ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۰۰:۳۵ نوشته:

با سلام خدمت عزیزان جان
بنده در درک معنی بهت دهم ابهام دارم و ممنون میشم اگر نظراتتون رو در اختیارم بذارید.
سپاس

 

وحید در ‫۱ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۲۲ فروردین ۱۳۹۹، ساعت ۰۴:۵۱ نوشته:

شیدای گرامی حاشیه شما رو مطالعه کردم. تعبیر واژه هستی به معنای جهان آفرینش اشکال معنایی را بر طرف نکرده بلکه اشکال زبانی هم اضافه خواهد کرد.
از نظر زبان پارسی اگر بپذیریم منظور از هستی آفرینش است، در این صورت مصرع باید به این صورت بوده باشد:
هر جا که هستی هست (یا وجود دارد) حاضر هستی
صرفن از نظر زبان شعر تصور این که از این مصرع برای رعایت وزن شعر حذف شده دور از ذهن است. بنده قرینه دیگری در زبان مولوی برای چنین مورد سستی از حذف فعل سراغ ندارم.
در ثانی از نظر معنایی تفسیری که ارائه دادید اشکال را دو چندان می کند. هر جا که جهان هستی وجود دارد حاضر هستی به همان میزان حشو است که هستی را به معنای حضور داشتن را بپذیریم (رجوع شود به حاشیه ای که پیش تر با دوستان در میان گذاشتم). از نظر زیبایی شناخت و نوازش خیال نیز واضح است که این مفهوم که هر جا که من هستم محبوب حاضر است بسیار بلند تر و شاعرانه تر از این مفهوم است که در جای جای هستی محبوب حاضر است.

 

وحید در ‫۱ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۲۲ فروردین ۱۳۹۹، ساعت ۰۵:۲۸ نوشته:

در پاسخ پرسش علیرضا در مورد معنی بیت دهم:
بزرگوار، حقیر ظاهر این بیت رو تفسیر می کنم در حد فهم خود ولی بطن این بیت تاویل پذیر در کلام نیست. عمق مفهوم به عمق جان خواننده و شخص شماست که در کلام نمی گنجد.
علی ای حال، برای درک بهتر بیت باید به کل غزل نظر داشت. این غزل در کنار جریان مفهومی که داره یک تصویر سازی غریب، سیال و مهیب (از شدت ژرفا) رو مجسم می کنه. برای درک معنی بیت این تصویر سازی رو به صورت خلاصه در سه پرده می توان مرور کرد:
پرده اول (ابیات یک تا شش): گوینده مخاطب را حاضر غایب در همه حال تصویر می کند. در این مرحله گوینده مخاطب را در همه حال می جوید و در ارتباط و پیوستگی با اوست. پرده اول با بیت ای آفتاب از دور تو ... به پایان می رسد.
پرده دوم (ابیات هفت تا نه): پرده دوم شامل دو بیت مکاشفه و یک بیت توضیحی می باشد. ضرباهنگ تصویر بالا رفته و درطی سه مصرع گوینده مراحل مکاشفه را طی کرده و در مصرع چهارم به ادراک یگانگی با مخاطب می رسد. و در بییت سوم آن را تشریح می کند.
پرده سوم (ابیات ده تا دوازده): پیچشش و سرعت تصویر سازی وارد فاز انتهایی شده، گوینده با مخاطب یا محبوب ذکر نیاز می کند و در عین حال یاد آور می شود که محبوب مانند موم توسط ادراک گوینده در حال تطور و نو به نو شدن است و این قدرت گوینده در نو به نو کردن محبوب که حالا مشخص شده با گوینده در هم تنیده هستند در نگر گوینده برای محبوب نیز شگرف و مایه تحیر است.
دز سایه این توضیحات بیت را با هم مرور کنیم:
می فرماید ای چاره، یعنی ای درمان، ای دوای درد، با درمان گری و چاره گری حیران در من نگاه کن که اکنون از میان این تصاویر تو رو به کدامین تصویر در می آورم. یک تصویر غریبی است که گوینده درمان خود را از مخاطب که در او ممزوج است می جوید و در عین حال محاط بر تصویر درمان گر خود است و ابایی ندارد از یاد آوری این مهم به درمان گر خود.

 

مسعود در ‫۱ سال قبل، سه شنبه ۱ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۱۵:۰۱ نوشته:

با سلام؛
در پیوند با نظرات وحید عزیز و شیدای گرامی، درباره این مصراع که «هرجا که هستی حاضری ...» باید گفت مصرع به همین شکل هم ایرادی ندارد. هستی در اینجا نه به معنای وجود است و نه اشتباها به جای هستم آمده است. بلکه یعنی هرجا که باشی، یعنی انسان هرجا که باشد، آن معشوق هم حاضر است. در سخن فارسی گاه به جای هستم یا باشم یا باشیم و مانند آن، هستی و باشی هم به کار می رود. پس این هستی به دیگران برمی گردد نه معشوق. یعنی آدم هرکجا باشد او حاضر است.

 

بهرام حسین‌زاده در ‫۱۱ ماه قبل، دو شنبه ۱۲ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۱۳:۰۸ نوشته:

در بیت دوم: «هر جا که هستم حاضری»، درست است و « هر جا که هستی حاضری» را غلط نساخان میدانم...

 

هادی بهار در ‫۵ ماه قبل، یک شنبه ۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۰، ساعت ۱۶:۲۶ نوشته:

در گوش تو در هوش تو و اندر دل پرجوش تو
این‌ها چه باشد تو منی وین وصف عامت می کنم
این بیت عالیه/ تلنگری می زنه که بیدار شیم

 

Mayastoroon در ‫۴ ماه قبل، یک شنبه ۲ خرداد ۱۴۰۰، ساعت ۰۳:۰۳ نوشته:

با عرض سلام و احترام،

 

صحبت از این است که کدامین درست است:

آسیب می‌زنی؟ یا آسیب می‌زنم؟ 

به نظر من "آسیب می‌زنیمعنی عمیق‌تری دارد

 

گر غایبی هر دم چرا آسیب بر دل می‌زنی؟

ور حاضری پس من چرا در سینه دامت می‌کنم 

 

در این بیت (چهارمکلمهٔ "آسیببه معنی 

فروغ و پرتو و لمس و سایش و تماس و حس و وزیدن

می‌باشد

در دهخدا نیز کلمهٔ "آسیببه تماس و سایش معنی

شده‌است

این طور استفاده از کلمهٔ "آسیبدر کارهای دیگر

مولانا نیز دیده می‌شودشاید برای مثال، این بیتی

 که از ترجیع‌بند شمارهٔ سی‌ام مولانا می‌باشد، 

بتواندداستان را روشن‌تر کند

 

به هر چیزی که آسیبی کنی آن چیز جان گیرد

چنان گردد که از عشقش بخیزد صد پریشانی

 

https://ganjoor.net/moulavi?shams/tarjeeat/sh30/

 

متین در ‫۳ ماه قبل، چهار شنبه ۲۳ تیر ۱۴۰۰، ساعت ۱۴:۱۰ نوشته:

بیت  دوم   اشکال  داره _   هر جا که هستم  حاضری  درسته   _  نه  هرجا  که هستی 

 

nabavar در ‫۲ ماه قبل، چهار شنبه ۶ مرداد ۱۴۰۰، ساعت ۰۱:۳۸ پاسخ داده:

گرامی متین !

با شما موافقم: هرجا که هستم حاضری به نظر مناسب تر می آید.

هر جا که هستی حاضری را میتوان گفت: هر جایی حاضری یا همه جا هستی، پس یا هستی زیادی ست یا حاضری.

هرجا که هستم حاضری به مانای آنست که همه جا با منی گرچه دور باشی.

 

ملیکا رضایی در ‫۲ ماه قبل، سه شنبه ۵ مرداد ۱۴۰۰، ساعت ۲۳:۱۱ نوشته:

با سلام به تمامی دوستان

در مورد بیت دوم ،هر جا که هستی حاضری درست است 

۱/اگر دقت کنید وزن و آهنگ کلام در شعر دچار اشکال میشود اگر' هستی 'را به 'هستم' تغییر دهیم 

۲/در معنای شعر تغییراتی ایجاد میکند که از زیبایی شعر میکاهد.

۳/معنا کردن یک شعر تنها محدود به معنا واژه نیست چراکه هیچ واژه ای نمیتواند بیان واقعی و حقیقی را بر همه آدمان نمایان سازد ، تنها عده ای هستند که با سروده ها و متن ها خود ،آدمی را مدهوش سروده یا متن شان میکنند و این افراد توانایی بسیاری دارند و برهی شان چون مولانا جایگاهی بالاتر از آدمی دارند و هر کس که استعداد بسیاری دارد در کارش خلاقیت بیشتری به کار میبرد و آنکس که جایگاهی بالاتر از آدمی دارد سخن هایش که یا از عقل یا از دل در آید زیباتر و دلنشین تر هست و البته که درک آن سخت تر .همچنین معنا کردن یک واژه همیشه در سروده ای درست نخواهد بود گاه یک واژه در هیچ کدام از معانی خود به کار نمیرود. اینجا هم همین طور است:

هر جا که هستی حاضری از دور در ما ناظری شب خانه روشن میشود چون یاد نامت میکنم :

هستی برای تاکید وجود معشوق و یار در تمامی لحظات هست و نه در معنی بودن هست و نه در معنای وجود و این تاکید در معنی اینگونه معنی میشود :تو حاضر هستی در هر مکانی که چشمانم میبیند آنرا ،تو از دور بر ما عاشقانت ناظر هستی (یعنی تو در کنار ما نیستی شاید ،ولی چشمان ما باز هم تو را میبیند و تاکید میمند که چه یار باشد و چه نباشد ،باز هم یار در کنار عاشقان هست ) شب های تیره و تار (روزهای غمگین )خانه (دل های غمین )روشن- (پر از عشق و امید و زیبایی و نور )-میشود هنگامی که یادت میاید 

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.