امیرحسین صباغی در ۲ سال و ۵ ماه قبل، سهشنبه ۱۴ آذر ۱۴۰۲، ساعت ۰۹:۴۴ دربارهٔ فرخی سیستانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۱۳۱ - در مدح سلطان محمود سبکتگین گوید:
از آنجا که میدانیم بعد از محمود چه بر سر غزنویان آمد امروز این قصیده تاحدی طنزآمیز بنظر می آید.
محمد مهدی فتح اللهی در ۲ سال و ۵ ماه قبل، سهشنبه ۱۴ آذر ۱۴۰۲، ساعت ۰۹:۲۲ دربارهٔ نسیمی » دیوان اشعار فارسی » غزلیات » شمارهٔ ۱۴:
لطفا دیوان ترکی نسیمی را در سایت گنجور قرار دهید ممنون
,ساحل احمدی در ۲ سال و ۵ ماه قبل، سهشنبه ۱۴ آذر ۱۴۰۲، ساعت ۰۷:۳۴ دربارهٔ رودکی » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۱۸ - زمانه:
گزیده ی اشعار رودکی با صدای منوچهر انور و آواز پری زنگنه، کانون پرورش فکری
رضا از کرمان در ۲ سال و ۵ ماه قبل، سهشنبه ۱۴ آذر ۱۴۰۲، ساعت ۰۷:۲۷ دربارهٔ ابن یمین » دیوان اشعار » معمیات » شمارهٔ ۷ - ایضاً:
سلام سر کار خانم الف
بنظرم منظور دندانهای آسیایی فک پایین است
شاد باشی عزیز
هو درویش در ۲ سال و ۵ ماه قبل، سهشنبه ۱۴ آذر ۱۴۰۲، ساعت ۰۳:۴۶ دربارهٔ صغیر اصفهانی » دیوان اشعار » ترجیعات » شمارهٔ ۲:
در مذهب عارفان آگاه الله علی علی است الله
کوروش در ۲ سال و ۵ ماه قبل، سهشنبه ۱۴ آذر ۱۴۰۲، ساعت ۰۰:۵۴ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۷۹ - اندیشیدن یکی از صحابه بانکار کی رسول چرا ستاری نمیکند:
حکمت قرآن چو ضالهٔ مؤمنست
هر کسی در ضالهٔ خود موقنست
یعنی چه ؟
فجر زنده بودی در ۲ سال و ۵ ماه قبل، سهشنبه ۱۴ آذر ۱۴۰۲، ساعت ۰۰:۲۲ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۶۹ - قصهٔ آدم علیهالسلام و بستن قضا نظر او را از مراعات صریح نهی و ترک تاویل:
خدایا قضا مانند تاریکی و ظلمت بر من چیره گشت و همانا من به خودم ظلم کردم و سپس آه کشید .
فجر زنده بودی در ۲ سال و ۵ ماه قبل، سهشنبه ۱۴ آذر ۱۴۰۲، ساعت ۰۰:۲۱ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۶۹ - قصهٔ آدم علیهالسلام و بستن قضا نظر او را از مراعات صریح نهی و ترک تاویل:
هنگامی که حال و هوای حیرت و نوش جان کردن گندم بعد از خوردن گندم از سرش پرید اونوقت فهمید اصل قضیه را و به راه آمد ، اما خب دزد کار خودش کرده بود
فجر زنده بودی در ۲ سال و ۵ ماه قبل، سهشنبه ۱۴ آذر ۱۴۰۲، ساعت ۰۰:۱۶ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۶۹ - قصهٔ آدم علیهالسلام و بستن قضا نظر او را از مراعات صریح نهی و ترک تاویل:
خوردن گندم مثل خاری بود که در پای باغبان رفت و باغبان را هوشیار کرد از حضور دزد ولی خب چه سود ...
احمد در ۲ سال و ۵ ماه قبل، سهشنبه ۱۴ آذر ۱۴۰۲، ساعت ۰۰:۱۰ در پاسخ به آن مرد دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۶۸:
اذا تم دنا نقصه صحیح می باشد و بدین معنی است: آنچه تمام می شود، نقصانش نزدیک می شود
محسن رضایی در ۲ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۱۳ آذر ۱۴۰۲، ساعت ۲۳:۱۳ دربارهٔ عطار » مختارنامه » باب هشدهم: در همّت بلند داشتن و در كار تمام بودن » شمارهٔ ۲۵:
با سلام
شعر بسیار زیبا و عارفانه ای بود
خانم الف در ۲ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۱۳ آذر ۱۴۰۲، ساعت ۲۲:۰۱ دربارهٔ ابن یمین » دیوان اشعار » معمیات » شمارهٔ ۷ - ایضاً:
جوابش چی میشه؟
فرهود در ۲ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۱۳ آذر ۱۴۰۲، ساعت ۲۱:۳۸ در پاسخ به سهیل قاسمی دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۸۷:
جولاهه به معنی بافنده است. یک شغل و پیشه است که گاهی به کنایه برای عنکبوت بکار بردهاند. در اینجا منظور اولی است نه عنکبوت.
مولانا در غزلهای دیگر نیز شغل جولاهه را استفاده کرده است:
مانند مکوک کژ اندر کف جولاهه
صد تار بریدی تو در تار دگر رفتی
سید محسن در ۲ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۱۳ آذر ۱۴۰۲، ساعت ۲۱:۲۵ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۲۳ - پیدا شدن شاپور:
اقای جلالی عزیز هر دو صورت ---مشگوو یا مشکو----درست است
سید محسن در ۲ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۱۳ آذر ۱۴۰۲، ساعت ۲۱:۲۳ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۲۳ - پیدا شدن شاپور:
درود بر ادیبان--بیت 83 شتابش چرخ را آهسته دارد درست است با تشکر از آقای مجتبی والی پور
سید محسن در ۲ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۱۳ آذر ۱۴۰۲، ساعت ۲۱:۰۱ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۲۲ - نمودن شاپور صورت خسرو را بار سوم:
بیت 43 --همانطور که هست درست است---یعنی جزع ها منظور چشم های سیاه است و مصرع پیشنهادی اقای محسن پناهی اشاره به یک چشم و یا مفرد جزع دارد که درست نیست---جرع ها کنایه از دو چشم است
سید محسن در ۲ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۱۳ آذر ۱۴۰۲، ساعت ۲۰:۵۱ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۲۱ - نمودن شاپور صورت خسرو را بار دوم:
درود بر ادیبان---گِل نم دیده درست به نظر میرسد--چون گُل را با شبنم می ارایند
سید محسن در ۲ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۱۳ آذر ۱۴۰۲، ساعت ۲۰:۴۷ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۲۰ - نمودن شاپور صورت خسرو را بار اول:
درود بر ادیبان---به زیر تخته نرد آبنوسی===تخته نرد کنایه از جهان است
نهان شد کعبتین سندروسی===تاس های سیاه که نقش اعدادش سفید است کنایه از اسمان شب و ستارگان روشن دارد
در مجموع می فرماید چون شب و ستارگان ناپدید شدند روز شروع شد
توکل در ۲ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۱۳ آذر ۱۴۰۲، ساعت ۲۰:۴۶ در پاسخ به ساکت دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۵۳:
عزیز این چه استدلالی است که شما میکنید این شعر خیام است یعنی قرن پنجم و در ان زمان حتی تا قرن هفتم بلخ یک شهر مهم بوده .به دیوان مسعود سعد هم که رجوع کنید متوجه خواهید شد .بر فرض سخن شما درست باشد اصلا یک درصد هم خیام تو این فکر نبوده که چنین لف و نشری بسازه بگه زندگی در بلخ تلخ است در بغداد شیرین همانطور که فرمودید منظورش این است که هر کجا باشی مرگ می آید و تلخ و شیرین هم در ارتباط با پیمانه است و در بعضی نسخه ها مصراع اینگونه است پیمانه چو پر شد چه شیرین و چه تلخ
رضا از کرمان در ۲ سال و ۵ ماه قبل، سهشنبه ۱۴ آذر ۱۴۰۲، ساعت ۱۰:۲۲ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۷۹ - اندیشیدن یکی از صحابه بانکار کی رسول چرا ستاری نمیکند: