گنجور

حاشیه‌گذاری‌های بزرگمهر

بزرگمهر

تاریخ پیوستن: ۱۳م فروردین ۱۴۰۲

آمار مشارکت‌ها:

حاشیه‌ها:

۱۲۱

ویرایش‌های تأیید شده:

۱


بزرگمهر در ‫دیروز دوشنبه، ساعت ۱۹:۰۱ در پاسخ به دکتر حافظ رهنورد دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۵:

اگر هم  یک معنای حمله کاروان باشد ، در این غزل و بیت معنای کاروان برای حافظ آوردن هیچ منظوری را به نظر نمیرسد برآورده کند.

بزرگمهر در ‫۷ روز قبل، سه‌شنبه ۷ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۱۰:۴۱ در پاسخ به قطره … دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۶:

به نظر میرسد در بیت پنجم ، منظور از جامه جان، جسم باشد که جان را در بر گرفته است. کی گفته است جامه جان از نور است؟!

بزرگمهر در ‫۸ روز قبل، دوشنبه ۶ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۱۸:۴۴ در پاسخ به احسان دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۵:

به نظر می ر سد عهد قدیم عهدی است که با معشوق داشته و آن را شکسته است.در این غزل صحبت از گمراهی توسط شیطان نشده و این آیه هم تناسبی با بیت مورد نظر دیده نمیشود.

بزرگمهر در ‫۸ روز قبل، دوشنبه ۶ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۱۱:۴۰ در پاسخ به رضا دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۴:

به گوگل مراجعه شود:

قلعه از قرن شانزدم میلادی وارد بازی شطرنج شده است، که با تاریخ حافظ همخوانی ندارد. 

بزرگمهر در ‫۱۳ روز قبل، چهارشنبه ۱ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۱۴:۰۳ در پاسخ به رضا دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۹:

اگر نه عقل به مستی فروکَشَد لنگر

چگونه کَشتی از این وَرطِهٔ بلا ببرد

با توجه به اینکه تفسیرهای این بیت قدری تکلف‌آمیز است،

چرا نگاه متفاوتی به بیت نداشته باشیم:

کشتی که در پهنه اقیانوس دچار طوفان است حالت مستی را دارد که تلوتلو میخورد، و میدانیم کشتی در حال حرکت در این شرایط کمتر جان سالم به در میبرد، مگر اینکه لنگر بیندازد تا تعادل بیشتری داشته باشد و شانس بیشتر نجات.

اینجاست که شاعر میگوید: عقل میگوید بهتر است کشتی لنگر بیندازد و گرنه چگونه امید نجات داشته باشد.

 

بزرگمهر در ‫۱۴ روز قبل، سه‌شنبه ۳۱ شهریور ۱۴۰۵، ساعت ۱۱:۴۰ در پاسخ به رضا دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۸:

مصرع :

بو که صاحب نظری نام تماشا ببرد را 

 

به امید اینکه صاحب نظری مرا به تماشا ببرد معنی شده

چگونه از عبارت  نام تماشا بردن ، به این معنی رسیده؟

که معنی این بیان میتواند باشد:

بو که صاحب نظری تا به تماشا ببرد.

بزرگمهر در ‫۱۷ روز قبل، شنبه ۲۸ شهریور ۱۴۰۵، ساعت ۱۹:۴۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۵:

در بیت :

دل ‌نشان شد سخنم تا تو قبولش کردی

آری‌آری سخن عشق نشانی دارد

اغلب مفسرین نهایتا آن را دلنشین معنی کرده‌اند...

در حالی که کلمه دلنشین در بیت بهتر از دل‌نشان مینشیند و شاعر اگر این منظور را داشت بجای آن دلنشین میگماشت.

شاید اگر نشان را که معنی مُهر و علامت هم میدهد در نظر داشته باشیم سخن دل نشان سخنی است از دل نشان دارد یعنی از دل برخاسته و مُهر دل به آن زده شده و این سخن که از دل برخاسته و از دل نشانی دارد قطعا به دل مینشیند.....

بزرگمهر در ‫۱۹ روز قبل، پنجشنبه ۲۶ شهریور ۱۴۰۵، ساعت ۲۱:۰۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۳:

به نظر میرسد حق کلمه نقش در بیت اول در تفسیرها بدرستی ادا نشده است.

به نظرم اگر نقش را به اثر و رد پایی از هر نغمه عشق در نظر بگیریم که در روح روان شنونده جا میماند و آن اثر او را به دنیاهای دیگری میبرد تا حدودی درست میشود...

بزرگمهر در ‫۱۹ روز قبل، پنجشنبه ۲۶ شهریور ۱۴۰۵، ساعت ۱۱:۱۹ در پاسخ به ایرانی دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۲:

به نظر میرسد از تازه کردن آیین زرتشتی، گرامیداشت مراسم نوروز باشد که لاله ....

بزرگمهر در ‫۲۳ روز قبل، یکشنبه ۲۲ شهریور ۱۴۰۵، ساعت ۲۰:۵۸ در پاسخ به رضا دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۷:

ظرایف زیادی در این شرح دیده میشود که جالب است.

نکته‌ای که به نظر میرسد «ز» در بیت اول اگر فراغ را با فتحه و به معنی استواری بخوانیم، باید با در یا حرف مشابه‌ای جایگزین شود؟

بزرگمهر در ‫۲۴ روز قبل، شنبه ۲۱ شهریور ۱۴۰۵، ساعت ۲۱:۱۸ در پاسخ به رضا دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۵:

در بیت دوم شاید خوانش سومی هم برای درد سرکشی بصورت « دُرد سرکشی» باشد ، که سکته‌ای هم میدهد.

در ضمن اگر سرکشی= نافرمانی بگیریم، گرت در جای درستی قرار نمیگیرد؟

بزرگمهر در ‫۲۵ روز قبل، جمعه ۲۰ شهریور ۱۴۰۵، ساعت ۱۰:۴۸ در پاسخ به امین کیخا دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۴:

محقق عزیز و کوشا، کشف شما مبارک است ولی لزوما منظور حافظ آن نیست.

بام یکی از وجوه منزلی امن است و بام آن راه به آسمان دارد که به عادت نزولات همه از آن جهت میبارد و دریافت میشود و نزولات الهی هم از نور است و بارش آن فروغ به بام کنایه از ساکن آن مکان است و ربطی به نور النور شاید نداشته باشد بحث های زبانشناسی شما را دوست دارم ، ولی گمان ندارم حافظ در این اندیشه‌ها بوده باشد.

بزرگمهر در ‫۲۷ روز قبل، چهارشنبه ۱۸ شهریور ۱۴۰۵، ساعت ۱۰:۰۶ در پاسخ به فرهاد دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۹:

با شما تا حدودی موافقم. بعضی از این به اصطلاح مفسران (که فرقی نمیکنند هرکدام به سبک خودشان ۹۰ درصد غزلها را در آن قالب تفسیر میکنند و با زور و ضرب کلام و با استدلالهای تکراری و ضعیف جا می‌اندازند) بزرگترین لطمه را به شخصیت حافظ وارد کرده‌اند به طوریکه انسان به این فکر میکند که حافظ با این طرز تفکر چگونه و به چه دلیلی جهانی شده، با این تعاریف معنی رند میشود عارفی که دلبسته وا وابسته قدرت وقت است؟....و دستش در جیب دیگران ....؟ 

بزرگمهر در ‫۲۷ روز قبل، چهارشنبه ۱۸ شهریور ۱۴۰۵، ساعت ۰۹:۴۵ در پاسخ به امین کیخا دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۹:

آن بازخواست است.

در کار بانکی با سفته و برات واخواست کاربرد دارد و به معنی رد کردن؟

بزرگمهر در ‫۲۸ روز قبل، سه‌شنبه ۱۷ شهریور ۱۴۰۵، ساعت ۱۲:۰۷ در پاسخ به رضا دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۸:

به نظر میرسد این غلوهای شاعرانه را باید در قالب دعا بخوانیم که نه کفر باشد و نه غلو حادث.

در این صورت فعل باد معنی آینده باید در آن مستتر باشد و بهتر است به باشد معنی شود و نه هست؟

بزرگمهر در ‫۳۰ روز قبل، یکشنبه ۱۵ شهریور ۱۴۰۵، ساعت ۱۶:۰۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۶:

این حاشیه بالا ^^^^ 👆مربوط به غزل ۱۰۵ است با عرض معذرت

بزرگمهر در ‫۳۰ روز قبل، یکشنبه ۱۵ شهریور ۱۴۰۵، ساعت ۱۳:۵۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۶:

گرچه ازکِبر سخن بامن درویش نگفت
جان فدای شکرین پسته ی خاموشش باد

با توجه به سه بیت بعدی که سپاسگزاری فراوانی در آنها نسبت شاه شجاع است بهتر است بیت پنج را اینطور تعبیر کنیم که سکوت شاه شجاع در برابر اتهاماتی که طوطئه‌گران به آن پرداخته بودند، حکم نجات حافظ از تنبیهات سخت مورد نظر دشمناش بوده است و هر چیزی می‌گفت میتوانست تبعات بدی برایی حافظ باشد. بخصوص «گر چه » شروع بیت تردیدی در تکبر شاه هم ایجاد میکند و جان فدای پسته خاموش اشاره به راه نجات تقدیمی از شاه شجاع است و سه بیت بعد تماما این تعبیر را پشتیبانی میکنند.....؟

چه لزومی داشت اگر حافظ از حرکت شاه دلخور و ناراضی بوده این ابیات پایانی را اینچنین غلاظ و سپاسگونه بسراید

خون عاشق به قدح گر بخورد نوشش باد

و

به غلامی تو.....و حلقه بندگی تو...

بزرگمهر در ‫۱ ماه قبل، شنبه ۱۴ شهریور ۱۴۰۵، ساعت ۱۶:۰۸ در پاسخ به رضا دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۵:

گرچه ازکِبر سخن بامن درویش نگفت
جان فدای شکرین پسته ی خاموشش باد

با توجه به سه بیت بعدی که سپاسگزاری فراوانی در آنها نسبت شاه شجاع است بهتر است بیت پنج را اینطور تعبیر کنیم که سکوت شاه شجاع در برابر اتهاماتی که طوطئه‌گران به آن پرداخته بودند، حکم نجات حافظ از تنبیهات سخت مورد نظر دشمناش بوده است و هر چیزی می‌گفت میتوانست تبعات بدی برایی حافظ باشد. بخصوص «گر چه » شروع بیت تردیدی در تکبر شاه هم ایجاد میکند و جان فدای پسته خاموش اشاره به راه نجات تقدیمی از شاه شجاع است و سه بیت بعد تماما این تعبیر را پشتیبانی میکنند.....؟

چه لزومی داشت اگر حافظ از حرکت شاه دلخور و ناراضی بوده این ابیات پایانی را اینچنین غلاظ و سپاسگونه بسراید

خون عاشق به قدح گر بخورد نوشش باد

و

به غلامی تو.....و حلقه بندگی تو...

بزرگمهر در ‫۱ ماه قبل، پنجشنبه ۱۲ شهریور ۱۴۰۵، ساعت ۱۰:۰۳ در پاسخ به امین کیخا دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۲:

شاید بام به معنی بلندی و داد به معنی پرداختن  باشد که سازو کار صبح است که خورشید دارد .  باد هم چون آذرخش،  زود گذر هستند، مثل اینکه نیستند.

بزرگمهر در ‫۱ ماه قبل، دوشنبه ۹ شهریور ۱۴۰۵، ساعت ۱۲:۰۴ در پاسخ به محسن،۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۰:

تو اگر به هیچ راضی باشی( به معنی قطع دلبستگی به چیزهاست) آنگاه دارای نیروی غیبی ( مثل باد را در اختیار داشتن) می‌شوی...

۱
۲
۳
…
۷