گنجور

غزل شمارهٔ ۴۴۲

 
حافظ شیرازی
حافظ » غزلیات
 

به جان او که گرم دسترس به جان بودی

کمینه پیشکش بندگانش آن بودی

بگفتمی که بها چیست خاک پایش را

اگر حیات گران مایه جاودان بودی

به بندگی قدش سرو معترف گشتی

گرش چو سوسن آزاده ده زبان بودی

به خواب نیز نمی‌بینمش چه جای وصال

چو این نبود و ندیدیم باری آن بودی

اگر دلم نشدی پایبند طره او

کی اش قرار در این تیره خاکدان بودی

به رخ چو مهر فلک بی‌نظیر آفاق است

به دل دریغ که یک ذره مهربان بودی

درآمدی ز درم کاشکی چو لمعه نور

که بر دو دیده ما حکم او روان بودی

ز پرده ناله حافظ برون کی افتادی

اگر نه همدم مرغان صبح خوان بودی

 

🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

تصاویر مرتبط در گنجینهٔ گنجور

دیوان حافظ به خط سلطانعلی مشهدی با تصاویر حاشیهٔ افزوده در دورهٔ گورکانی هند » تصویر 199 دیوان حافظ دانشگاه پرینستون نوشته شده به تاریخ جمادی الثانی ۹۲۶ هجری قمری » تصویر 216 دیوان حافظ نسخه‌برداری شده در رمضان ۸۵۵ ه.ق توسط سلیمان الفوشنجی » تصویر 249 دیوان لسان الغیب سنهٔ ۹۲۰ هجری قمری دارای مقدمهٔ منثور » تصویر 304 دیوان حافظ به اهتمام محمد قزوینی و دکتر قاسم غنی، به خط حسن زرین خط، مرداد ۱۳۲۰ شمسی ، زوار، چاپ سینا، تهران » تصویر 438

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۴ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

یه محقق پیر در ‫۳ سال و ۹ ماه قبل، پنج شنبه ۲۷ مهر ۱۳۹۶، ساعت ۱۶:۰۰ نوشته:

سلام و عرض ادب
ظاهراً بیت چهارم مصرع اولش اینطور درسته:
به خواب °هم° نمی بینمش چه جای وصال...
اگه میشه اصلاح بشه لطفاً
با تشکر از بچه های خوب و زحمتکش گنجور

 

بیگانه در ‫۳ سال و ۳ ماه قبل، پنج شنبه ۹ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۰۱:۰۷ نوشته:

به خواب نیز نمی‌بینمش چه جای وصال...

اگر دلم نشدی پایبند طره او
کی اش قرار در این تیره خاکدان بودی...

 

رضا ساقی در ‫۲ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۹ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۲۲:۲۳ نوشته:

به جان او که گرَم دسترس به جان بودی
کمینه پیشکش ِبندگانش آن بودی
این غزل با غزل " چه بودی اَردل آن ماه مهربان بودی" ازلحاظ وزن وقافیه وجنس کلام همزاد وهمایند هستند وبنظرچنین می رسد که مخاطب هردوغزل یکنفر (احتمالاً شاه شجاع) می باشد ودریک مقطع زمانی سروده شده است.
گرم: اگرمرا
کمینه: کمترین
معنی بیت: به جان محبوب سوگند، اگر مرا به جان خویش دسترسی می بود واختیارآن راداشتم کمترین هدیه ای که به غلامان او تقدیم می کردند همان جان بود.
جان نقد محقّر است حافظ
از بهر نثار خوش نباشد
بگفتمی که بها چیست خاک پایش را
اگرحیات گرانمایه جاودان بودی
معنی بیت: باخود می گفتم که ارزش وقیمت خاک پای معشوق چقدراست؟ (ازدل پاسخ شنیدم :) اگرزندگانی جاوید می بود زندگیِ جاوید بهای خاک پای دوست بود(حال که زندگی جاوید نیست بنابراین نمی توان قیمتی برای آن تعیین کرد)
باغ بهشت و سایه طوبی و قصر و حور
با خاک کوی دوست برابر نمی‌کنم
به بندگیّ ِ قدش سرو معترف گشتی
گرش چو سوسن آزاده ده زبان بودی
معترف گشتی: اعتراف می کرد
سوسن :گلی است معروف و آن چهار قسم می باشد: یکی سفید که پنج گلبرگ و پنج کاسبرگ دارد وبه همین سبب به ده زبان ویا سوسن آزاد معروف شده است، و دیگری کبود و آنرا سوسن اَزرق می خوانند و دیگری زرد و آنرا سوسن ختایی می نامند و چهارم الوان میشود و آن زرد، سفید و کبود میباشد و آنرا سوسن آسمانی گویند.
معنی بیت: سرو به غلامی وبندگی ِ قامتِ یار اعتراف می کرد اگر بسانِ سوسن ِآزاد دارای زبان می بود.
پیش رفتارتو پا برنگرفت از خجلت
سرو سرکش که به ناز از قد و قامت برخاست
به خواب نیز نمی‌بینمش چه جای وصال
چو این نبودوندیدیم باری آن بودی
چواین نبود: وقتی که وصال نبود(این اشاره به وصال درمصرع اوّل)
باری آن بودی: کاش خواب بودی( آن اشاره به خواب درمصرع اوّل)
معنی بیت: حتّا به خواب نیز وصال ِمعشوق رانمی توانم ببینم (چون خواب ندارم) حال که وصال معشوق دست نداد وندیدم ای کاش که حداقل خواب داشتم ودرخواب وصال او رامی دیدم.
کی من خیال رویت جانا به خواب بینم؟
کز خواب می‌نبیند چشمم به جز خیالی
اگر دلم نشدی پایبندِ طّره ی او
کی اش قرار در این تیره خاکدان بودی
معنی بیت: اگردل من به زنجیر زلف اوبسته نمی شد کی دراین دنیای خاکی(سیاه چاله) قرارپیدا می کردم؟
کسی کو بسته زلفت نباشد
چو زلفت درهم و زیر و زبر باد
به رخ چو مِهر فلک بی‌نظیر آفاق است
به دل دریغ که یک ذرّه مهربان بودی
آفاق: اطراف واکناف،همه ی جهان هستی
معنی بیت: رخسارش همانند خورشیدفلک درهمه ی جهان هستی بی مانند است دریغا کاش دلش یک ذرّه هم مهرپرور ومهربان می بود.
چه بودی اَر دل آن ماه مهربان بودی
که حال ما نه چنین بودی ار چنان بودی
درآمدی زدرم کاشکی چو لَمعه ی نور
که بر دو دیده ی ما حکم او روان بودی
لَمعه: پرتو، روشنی
حُکم: فرمان، مشیّت،اراده
روان: جاری، ساری، جان وروح
معنی بیت: ای کاش که محبوب همچون روشنایی نور ازدر وارد می شد هم اوکه روزگاری اراده ودستوراتش همچون پرتونور برچشمانمان جاری بود.
بانظرداشت معنی "جان" برای روان، معنای حافظانه تری حاصل می گردد. چراکه نور وروشنایی برای چشم درحکم روح وجان است وبدون پرتونورگویی که چشم عضوی بی جان ومُرده هست‌.
معنی بیت: ای کاش که محبوب، همچون روشنایی ِنور ازدر وارد می شد هم اوکه روزگاری برچشمانمان جاری بود و برچشمان مرده ی ما جان می بخشید(درحکم روح وجان بود)
ز پرده کاش برون آمدی چو قطره ی اشک
که بر دو دیده ی ما حُکم او روان بودی
ز پرده ناله ی حافظ برون کی افتادی
اگر نه همدم مرغان صبح خوان بودی
معنی بیت:
ناله وزاریهای حافظ هرگزبرمَلا نمی گشت اگرهرروزسحرگاهان با مرغان سحری همدم وهم آوا نمی شد. حافظ بامرغان صیح خوان همنوایی کرد تااینکه راز عاشقی آشکار وبرملاگردید.
برطَرفِ گلشنم گذرافتادصبحدم
آن دَم که کارمرغ سحرآه وناله بود

 

افسانه در ‫۱ سال و ۲ ماه قبل، دو شنبه ۸ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۱۶:۵۷ نوشته:

درودبرحافظ دوستان عزیز همیشه میخواستم معنی کلمه به کلمه شعرحافظ رابدانم اینکه چه معنی درک میکنیم بسته به حال درونی خودمان داردوبرای همین است که همه جوابشان راازشعرحافظ میگیرندواین همان معجزه کلامی لسان الغیب است بسیارممنونم ابتدا ازسایت گنجوروبعدازاستادان محترم به ویژه جناب رضاساقی سپاس بیکران

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.