گنجور

غزل شمارهٔ ۱۴۵

 
حافظ شیرازی
حافظ » غزلیات
 

چه مستیست ندانم که رو به ما آورد

که بود ساقی و این باده از کجا آورد

تو نیز باده به چنگ آر و راه صحرا گیر

که مرغ نغمه سرا ساز خوش نوا آورد

دلا چو غنچه شکایت ز کار بسته مکن

که باد صبح نسیم گره گشا آورد

رسیدن گل و نسرین به خیر و خوبی باد

بنفشه شاد و کش آمد سمن صفا آورد

صبا به خوش خبری هدهد سلیمان است

که مژده طرب از گلشن سبا آورد

علاج ضعف دل ما کرشمه ساقیست

برآر سر که طبیب آمد و دوا آورد

مرید پیر مغانم ز من مرنج ای شیخ

چرا که وعده تو کردی و او به جا آورد

به تنگ چشمی آن ترک لشکری نازم

که حمله بر من درویش یک قبا آورد

فلک غلامی حافظ کنون به طوع کند

که التجا به در دولت شما آورد

 

🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

گلهای تازه » شمارهٔ ۹ » (سه گاه) (۰۸:۵۳ - ۱۰:۱۸) نوازندگان: نجاحی، مجید (‎سنتور) خواننده آواز: محمودی خوانساری سراینده شعر آواز: حافظ شیرازی (غزل) مطلع شعر آواز: چه مستی است ندانم که رو به ما آورد

گلهای تازه » شمارهٔ ۱۰۸ » (همایون) (۰۹:۰۲ - ۰۹:۵۱) نوازندگان: حبیب‌الله بدیعی (‎ویولن) خواننده آواز: گلچین، نادر سراینده شعر آواز: حافظ شیرازی (غزل) مطلع شعر آواز: چه مستی است ندانم که رو به ما آورد

محمد منتشری » هفت سین (به روایت طهران) » آواز بیات تهرون

مریم آخوندی و گروه باربد » سرمست » شراب تلخ اسپاتیفای

🎜 معرفی آهنگهای دیگری که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

تصاویر مرتبط در گنجینهٔ گنجور

دیوان حافظ به خط سلطانعلی مشهدی با تصاویر حاشیهٔ افزوده در دورهٔ گورکانی هند » تصویر 61 دیوان حافظ دانشگاه پرینستون نوشته شده به تاریخ جمادی الثانی ۹۲۶ هجری قمری » تصویر 77 دیوان حافظ نسخه‌برداری شده در رمضان ۸۵۵ ه.ق توسط سلیمان الفوشنجی » تصویر 78 کتاب خواجه حافظ شیرازی به خط محمد ساوجی مورخ ۱۲۸۰ هجری قمری » تصویر 148 دیوان لسان الغیب سنهٔ ۹۲۰ هجری قمری دارای مقدمهٔ منثور » تصویر 112 دیوان حافظ نسخه‌برداری شده توسط غلام محمد معروف بن ملامحمد قاسم همدانی مورخ ۱۲۱۰ هجری قمری در هند » تصویر 173 دیوان حافظ نسخه‌برداری شده در مورخ ۱۹ رجب ۱۲۰۲ هجری قمری در هند » تصویر 155 دیوان حافظ به اهتمام محمد قزوینی و دکتر قاسم غنی، به خط حسن زرین خط، مرداد ۱۳۲۰ شمسی ، زوار، چاپ سینا، تهران » تصویر 228

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۶۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

Kambiz در ‫۱۳ سال و ۲ ماه قبل، پنج شنبه ۱۳ تیر ۱۳۸۷، ساعت ۲۲:۰۸ نوشته:

این غزل را آقای نادر گلجین در برنامه گلهای رنگارنگ خوانده اند - ایکاش میشد برنامه گلها را ضمیمه این غزل زیبا نمود.

 

فربود شکوهی در ‫۸ سال و ۹ ماه قبل، دو شنبه ۱۵ آبان ۱۳۹۱، ساعت ۱۸:۲۷ نوشته:

بیت 4:
بنفشه شاد و گش (به فتح گ) آمد
گش: نازان

 

دلاوار در ‫۸ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۴ آذر ۱۳۹۱، ساعت ۱۷:۴۲ نوشته:

مرید پیر مغانم ز من مرنج ای شیخ
چرا که وعده تو کردی واو به جا آورد...
این بیت هم برای حضرت آدم وهم امیرالمومنین و هم ابراهیم خلیل الله مصداق داره
ولی از کل غزل به نظرم مصداق حضرت ابراهیم زیباتره
که در اینجا پیر مغان منظور اباعبدالله الحسین است و شیخ حضرت ابراهیم علی نبینا و آله و علیه السلام...

 

-_- در ‫۸ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۴ آذر ۱۳۹۱، ساعت ۱۹:۳۶ نوشته:

این مطالبی که می فرمایید برداشته عده ای ست از این شعر و ممکن است بعضی دیگر هم برداشت دیگری داشته باشند.
نمی دانم چرا این نظرات از قول حافظ بیان می کنند؟ به جای اینکه از قول خودشان بگویند.

 

مرید پیر مغان در ‫۸ سال و ۷ ماه قبل، سه شنبه ۲۸ آذر ۱۳۹۱، ساعت ۱۳:۵۳ نوشته:

یک روز جوانی نزد روحانی مسجد رفت و از او پرسید: معنی این بیت از شعر حافظ چیست؟
مرید پیر مغانم ز من مرنج ای شیخ
چرا که وعده تو کردی و او به جا آورد
روحانی یک هفته مهلت خواست و بعد یک هفته جوان را فرا خواند و به او گفت: منظور از پیر مغان حضرت علی (ع) و منظور از شیخ حضرت آدم است زیرا حضرت آدم وعده کرد که از گندم نخورد اما خورد اما حضرت علی با آن که وعده نکرده بود هرگز در دوران خلافت خود نان گندم نخورد و نان جو اختیار کرد
بعد از مدتی روحانی مرد و سال بعد و در شب عاشورا به خواب جوان آمد و به او گفت من پارسال برای تو تفسیری کرده ام که هنگامی که به این دنیا آمدم و حقایق بر من آشکار شد معنی درست آن را دریافته ام:
منظور از پیر مغان امام حسین (ع) است و منظور از شیخ حضرت ابراهیم است چرا که حضرت ابراهیم وعده کرد که اسماعیل را قربانی کند اما حضرت حسین (ع) با آن که وعده نکرده بود تمام فرزندان خود را در عاشورا و در راه خدا قربانی کرد

 

مسکین عاشق در ‫۸ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۲۲ دی ۱۳۹۱، ساعت ۲۰:۳۳ نوشته:

سلام
این اقایی که نظر دادن ولی اسمشون رو ننوشته اند بدونند که طبق گفته تمامی اولیاالهی و عرفا و اهل دل حافظ شیعه دوازده امامی و از عاشقان امام حسین و از عارفان درگاه الهی بوده
والسلام من تبع الهدی

 

در ‫۸ سال و ۶ ماه قبل، سه شنبه ۱۰ بهمن ۱۳۹۱، ساعت ۲۱:۵۶ نوشته:

بسم الله الرحمن الرحیم
ای به قربان حسین" جان وتمام تن من
که به اسمش دل و جان رسته ز دنیا وجهان
به خدا بی تو دلم زار وفقیر است حسین
نفروشم غم عشقت به دو دنیا و جنان

 

مجید در ‫۸ سال و ۵ ماه قبل، دو شنبه ۱۴ اسفند ۱۳۹۱، ساعت ۲۲:۴۸ نوشته:

حدود چهل واندی سال پیش،در شب هشتم محرم،جوانی به محضریکی از خطیبان به نام در حوالی میدان منیریه(تهران) میرسد(قبل از منبر رفتن آن خطیب بوده است) وازاو راجع به مفهوم به بیت "مرید پیر مغانم ز من مرنج ای شیخ/چرا که وعده تو کردی و او به جا آورد" میپرسد،آن واعظ به جوان میگوید که بگذار تا بر روی منبر جواب شما را دهم تا مردم هم متوجه شوند...برروی منبر اینگونه تعبیر میکند که "بااینکه حضرت آدم وعده کرد به گندم لب نزند اما این عهد رو حضرت علی به جای آوردو...."
بعد از چند وقت این روحانی دار فانی را وداع می گوین.در شب هشتم ماه محرم سال بعد به خواب همان جوان می آیدو میگوید"در عالم برزخ این سئوال را از خود جناب حافظ پرسیدم که ایشان گفتن:منظور از شخ،حضرت ابراهیم(ع){شیخ الانبیا} بوده و منظورم از پیر مغان،حضرت حسین(ع)،زیرا قرار بود که حضرت ابراهیم فرزند خویش را فدای خدا کنداما امام حسین(ع) فرزندان خویش را فدای خدا کرد"

 

رحیل در ‫۸ سال قبل، چهار شنبه ۲۶ تیر ۱۳۹۲، ساعت ۰۲:۳۸ نوشته:

مراد شعر حافظ را ندانستیم و حیرانیم
یکی افسانه از آدم دگر یاد از علی دارد
حافظ از پیر مغان می فروش می گوید و از شیخی که وعدۀ شراب طهور جنت را می دهد. شیخ وعده می دهد پیر مغان نقداً شراب می دهد.
اگر به معنی تصوفی اش بنگریم، مساله اینست که پیر مغان یا پیر معرفت با آشناساختن مرید با رمز و راز عرفان او را به دیدار جلوه های حق می رساند در حالی که شیخ همه را به آخرت و دنیای دیگر وعده می دهد.
البته فرد پیشتر این شعر روشن کنندۀ این حقیقت است که حرفی از گندم آدم و علی نیست.

 

علی در ‫۷ سال و ۹ ماه قبل، دو شنبه ۶ آبان ۱۳۹۲، ساعت ۰۸:۳۶ نوشته:

بسم رب الحسین علیه السلام
در آخرین سالی که مرحوم دری (1) در قید حیات بود، یک شب از دهه محرم (شب هشتم یا نهم) جوانی قبل از منبر از ایشان سؤال می کند که: مراد از این شعر چیست؟
مرید پیر مغانم زمن مرنج ای شیخ
چرا که وعده تو کردی، او بجا آورد
مرحوم دری می گوید: جواب این سؤال را در بالای منبر می دهم تا برای همه قابل استفاده باشد .
ایشان در فراز منبر قضیه نهی آدم ابوالبشر از خوردن گندم و داستان نان جوین خوردن امیرالمؤمنین (ع) را در تمام مدت عمر بیان می نماید، و حتی این که آن حضرت در تمام مدت عمر ابدا نان گندم نخورد و از نان جوین سیر نشد . و سپس می گوید:
مراد از شیخ در این بیت، حضرت آدم (ع) است که وعده نخوردن از شجره گندم را در بهشت داد ولی به آن وفا نکرد و از امر خداوند سرپیچی نمود و گندم را تناول کرد . و مراد از پیر مغان حضرت امیرالمؤمنین (ع) است که در تمام مدت عمر نان گندم نخورد، و وعده عدم تناول از شجره گندم را او ادا کرده و به اتمام رسانید .
این مجموع تفسیر این بیت بود که وی برسر منبر شرح داد و منبرش را خاتمه داد .
قبل از پایان سال، مرحوم دری فوت می کند; در سال بعد در دهه محرم در همان شبی که این جوان سؤال را از مرحوم دری می کند، وی را در خواب می بیند که: مرحوم دری به نزد او آمد و گفت: ای جوان! تو در سال قبل در چنین شبی از من معنی این بیت را پرسیدی و من آن طور پاسخ گفتم . اما چون بدین عالم آمده ام، معنی آن، به طور دیگری برای من منکشف شده است:
مراد از شیخ، حضرت ابراهیم (ع) و مراد از پیر مغان حضرت سید الشهداء (ع) است . مراد از وعده، ذبح فرزند است که حضرت ابراهیم بدان امر خداوند وعده وفا داد، اما حقیقت وفا را حضرت اباعبدالله الحسین (ع) در کربلا به ذبح فرزندش حضرت علی اکبر (ع) انجام داد .
فردای آن شب، این جوان در آن مجلس معمولی همه ساله مرحوم دری می آید و آن خواب خود را بیان می کند . (2)
1. مرحوم آقا سید ضیاءالدین دری استاد علوم عقلی و از وعاظ شهیر تهران .
2 . روح مجرد، یادنامه حاج سید هاشم حداد، آیت الله سید محمد حسین حسینی تهرانی، ص 483 و 484 .

 

reza در ‫۷ سال و ۹ ماه قبل، پنج شنبه ۱۶ آبان ۱۳۹۲، ساعت ۰۷:۴۷ نوشته:

به نام خدا.نه بیت مرید پیر مغان که همه غزل اشاره به واقعه عاشورا ومحرم دارد بیت اول اشاره به امدن محرم داردوبیت دوم به همراهی توی خواننده به همراهی با محرم الی اخر ...

 

reza در ‫۷ سال و ۹ ماه قبل، پنج شنبه ۱۶ آبان ۱۳۹۲، ساعت ۰۷:۵۶ نوشته:

به نام خدا.نه بیت پیرمغان که همه غزل اشاره به محرم دارد بیت اول اشاره به امدن محرم دارد وبیت دوم به همراهی توی خواننده به عزاداری امام حسین 0

 

reza در ‫۷ سال و ۸ ماه قبل، سه شنبه ۲۸ آبان ۱۳۹۲، ساعت ۱۵:۱۱ نوشته:

خدمت اقای هالوعرض کنم که اره شاید منظورحافظ همون امریکا وبمب اتم باشه ولی تو بحث احتمالات که بریم حافظ بعدازامام حسین به دنیا اومده واحتمال این که منظورش امام حسین ع بوده باشه زیاده ولی امریکا یه چندصد سالی بعد تازه کشف شده 2.شاید حکایت مولوی درمورد فیل رو شنیده باشید که درشب تاریک چند نفر اون رو لمس کردند وهرکسی ازاون یک برداشتی کرد حالا شما از این غزل برداشتتون هرچی که هست باشه ولی مادوست داریم برداشتمون امام حسین ع باشه اصلا هرچی میبینیم توی این دنیا یاد ش باشیم حالا میخواد شعر حافظ باشه اب باشه طفل شیر خواره باشه سر باشه حرمله باشه....

 

هالو در ‫۷ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۲ آذر ۱۳۹۲، ساعت ۰۲:۰۹ نوشته:

خوشا به سعادتان جناب رضا دوست عزیز و گرامی
این حسین که شما میشناسیدش آیا به خاطر حق و حقیقت قیام نکرد؟ آیا این طرز تفکر شما بین خودمون باشه ربطی به حق جویی و حق طلبی داره؟
فقط بدون همین روز هاست که غزلیات حافظ رو ممنوع می کنند چون آزاد مرد بود و حرف دلشو می زد و میونه چندون خوبی با شیوخ و فقها نداشت
شما هم دنبال عشق خیالیت برو ببینیم به کجا می رسی

 

شرح سرخی بر حافظ در ‫۷ سال و ۷ ماه قبل، پنج شنبه ۱۲ دی ۱۳۹۲، ساعت ۰۱:۲۷ نوشته:

شیخ در این جهان وعده ی بهشت داده است و معلوم نیست صحیح یا غلط باشد ولی پیر مغان با گشودن میخانه آن حقیقتی را که شیخ وعده داده بود جامه ی عمل پوشاند .

 

شرح سرخی بر حافظ در ‫۷ سال و ۷ ماه قبل، پنج شنبه ۱۲ دی ۱۳۹۲، ساعت ۰۱:۳۱ نوشته:

شیخ در این جهان وعده ی بهشت و جوی های شراب داده است و معلوم نیست صحیح یا غلط باشد ولی پیر مغان با گشودن میخانه آن حقیقتی را که شیخ وعده داده بود جامه ی عمل پوشاند .

 

الهام در ‫۶ سال و ۹ ماه قبل، سه شنبه ۲۲ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۲۱:۳۶ نوشته:

من کاملا با نظر آقای هالو موافقم.
می خور که شیخ و حافظ و مفتی و محتسب
چون نیک بنگری همه تزویر می کنند
همه چی روشنه اما همیشه عده ای دوست دارند روشنی ها رو به تاریکی و با تاریکی تفسیر کنند.همه چی روشنه ...

 

امیر در ‫۶ سال و ۹ ماه قبل، دو شنبه ۵ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۰۱:۰۵ نوشته:

جناب هالو عزیز
عاقلان نقطه ی پرگار وجودند ولی
عشق داند که در این دایره سرگردانند
عشق به حسین عشق به آزادگی و مقابله با ظلم و نپذیرفتن ذلت است
حافظ سراسر عشقه پس انقدر سطحی و عقلانی به اشعارش نگاه نکن
اگر عاشق بودی اونوقت متوجه میشدی این غزل چقدر دیوانه کنندست
پس به دیگران احترام بزار و احتمال بده که تو چیزی نفهمیدی ار این غزل
در ضمن عشق به حسین که عشق به همه ی خوبیاست و با مسایل سیاسی قاطی نکن که تو سیاست همه دینو اونجور که میخوان معنی میکنن
ممنون

 

در ‫۶ سال و ۵ ماه قبل، سه شنبه ۱۴ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۰۱:۵۴ نوشته:

با نظر شرح سرخی بر حافظ گرامی موافقم .
کدام الاله راگویم که مغزم عنبراگین شد
چه ریحان دسته بندم چون جهان گلزارمی بینم
یا
گر به اقلیم عشق روی اری
همه افاق گلستان بینی
یا
من که امروزم بهشت نقد حاصل می شود
وعده فردای زاهد را چرا باور کنم
صحبت از شخص نیست چرا که اگر بود حافظ خود بهتر از همه میدانست منظورش کیست و نامش را بزبان می اورد .
صحبت از کاراکتر هاست .
یک نفر میگوید اگر چنین کنی به بهشت میروی .
یک نفر عاشقت میکند و ناگهان می بینی که وسط بهشت هستی .

 

محمد در ‫۶ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۱۶ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۰۵:۲۶ نوشته:

سلام به همه ز دوستان:
نظر همه عزیزان رو خوندم اما به نظر من اگر به دو بیت آخر ایت غزل هم توجه کنید نظر اون دوستانی که اون رو تفسیر به امام حسین ع کرده بودند تقویت بشه. در دو بیت آخر میگه: به تنگ چشمی آن ترک ....... که التجا به در دولت شما آورد. حمله به سبک ترک تازی اشاره به شهادت حضرت و غارت شدن ایشان دارد و در پایان حافظ عزت خودش رو در سایه ی التجا به دولت حق یعنی ارادت به اهلبیت میدونه.

 

مسلم علینژاد طیبی در ‫۶ سال و ۲ ماه قبل، سه شنبه ۵ خرداد ۱۳۹۴، ساعت ۱۱:۴۱ نوشته:

با سلام
دوستان اصلا لزومی ندارد که به نظرات سطحی و جاهلانه هالوها و الهامها اهمیت داده شود چرا که لسان الغیب میفرماید:
با مدعی مگویید اسرار عشق و مستی
تا بیخبر بمیرد در درد خودپرستی
البته لازم شد یک بیت مشابه این بیت که مستقیما اشاره به ماجرای کربلا و امام حسین(ع) دارد را حضورتان بیان کنم، که خواجه در جای دیگر میفرماید:
از آستان پیر مغان سر چرا کشیم دولت در آن سرا و گشایش در آن در است
یک قصه بیش نیست غم عشق و وین عجب کز هر زبان که میشنوم نامکرر است
که باز مراد از پیر مغان امام حسین(ع) میباشد و قصه ماجرای کربلا میباشد که میفرماید با وجود اینکه ماجرای کربلا یک قصه بیش نیست از هر زبان که میشنوم انگار تازه نقل میشود و یرای من این قصه ی دردناک عشق تکراری نیست و همیشه تازگی دارد.

آن روز بر دلم در معنی گشوده شد
کز ساکنان درگه پیر مغان شد
گرم نه پیر مغان در بروی بگشاید
کدام در بزنم چاره از کجا جویم
حافظ جناب پیر مغان جای دولت است
من ترک خاک بوسی این در نمیکنم

 

عبد کریم در ‫۶ سال قبل، یک شنبه ۲۱ تیر ۱۳۹۴، ساعت ۰۲:۵۲ نوشته:

آقای مسلم علینژاد طیبی رعایت ادب مهم است و عقیده همگان محترم است

 

محمد ده ناشی در ‫۵ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۱۴ شهریور ۱۳۹۴، ساعت ۱۵:۰۷ نوشته:

در تهران واعظی به اسم آقا ضیا الدین درّی منبر میرفت که هنوز هم شاید بعضی از پیر مردهای تهران ایشونو یادشون بیاد .
یه سالی شب هشتم محرم یه جوونی قبل از اینکه مرحوم دری منبر بره گفت : یه بیت شعر حافظ هست می خوام برام تفسیر کنید ...
مرید پیر مغانم زمن مرنج ای شیخ چرا که وعده تو کردی و او به جای آورد
مرحوم دری فرمودن : بالای منبر تفسیر میکنم که همه استفاده کنن .
بالای منبر وسط سخنرانی میگه جوونی که معنی شعر حافظ رو خواسته بودی اینه معنیش :
مرید پیر مغانم زمن مرنج ای شیخ
مراد از شیخ حضرت آدم (علیه السلام ) هست و مراد از پیر مغان حضرت امیر المومنین (علیه اسلام) .
یعنی مرید حضرت امیر (ع) هستم ای آدم (ع) از من ناراحت نشو ...
چرا که وعده تو کردی و او به جای آورد
تو وعده کرده بودی از گندم بهشت نخوری ، اما خلف وعده کردی و به همین خاطر از بهشت بیرون اومدی ..
اما امیر المومنین (علیه السلام) که وعده نکرده بود گندم نخوره اما در تمام عمر نون گندم نخورد ......
اتفاقا اون سال مرحوم آقا ضیا الدین درّی از دنیا میره .....
سال بعد شب هشتم محرم همون جوون آقا ضیا الدین درّی رو تو خواب میبینه :
میگه جوون یادته یه بیت شعر حافظ رو برات تفسیر کردم ، اومدم این دنیا تفسیر اصلیش برام مکشوف شد :
مرید پیر مغانم زمن مرنج ای شیخ
مراد از پیر مغان حضرت امام حسین (علیه السلام) و مراد از شیخ حضرت ابراهیم خلیل الله هستش ...
یعنی مرید امام حسینم از من ناراحت نشو حضرت ابراهیم ؛
چرا که وعده تو کردی و او به جای آورد
تو وعده کرده بودی روز دهم ذی الحجه پسر جوونتو قربونی کنی اما این کارو نکردی...!!
اما امام حسین که وعده نکرده بودعلی اکبرشو دهم محرم قربونی کنه ......
نه فقط علی اکبرشو بلکه تا 6 ماهش رو هم در راه خدا قربونی کرد ...
از حجت الاسلام عالی


اینم لینک فایل صوتی اش
http://dl.shahabclip.com/dl/1moharam/1/aghazia.wma

 

روفیا در ‫۵ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۱۴ شهریور ۱۳۹۴، ساعت ۱۷:۲۹ نوشته:

اینجا تو وعده کردی و او به جای آورد مقایسه ایست میان وعده سر خرمن و پرداخت نقدی .
ای شیخ تو به من بهشت موعود را وعده کردی . بهشت مشروط . در دلم هزاران گمان بود . هزاران اما و هزاران اگر .... . اگر همه یاوه باشد چه ؟ اگر فریبی بیش نباشد چه ؟ شاید دسیسه ای برای سر کیسه کردن ما درکار است !
اصلا فردا را که دیده ؟!
پیر مغان به من زیبایی ، هارمونی ، اعتدال ، درستی و اقتدار جهان آفرینش را نشان داد و من دریافتم که بهشت ، موعود نیست . بهشت محقق است اگر ما علم تحقیق داشته باشیم .

 

ایزدجو در ‫۵ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۱۴ شهریور ۱۳۹۴، ساعت ۱۸:۳۵ نوشته:

آفرین بر روفیا بانو
تنها حاشیه ای که منطقی بود
روفیای گرامی ، زیاد علم تحقیق هم لازم نیست
چشم بگشا که جلوه ی دلدار
به تجلی ست از در و یوار

 

محمد ده ناشی در ‫۵ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۱۴ شهریور ۱۳۹۴، ساعت ۲۲:۴۱ نوشته:

در تهران واعظی به اسم آقا ضیا الدین درّی منبر میرفت که هنوز هم شاید بعضی از پیر مردهای تهران ایشونو یادشون بیاد .
یه سالی شب هشتم محرم یه جوونی قبل از اینکه مرحوم دری منبر بره گفت : یه بیت شعر حافظ هست می خوام برام تفسیر کنید …
مرید پیر مغانم زمن مرنج ای شیخ چرا که وعده تو کردی و او به جای آورد
مرحوم دری فرمودن : بالای منبر تفسیر میکنم که همه استفاده کنن .
بالای منبر وسط سخنرانی میگه جوونی که معنی شعر حافظ رو خواسته بودی اینه معنیش :
مرید پیر مغانم زمن مرنج ای شیخ
مراد از شیخ حضرت آدم (علیه السلام ) هست و مراد از پیر مغان حضرت امیر المومنین (علیه اسلام) .
یعنی مرید حضرت امیر (ع) هستم ای آدم (ع) از من ناراحت نشو …
چرا که وعده تو کردی و او به جای آورد
تو وعده کرده بودی از گندم بهشت نخوری ، اما خلف وعده کردی و به همین خاطر از بهشت بیرون اومدی ..
اما امیر المومنین (علیه السلام) که وعده نکرده بود گندم نخوره اما در تمام عمر نون گندم نخورد ……
اتفاقا اون سال مرحوم آقا ضیا الدین درّی از دنیا میره …..
سال بعد شب هشتم محرم همون جوون آقا ضیا الدین درّی رو تو خواب میبینه :
میگه جوون یادته یه بیت شعر حافظ رو برات تفسیر کردم ، اومدم این دنیا تفسیر اصلیش برام مکشوف شد :
مرید پیر مغانم زمن مرنج ای شیخ
مراد از پیر مغان حضرت امام حسین (علیه السلام) و مراد از شیخ حضرت ابراهیم خلیل الله هستش …
یعنی مرید امام حسینم از من ناراحت نشو حضرت ابراهیم ؛
چرا که وعده تو کردی و او به جای آورد
تو وعده کرده بودی روز دهم ذی الحجه پسر جوونتو قربونی کنی اما این کارو نکردی…!!
اما امام حسین که وعده نکرده بودعلی اکبرشو دهم محرم قربونی کنه ……
نه فقط علی اکبرشو بلکه تا 6 ماهش رو هم در راه خدا قربونی کرد …
از حجت الاسلام عالی
اینم لینک صفحه ای که سخنرانی اش در آن است
http://abdarchieheyat.blogfa.com/category/13

 

پرده دار در ‫۵ سال و ۱۰ ماه قبل، یک شنبه ۱۵ شهریور ۱۳۹۴، ساعت ۱۰:۰۲ نوشته:

پرده نشین جان،
آیا این صفحه علایم بیماری echololalia ندارد؟

 

مبلغ کوچک در ‫۵ سال و ۹ ماه قبل، پنج شنبه ۱۶ مهر ۱۳۹۴، ساعت ۱۵:۴۰ نوشته:

شاید تسامحا در امروز که روز مباهله هس, از این بیت به جریان مباهله هم اشاره کرد, و گفت: در 24ذی الحجه قرار شد حضرت رسول برای حقانیت اسلام ناب و تبلیغ دین و زنده نگهداشتن اسلام عزیزترین های خود را فدا کند که با پا پس کشیدن مسیحیان نجران اسلام باز هم بدون فدا شدن اهلبیت سربلند شد, ولی این سیدالشهدا بود که وعده کرد و عزیزان خود را فدای احیای اسلام ناب محمدی کرد و از خون حسین,ع, دینمان بارور شد,,, السلام علیک یا اباعبدلله,,,

 

بینوا در ‫۵ سال و ۷ ماه قبل، دو شنبه ۹ آذر ۱۳۹۴، ساعت ۱۶:۵۴ نوشته:

جنگ هفتاد و دو ملت همه را عذر بنه
چون ندیدند حقیقت ره افسانه زدند - حافظ
گرانمایگان ارجمند لطفا پیش از اظهارنظر به تفسیر های حافظ و نیز عقلتان مراجعه فرمایید
مسئول محترم گنجور حاشیه ها را با دقت وارد کنید که مطالب بی اساس و تکراری نباشد - با سپاس

 

بهرام مشهور در ‫۵ سال و ۶ ماه قبل، چهار شنبه ۳۰ دی ۱۳۹۴، ساعت ۱۴:۲۴ نوشته:

در ضمن از جناب فربود شکوهی بسیار ممنونم که واژه گَش به معنای نازان در بیت بنفشه شاد و گَش آمد توصیه کرده اند که کاملاً درست است و بنده هم در فرهنگ لغات بررسی کردم و درست بود

 

در ‫۵ سال و ۶ ماه قبل، یک شنبه ۴ بهمن ۱۳۹۴، ساعت ۲۳:۴۱ نوشته:

اگر آدم گندم نمی خورد ما در بهشت نزد پرورگار بودیم

 

omid در ‫۵ سال و ۳ ماه قبل، یک شنبه ۸ فروردین ۱۳۹۵، ساعت ۰۰:۲۹ نوشته:

هیچ کس نمیدونه پیرمغان چه کسی هست.شاید درون خود حافظ هست که داره با خودش حرف میزنه..شایدنفس خود حافظ باشه..پیرمغان یه نسخه شخصی هست که هرکس باید خودش اون رو متصور بشه وتجسم کنه..شناختنی نیست

 

محمد در ‫۵ سال و ۳ ماه قبل، پنج شنبه ۲ اردیبهشت ۱۳۹۵، ساعت ۲۳:۴۴ نوشته:

تفسیر مرید پیر مغانم زمن مرنج ای شیخ ...
بسم الله الرحمن الرحیم

در تهران واعظی به اسم آقا ضیا الدین دری منبر میرفت که هنوز هم شاید بعضی از پیر مردهای تهران ایشون رو به یاد بیارند .
یه سالی شب هشتم محرم یه جوونی قبل از اینکه مرحوم دری منبر بره گفت : یه بیت شعر حافظ هست می خوام برام تفسیر کنید
مرید پیر مغانم زمن مرنج ای شیخ
چرا که وعده تو کردی و او به جای آورد
مرحوم دری فرمودن بالای منبر تفسیر میکنم که همه استفاده کنن
بالای منبر وسط سخنرانی میگه : آی جوونی که معنی شعر حافظ رو خواسته بودی معنیش اینه :
مرید پیر مغانم زمن مرنج ای شیخ
مراد از شیخ حضرت آدم علیه السلام است و مراد از پیر مغان حضرت امیر المومنین علیه اسلام
یعنی مرید حضرت امیر هستم ای آدم از من ناراحت نشو
چرا که وعده تو کردی و او به جای آورد
تو وعده کرده بودی تو بهشت گندم نخوری اما خلف وعده کردی و به همین خاطر از بهشت بیرون اومدی
اما امیر المومنین که وعده نکرده بود گندم نخوره اما در تمام عمر نون گندم نخورد....
از قضا اون سال مرحوم آقا ضیا الدین دری از دنیا میره ...
سال بعد شب هشتم محرم همون جوون آقا ضیا الدین دری رو تو خواب میبینه
میگه جوون یادته یه بیت شعر حافظ رو برات تفسیر کردم اومدم این دنیا تفسیر اصلیش برام مکشوف شد
مرید پیر مغانم زمن مرنج ای شیخ
مراد از پیر مغان حضرت امام حسین علیه السلام و مراد از شیخ حضرت ابراهیم خلیل الله هستش
یعنی مرید امام حسینم از من ناراحت نشو حضرت ابراهیم
چرا که وعده تو کردی و او به جای آورد
تو وعده کرده بودی روز دهم ذی الحجه پسر جوونتو قربونی کنی اما این کارو نکردی...!!
اما...
امام حسین (علیه السلام ) فرزندش علی اکبر را قربانی کرد

 

رضا در ‫۵ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۵، ساعت ۱۳:۱۶ نوشته:

دیدن ویدئوی زیر هم درباره تفسیر این بیت خالی از لطف نیست:
http://www.aparat.com/v/PNW6w

 

مهربان در ‫۴ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۱ آبان ۱۳۹۵، ساعت ۲۳:۳۳ نوشته:

از خواندن کامنت ها بسیار متاسفم. دریغ از اندکی اندیشه. استدلال های سست و بی پایه حسین پرستان، مایۀ شرم است. حافظ بی شک یک موحد است و با عقاید شرک آلود شمایان کاری ندارد. هر کسی اندک مطالعه‌ای در ادبیات عرفانی و صوفیانه ایران داشته باشد، می‌داند که آنچه برای عوام وعده است و در آخرت محقق می‌شود، در نزد صوفی در لحظه معلوم و مشهود است و از آن حظ می‌برد. اینکه فلان منبری کاذب خوابی مطابق عقیده خود دیده و فلان تعبیر را کرده، چیزی جز پریشان حالی همان منبری را نمی رساند.

 

سید حبیب در ‫۴ سال و ۸ ماه قبل، یک شنبه ۲ آبان ۱۳۹۵، ساعت ۰۴:۴۳ نوشته:

با سلام.
انشااله خدا عقل سلیمی به همه ما عنایت کند.
بلکه انسان کمی از خرافه پرستی و تعصبات کورکورانه اش دست بکشد.
و بدرستی که آنگاه بهشت موعود فرا رسد.

 

سیدعلی ساقی در ‫۴ سال و ۸ ماه قبل، دو شنبه ۲۴ آبان ۱۳۹۵، ساعت ۱۲:۱۷ نوشته:

چه مستیست ندانم که رو به ما آورد
که بود ساقی و این باده از کجا آورد
این چگونه حالت مستانه ایست که به ما دست داده است؟ باتوجه به ادامه یِ غزل،شگفتیِ شاعر ازکیفیتِ عالیِ باده می باشد که نوشیده است.البته همانگونه که قبلن گفته شده، مجازی یاحقیقی بودنِ باده ومستی، درغزلیاتِ حافظ بستگی به برداشتِ شخصیِ مخاطب است....

این ساقی که بود؟ و این می که ممکن است یک خبرمسرّت بخش ازجانبِ معشوق بوده باشد را از کجا آورده بود؟
ماشیخ وواعط کمترشناسیم
یاجام باده یاقصه کوتاه
چـه راه می زند این مطرب مقام شناس
کـه در مـیان غزل قول آشنا آورد
راه:آهنگ،پرده، شیوه
مقام شناس: آنکه دستگاههای موسیقی را خوب می شناسد.
قول:آواز- قوّال آوازه خوان
این نوازنده ی ماهرر ومقام شناس به چه شیوه ودرچه پرده ای وچه آهنگی می نوازد که اینچنین درمیانِ غزلی که می خواندگفتارهای آشنا رامی گنجاند.
دلم ازپرده بشدحافظ خوش لحجه کجاست؟
تابه قول وغزلش ساز نوایی بکنیم
تو نیز باده به چنگ آر و راه صحرا گیر
که مرغ نغمه سرا ساز خوش نوا آورد
توهم همانندِ من باده به دست گیر و راهِ دشت و دَمن را پیش گیر که مرغِ نغمه سرا(قاصد) آهنگ (خبر) خوب و دلنشینی را می نوازد .
غنچه ی گلبن وصلم زِنسیمش بشکفت
مرغِ خوشخوان طرب ازبرگِ گلِ سوری کرد
دلا چو غنچه شکایت ز کار بسته مکن
که باد صبح نسیم گره گشا آورد
ای دل همانندِ غنچه از فرو بستگیِ روزگار شِکوه وشکایت مکن که بادِ صبا خبرهای خوبی با خود آورده است.
زکارِما ودلِ غنچه صدگره بگشاد
نسیمِ گل چو دل اندرپیِ هوایِ توبست
رسیدنِ گل و نسرین به خیر و خوبی باد
بنفشه شاد و کش آمد سمن صفا آورد
کش: دلپذیر،مطبوع
روشن است که شاعر بااین غزلِ فرحبخش، به استقبالِ بهار ویا به تعبیری به استقبالِ معشوق رفته است.درنظرگاهِ حافظ معشوق باآمدنش بهار برپامی کند وباآمدن فصل بهار نیز شاعر چنین می پندارد که معشوق آمده است.
شکفته شدنِ گلِ سرخ و نسرین رابه فال نیک می گیرم،یادآورخوبی ونیکیست.بنفشه شادو خندان آمده وسمن صفاآورده است.
زدستبردِ صباگردِگل کلاله نگر
شکنج گیسویِ سنبل ببین به روی سمن
صبا به خوش خبریِ هدهد سلیمان است
که مژده طرب از گلشن سبا آورد
صبا با این خبر های خوب وخوش ، همانندِ مرغ سلیمان است که نویدِ شادی بخشی از سرزمینِ سرسبز سبا ( گلستان امروزی) آورده است .
ای هدهدسبا به سبا می فرستمت
بنگرکه ازکجا به کجا می فرستمت
علاجِ ضعف دل ما کرشمه یِ ساقیست
برآر سر که طبیب آمد و دوا آورد
درمان رنجها و سختی های این چند سال هجران، باغمزه وکرشمه یِ ساقی(معشوق) برطرف می شود ، ای عاشقِ سردرگریبان،ای دلِ خونین ،سر برآور باش که طبیبِ دردهای تو آمده ونوشدارو آورده است.
دردم ازیاراست ودرمان نیزهم
دل فدای اوشدوجان نیزهم
مرید پیر مغانم ز من مرنج ای شیخ
چرا که وعده تو کردی و او به جا آورد
پیرمغان:راهنما وپیرخیالی،بعضی هامعتقدندپیرمغان همان زرتشت می باشدکه بسیارمورداحترام حافظ بوده است.
ای شیخ من پیرو تونیستم،تووعده می دهی وبجانمی آوری،من پیروِ انسان کاملی هستم از من ناراحت نشو زیرا وعده های تودروغین است ولی او وعده های راستین میدهد.باتوّجه به اینکه درمذهب زرتشت خوردن شراب مجازاست ازآن جهت است که وعده های اوراراستین می پندارد.
ازآستان پیرمغان سرچراکشیم
دولت درآن سراوگشایش درآن دراست
به تنگ چشمیِ آن ترک لشکری نازم
که حمله بر من درویش یک قبا آورد
با طنز وتمسخروالبته باتفاخرمی فرماید: به تُرک تازه به دوران رسیده یِ غارتگرِعشوه گری که برمن درویشِ ناتوان حمله کرده (توّجه نموده ودلم رابه غارت برده است. بنازم.
فغان کین لولیان شوخ شیرین کار شهرآشوب
چنان بردندصبرازدل که ترکان خوان یغمارا
فلک غلامیِ حافظ کنون به طوع کند
که التجا به در دولت شما آورد
از این به بعد چرخِ فلک(روزگار) همچون غلامی، فرمان برِ حافظ خواهدبود.چراکه حافظ در پناهِ ولایتِ شما(پیرمغان ) خواهد بود.
منم که گوشه میخانه خانقاه من است
دعایِ پیرمغان وردِ صبحگاه من است.
آنچه لازم است در باره این غزل گفته شود تسلطِ شاعر بر اصطلاحات علم موسیقی وآواز و گنجانیدن آنها در غزل است. زیرا شاعر در علم بدیع استاد ودر بلاغت کلام بی همتاست . در این غزل کلمات: مرغ، نغمه، سرا، ساز، خوش، نوا، راه، مطرب، طریق، مقام، غزل، چنگ همه از اصطلاحات موسیقی است و دلیلی قوی بر تسلط و مهارت حافظ در علم موسیقی و الحان است

 

نادر.. در ‫۴ سال و ۳ ماه قبل، یک شنبه ۱۳ فروردین ۱۳۹۶، ساعت ۱۶:۳۵ نوشته:

تو نیز باده "به چنگ آر" و راه صحرا گیر ..

 

محمد ادیب نیا در ‫۳ سال و ۱۱ ماه قبل، یک شنبه ۱۵ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۲۳:۰۳ نوشته:

مُغان جمع مُغ و آنان کسانی اند که برای عبادت پیروان خود همواره آتش معبد را روشن نگاه می دارند و پیر مغان در اینجا کنایه از امام حسین علیه السلام است که آتش عشق محبت الهی را همواره در معبد دل مومنان روشن نگاه می دارد. آنچنانکه در روایتی از رسول خدا آمده است که یاد حسین علیه السلام آتشی در سبنه ها برپا می کند که هیچ چیزی نمی تواند آن را خاموش نماید. قالَ رَسُولُ اللّهِ صلّی اللّه علیه و آله:
اِنَّ لِقَتْلِ الْحُسَیْنِ علیه السّلام حَرارَةً فی قُلُوبِ الْمُؤ منینَ لا تَبْرَدُ اَبَداً.
پیامبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله فرمود:
برای شهادت حسین علیه السلام ، حرارت و گرمایی در دلهای مؤ منان است که هرگز سرد و خاموش نمی شود.
(جامع احادیث الشیعه ، ج 12، ص 556)
مُغان جمع مُغ و آنان کسانی اند که برای عبادت پیروان خود همواره آتش معبد را روشن نگاه می دارند و پیر مغان در اینجا کنایه از امام حسین علیه السلام است که آتش عشق محبت الهی را همواره در معبد دل مومنان روشن نگاه می دارد. آنچنانکه در روایتی از رسول خدا آمده است که یاد حسین علیه السلام آتشی در سبنه ها برپا می کند که هیچ چیزی نمی تواند آن را خاموش نماید. قالَ رَسُولُ اللّهِ صلّی اللّه علیه و آله:
اِنَّ لِقَتْلِ الْحُسَیْنِ علیه السّلام حَرارَةً فی قُلُوبِ الْمُؤ منینَ لا تَبْرَدُ اَبَداً.
پیامبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله فرمود:
برای شهادت حسین علیه السلام ، حرارت و گرمایی در دلهای مؤ منان است که هرگز سرد و خاموش نمی شود.
(جامع احادیث الشیعه ، ج 12، ص 556)
بنابراین در ادبیات عرفانی و اشعار خواجه شیراز لسان الغیب پیر مغان اشاره و تلمیحی به وجود مقدس امام حسین علیهم السلام می باشد که مستانه راه صحرا را پیش گرفت و آتش جاویدان را در دل های همگان بر افروخت و این هنر اعجاز آمیز حافظ شیرین سخن است که چنین رندانه در فضای فکری همه عاشقان نقش آفرینی می نماید. درود بر روان پاک این مرد الهی که هنرمندانه ترین عشق ورزی را به مومنان عاشق حق و حقیقت می آموزد. والحمد لله رب العالمین علی کل حال.

 

محمد رضا در ‫۳ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۱۸ اسفند ۱۳۹۶، ساعت ۱۹:۴۹ نوشته:

جناب مهربان
ای کاش در مشرک و کافر کردن دیگران این قدر عجله نمی داشتید .
خداوند نیز در قرآن بسیار از انبیا و اولیا و مقامات ایشان تعریف و تمجید کرده ، آیا خداوند هم عیسی پرست یا سلیمان پرست بوده ؟ خود ببینید این تفکر در دو دهه اخیر چه بلاهایی را که باعث نشده .
هر روز گروهی با یک نامی سر برآورده ، یکی می شود داعش و آن یکی القاعده . که ما موحدین هستیم و فلانی و فلانی مشرک . پس برویم در اجتماعاتشان بمب بگذاریم و با هواپیما فلان برج را بزنیم و در فرانسه و فرودگاه بروکسل مردم را بکشیم و در فلان شهر فیلیپین و نیجریه و روسیه مردم را به آسمان بفرستیم .
اندکی آرام باشید . شاید آن منبری به قول شما کذاب و پریشان حال به خدا نزدیک تر باشد .

 

ارشک فیلوسوفیا در ‫۳ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۰۷:۳۰ نوشته:

درود بر روان و فروهر سوشیانس اشو زردشت اسپنتمان که چنین خرد خویش به میان آورد که هزاره ها پس از مرگ حافظ حقله او به گردن پای بندی دارد
و آفرین بر خرد حافظ برای گزینش نیک
و پایانی الوده به نفرین به آنان که سخن حافظ را به دزدی ستانده و بازبینی و برگردانی و تفسر به رای میکنند وگرنه عالم و آدم همه میدانند که پیر مغان«زردشت»کیست و شیخ که

 

ایرانی در ‫۲ سال و ۱۰ ماه قبل، یک شنبه ۲۸ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۰۰:۰۳ نوشته:

بعضی از دوستان گرامی لطف کنند تعصبات را کنار گذاشته و بجای نظرات کورکورانه و سطحی با دیدی فلسفی و اندیشه ای عمیق تر به غزل های حافظ نگریسته و بعد اظهار نظر فرمایند. با تشکر.

 

نعمت اله در ‫۲ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۲۴ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۱۱:۰۳ نوشته:

سلام
این شعر با شعر دلم فریفته آن شمایل عربیست از ابن حسام خوسفی قرابت معنائی دارد جالب اینجاست که حافظ و ابن حسام تقریبا در یک زمان می زسته اند و بسیاری از اشعار ابن حسام شبیه اشعار حافظ است.

 

محمد صالحی در ‫۲ سال و ۹ ماه قبل، دو شنبه ۹ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۱۰:۵۲ نوشته:

چیزی ک حافظ و شخصیت او را برای جالب می کند همین گنگ بودن است که بعد از سال ها هنوز بحث بر سر شیعه بودن و نبودن اوست اما موضوعی که ناراحت کننده است هم همین است که از میان این همه معتنی دلنشین و سخنان زیبا و بیان خاص حافظ هنوز هم هستند کسانی که مجادله بر سر شیعه بودن یا نبودن حضرت میکنند..رها کنید چه اهمیتی دارد؟ شعر حافظ چند پهلوست هر کس برداشت خودش را دارد اما هیچ کس نمیتواند به طور قطع نظر بدهد که حضرت چه منظوری از بیت هایش دارد

 

الف در ‫۲ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۳۰ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۱۶:۰۸ نوشته:

خدا رو شکر حافظ زنده نیست حاشیه های شما دوستان رو بخونه

 

مهرداد در ‫۲ سال و ۲ ماه قبل، دو شنبه ۲ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت ۲۳:۰۱ نوشته:

این اراجیف که در تفسیر این غزل دوستان نوشتن رو خود حافظ اگر میدید دیگه شعر نمیگفت

 

دهقانی در ‫۲ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۱۸ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۲۰:۴۷ نوشته:

رندان تشنه لب را آبی نمیدهد کس
گویی ولی شناسان رفتند ازین ولایت
در زلف چون کمندش ایدل مپیچ کانجا
سرها بریده بینی بی جرم و بی جنایت
عشقت رسد بفریاد ار خود به سان حافظ
قران ز بر بخوانی در چارده روایت ...
گویا دوستان نظرشون بر این است که منظور حضرت حافظ از قران ، کتاب " چنین گفت زرتشت " نیچه است . مگر میشه آفتاب رو انکار کرد مگر میشه ارادت حافظ به اهل بیت و توجهش به قران رو ندید و انکار کرد ؟!؟!!!!!!

 

علی حیدری در ‫۲ سال قبل، سه شنبه ۲۱ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۰:۵۰ نوشته:

سلام اینقدر بچه گانه لجاجت نکنید منظور روشن و واضح است پیر مغان پیر زرتشتی میباشد حافظ اگر می خواست می تونست تمام علی و فاطمه وحسن وحسین و.... تا تقی ونقی اسم ببره پس خواهشا این همه توهم و رها کنید

 

امین در ‫۲ سال قبل، شنبه ۸ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۰۷:۴۱ نوشته:

قومی متفکرند اندر ره دین قومی به گمان فتاده در راه یقین
میترسم که بانگ اید روزی که ایبیخبران راه نه ان است نه این
همه ادعا انالحق...

 

هادی در ‫۱ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۱۲ مرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۴:۴۲ نوشته:

اشعارِ جناب حافظ هم..مثلِ قرآن می ماند...بر هدایتِ هدایت جویان بیافزاید و بر گمراهیِ گمراهان.

 

رستم در ‫۱ سال و ۱۰ ماه قبل، دو شنبه ۲۸ مرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۱:۰۱ نوشته:

پیر مغان پیر زردتشتی است
اگر اهل نظام یادشان نمی آید ، قوم مغان همان قومی هستند که در ابتدای حمله اسلام به ایران سر بریدند و در آتش زنده سوزاندند.
دور باد از دامن حافظ گرامی ستایش خداوندان شیوخ عرب، نام او حافظ است نه خائن

 

حافظ در ‫۱ سال و ۱۰ ماه قبل، چهار شنبه ۳۰ مرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۰:۵۵ نوشته:

به نظر من:
پیر مغان می گوید که منتظر آن وعده های دور و دراز شیخ مشین، از مائده های زنده و واقعی بهره ببر و کامی بجو

 

محمدرضا در ‫۱ سال و ۱۰ ماه قبل، سه شنبه ۵ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۱۲:۲۱ نوشته:

علامه طهرانی در نوشتاری دیگر: کتاب روح مجرد می نویسد:
مرحوم آقا سیّد ضیاء الدّین دُرّیّ یکی از وعّاظ و اهل منبر درجه اوّل طهران و استاد علوم معقول بودند؛ و اینک متجاوز از سی سال است که فوت کرده ‏اند. حقیر در پای منبر ایشان کراراً بوده ‏ام؛ مسلک حِکَمی و عرفانی در منبر داشت و بیانش جالب و منبرش محقّقانه بود. در شب سوّم ربیع الثّانی یک هزار و چهارصد و دوازده هجریّه قمریّه، أخ‏الزّوجه حقیر: حجّة الاسلام آقای حاج سیّد حسن معین شیرازی دامت‏ معالیه در بنده منزل در مشهد مقدّس بودند، و از ایشان خواب جالبی را نقل نمودند که ذکرش مقرون به لطف است:
معمولًا در طهران، هر واعظی را که برای یک دهه برای منبر رفتن در مجلسی دعوت می کردند، در شب آخر وی را برای همان دهه از سال دیگر نیز دعوت می ‏نمودند. در آخرین سالی که مرحوم دُرّی در قید حیات بود، یک شب از دهه محرّم (شب هشتم یا نهم) جوانی از ایشان قبل از منبر سوال می کند که: مراد از این شعر چیست؟:
مرید پیر مغانم ز من مرنج ای شیخ چراکه وعده تو کردی و او بجا آورد (3)
مرحوم درّی می گوید: جواب این سوال را در بالای منبر می دهم تا برای همه قابل استفاده باشد. ایشان در فراز منبر از قضیّه نهی آدم أبو البشر از خوردن گندم و داستان نان جوین خوردن أمیر المؤمنین علیه السّلام را در تمام مدّت درازای عمر بیان می ‏نماید و حتّی اینکه آن حضرت در تمام مدّت عمر ابداً نان گندم نخورد و از نان جوین سیر نشد. (روایت نخوردن گندم در تمام عمر، اختصاص به رسول الله دارد که چون از أمیرالمؤمنین علیه السّلام می‏ پرسند که: عائشه روایت می کند که: رسول خدا در تمام عمر یک شکم نان گندم نخورد، حضرت می فرماید: عائشه دروغ می گوید؛ رسول خدا در تمام مدّت عمر نان گندم نخورد، و از نان جو یک شکم سیر نخورد- انتهی.البتّه شکّی نیست که أمیر المؤمنین علیه السّلام هم تأسّی به رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم دارد و نان گندم نخورده است، همان طور که از أخبار استفاده می‏شود؛ و امّا این غیر از مضمون روایت سابق است.)
و سپس می گوید: مراد از شیخ در این بیت، حضرت آدم علی نبیّنا و آله و علیه السّلام است‏ که وعده نخوردن از شجره گندم را در بهشت داد ولی به آن وفا نکرد و از امر خداوند سرپیچی نمود و گندم را تناول کرد. و مراد از پیر مغان حضرت أمیرالمؤمنین علیه السّلام است که در تمام مدّت عمر نان گندم نخورد و وعده عدم تناول از شجره گندم را او ادا کرده و به اتمام رسانید.
این مجموع تفسیر این بیت بود که وی بر سر منبر شرح داد و منبرش را خاتمه داد.قبل از پایان سال، مرحوم درّی فوت می کند؛ و لهذا در سال بعد، در دهه محرّم در آن مجلس مَدعُوّی که باید حضور داشته باشد، نمی ‏تواند شرکت نماید. درست در سال بعد در دهه محرّم در همان شبی که این جوان سوال را از مرحوم درّی می کند، وی را در خواب می ‏بیند که: مرحوم درّی به نزد او آمد و گفت: ای جوان! تو در سال قبل در چنین شبی از من معنی این بیت را پرسیدی و من آن‏طور پاسخ گفتم. امّا چون بدین عالم آمده‏ ام، معنی آن، طور دیگری برای من منکشف شده است:
مراد از شیخ حضرت إبراهیم علیه السّلام است و مراد از پیر مغان حضرت سیّد الشّهداء علیه السّلام؛ و مراد از وعده، ذبح فرزند است که حضرت إبراهیم بدان امر خداوند وعده وفا داد، امّا حقیقت وفا را حضرت أباعبدالله الحسین علیه السّلام در کربلا به ذبح فرزندش حضرت علیّ أکبر علیه السّلام انجام داد.

 

مهدی در ‫۱ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۲۵ آبان ۱۳۹۸، ساعت ۰۲:۰۰ نوشته:

سلام
مرید پیر مغانم ز من مرنج ای شیخ/چرا که وعده تو کردی و او بجا آورد
مغ ها نگهدارنده و مروج آیین مسیحی از نوع معرفتی و عرفانی بودند. پیر مغان یعنی مرشد مغ ها. شیوخ در شعر حافظ نماد برخی فقهای سطحی هستند. حافظ میگوید آن پیر در آیین مسیحی وعده دیانت بهتری نسبت به یهودیت نداشت و فقط میخواست کژیهای آنرا اصلاح کند اما با این حال، پیران اهل عرفان و معنا در مسیحیت (نه اصحاب کلیسا ) بیشتر اهل معرفت بودند تا شیوخ ما که وعده دیانت عالیتری را هم داشتند.

 

احمد غفاری در ‫۱ سال قبل، یک شنبه ۱۸ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۰۴:۴۸ نوشته:

به نام خدا
چه زشت بود نظر برخی از کسانی که دنباله رو هوا و هوس هستند و برای خودشون میخوان حضرت حافظ رو ملعبه کنند . و شاید جای تعجب نباشه که وقتی کسی نمیتونه نور مطلق امام حسین ع رو در عالم ببینه چگونه میخواد ارادت حافظ رو به قرآن و اهل بیت درک کنه .
واقعیتش اینه که هر کسی دنبال هوا و هوس بره همه چیز رو میخواد دلیل بیاره که من کارم اشکال نداره. بقیه نمی‌فهمن و من میدونم.
جدا از شاهکارهای ادبی شعر نمیشه بدون قرآن و اهل بیت به این اشعار نگاه کرد و دنبال دو تا کلمه مغ و آتش رفت که زرتشت چنین بود و چنان . این جماعت به نظرم دارن آبروی زرتشت رو هم میبرن .

 

میثم در ‫۱۱ ماه قبل، پنج شنبه ۹ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۲۲:۴۸ نوشته:

با درود . نمی‌دونم چجوری بگم و به کی اعتراض کنم ، این جماعت که تکلیفشون روشنه با خودشون و روی حرفم با گنجور باشه بهتره ... نمی‌دونم اینجا نظرات بر چه اساس تایید میشن . امشب دوست عزیزی رو خواستم با سایت شما آشنا کنم و در مقدمه کلی تعریف کردم و از کاربران فرهیخته سایت گفتم (که البته بیراه نیست) منتها نمی‌دونم چرا زیر این شعر اینطور بود و بسیار مایه خجالت بود .. اینکه یک روایت بی سروته رو که معلوم نیست کی خواب دیده و کی تعریف کرده رو به شکل یک تفسیر متقن بیان کردن و این گفتار تکراری رو ده ها بار ارسال کردن که انگار وظیفه دارن تو مغز همه فرو کنن چرا باید اینقدر تکراری تایید بشه؟ چیزی که واضحه یه کپی پیست رو عیناً آوردن بدون هیچ خلاقیتی اینجا گذاشتن و بهم درود فرستادن و نسبت‌های ناروا به کاربرانی که اتفاقا نظرات ادیبانه تری از خود داشتن رو دادن !!! بر اینها حرجی نیست ولی این در شأن سایت پرمایه گنجور نیست . در رد سخن این مدعیان همین بس که حافظ (حداقل به طور رسمی) سنی مذهب بوده و نه محب اهل بیت !! چجوری به این نتایج رسیدید شما ؟ آیا میشه گفت (اتفاقا با صراحتی روشن تر) چون حافظ مصرع الا یا ایها الساقی ادر کأسا و ناولها از یزید ابن معاویه رو در غزلش تضمین کرده پس از محبان اون بوده؟؟؟ یا با توجه به طنز نهفته در بیت (پیر ما گفت خطا بر قلم صنع نرفت ، آفرین بر نظر پاک خطاپوشش باد)! احتمالا آتئیست بوده؟
زیاده جسارت است ...

 

ستاره سهیل در ‫۱۱ ماه قبل، یک شنبه ۲۶ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۲۳:۱۸ نوشته:

با سلام به دوستان ..
اینکه مراد حضرت حافظ از پیر مغان، کیست را خدای حافظ میداند و خود او ..
اما اینکه او ارادتمند به خاندان وحی نبوده حرفی است گزاف .. و این نه نظری شخصی است که در بسیاری از اشعار گرانقدرش، خود این را بیان نموده .. چه گاه صریح و بی‌پرده و چه گاهی پوشیده و مستعار ..
اما شمایی که به تندی، منکر این ارادت هستی و اشارات کلام حافظ را تا موبد زردشتی که شراب انگوری را نقد به او داده ، تقلیل میدهی، پسندیده است تا تعبیر خود را از مصداق دیگر غزل حضرتش (که در ذیل آورده شده) بیان کنی تا انصاف شما بر مخاطبِ منصف آشکار شود :
" زان یار دلنوازم شکریست با شکایت
گر نکته دان عشقی بشنو تو این حکایت ...
رندان تشنه لب را آبی نمی‌دهد کس
گویی ولی شناسان رفتند از این ولایت
در زلف چون کمندش ای دل مپیچ کانجا
سرها بریده بینی بی جرم و بی جنایت ...
از هر طرف که رفتم جز وحشتم نیفزود
زنهار از این بیابان وین راه بی‌نهایت ...
عشقت رسد به فریاد ار خود به سان حافظ
قرآن ز بر بخوانی در چارده روایت "
تنها امیدوارم کلام حافظ را تا " گله‌مندی او از بی‌لطفی به مخموران شراب انگوری، و تشنه نگهداشتنشان از این لذت نقد " تحقیر نفرمایی .‌.!!
یا حق ..

 

عمو سعید در ‫۱۱ ماه قبل، یک شنبه ۹ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۱۹:۱۴ نوشته:

متاسفانه ادمین گنجور نظرمنو پاک کرد
حالا با یک بیت از حافظ نظرم رو دوباره می گم:
دور شو از برم ای زاهد و بیهوده مگوی
من نه آنم که دگر گوش به تزویر کنم

 

محمد در ‫۱۰ ماه قبل، شنبه ۱۵ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۱۲:۲۰ نوشته:

چرا که وعده تو کردی و او به جا آورد... حضرت ابراهیم هیچوقت وعده نداد که فرزندش رو ذبح کنه. بهش تکلیف شده بود. اگر بیت به شکل زیر بود شاید با تفسیر محبان اهل بیت سازگارتر بود:
مرید خون خدایم ز من مرنج ابرام!
چرا که بر تو مقدر شد او به جا آورد.

 

ش. در ‫۷ ماه قبل، پنج شنبه ۲۷ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۰۱:۳۰ نوشته:

سید خلیل هم این قطعه را خوانده است... با آن تنبور سحرانگیزش...

 

ابوالفضل در ‫۶ ماه قبل، جمعه ۲۶ دی ۱۳۹۹، ساعت ۰۶:۰۵ نوشته:

سلام خدمت همه ی دوستانی که زحمت کشیدن و نظراتشون رو نوشتن و کسانی که بعدها ممکنه بیان مثل بنده نظرات رو بخونن , بنده تمام نظراتی که تا امشبی که دارم براتون مینویسم رو مطالعه کردم و البته مقداری هم متعجب شدم از بعضی آرا , گویا بعضی ازدوستان فراموش کردن در مورد چه کسی و راجع به چه چیزی دارن صحبت میکنن , اگر بنا بود شعر حافظ رمز آلود و پُر از ایهام و مِجاز و استعاره و کنایه نباشه که دیگه حافظ نبود و ماندگار نمی شد , من متعجبم از کسانی که میخوان برای تعیین مصداق برای مراد حافظ از پیر مغان تاویل و تفسیرخودشون رو مطلق بدونن و بگن این هست و غیر از این نیست , چه کسانی که میگن مراد از پیر مغان حضرت امام حسین هست چه کسانی که میخوان به شکل مطلق بگن که نه آقا قطعا مراد حافظ جناب زردشت بوده , هر کس میتونه برای تعیین مصداق ضمایر مستتر در شعر حافظ نظر شخصی خودش رو داشته باشه و هیچ کس هم نمیتونه مانع این بشه ولی اینکه شخص بیاد به شکل مطلق تعیین مصداقی که خودش انجام داده رو درست بدونه و بقیه رو چه مستقیم چه غیر مستقیم بی سواد و احمق و چه و چه مورد خطاب قرار بده قطعا این کار قبیح و غلط هست حالا چه از سمت رفقای مذهبی چه غیر مذهبی باشه , گاهی اوقات اینطور از حرف ها برمیاد که گویی شخص اصلا با خود حافظ کاری نداره فقط دوست داره که منظور حافظ همونی باشه که او می خواد , نه دیگر اشعار حافظ رو در نظر میگیره نه انگار شناختی از حافظ داره , تک.تک ما مجاز هستیم اعتقاد شخصی خودمون رو در هر بابی داشته باشیم اما مجاز نیستیم این نظر شخصی رو به همه چیز و همه کس تحمیل کنیم اونم به حافظی که درسته بسیاری از اشعارش رمز آلود و مبهم هست ولی با خوندن دیوان ایشون چیزهای زیادی میشه از اعتقادات و ایین و مرام و معرفت او فهمید , برای واضح تر شدن منظورم مثال اگر بهوام بزنم اینطور میگم که یه شخص میتونه آتئیست و خدا ناباور باشه , نظر شخصی او محترم هست در عین حال حق هم داره حافظ رو دوست داشته باشه و اشعارش رو بخونه و حظ کنه تا اینجا مشکلی نیست مشکل از جایی شروع میشه که این شخص بخواد به زور بگه حافظ هم آتئیست بوده , موحد یا آتئیست بودن حافظ که دیگه از رموز شعر حافظ نیست , کاملا مشخص هست که او فردی بوده یکتا پرست و کتاب الهی مسلمانان رو هم از بر داشته و به خاطر همین معروف شده به حافظ , شخص آتئیست حق داره هر اعتقادی داشته باشه و حقم داره اشعار حافظ رو بخونه و از ظاهر شعر او با نگاه هنر برای هنر لذت ببره ولی حق نداره حافظ رو مصادره به مطلوب کنه و شاکله ی کلی او رو تحریف نه به نفع جریان فکری خودش........... مثال آتئیست رو گفتم چون واضح تر میتونستم منظورم رو باهاش برسونم........نظرات رو بنده که خوندم همچین حسی بهم دست داد که گویا رفقا بدون در نظر گرفتن خیلی از اطلاعات و مسلماتی که از دیوان حافظ میشه متوجه شد و شاکله ی کلی حافظ رو فهمید دوست دارن حافظ رو به نفع مکتب فکری خودشون که بهش تعلق خاطر دارن مصادره به مطلوب کنن , نه آقا حافظ حافظه و شاکله ی کلی او مشخصه که متعلق به چه جریان فکریی هست و کسی حق نداره او رو به نفع جریان فکری خودش مصادره کنه , برای تعیین مصداق در همین غزل و بیت پیر مغان رفقای مذهبی اصرار دارن که حتما حافظ منظورش امام حسین علیه سلام بوده از اون طرف کسانی به شکل مطلق میگن که جناب زردشت مورد منظور حافظ بوده , اگر بنا بود به طور مطلق و واضح مشخص باشه چه کسی مراد حافظه که خب چرا اصلا رمز گونه صحبت می کرد , مستقیم اعلام می کرد مراد و منظور او چه کسی هست دیگه , هر کس حق داره مصداقی در ذهن خودش برای این بیت بسازه ولی حق نداره نظرش رو مطلق بدونه و به ویگران هم تحمیل کنه , از طرفی بعضی هم که انگار کلا دیوان حافظ رو یک دور هم نخوندن و هیچ شناختی از حافظ ندارن , برادر و خواهر گرامی حافظ فقز این غزل رو که نگفته یه دور دیوانش رو بخونید تا تصویر کلی او براتون واضح بشه , بدون غرض ورزی هم بخونید , بدون مصادره به مطلوب , مثلا من زردشتی یا مسیحی یا یهودی یا اصلا کافر باشم حق ندارم نظر و اعتقادات و گرایشات خودم رو به زور به کسی که میگه هر چه کردم همه از دولت قرآن کردم تحمیل کنم که...............خلاصه ی صحبت طولانیم همین یک جمله ست که : تمام ما حق دارین هر اعتقاد و آیینی داشته باشیم ولی حق نداریم اشخاص بزرگی چون حافظ رو مصادره به مطلوب کنیم.

 

بی‌نام ۲ در ‫۵ ماه قبل، دو شنبه ۴ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۰۵:۴۹ نوشته:

شعر را که می‌شود جاهای دیگر خواند, من به شوق خواندن نظرات اینجا می‌آیم. بسیار متاسفم که خیلی‌ها زحمت خواندن نظرات را به خود نداده‌اند و یک روایت احتمالا مجعول را پشت سر هم نوشته‌اند. آنهائی که برای اشعار دیگر حافظ مومنم که حرفی برای گفتن ندارند تا پای مذهب حافظ به میان می‌آید چنان عالم‌وارانه اظهار فضل می‌کنند که سبب حال این روزهایمان را می‌توان فهمید. بروید از کتاب کسی چون دکتر خرمشاهی که عمری را در این راه صرف کرده دلیل بیاورید. حرف ملائی بر سر منبر و بعد اظهاراتش در خواب هم شد دلیل؟ یکی نوشته عشقت رسد به فریاد... و احتمالا حتی نمی‌داند که این شعر چطور می‌تواند خواند شود. ملا نصر‌الدین هستند انگار، لباس فاخر شعر حافظ را می‌خواهند به دگمه تفاخر‌های بی جای تبعیض‌آلوده بدوزند.

 

احمد ترکمان در ‫۳ ماه قبل، یک شنبه ۲۲ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۰۷:۵۱ نوشته:

تفسیر عرفانی قزوینی!
1. نمی دانم که این چه عشق است که ما را گرفتار خود کرده و مست نموده است؟ و ساقی این شراب مست کننده چه کسی بود و این باده را از کجا آورده بود؟
2. تو هم پیاله ی شرابی برای خود فراهم کن و از این محیط پر هیاهو بیرون برو و راهی صحرا شو، زیرا مرغ خوشخوان ساز خوشنوازی با خود آورده است.
3. ای دل! همچون غنچه ای عاشق که آرزوهایش برآورده نشده و کارش گره خورده،نومید و غمگین نباش، چرا که باد صبا با وزش نسیم ملایم خود،گره از کار می گشاید و بوی گل را همراه خود می آورد.
4. با آمدن فصل بهار،گل سرخ و نسرین زیبا هم به باغ آمده اند که رسیدنشان به خیر و خوشی باد، بنفشه شاد و خوشبو نیز آمد و یاسمن هم با آمدنش به باغ صفا و طراوت بخشید.
5. نسیم سحری که برای صاحبدلان،پیام آور شادی های سرزمین عاشقان است،مژده ی شادی و نشاط از آن گلشن سبا آورده است.باد صبا مانند هدهد سلیمان، مژده ای از سرزمین سبا آورد.
6. درمان غم عشق و دلتنگی من،عنایت و غمزه ی معشوق است.ای دل! سربلند کن که طبیب درد عشق آمده و با خود دارو آورده است.
7. ای شیخ! از من به خاطر پیروی از پیر مغان، غمگین نشو؛ زیرا تو تنها به من وعده ی دیدار معشوق و رسیدن به حقیقت دادی، ولی پیر مغان مرا با نوشان حقیقی سرمست کرد و به دیدار معشوق رساند.
8. آفرین بر آن چشم خمار و زیبای معشوق دلربا که دل من عاشق را ربوده است.
9. اکنون آسمان با میل و رغبت به غلامی حافظ گردن می نهد،زیرا که به شکوه و جلال درگاه تو پناه آورده است.

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.