مهرداد در ۴ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۲۶ شهریور ۱۴۰۰، ساعت ۲۰:۲۸ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۸۵:
پیوست به دیگران و از وی بیرید
مهدی در ۴ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۲۶ شهریور ۱۴۰۰، ساعت ۱۸:۵۷ دربارهٔ رودکی » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۱۲۱ - بویِ جویِ مولیان آیَد هَمی:
بوی جوی مولیان آید همی
یاد یار مهربان آید همی
معنی بیت:
بوی رود مولیان بخارا به مشام میرسد و ما را به یاد دوست مهربانمان می اندازد
ریگ آموی و درشتی راه او
زیر پایم پرنیان آید همی
معنی بیت:
دشت ریگ آموی با وجود دشواری گذشتن از آن، در زیر پاهایم همچون حریر، نرم و لطیف است.
آب جیحون از نشاط روی دوست
خنگ ما را تا میان آید همی
معنی بیت:
از شادی دیدن روی دوست، سطح آب جیحون تا زیر کمر اسب ما بالا می آید.
ای بخارا شاد باش و دیر زی
میر زی تو شادمان آید همی
معنی بیت:
ای بخارا، شادمان باش و پاینده باش چرا که امیر با شادمانی به سوی تو می آید.
میر ماه است و بخارا آسمان
ماه سوی آسمان آید همی
معنی بیت:
امیر همچون ماه است و بخارا به مثابه ی آسمان: ماه دارد به سوی آسمان می رود.
میر سرو است و بخارا بوستان
سرو سوی بوستان آید همی
معنی بیت:
امیر به مثابه ی سرو است و بخارا به مثابه ی بوستان: سرو دارد به سوی بوستان می آید.
آفرین و مدح سود آید همی
گر به گنج اندر زیان آید همی
معنی بیت:
تحسین و ستایش، برایت سودمند است اگر چه برای خزانه تو ضرر دارد (چرا که با پرداخت صله شاعر، از موجودی گنجینه ی پادشاه کاسته خواهد شد)
حسین مرکزی در ۴ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۲۶ شهریور ۱۴۰۰، ساعت ۱۴:۵۲ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۲:
ماه دو هفته : ماه کامل شب ۱۴
ملیکا رضایی در ۴ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۲۶ شهریور ۱۴۰۰، ساعت ۱۰:۵۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۴۱:
سلام و درود به جناب polester فکر نکنم با فلسفه و تحلیل اشعار یک شاعر بتوان به مغرور بودن آن شاعر آگاه شد ؛
در مورد اینکه منوی مولانا اصول الدین هست هم بایدبگویم دروغ هم نیست ولی راست راست هم نیست ؛مولانا هیچ گاه خود را خدانپنداشت او توسط شمس توانست خدا را در یابد او از واحد بودن و یکتا بودن خدا آغاز کرد نه از یکتایی خدا ؛او خدا را نه در ماورا نه در هر و کل ، او خدا را در هیچ یافت چراکه ما انسان ها خدا را در امکان ها و هر ها صدا میزنیم ما بر هر ها و امکان ها اشک میریزم تا که دست یابیم و مولانا خدا را در هیچ یافت خدا را در نا ممکن ها یافت خدا را در گنگی یافت ...خدا را واضح خدا را مجهول یافت ...
مولانا از هیچ شروع نکرد ...او صفر شد تا بی نهایت شود ...او در صورت ها نماند او در پایین ها ماند و رفت و به اوج صعود کرد ؛ ...
مثنوی مولانا تنها محتوایی همانند قرآن نیست ؛مثنوی مولانا قرآن پارسی ست ... مملو از ابیات که چون قرآن روان و شیرین ست ...چون قرآن دینی نیاورده به نام اسلام و پیامبری ندارد ؛ اما مثل قرآن روان و شیرین و گوارا هست ؛چون قرآن ما را به نیکی ها دعوت میکند ما را به عاشقی دعوت میکند ما را نهی میکند از بدی ها ... چون قرآن از عشق میگوید ... تنها فرق مثنوی و قرآن همین جا هست ...که قرآن برای تمامی ست چه مسلمان و چه غیر مسلمان و از خدا میگوید و از دین حقانی حد یعنی اسلام و مثنوی از دینی میگوید مجهول ... مثنوی از اسلام نمیگوید ...مثنوی از دین خدا میگوید ...مثنوی اسلام را دین خود نمیگوید ... مثنوی خدا را دین خود میگوید و میگیرد ...او آنچه در دلش گواه راست می آید را عمل حق میگوید ... او پیوسته به کعبه طواف کردن بی آنکه از عمل مقدس عشقی در دل بر پا شود دوری دارد او از صدا زدن یار در سختی ها دوری میکند او خدا را هر لحظه فریاد زدن میخواهد و میکند ، او از نماز خواندن و لحظه ای بعد روبه روی همان قبله خداوندی ظلم کردن دوری میکند او خدا را هر لحظه میبیند حس نمیکند ؛ او خدا را همین جا همین ثانیه و هر ثانیه و هر مکان و هر لحظه در مرگ یا زندگی همه جا میبیند ...در گذشته در حال در آینده ، ... و با همین ها اگر خو آدمی فهمید برای یار خودش پروردگار خودش این میکند و این ها مهری به او نیست بل مهری است از طرف او چرا نخواهد دعوت کردن دیگری بر دین دل ها نه بر دین ها انجام ها ... و تنها اندکی از ما هستند که بهشت را نه برای خوشی بل بهشت را در خدا میبینند و نه خدا را در بهشت ...
به امید آنکه عشق او ما را شعله ور سازد چون آتشی در میان شب سیاه ...
شاعر گمنام در ۴ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۲۶ شهریور ۱۴۰۰، ساعت ۱۰:۵۶ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۸:
به نظرم بیت
"اینان که به دیدار تو در رقص میآیند چون میروی اندر طلبت جامه درانند"
در گذر زمان تغییر کرده ...
و شاید نحوه صحیح خواندنش این باشد:
اینان که به دیدار تو در رقصِ مِی آیند چون مِی (یا می) روی اندر طلبت جامه درانند...
شاعر گمنام در ۴ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۲۶ شهریور ۱۴۰۰، ساعت ۱۰:۴۱ در پاسخ به روح اله دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۸:
باسلام
به نظرم اینگونه نیز می شد سرود: " اینان که به دیدار تو در رقص می آرند .... چون باز روی در طلبت جامه در آرند" !؟
مهدی در ۴ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۲۶ شهریور ۱۴۰۰، ساعت ۰۹:۵۳ دربارهٔ رهی معیری » غزلها - جلد دوم » وفای شمع:
«اقبالبانو» خوانندهی پرآوازهی پاکستان این غزلِ نغز را خوانده است:
https://youtu.be/RXXe0DVC2DE
عباس در ۴ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۲۶ شهریور ۱۴۰۰، ساعت ۰۷:۱۴ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۷۴ - یافتن مرید مراد را و ملاقات او با شیخ نزدیک آن بیشه:
با تشکر از دست اندر کاران محترم سایت ارزشمند گنجور و همچنین تشکر میکنم از آقا مقداد عزیز که سبب شدند من چندین بار من این شعر را بخوانم و تمرکز کنم مخصوصا در بیت شماره 27 که باعث تحول بسیار بسیار مهمی در زندگی برای من شد. برداشت من از بیت 27 این که آدم بدون داشتن ضد به ضدیت خودش آگاه نمیشه و وقتی آگاه شد میتواند به ضدیت خودش غلبه کنه. مثلا وقتی کسی به من اخم کنه من نباید مقابله به مثل کنم و من هم اخم کنم بلکه با ضد اخم که گشاده رویست با آن شخص بر خورد کنم یعنی وقتی کسی به من اخم میکنه در حقیقت آن اخم در من هم هست و من برای چیره شدن بر اخمم باید از ضد آن که گشاده رویست استفاده کنم. بنابراین ضدیت آن شخص کمک کرد که من آگاه بشم که من هم آن ضدیت را داشتم و باید بر آن چیره شوم و بی ضد شوم همانطور که برای خدای بی مثل ضدی وجود نداره. نمیدانم چقدر برداشت من کمک به آقا مقداد عزیز و دیگر دوستان کرده باشه ولی اینو میدونم که سوال آقا مقداد عزیز به من خیلی کمک کرد و همانطور که گفتم زندگی منو متحول کرد خیلی ممنون.
حامد طباطبایی در ۴ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۲۶ شهریور ۱۴۰۰، ساعت ۰۳:۰۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۹۲۲:
در مصراع دوم فقربه احتمالا اشتباه حروفچینی است، و بایستی فربه باشد.
بهمن در ۴ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۲۶ شهریور ۱۴۰۰، ساعت ۰۳:۰۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۲:
ای کاش روزی برسه که ما تو این مملکت به سبک دوران صفوی اندیشکده هایی داشته باشیم تا اهل علم و ادب دور هم گرد بیایم و فارغ از دغدغه های روز مره اینچنین باهم روزها و ساعت درباره معنی و تفسیر واژه ای در بیتی از حضرت حافظ برای مثال بحث کنیم و در نهایت مشگل تفسیر مثلا همچنین بیتی رو که درد درست یا درک با بیانیه ای که حسن الختام اون مجلس بحث باشه تمام کنیم چقدر لذت بردم از خوندن کامنت ها خدارو شکر که هنوز در این اب و خاک اهل علم و ادب هستند اما برداران و خواهران همه ما عاشق ادب و علمیم و در ورطه علم و ادب بحث جایز است و رواست اما خدایی ناکرده کینه از هم ب دل نگیرید که بخدا سوگند شیرین تر از این مباحث در دنیا چیزی نیست ای کاش وزارتخانه ای به نام وزارت ادب و فرهنگ بود که عاشقانی مث شما عزیزان به خرج دولت وقت گرد هم می آمدید فارغ از دغدغه معاش اون وقت چه گلستانی میشد این مملکت و چه مایه فخری بود همچنین وزارت خانه ای اما دریغ و صد دریغ که اهل علم همواره در مشرق زمین مظلوم واقع شدن اما به قول حضرت حافظ با این همه از سابقه ناامید نباید بود
مهیار صیفی در ۴ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۲۶ شهریور ۱۴۰۰، ساعت ۰۲:۱۵ دربارهٔ سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۷:
باسلام، بیت دوم مصراع اول ناقصه ( پرسید که حال ....بیمار تو چون است) احتمالا کلمه ای مثل (دل) در اون قسمت بوده (پرسید که حال (دل) بیمار تو چون است)
امید وکیل در ۴ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۲۶ شهریور ۱۴۰۰، ساعت ۰۰:۰۵ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۷۹ - آواز دادن هاتف مر طالب گنج را و اعلام کردن از حقیقت اسرار آن:
مولانا به تبع شمس تبریزی، توصیه بر «پیراستگی از علوم زائد فلسفی و فکری» میکند.
شمس معتقد بود که انسان برای نیکبختی به آگاهیهای اندکی نیاز دارد.
Ziquan در ۴ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۲۵ شهریور ۱۴۰۰، ساعت ۲۳:۰۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۳۹:
بنظر میرسد که این شعر منسوب به مولاناست و از او نیست؛ زیرا لقب "رومی" بعدها به جناب مولانا منسوب شده و نه در زمان حیات وی. همچنین شعر همراستا با اندیشههای مولانا نیست و هم دایره لغات آن قرابتی با شعر مولانا ندارد.
Polestar در ۴ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۲۵ شهریور ۱۴۰۰، ساعت ۲۱:۲۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۴۱:
دوست عزیزی که پرسید
چرا وقتی سعدی به قونیه رفته، مولوی تکریمش نکرده...
پاسخش اینست که چون مولوی شخصیت متکبر و مغروری داشته و مبتلا به نارسیسیسم بوده
همچنانکه مثنوی خودش را هم که مملو از اغلاط و خطاهاست توصیف کرده به: اصول اصول اصول الدین...
البته این نوع مطاللب به مذاق مولویپرستان خوش نمیآید
ولی به هر حال حقیقت ممکنست گاهی تلخ باشد
سجاد در ۴ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۲۵ شهریور ۱۴۰۰، ساعت ۲۱:۱۹ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۹ - آسایش بزرگان:
سلام
بنده اعتقاد دارم برخی شعرا سروده هاشون فقط شعر نیست بلکه تفسیر قرآنه، استاد پروین هم یکی از این دست بزرگواران.. روحشون شاد
میم الف در ۴ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۲۵ شهریور ۱۴۰۰، ساعت ۱۹:۰۵ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۱۵۶ - در شکایت از جهان و نعت خاتم پیغمبران:
سلامها. لطفا نیمفاصلهها رعایت شود. برجیس درست است و نه بر جیس. خاربست درست است و نه خار بست
Polestar در ۴ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۲۵ شهریور ۱۴۰۰، ساعت ۱۸:۰۸ دربارهٔ حافظ » اشعار منتسب » شمارهٔ ۳۲:
شاعرش خواجه سعیدالدین هروی است
مهدی کلانتری در ۴ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۲۵ شهریور ۱۴۰۰، ساعت ۱۷:۵۸ در پاسخ به محسن حیدرزاده جزی دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۲۱:
نکاتتان درست است. فقط در مورد یرضی، به نظر میرسد یُرضی هم میتواند درست باشد. و معنی اینگونه میشود: هر ملیحی را طوری وصف کردم که او خوشش میآید و [وصف من] او را راضی میکند
علی رضا در ۴ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۲۵ شهریور ۱۴۰۰، ساعت ۱۲:۵۹ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب اول در سیرت پادشاهان » حکایت شمارهٔ ۲۳:
واقعا صلح طلبی سعدی زیباست
علی شهداد در ۴ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۲۶ شهریور ۱۴۰۰، ساعت ۲۲:۰۲ دربارهٔ شمس مغربی » غزلیات » شمارهٔ ۲۴: