گنجور

غزل ۵۲۱

 
سعدی شیرازی
سعدی » دیوان اشعار » غزلیات
 

سَلِ المَصانعَ رَکباً تَهیمُ فی الفَلَواتِ

تو قدر آب چه دانی که در کنار فراتی

شبم به روی تو روز است و دیده‌ها به تو روشن

و اِن هَجَرتَ سَواءٌ عَشیَّتی و غَداتی

اگر چه دیر بماندم امید برنگرفتم

مضی الزَمانُ و قلبی یقولُ اَنَّکَ آتی

من آدمی به جمالت نه دیدم و نه شنیدم

اگر گلی به حقیقت عجین آب حیاتی

شبان تیره امیدم به صبح روی تو باشد

و قَد تُفَتَّشُ عَینُ الحیوةِ فی الظُّلُماتِ

فَکَم تُمَرِّرُ عَیشی و أنتَ حاملُ شهدٍ

جواب تلخ بدیع است از آن دهان نباتی

نه پنج روزهٔ عمر است عشق روی تو ما را

وَجَدتَ رائِحَةَ الوُدِّ اِن شَمَمتَ رُفاتی

وَصَفتُ کُلَّ مَلیحٍ کما یُحبُّ و یُرضی

محامد تو چه گویم که ماورای صفاتی

اخافُ مِنکَ و اَرجوا و اَستَغیثُ و اَدنو

که هم کمند بلایی و هم کلید نجاتی

ز چشم دوست فتادم به کامهٔ دل دشمن

اَحبَّتی هَجَرونی کَما تَشاءُ عُداتی

فراقنامهٔ سعدی عجب که در تو نگیرد

و اِن شَکَوتُ اِلی الطَّیرِ نُحنَ فی الوُکَناتِ

 

🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن (مجتث مثمن مخبون) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ملمعات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

تصاویر مرتبط در گنجینهٔ گنجور

کلیات سعدی مصور و مذهب نسخه‌برداری شده در ۹۳۴ هجری قمری شیراز » تصویر 433 کلیات سعدی به تصحیح محمدعلی فروغی، چاپخانهٔ بروخیم، ۱۳۲۰، تهران » تصویر 901

حاشیه‌ها

تا به حال ۴۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

mahmood در ‫۱۲ سال و ۲ ماه قبل، سه شنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۳۸۸، ساعت ۱۲:۵۸ نوشته:

جالب است بدانیم این غزل در برنامه دوقدم مانده به صبح شبکه چهار سیما توسط میهمان برنامه جناب آقای دکتر ولایتی تاریخدان و دانشمند معاصر خوانده و تبیین شد

 

محمد در ‫۹ سال و ۴ ماه قبل، یک شنبه ۱۶ بهمن ۱۳۹۰، ساعت ۱۵:۱۰ نوشته:

فی الوکرات صحیح است

 

عباسی در ‫۹ سال و ۲ ماه قبل، یک شنبه ۲۷ فروردین ۱۳۹۱، ساعت ۰۰:۰۷ نوشته:

سلام خسته نباشید وتشکر
اشکالات املایی زیاد است
دیده ها=دیده ام
عشیتی وغداتی
آتی=آتٍ(درگویش عربی تنوین جر درآخرکلمه به ای تلفظ می شود واگربنویسیم آتی غلط است وکلمه آت اسم فاعل است ودرناقص یاءحذف شده مانند قاضی=قاضٍ
ارجوا =ارجو

 

علی در ‫۸ سال و ۷ ماه قبل، دو شنبه ۲۲ آبان ۱۳۹۱، ساعت ۱۱:۲۷ نوشته:

سلامی به بلندای آفتاب.
"سل المصانع رکبا تهیم فی الفلواتی"
صحیح می باشد.
با تشکر و قدر دانی از زحمات بی دریغتان

 

امیدی در ‫۸ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۲۶ آبان ۱۳۹۱، ساعت ۲۱:۰۹ نوشته:

عشیتی غداتی = عشیتی و غداتی
آتی = آت
ارجوا = ارجو
لطفا تصحیح فرمایید.

 

رضا در ‫۸ سال و ۷ ماه قبل، دو شنبه ۶ آذر ۱۳۹۱، ساعت ۰۸:۲۴ نوشته:

به عنوان کسی که عربی خوانده نکته‌های آقایان عباسی و امیدی درست است.
لطفا تصحیح بفرمایید و اگر جای شکی هست،‌ از اهل ادب سؤال بفرمایید.
ضمنا نکته علی آقا درست نیست و در عربی می‌نویسند الفلوات نه الفلوانی و در تلفظ آن طور می‌خوانند که قافیه درست باشد. اینکه می‌گویم در عربی این طور است، در فارسی هم همین طور می‌نویسند که عرض شد.

 

رضا در ‫۸ سال و ۷ ماه قبل، دو شنبه ۶ آذر ۱۳۹۱، ساعت ۰۸:۳۵ نوشته:

من می‌خواهم معنای عبارات عربی این شعر بسیار زیبا رو بنویسم که خوانندگانی که عربی نمی‌دانند، معنای شعر رو بهتر متوجه بشن:
از مسؤولان سایت خواهش می‌کنم این متن رو کار کنن چون براش زحمت کشیده شده.
سل المصانع رکبا تهیم فی الفلوات= درباره چشمه‌ها از سوارانی که در بیابان‌ها سرگردانند، بپرس
و ان هجرت سواء عشیتی و غدات= اگر از پیشم بروی شب و روزم یکسان می‌شود
مضی الزمان و قلبی یقول انک آت= زمان گذشت ولی قلبم می‌گوید که تو می‌آیی
و قد تفتش عین الحیوة فی الظلمات= که همانا چشمه حیات [همان که حضرت خضر از آن نوشید و جاودانه شد] در تاریکی‌ها جستجو می‌شود.
فکم تمرر عیشی و انت حامل شهد= پس چقدر زندگی‌ام را تلخ می‌کنی در حالی که تو حامل شهد هستی.
وجدت رائحة الود ان شممت رفات= بوی عشق را خواهی شنید اکر کفنم را بو کنی
وصفت کل ملیح کما یحب و یرضی= هر نمکینی را آنچنانکه پسند افتد، توصیف کردم.
اخاف منک و ارجو و استغیث و ادنو= هم از تو می‌ترسم و هم به تو امید دارم. هم از تو به دیگری پناه می‌برم و هم به تو نزدیک می‌شوم.
احبتی هجرونی کما تشاء عداتی= دوستانم ترکم کردند همان طور که دشمناتم می‌خواستند.
و ان شکوت الی الطیر نحن فی الوکنات= که اگر به پرندگان شکایت می‌بردم، در آشیانه خود نوحه سر می‌دادند.

 

ابوالفضل در ‫۸ سال و ۳ ماه قبل، چهار شنبه ۲۳ اسفند ۱۳۹۱، ساعت ۰۹:۰۲ نوشته:

با سلام و درود فراوان بر مسئولان و اولیاء گنجور، بنده که مدتی است در وادی غربت و دور از وطن به سر می برم مدتی بود که [مصرع] "سل المصانع رکبا تهیم فی الفلواتی" را فراموش کرده بودم و شدیدا ذهنم را آزار می داد و دسترسی هم به کلیات و غزلیات شیخ علیه الرحمه نداشتم تا اینکه در این پیرانه سری سرانجام یادم افتاد از اینترنت که خدایش برکت دهاد استفاده نمایم و از اقبال خوش به گنجینه گنجور دسترسی پیدا کردم و غزل عزیز آن عزیز را یافتم. با تشکر و دعای خیر و آرزوی توفیقات فراوان و بیشتر برای گنجور مایلم این یک توضیح را در باره کلمه "المصانع" تقدیم نمایم؛ و این توضیح را مدیون دیوان غزلیات شیخ به همت استاد حسین استاد ولی هستم.
مصانع به معنی آب‌انبار است و چون شاید بسیاری از جوانان ندانند آب‌انبار چیست به عرضشان می رسانم که در قدیم که آب لوله کشی شده وجود نداشت، و به ویژه در نقاط بیابانی، مخازن بزرگ آب معمولا زیر سطح زمین می ساختند که هنوز هم بسیاری از آن ابنیه خیر موجود است. معمولا آبٍ این آب‌انبارها طعم و مزه ای گوارا نداشت. اما برای سوارانی که در بادیه‌ها هامون نوردی (تهیم فی الفلواتی) می‌کرده‌اند همین آب ناگوارای آب‌انبار نعمتی بزرگ بوده است و ارزش آن را می‌دانسته‌اند ولی آبٍ آب‌انبار برای کسانی که در کنار چشمه‌سارهای آب زلال و رودهای پرآب زندگی می‌کرده‌اند طعم نداشته است و قدر آب را نمی‌دانسته اند.
با تشکر و دعای خیر برای شما، ابوالفضل

 

در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، دو شنبه ۲۱ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۰۶:۵۵ نوشته:

سلام. این شعر فوق العاده زیباست. ممنون از سایت بسیار مفید و خوبتون. اجرتون با خدا.

 

محمد مهذب رحیم زاده در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، سه شنبه ۲۲ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۱۳:۱۷ نوشته:

المصانع، مصانع : آبگیرها . مصانع در نزد عرب آبگیرهایی هستند در پهنه بیکران کویرهای لم یزرع که فقط دلیل راه از وجود آن باخبر است . و نبود آن عبور از کویر را ناممکن می سازد.به همین دلیل وجود مصانع در کویر بسیار حائز اهمیت است.

 

سحر در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، پنج شنبه ۲۴ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۰۹:۱۳ نوشته:

دست آقارضا درد نکنه که به داد ما عربی ندان ها هم رسید

 

فاطیما در ‫۵ سال و ۷ ماه قبل، چهار شنبه ۱۳ آبان ۱۳۹۴، ساعت ۲۲:۳۶ نوشته:

مصانع جمع مصنع ومصنعه است : به معنی برکه وگودالی که اب باران دران جمع شده است

 

در ‫۵ سال قبل، پنج شنبه ۶ خرداد ۱۳۹۵، ساعت ۰۸:۳۷ نوشته:

در خوانش آقای آقاجری اشکالاتی هست ؛ سواء باید با تنوین رفع خوانده شود ؛ سواءٌ ، عین الحیات نیز نایب فاعل و مرفوع است ؛ عینُ الحیاتِ ، یَرضی' درست است ، در مصراع " جواب تلخ بدیع است از آن دهان نباتی " همزه در اوّل واژه ی " از " باید در خواندن حذف شود.

 

ملیکا در ‫۴ سال و ۱ ماه قبل، پنج شنبه ۷ اردیبهشت ۱۳۹۶، ساعت ۰۲:۲۵ نوشته:

یا تشکر از گذاشتن معنی بیت های عربی ولی بهتر بود معنی بیت های فارسی را هم میزاشتین

 

رومینا در ‫۳ سال و ۱۱ ماه قبل، سه شنبه ۲۳ خرداد ۱۳۹۶، ساعت ۲۱:۲۰ نوشته:

خیلی ممنون که معنی بیت‌های عربی را گذاشتید

 

مهران در ‫۳ سال و ۹ ماه قبل، چهار شنبه ۱۸ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۰۸:۴۰ نوشته:

خیلی خوشحام که سعدی رو داریم
و نیز علاقه مندانش را.
سعدی رو فقط با شعراش میشه شناخت.
همه شعراش.

 

محمد در ‫۳ سال و ۷ ماه قبل، سه شنبه ۱۱ مهر ۱۳۹۶، ساعت ۱۱:۳۷ نوشته:

در خوانش آقای آقا جری ایرادات زیاد وجود دارد برخی ابیات اعرابش درست نیست.
ضمنا از کی تا بحال آقای دکتر ولایتی دانشمند شده اند؟ چنانکه محمود میگوید. دانشمند معاصر؟؟؟!!

 

انا الساجد در ‫۳ سال و ۶ ماه قبل، یک شنبه ۲۱ آبان ۱۳۹۶، ساعت ۱۹:۰۹ نوشته:

مصانع به معنای اب انبار است نه به آن شکلی که مااز آب انبار های خودمان در ذهن داریم/ مصانع جمع مصنع از ریشه صنع..به معنی دست ساخته است... و وجود او در بیابان 2 امید به بیابان گردها می دهد اول اینکه از تشنگی هلاک نمی شوند دوم راه را درست آمده اند چرا که مصانع را در کناره ی خطوط اصلی جاده های بیابان و در مسیر رفت و آمد ها درست می کردند...فرق اش با غدیر این است که غدیر به گودال های طبیعی در پهنه ی بیابان گفته می شود /اما مصانع ساخته دست است

 

صادقیان در ‫۳ سال و ۵ ماه قبل، سه شنبه ۱۴ آذر ۱۳۹۶، ساعت ۲۳:۰۸ نوشته:

دکتر الهی قمشه ای در باغهای بی خزان سعدی/ سی دی اول، این غزل را بسیار زیبا می خوانند و تفسیر می کنند. توصیه میکنم حتما دوستان این غزل را با صدای شیرین ایشان گوش کنند.

 

بیگانه در ‫۳ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۱ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۲۳:۵۱ نوشته:

قلبم می خواهد ایست کند از زیبایی ماورایی و غیرقابل تحمل این شعر! نفسم حبس می شود!... خدایا، این سعدی نابغه است، نابغه!...

 

علی در ‫۳ سال و ۱ ماه قبل، یک شنبه ۲ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۰۲:۵۵ نوشته:

چنانکه دوستانی فرمودند، نگارش برخی ابیات اشتباه دارد(مثلا آتی درست نیست و "آت" درست است که اسم فاعل ثلاثی مزید است و آتِِ نوشته می شود و آتی خوانده می شود) از این رومناسب است آقای گنجور این غزل ناب سعدی را تصحیح نماید. همچنین اگر زیر و زبر عبارات عربی بیاید بهتر است، چون سعدی گاهی فعل متکلم وحده به کار برده(مثل وجدتُ، وصفتُ، شکوتُ) و گاهی فعل خطابی(مثل هجرتَ یا شممتَ). با سپاس ویژه.

 

علی در ‫۳ سال و ۱ ماه قبل، یک شنبه ۲ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۰۳:۰۱ نوشته:

حواسم نبود.ثلاثی مجرد صحیح است. آت، (حروف اصلش اش اتی. اسم فاعل و مفعولش: آت، ماتی)

 

محمد عبد الرحیم در ‫۲ سال و ۱۰ ماه قبل، پنج شنبه ۲۸ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۰۰:۴۹ نوشته:

جزاکم الله خیرًا، وأحسن الله إلیکم. خیلی ممنونم ... موفق باشید.

 

عباسی-فسا @abbasi۲۱۵۳ در ‫۲ سال و ۹ ماه قبل، چهار شنبه ۱۷ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۰۱:۳۷ نوشته:

این غزل خداوندگار بلامنازع مُلک سخن را با حرکت گذاری دقیق تقدیم می کنم. در متن گنجور چند مورد ایراد بود که در این متن اصلاح شده است (دیده ها بشود دیده ام/آتی بشود آتٍ /ارجوا بشود ارجو) که قبلا هم تذکر داده ام
ضمنا در عربی حرف ی با ی فرق دارد در جاهایی مثل عشیتی که «ی» صدای «ای» دارد باید از شکل نوشتاری «ی» استفاده شود)
سَلِ المَصانِعَ رَکباً تَهیمُ فِی الْفَلَواتِ
تو قدر آب چه دانی که در کنار فراتی
شبم به روی تو روز است و دیده ام به تو روشن
وَ إِنْ هَجَرْتَ سَواءٌ عَشِیَّتی وَ غَداتی
اگر چه دیر بماندم امید برنگرفتم
مَضَی الزَّمانُ و قَلبی یَقولُ إنَّک آتٍ
من آدمی به جمالت نه دیدم و نه شنیدم
اگر گلی به حقیقت عجین آب حیاتی
شبان تیره امیدم به صبح روی تو باشد
وَ قَدْ تُفَتَّشُ عَیْنُ الْحَیوة فی الظُّلُماتِ
فَکمْ تُمَرِّرُ عَیْشی و أَنتَ حاملُ شَهْدٍ
جواب تلخ بدیع است از آن دهان نباتی
نه پنج روزهٔ عمر است عشق روی تو ما را
وَجَدتَ رائحةَ الوُدِّ إِنْ شَمَمْتَ رُفاتی
وَصَفْتُ کلَّ مَلیحٍ کما یُحِبُّ وَ یَرضَی
محامد تو چه گویم که ماورای صفاتی
أَخافُ مِنْکَ أَرْجُو وَ أَسْتَغیثُ وَ أَدْنُو

که هم کمند بلایی و هم کلید نجاتی
ز چشم دوست فتادم به کامهٔ دل دشمن
أَحِبَّتی هَجَرُونی کَما تَشاءُ عُداتی
فراقنامهٔ سعدی عجب که در تو نگیرد
وَ إِنْ شَکَوتُ إِلی الطَّیْرِ نُحْنَ فی الْوُکَناتِ

 


ایام به کامتان شیرین چون سخن سعدی باد

 

عباسی-فسا @abbasi۲۱۵۳ در ‫۲ سال و ۹ ماه قبل، چهار شنبه ۱۷ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۰۱:۳۹ نوشته:

مثل اینکه حرف ی که زیرش دو نقطه دارد در رسم الخط گنجور نوشته نمی شود
با این وصف بخشی از توضیح بالا بلااثر می شود

 

Jahad۱۰۰z در ‫۲ سال قبل، پنج شنبه ۲ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۲۲:۵۵ نوشته:

فی الوکنات که گفته شده صحیح هستش.
وکنات,جمع سالمِ کلمه ی وکنت به معنای لانه هستش.
سعدی در بیت آخر میگه که اگر این فراقنامه رو برای پرندگان هم بخونم اونها در لانه هایشان, شیون و زاری میکنن!

 

سینا در ‫۱ سال و ۷ ماه قبل، یک شنبه ۳۱ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۲۰:۰۰ نوشته:

شاید سعدی اینجا که می گوید: اخاف منک و ارجوا و استغیث و ادنو؛ نظر به انتهای دعای 52 صحیفه سجادیه انداخته که امام سجاد(ع) می فرماید: الهی ... منک اخاف و بک استغیث و ایاک ارجو و لک ادعو!

 

یوسف‌ گمگشته در ‫۱ سال و ۶ ماه قبل، سه شنبه ۷ آبان ۱۳۹۸، ساعت ۱۸:۱۳ نوشته:

با تشکر از آقای عباسی از فسا تمام گفته های ایشون و متن تصحیح از ایشون کاملا صحیحه

 

یزدانی فسا در ‫۱ سال و ۶ ماه قبل، دو شنبه ۲۷ آبان ۱۳۹۸، ساعت ۱۶:۴۵ نوشته:

سلام علیکم
تصحیح استاد بزرگوارم جناب عباسی بجز یک مورد صحیح است
آن مورد که صحیح نمینماید:
وصفت کل ملیح کما یحب و یرضی =این دو فل یحب و یرضی باید بصورت مجهول خوانده شوند چون اگر بمعنی توجه شود مجهول معنا میدهند : هر ملیحی را آنگونه که به حب اوفتد و مورد پسند واقع شود وصف کردم.

 

الهام در ‫۱ سال و ۴ ماه قبل، دو شنبه ۹ دی ۱۳۹۸، ساعت ۱۳:۴۱ نوشته:

سلام . در بیت آخر به نظر میرسه وکرات باید جایگزین وکنات بشه. وکر: لانه پرنده

 

حسین در ‫۱ سال و ۲ ماه قبل، سه شنبه ۱۳ اسفند ۱۳۹۸، ساعت ۲۲:۱۹ نوشته:

صوت رو گوش کردم
بسیار افتضاح بود مخصوصا مصراع های عربیش

 

رضی در ‫۱ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۸ فروردین ۱۳۹۹، ساعت ۱۸:۱۸ نوشته:

من نمیدونم این گویندگان بر چه اساسی انتخاب میشوند ولی اصلا گویا انسی با شعر ندارند وحتی تکیه یا استرس روی کلمات را متدجه نیستند که این معنی را پاک عوض میکند. بگذریم که لحنشان هم با معنا تنظیم نیست.

 

رضی در ‫۱ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۸ فروردین ۱۳۹۹، ساعت ۱۸:۱۹ نوشته:

متوجه

 

سینا محمدیان در ‫۱ سال قبل، یک شنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۲۱:۴۹ نوشته:

عرض سلام و خسته نباشید خدمت اعضای محترم.

 

سینا محمدیان در ‫۱ سال قبل، یک شنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۲۱:۵۶ نوشته:

سلام خسته نباشید
در متن این شعر اشتباهی بود که بهتره رفع بشه
وصفت کل ملیحٍ کما «تُحِبُّ» و «تَرضَی»
این مصرع باید به این شکل باشه و ضمنا خوانش ایراد زیادی داشت

 

عباسی-فسا @abbasi۲۱۵۳ در ‫۱۰ ماه قبل، دو شنبه ۶ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۰۱:۵۲ نوشته:

با عرض سلام خدمت دست اندرکاران زحمتکش رنجور
سپاس از زحمات بسیار با ارزش شما
چند مورد در این ملمع وجود دارد که بدون دلیل خاصی به همان شکل دارای ایراد باقی مانده اند البته بعضا قبلا تذکر داده شده است:
اگر چه دیر بماندم امید برنگرفتم
مضی الزَمانُ و قلبی یقولُ اَنَّکَ آتی
آتی به شکل آتٍ صحیح است قبلا هم دلیلش ذکر شده است و نیز أنَّک همزه اش باید مکسور باشد یعنی به شکل إنَّک.
چون کل جمله به همراه إنَّ مقول قول هستند.
اگر فقط اسم و خبر، مقول قول باشند باید أنَّ نوشته شود:
قلبی یقول أنَّ(کَ آتٍ) قسمت داخل پرانتز، مقول قول است. دلم می گوید که: تو می آیی
اما وقتی با إنَّ نوشته شود قلبی یقول (إنَّکَ آتٍ) قسمت داخل پرانتز، مقول قول است دلم می گوید حتما تو می آیی
و مشخص است که منظور نوع دوم است
وَصَفتُ کُلَّ مَلیحٍ کما یُحبُّ و یُرضی
محامد تو چه گویم که ماورای صفاتی
عزیز بزرگواری (که اظهار لطف فرموده بودند ولی متأسفانه به جا نیاوردم) فرموده بودند فعل های یحب و یرضی باید مجهول باشند. نمی دانم از کجا به این نتیجه رسیده اند اگر بخواهیم مجهول کنیم باید فعل یرضی هم از باب افعال بیاوریم. آن وقت معنای سخت و دور از ذهنی می شود. هر ملیحی را وصف کردم به گونه ای که دوست داشته شود و راضی کرده شود. می بینیم این دو فعل اصولا با هم نمی خوانند
همان شکل فعل معلوم درست است و مدیران محترم یُحِبُّ و یَرضی را اصلاح می فرمایند.
هر ملیحی را وصف کردم به گونه ای که (آن را) دوست دارد و راضی شود.
اخافُ مِنکَ و اَرجوا و اَستَغیثُ و اَدنو
که هم کمند بلایی و هم کلید نجاتی
الف فارقه در أرجوا نیاز نیست چون این الف فقط برای جمع مذکر به کار می رود جهت جلوگیری از اشتباه شدن با افعال غیر جمع مثل همین أرجو و أدنو
أرجوا (جمع مذکر باب إفعال): کار را به تأخیر انداختند
أرجو (متکلم وحده مجرد) امید دارم
در بیت آخر الوَکَنات و الوُکَنات هر دو صحیح هستند
و در آخر کاش برای سایت فونتی تعریف می شد که حروف خاص عربی را بشود به همان شکل صحیح نوشت (کاف آخر، ی دارای دو نقطه و تاء گرد)
ایام عزت مستدام

 

رامین امینی زارع در ‫۷ ماه قبل، سه شنبه ۱۳ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۱۵:۵۰ نوشته:

هزاران درود...برای من که شیفته سعدیم،این غزل بسیار شنیدنی وخواندنیست.....سعدیا چون توکجا نادره گفتاری هست، باسپاس رامین امینی زارع

 

حسین در ‫۲ ماه قبل، دو شنبه ۱۶ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۱۲:۳۳ نوشته:

واقعا چه کسی میتونه عشق خودش به معشوقه اش رو بهتر از سعدی توصیف کنه؟
من آدمی به جمالت نه دیدم و نه شنیدم
اگر گِلی به حقیقت عجین آب حیاتی
نه پنج روزه عمر است عشق روی تو مارا
وجدت رائحه الود ان شممت رفات
با این غزل میشه زندگی کرد

 

امیدی در ‫۱ ماه قبل، جمعه ۳ اردیبهشت ۱۴۰۰، ساعت ۱۴:۱۷ نوشته:

عباسی فسا هرچه گفت، درست گفت. مخصوصاً دو فعل یُحِبُ و یَرضی که باید معلوم خوانده شوند نه مجهول.

 

ملیکا رضایی در ‫۲ روز قبل، پنج شنبه ۲۰ خرداد ۱۴۰۰، ساعت ۲۰:۰۷ نوشته:

بیت اول :از انبارهای آب ها در مورد سوران که در بیابان تشنه هستند سوال کن .مصانع آبگیرهایی بوده اند که مزه گوارایی نداشته اند ؛اما برای تشنگان -بیابان-نعمت بزرگی بوده است.

بیت دوم :شب من با دیدین روی زیبا تو روز است و چشمان و دیدگان من با دیدن روی زیبا تو روشن میگردد ؛اگر مرا ترک نمایی شب و روز من برابر است (یعنی چه شب و چه روز به یاد یار خواهم بود و زمان دیگر فرقی نخواهد داشت چرا که هر لحظه تنها تو هستی که پیش چشمان من هستی )

بیت سوم:اگر چه زمان زیادی را بهانتظار گذراندم اما امید از دست ندادم(نا امید نگشتم)زمان گذشت(عمری گذشت )و دلم میگوید که تو خواهی آمد[به زیبایی تمام استاد سخن سعدی ،به این اشاره میکند که عاشق برای همیشه در فراق یار در انتظار یار است و از یاد او غافل نیست و هر زمان منتظر دیدار او هست ،حتی اگر هیچ گاه این دیدار رخ ندهد ...]

بیت چهارم :من آدمی و انسانی و کسی به زیبایی و جمال تو ندیده ام و نه وصف زیبایی اش را شنیده ام ؛اگر خمیر آفرینش تو از همان آب و گل دیگران است حقیقتا که آغشته به آب زندگانی و خدا هستی .

بیت پنجم:شبهای تاریک و تیره و سیاه من ،به امید دیدن و دیدار تو و روی تو صبح میشود ؛و برخی اوقات چشمه حیات در سیاهی ها و تاریکی ها جستجو میشود 

بیت ششم :تو چقدرزندگانی ام را تلخ و زهرین میکنی- با این همه -(در حالی که )تو این همه شهد و شیرینی داری (در حالی که پر از خوبی و زیبایی هستی )؛از زبان تو جواب تلخ را شنیدن زیبا هست 

از زبان یار هر تلخی را شنودن باز هم زیبا هست ...

بیت هفتم:عاشق روی تو بودن تنها این چند روز کوتاه عمر زندگی مان نیست (پنج روزه عمر اینجا در واقع همان منظورش کوتاهی این دنیا و عمر کم انسان است و میتوان گفت که مجاز از زود گذر بودن / کوتاهی این دنیا هست )؛اگر خاک قبر و گور مرا استشمام کنی (ببویی) بوی عشق را می یابی (حتی پس از مرگ من جسم بی ارزش و خاک تنم و روحم عاشقانه در انتظار توست و باز عاشق تو ...)

بیت هشتم :هر زیبایی ملیحی(بانمکی )را بدان گونه که دوست میداری مورد پسند ت هست وصف کردم ؛حمد و ستایش ات چگونه بر زبان بیان کنم (تو را چگونه بیان نمایم )که تو فراتر از وصف کردن هستی [زبان ناتوان من در وصف جمال و زیبایی و وصف صفاتت ناتوان هست ]

بیت نهم :از تو میترسم و از تو خوف دارم و به تو امید دارم و از تو دست یاری و -کمک -میخواهم و به تو (وصال )نزدیکی میجویم که تو هم دام بلا هستی و هم کلید رهایی و نجات هستی .

بیت دهم :ازچشم دوستانم افتاده ام به دلخواه و خواست دشمنانم و بی ارزش گشته ام دوستان مرا ترک نموده اند همان طور که دشمنانم میخواهند (از چشم دوست و یار افتاده ام و آنان مرا ترک نموده اند که این همان خواسته دشمنان من است ) 

بیت یازدهم :شگفتا -شرح نامه جدایی- فراقنامه سعدی که بر تو هیچ اثر نمیکند ؛اگر به پرندگان این شکایت ها ببرم در لانه هاشان شیون کنند.میتوان گفت که این بیت در واقع اشاره به بی اهمیتی یار در سوزش عشاق هست و زنان را در آتش عشق خویش میسوزاند ؛یا به سنگلدلی یار همچون این بیت دیگر سعدی :

دل همچو سنگت ای دوست به آب چشم سعدی عجب است اگر نگردد که بگردد آسیابی

با تشکر .

 

ملیکا رضایی در ‫۲ روز قبل، پنج شنبه ۲۰ خرداد ۱۴۰۰، ساعت ۲۰:۲۳ نوشته:

در بیت سوم :مضی(گذشت)فعل ماضی 

در بیت پنجم:حرف قد اگر همراه با فعل مضارع باشد گاهی و شاید و... معنا میدهدتفتش هم فعل مضارع مجهول است .فاعله، عین است و چون مجهول است اصلا فاعل ندارد و عین ،نائب فاعل است 

در بیت یازدهم: هجرونی :هجروا(فعل غائب )+ن+ی

نکاتی بود که گفتم بگویم.البته در بیت های دیگر نیز هست .

 

 

ملیکا رضایی در ‫۲ روز قبل، پنج شنبه ۲۰ خرداد ۱۴۰۰، ساعت ۲۰:۲۵ نوشته:

البته بنده معنایی که از اشعار و بیت ها گفتم را به طور کلی و بدون رعایت ترجمه مصراع های عربی گفتم .

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.