گنجور

 
سعدی شیرازی
 

شوخی مکن ای یار که صاحب نظرانند

بیگانه و خویش از پس و پیشت نگرانند

کس نیست که پنهان نظری با تو ندارد

من نیز بر آنم که همه خلق بر آنند

اهل نظرانند که چشمی به ارادت

با روی تو دارند و دگر بی بصرانند

هر کس غم دین دارد و هر کس غم دنیا

بعد از غم رویت غم بیهوده خورانند

ساقی بده آن کوزهٔ خمخانه به درویش

کانها که بمردند گل کوزه گرانند

چشمی که جمال تو ندیده‌ست چه دیده‌ست؟

افسوس بر اینان که به غفلت گذرانند

تا رای کجا داری و پروای که داری؟

کز هر طرفت طایفه‌ای منتظرانند

اینان که به دیدار تو در رقص می‌آیند

چون می‌روی اندر طلبت جامه درانند

سعدی به جفا ترک محبت نتوان گفت

بر در بنشینم اگر از خانه برانند

 

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | طیبات | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

حسام الدین سراج » بوی بهشت » جامه دران

music_note معرفی آهنگهای دیگری که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

تصاویر مرتبط در گنجینهٔ گنجور

منتخبی از اشعار سعدی، حافظ و جامی » تصویر 43 کلیات سعدی مصور و مذهب نسخه‌برداری شده در ۹۳۴ هجری قمری شیراز » تصویر 497 کلیات سعدی به تصحیح محمدعلی فروغی، چاپخانهٔ بروخیم، ۱۳۲۰، تهران » تصویر 742 کلیات سعدی مذهب و مصور نسخه‌برداری شده در ۹۲۶ هجری قمری » تصویر 551

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۱۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

امید رضا محبی در ‫۱۰ سال و ۱۲ ماه قبل، چهار شنبه ۱۲ آبان ۱۳۸۹، ساعت ۰۸:۱۸ نوشته:

طلب و عشق و معرفت و استغناء و توحید و حیرت را چه زیبا و عارفانه در یک غزل، بزرگ مرد عارف کنار هم آورده است.
باشد که بتوانیم راهرو این مسیر باشیم.
و حافظ نیز همین را به وصف دیگری فرموده:
جلوه گاه رخ او دیده من تنها نیست
ماه و خورشید هم این آینه می گردانند

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

روح اله در ‫۶ سال و ۶ ماه قبل، چهار شنبه ۲ اردیبهشت ۱۳۹۴، ساعت ۱۱:۵۸ نوشته:

با سلام
در بیت ماقبل آخر اگر به جای "می آیند" از "در آیند" استفاده شود وزن و معنای شعر مناسب تر میشود.
با تشکر

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

شاعر گمنام در ‫۱ ماه قبل، جمعه ۲۶ شهریور ۱۴۰۰، ساعت ۱۰:۴۱ پاسخ داده:

باسلام

به نظرم اینگونه نیز می شد سرود: " اینان که به دیدار تو در رقص می آرند .... چون باز روی در طلبت جامه در آرند" !؟ 

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

ناشناس در ‫۶ سال قبل، جمعه ۱۰ مهر ۱۳۹۴، ساعت ۰۴:۳۷ نوشته:

ساقی بده آن کوزه خمخانه به درویش
کان‌ها که بمردند گل کوزه گرانند
چشمی که جمال تو ندیدست چه دیدست
افسوس بر اینان که به غفلت گذرانند
خمخانه=شرابخانه
زیرا در شرابخانه خمها می نهاده اند
خاقانی:
دل کبود است ز نیل فلک ار بتوانید
بام خمخانه نیلی به تبر بگشائید.
حافظ:
بیا ای شیخ و از خمخانه ٔ ما
شرابی خور که در کوثر نباشد.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

سهراب فرهادی راد در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، پنج شنبه ۱۵ بهمن ۱۳۹۴، ساعت ۱۷:۵۷ نوشته:

جناب محبی در بیتی که اشاره کردید ایراد وزنی وجود نداره بلکه ایراد از خوانش هست
در رقص می آیند به صورت در رقصِ 'می' آیند
می به معنای شراب عرفانی هست
در رقص می آمدن یعنی به حالت مستی عرفانی رسیدن و رقص عارفانه(سماع) هست
پایدار باشید

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

omid در ‫۵ سال و ۲ ماه قبل، پنج شنبه ۲۸ مرداد ۱۳۹۵، ساعت ۰۰:۴۲ نوشته:

در سایت وزین گنجور این بیت سعدی اینطور نوشته شده:
اینان که به دیدار تو در رقص می‌آیند
چون می‌روی اندر طلبت جامه درانند
*می آیند* در مصراع نخست احساس میکنم وزن رو دچار سنکوپ میکنه..به نظر میرسه اینطور باشه:
اینان که به دیدار تو در رقص درآیند
چون می‌روی اندر طلبت جامه درانند
_____________________
درود بر روح پاکت سعدی بزرگ..بخدا قسم در هیچ جای جهان انسانی به وجود نمیاد که مثل سعدی بر دنیای عاشقی تسلط داشته باشه..تمام زویا وزیر وبم های شرایط واتفاقات عاشقی رو به شعر در اورده

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

حمیدرضا در ‫۴ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۸ بهمن ۱۳۹۵، ساعت ۰۹:۳۲ نوشته:

نیاز به راهنمایی دوستان صاحب نظر و خصوصا جناب 7 دارم که در مصرع اول عبارت «صاحب‌نظرانند» چگونه قابل تعبیر است؟
آیا می‌گوید:
«شوخی مکن ای یار [با اینان که اینان] صاحبنظرانند»
یا
«شوخی مکن ای یار [که اینجا] صاحبنظرانند»
؟
که در تعبیر دوم بودن صاحبنظران به معنای حضور داشتنشان تعبیر شود (که البته به نظرم نظر به نامتداول و غریب و حتی نادرست بودن بودن حذف قید مکان در این معنی، بعید است).

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

۷ در ‫۴ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۸ بهمن ۱۳۹۵، ساعت ۱۹:۰۳ نوشته:

ای یار خوشخرام من این دلبری را بس کن که از پس و پیش،چه بیگانه چه خویش(همه سو) چهارچشمی تو را دید میزنند.
تاکید بر شوخی کردن یا نکردن یار میباشد و در واقع چه اینجا و چه آنجا وقتی که یار شوخی را از سر میگیرد چشمها خیره و مبهوت میشود اما:
تا رای کجا داری و پروای که داری؟
صاحب نظر:کسی که چشم بینا دارد
نگران=نگرنده

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

علی در ‫۳ سال و ۶ ماه قبل، یک شنبه ۲۰ اسفند ۱۳۹۶، ساعت ۱۷:۱۲ نوشته:

کجا بیت ماقبل اخر ایراد وزنی داره؟ می بعد از مصوت هجای کوتاه محصوب میشه نه بلند. در نتیجه هیچ ایراد وزنی نداره.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

ایرانی در ‫۳ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۲۵ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۱۷:۰۹ نوشته:

ساقی بده آن کوزهٔ خمخانه به درویش
کانها که بمردند گل کوزه گرانند
این بیت زیبا یاد آور اندیشه خیامی می باشد.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

hasan soltani در ‫۳ سال و ۳ ماه قبل، پنج شنبه ۷ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۰۹:۳۵ نوشته:

شوخی مکن ای یار که صاحب نظرانند
بیگانه و خویش از پس و پیشت نگرانند
ای یار تصور نکن اینان که از پس و پیشت نگرانند ادمای کمی هستند بلکه هر کدامشان صاحینظر و اهل بینشند.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

حسین،۱ در ‫۳ سال و ۳ ماه قبل، پنج شنبه ۷ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۱۱:۴۳ نوشته:

شوخی مکن ای یار که صاحب نظرانند
بیگانه و خویش از پس و پیشت نگرانند
این عشوه و دلبربایی تو ، چشم صاحبدلان را به تو معطوف میکند، همه ی مردم به تو چشم دوخته اند.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

سید جار محمودی در ‫۸ ماه قبل، یک شنبه ۱۲ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۰۱:۲۷ نوشته:

خدمت دوست عزیز و فرهیخته، حمیدرضا عرض کنم آنچه را از واژه ی صاحب نطرانند در این غزل متوجه شدم. برای فهم دقیق این واژه باید سه بیت اول با یکدیگر معنا شود. آنچه بنده متوجه شدم را سعی می کنم به سادگی توضیح دهم. گویا معشوق به سعدی می گوید (برای تعریف و بزرگ داشتن سعدی) که هرکه نطری با من دارد صاحب نطر است و تو هم ای سعدی صاحب نطر هستی. سعدی در پاسخ اینگونه می گوید:
ای دوست، شوخی نکن و مگو که آنان که به تو نطر دارند صاحب نطرانند،
بلکه بیگانه و خویش از پس و پیشت نگرانند.
کسی نیست که پنهانی نطری با تو ندارد
و من هم همچون این بیچارگان و خلق سرگردان نطری با تو دارم. یعنی من هم همان می کنم که دیگران می کنند. من را هم همان جاذبه می کشد که دیگر خلق را می کشد. در پرده می گوید که این نطری که من با تو دارم از صاحب نطری من نیست.
و در بیت آخر سعدی در تمام کردن پاسخ به معشوق که با این سخن او را بزرگ داشته شکسته نفسی می کند و می گوید:
اهل نطر در واقع آنهایی هستند که چشمی به ارادت با روی تو دارند و دیگران بی بصران هستند.
و گویا در پرده می گوید که خود از آن دسته ی بی بصران است.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

شاعر گمنام در ‫۱ ماه قبل، جمعه ۲۶ شهریور ۱۴۰۰، ساعت ۱۰:۵۶ نوشته:

به نظرم بیت

"اینان که به دیدار تو در رقص می‌آیند   چون می‌روی اندر طلبت جامه درانند"

در گذر زمان تغییر کرده ...

و شاید نحوه صحیح خواندنش این باشد:

اینان که به دیدار تو در رقصِ مِی‌ آیند    چون مِی‌ (یا می) روی اندر طلبت جامه درانند...

 

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.