گنجور

حاشیه‌ها

آشوب در ‫۴ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۱۷ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۱۶:۴۸ دربارهٔ طبیب اصفهانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱:

وزن این شهر مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن بحر رجز مثمن سالم

Mehrdad Dehkori در ‫۴ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۱۷ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۱۵:۴۳ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۹:

این ببین باری که هر کش عقل هست  /روز و شب در جستجوی نیست هست ...

--------------

ما عدم هاییم هستی ها نما/ تو وجود مطلقی فانی نما ...

هر چه در معرض زوال و نابود شدنیست " نیست  "می باشد، در صورتیکه ما ظاهریون به غلط فکر میکنیم "هست "می باشند.

آنچه در واقع هست و وجود دارد و به چشم ما عوام دیده نمیشود آن در واقع هست می باشد.

انسانهای بزرگ در جستجوی نیست ها می باشند؛ در این بیت خیام داره به ما هشدار میده که آن چیزی که تو دنبالش هستی مثل باد در دست میماند و ما باید بریم دنبال آن نیست هایی که اصل مطلب آنها هستند.

عبدالمحمد حسین یار باقریان قومی در ‫۴ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۱۷ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۱۵:۲۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۷۴:

آیا حافظ با ساقی در حال تازیدن است؟ اگر بله، که ای وای بر ما

به نظر بنده نیز سازیم بهتر است

افسانه چراغی در ‫۴ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۱۷ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۱۴:۰۹ دربارهٔ ظهیر فاریابی » قطعات » شمارهٔ ۲۵:

البته من این شعر را سالها پیش در جایی خواندم که شاعر آن را "ابونصر فراهی سجستانی" صاحب کتاب "نصاب الصبیان" معرفی کرده بود.

محسن در ‫۴ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۱۷ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۱۲:۵۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۸۶:

استاد مهدی نوریان این غزل را خوب شرح کرده‌اند:

پیوند به وبگاه بیرونی

رضا از کرمان در ‫۴ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۱۷ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۰۹:۳۰ دربارهٔ سیف فرغانی » دیوان اشعار » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۲۳:

سلام آقای قمشه ای عزیز

    شاعر منظور شما را در بیت قبلی نیز با اشاره به غبار سم  اسب  وگرد خران عنوان کرده ولی در اینجا  به نظر بنده منظور این است  شعله چراغدان در مقابل باد نسبت به شمع محفوظ تر است در قبال خاموشی وزوال،  و شاعر میخواهد به مخاطب این رو القا کنه که اگر چه تصور بر اینه که شما شعله واتش را در چراغدان قرار دادید وتصور زوال وخاموش شدن آن را ندارید ،ولی باد حوادث آن را هم خاموش خواهد کرد.  ودر کل صفت بهتر وبدتر مد نظر نیست وفقط بنظرم اقتدار و دوام حکومت مغولان را به سخره گرفته است . و یاد اور این نکته است که هر حکومتی روزی محکوم به زواله  حال با هر ضریب امنیتی واقتداری که داره .

شاد وخرم باشید. 

ملیکا رضایی در ‫۴ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۱۷ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۰۸:۴۲ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۸:

همایون شجریان در مراسم چهلم یا بزرگداشت دقیق یاد ندارم برای استاد پرویز مشکاتیان این شعر را خواند...

:-)

ملیکا رضایی در ‫۴ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۱۷ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۰۸:۳۵ در پاسخ به مهدی قمشه ای دربارهٔ سیف فرغانی » دیوان اشعار » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۲۳:

اندک حکومتی در طول تاریخ بوده که ظلمی بر کردم روا نکرده باشد ...و هنوز هم اینگونه هست و باز خواهد بود و امید که آیندگان روزی بدون حکومت های ظالم را به چشم ببینند:-)

 

چراغدان یا مشکاة (البته در عربی ولی خب )قدیم ها از آن برای روشن کردن خانه و راه ها استفاده میکردند ...

و شاید منظور در اینجا چیز دیگر باشد که استعاره و قریب به یقین مجاز در این بیت یا بهتر بگویم مصراع این بیت به کار رفته است ؛که منظور از چراغدان عمر باشد و حتما هم نباید عمر آن پادشاه و ... باشد بلکه می‌تواند عمر حکومت فرد باشد .

 

ملیکا رضایی در ‫۴ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۱۷ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۰۷:۵۸ در پاسخ به ف ب دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۸:

تکرار کلمه سحر و خصوصا همراه با نفس در این بیت باعث زیبایی حیرت انگیز این شعر گشته است !

و اما درود بر شما ف ب عزیز ؛

به یارم بگو که ای کسی که مثل یک نسیم سحرگاهان به من وزیدن میگری ، کار ( در بیت ما آورده ولیکن شاید منظور همان من باشد ) من عاشقت مثل سحرگاهان به یک دمیدن بند است ...

دمیدن یعنی سر بر آوردن از گیاه ، طلوع خورشید (که به نظرم اینجا به این مربوط است )، نفس کشیدن و ...هزاران معانی دیگر ...   ؛

مصراع دوم در واقع دیدار یا وصال ولی شاید همان دیدار منظور باشد بیشتر، دیدار یار را به طلوع خورشید تشبیه کرده است ؛ این معنی اولش است ولی اگر از این معانی دور گردیم ، شش آید برخی نفسی را در مصراع دوم مجاز از لحظه یا دمی بگیرند ، که در آن صورت یعنی کار من عاشقت مثل سحرگاه به لحظه ای بند است که باز هم میرسیم به دیدار یار یا وصال یار که همان طلوع خورشید است ...

درود دوباره بر شما و درود بر روان پاک و قلم خوش سعدی ...

السید امیررضا الموسوی فر در ‫۴ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۱۷ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۰۷:۱۳ در پاسخ به احمد سالک دربارهٔ عطار » تذکرة الأولیاء » بخش ۵۴ - ذکر ابومحمد مرتعش قدس الله روحه العزیز:

سلام علیکم

باید گفت لطفا درست تایپ کنید نه بنویسید ، نعم ، لا حول و لا قوه الا بالله.

رهگذر م.ع در ‫۴ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۱۷ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۰۵:۰۶ در پاسخ به ناشناس دربارهٔ باباطاهر » دوبیتی‌ها » دوبیتی شمارهٔ ۱۱۶:

این شعر به هیچ عنوان گواه یک عشق زمینی نیست بلکه قطعا اشاره به عشقی آسمانیست چون به مادر زاد بودن عشق اشاره دارد و هیچ عشق زمینی مادر زادی نبوده و اکتسابیست

ف ب در ‫۴ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۱۷ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۰۰:۳۰ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۸:

سلام وقت همه بخیر. میشه لطفا معنی مصراع دوم بیت ۳ رو بفرمایید؟

سئنا در ‫۴ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۱۷ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۰۰:۲۲ دربارهٔ منوچهری » دیوان اشعار » مسمطات » شمارهٔ ۱ - در وصف خزان و مدح سلطان مسعود غزنوی:

«حسنا» جان!

 گویا تمثیل زیبا و حیرت‌انگیز منوچهری را در مورد باروری زنان و باروری درخت انگور درک نکردید! اگر کمی دقت کنید شعر این بزرگوار ارتباطی با خشونت علیه زن ندارد: شاعر در تلاش است مراتب ساخت شراب انگور را به نگارش درآورد!! بدین صورت: دهقان صبح زود به باغ رز (انگور) سر می‌زند و درختان را پر بار و پر ثمر می‌بیند. اینجاست که درختان انگور چون دخترانی مورد سرزنش پدر (یا دهقان) قرار می‌گیرند.«که تمام مدت درِ باغ قفل بود. شما چگونه باردار شده‌اید؟!» همین توصیف خیال‌انگیز ادامه‌ی داستان را پیش می‌برد و مرحله‌ی برداشت مزروع و گرفتن شیره انگور و ... به‌ صورت تنبیه دختران توسط پدر و ریخته شدن خون آن‌ها و دوره‌ی زندانی کردن آنها هم که زمان لازم برای مهیا شدن شراب در خم است. که در نهایت پدر یا دهقان باز میگردد و میگوید:« حقا که بسی تازه تر و نوتر از آنید.»

اگر در مفهوم شعر درست بیندیشید نه تنها در شعر کشتار و خونریزی وجود ندارد؛ بلکه به ژرفای مهارت و استادی منوچهری در نگارش طبیعت پی می‌برید.

مهدی قمشه ای در ‫۴ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۱۷ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۰۰:۰۸ دربارهٔ سیف فرغانی » دیوان اشعار » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۲۳:

با سلام

سوالی برایم پیش آمد.سپاسگزارم اگر پاسخ دهید.

در بیت «بادی که در زمانه بسی شمع ها بکشت    هم بر چراغدان شما نیز بگذرد» 

اصولاً شاعر برای حکومت های قبلی باید صفت و ویژگی بهتر را می آورد و برای حکومت فعلی (مغولان) که از ستم آنها صحبت می کند صفت و ویژگی بد تر را  اما در اینجا شمع برای حکومت های قبلی و چراغدان برای حکومت فعلی آمده و این برای من سوال شد که چرا چراغدان برای حکومت فعلی به کار رفته؟

امید وکیل در ‫۴ سال و ۵ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۶ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۲۳:۰۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۵۱:

حلاج‌وش، یعنی شبیه و مانند به حلاج.

مثل پریوش=مانند پری

 

سید محسن در ‫۴ سال و ۵ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۶ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۲۱:۱۵ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۸۷:

رند و قلندری شدم زهد را فسانه یافتم---ضمنا نتوانستم از گزینه ویرایش استفاده کنم

سید محسن در ‫۴ سال و ۵ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۶ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۲۱:۰۵ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۸۴:

گرد کشتی بقا گرداب منکر یافتم----درست است

امین در ‫۴ سال و ۵ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۶ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۲۱:۰۴ دربارهٔ ایرج میرزا » قطعه‌ها » شمارهٔ ۱۱ - جاه و جلال علی (ع):

درود بر شما

و درود بر ایرج میرزا و این شعر زیبایش.

فقط احساس میکنم مصرع دوم بیت دوم یه "آمد" جا افتاده.

دستی ز غیب آمد و بر پشت او نشست

چون گویا از لحاظ وزنی مشکل داره با بقیه شعر

در پناه حق 

سید محسن در ‫۴ سال و ۵ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۶ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۲۱:۰۳ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۸۴:

موج این دریا چو از فوق الثریا بگذرد----درست تر بنظر میرسد

بهنام بهادری در ‫۴ سال و ۵ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۶ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۲۰:۱۷ در پاسخ به خیام شناس دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۲:

چه ربطی داره، لطفا همه چیز را به همه چیز ربط ندهید وقتی بهم ربطی ندارند و تصورات خودتون رو بهش نسبت ندید 

۱
۱۵۶۶
۱۵۶۷
۱۵۶۸
۱۵۶۹
۱۵۷۰
۵۷۲۹