گنجور

حاشیه‌ها

افسانه چراغی در ‫۴ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۱۹ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۱۳:۳۶ دربارهٔ اثیر اخسیکتی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۱۳ - تاسف از جوانی و یاد از گذشته:

ابیات ۹ و ۱۰ مضمون شعر رودکی است که می‌فرماید:

من موی خویش را نه از آن می‌کنم سیاه

تا باز نو جوان شوم و نو کنم گناه

چون جامه‌ها به وقت مصیبت، سیه کنند

من موی از مصیبت پیری، کنم سیاه

 

محمودرضا عارفیان در ‫۴ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۱۹ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۱۳:۳۴ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۱۵ - روان شدن خواجه به سوی ده:

بنام خدا .برای اولین بار که این شعر را از مولوی خواندم بسیار ناراحت شدم با خودم گفتم تحقیق کنم ببینم هدف مولوی از این شعر چیست مگر میشود دهی که مرکز تولید و موتور متحرک محصولات وتولیدات یک کشور است انسان را احمق کند به قران متوسل شدم وجوابم را از قران گرفتم ملاک شهرشدن قرآنی با ملاکات شهری فعلی تفاوت دارداز نظرقران ده یعنی جایی که رسول ندارد در مثال قرآنی شهرانطاکیه با حضور رسولان الهی وگرایش مردم شهر شد وبطور خلاصه تمامی نظارتهایی که بدون امامت وامت باشد می شود قریه وامت یعنی داشتن هدف مشترکی که تحت هدایت رهبران دینی است . قطعا برای درک یک شعر یا حدیث یا حتی فهم خود قرآن باید از مفسران قرآن ودانشمندان آن علم کمک گرفت تا به عمق مطلب دست یافت وگاهی ترجمه تحت لفظی یک شعرباعث کدورت وناراحتی ودرگیری های مختلفی میشود که عوارض نامطلوب فراوانی دارد برای همین است که امامان ما(ع)  وعلمای ربانی و ولایت فقیه  ادامه دهنده ی را ه همان پیامبر(ص) هستند تاما گمراه نشویم.

افسانه چراغی در ‫۴ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۱۹ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۱۳:۲۲ دربارهٔ اثیر اخسیکتی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۱۳ - تاسف از جوانی و یاد از گذشته:

جَفت به معنی خمیده

محسن جهان در ‫۴ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۱۹ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۱۳:۱۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۳۲:

تفسیر ابیات ۸ و ۹ بدین شرح است:

همگی باشندگان در این دیار فانی حیران، گمگشته و بدنبال واژه مقدس عشق در تکاپو هستند، در حالیکه این دلدادگی که در ذات همه موجودات به ودیعه گذاشته شده خود در پی معشوق ابدی است.
این عالم به مثابه مهمانخانه ای است که برای ما انسانها فراهم شده ولی کمتر کسی به صاحب آن توجه دارد.

ملیکا رضایی در ‫۴ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۱۹ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۱۱:۲۲ در پاسخ به محسن کرباسچی دربارهٔ سعدی » بوستان » باب سوم در عشق و مستی و شور » بخش ۲ - تقریر عشق مجازی و قوت آن:

چون مربوط به عشق زمینی ست با توجه به همان بیت اول و حتی در دیگر ابیات هم به چشم میخورد این موضوع ، پس میتوان گفت که تو یک دم فکر نمیکنی که با این عاشق شدم رسوا شوی و نه توانی داری که در این عشق صبور باشی یعنی تو عاشق هستی و به اینکه مسخره عام و خاص شوی و رسوا عالم و آدم شوی نه تنها فکری نمیکنی(میتوان این فکر نکردن به این اندیشه را گسترش داد و به اینکه هراس نداشته باشی از رسوا شدن و ... منتهی داد ) بلکه توانی نداری و نمی‌توانی که صبر کنی و همچنین خودت هم نمی‌خواهی که صبر کنی ...اشتیاق به یار داری ...آرام و قرار نداری ...

درود ...

محسن کرباسچی در ‫۴ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۱۹ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۰۹:۲۸ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب سوم در عشق و مستی و شور » بخش ۲ - تقریر عشق مجازی و قوت آن:

«نه اندیشه از کس که رسوا شوی» یعنی چی؟

علی عمادی در ‫۴ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۱۸ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۱۹:۵۷ دربارهٔ انوری » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۱۶۸ - در مدح امیر علاء الدین اسحاق:

گرامی ماه‌رویان، سلام

آیا شما می‌دانید که معنی بیت  (آنکه از رای روشنش بگزارد/نور خورشید وام سایهٔ چاه) چیست و به چه علت فعل گزاردن، بدین نحو نگارش شده است؟ چرا گذاشتن استفاده نگردیده است؟ با تشکر از شما

مهرگان در ‫۴ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۱۸ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۱۹:۲۲ در پاسخ به سپیدار دربارهٔ خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » سفریات » غزلیات » شمارهٔ ۱۷:

وزن اعلام شده درسته. در واقع وزن اصلی با فعلاتن آغاز می‌شه ولی به دلیل اختیار شاعری «فاعلاتن به جای فعلاتن» بعضی ابیات با فاعلاتن آغاز شده.

فاطمه زندی در ‫۴ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۱۸ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۱۸:۰۳ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱۱:

درود

گویند پایدار اگرت سر دریغ نیست

گویند پایِ دار اگرت سر دریغ نیست ..اگر در عاشقی یار از نثار سرِ خود دِریغ نداری ،بنابراین در این راه پایدار باش .می گویم به یار بگویید که سرم  را بپذیرد .تا ان را به پایش نثار کنم..

شیدا در ‫۴ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۱۸ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۱۵:۵۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۶:

با سپاس از همه عزیزان 

رسول در ‫۴ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۱۸ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۱۵:۵۵ دربارهٔ نظامی » خمسه » مخزن الاسرار » بخش ۳۲ - مقالت هفتم در فضیلت آدمی بر حیوانات:

بی نهایت ممنونم از حاشیه آقای صفاریان و نقل قولشون از دکتر الهی قمشه‌ای

همیرضا در ‫۴ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۱۸ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۱۵:۲۲ دربارهٔ حافظ » مقدّمهٔ جمع آورندهٔ دیوان حافظ:

به سال باء و صاد و ذال ابجد ز ...

معادل ابجد مصرع اول (بصذ) برابر ۷۹۲ هجری قمری ماده تاریخ سال وفات حافظ است.

همیرضا در ‫۴ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۱۸ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۱۵:۱۰ دربارهٔ حافظ » مقدّمهٔ جمع آورندهٔ دیوان حافظ:

متن مقدمه از ویکی‌نبشته نقل شده است. عزیزانی که متن را به ویکی‌نبشته اضافه کرده‌اند با دقت تمام حاشیه‌های علامه قزوینی را در هم در آن گنجانده‌اند که احتمالاً مهمترینشان حاشیه‌ایست دربارهٔ اختلاف نسخه‌ها بعد از عبارت «مسوّد این ورق عفا اللّه عنه ما سبق» و راجع به ذکر یا عدم ذکر نام جامع دیوان حافظ در آنها و به این شرح است:

«در اینجا در نسخ قدیمه و جدیده اختلاف قراءت بسیار مهمّی موجود است از اینقرار: در هفت نسخه از یازده نسخهٔ خطّی دیوان که دارای این مقدّمه میباشند و آن هفت نسخه همه نسبةً اقدم و اصحّ از آن چهار نسخهٔ دیگراند یعنی حن، و هندی، و نسخهٔ آقای دبیرخاقان، و نسخهٔ آقای رشید یاسمی، و نسخه دوّم آقای تقوی، و نسخهٔ آقای حاج حسین آقا ملک، و نسخهٔ باء از دو نسخهٔ کتابخانهٔ ملّی طهران بعد ازین جملهٔ دعائیّه «عفا اللّه عنه ما سبق» مطلقاً و اصلاً اسمی از مؤلّف این مقدّمه که در عین حال جامع دیوان خواجه نیز هموست بهیچوجه من الوجوه برده نشده است و همهٔ این هفت نسخه بعینه بهمین نحواند که در متن ما چاپ کرده‌ایم یعنی «مسوّد این ورق عفا اللّه عنه ما سبق در درس‌گاه دین پناه الخ» بدون علاوهٔ هیچ اسمی خواه محمّد گلندام یا غیر آن، در صورتیکه در آن چهار نسخهٔ دیگر یعنی نسخهٔ الف و سپه و نوّاب و نسخهٔ اوّل آقای تقوی و در عموم نسخ چاپی بعد از کلمهٔ «ماسبق» علاوه دارند: «اقلّ انام محمّد گلندام (یا: گل اندام)، و این فقره یعنی اینکه در هفت نسخه از یازده نسخه از این مقدّمه ابداً اسمی از جامع دیوان حافظ که بنا بر مشهور درین اواخر محمّد گلندام نامی بوده برده نشده بدون هیچ شک و شبهه تولید شک عظیمی در صحّت و اصالت نام محمّد گلندام می‌نماید و این احتمال را بی‌اختیار در ذهن تقویت می‌نماید که شاید این نام محمّد گلندام الحاقی باشد از یکی از متأخرّین گمنام که چون دیده این مقدّمه بدون اسم مؤلّف است خواسته ازین فرصت استفاده نموده آنرا بنام خود قلمداد کند، و قرینهٔ دیگری که تا درجهٔ مؤیّد این احتمال است آنست که دولتشاه سمرقندی که تذکرهٔ معروف خود را در حدود ۸۹۲ یعنی درست صد سال بعد از وفات حافظ تألیف نموده در شرح احوال خواجه گوید: «و بعد از وفات خواجه حافظ معتقدان و مصاحبان او اشعار او را مدوّن ساخته‌اند» که چنانکه ملاحظه میشود ابداً اسمی از جامع دیوان او نمیبرد و مثل این میماند که نام جامع دیوان او از همان عصرهای بسیار نزدیک بعصر خواجه معلوم نبوده است و الّا ظاهراً دلیلی نداشته که دولتشاه نام او را نبرد، و همچنین سودی در شرح ترکی خود بر دیوان خواجه که در سنهٔ هزار و سه ۱۰۰۳ تالیف شده گوید: «و بعد الوفات بعض احباب سوابق حقوق صحبت و لوازم عهد مودّت و محبّت سبیله متفرّق غزلیّاتی ترتیب و تبویب ایلمش»، و عبارت فوق یعنی سوابق حقوق صحبت الخ چنانکه بعدها ملاحظه خواهد شد تقریباً عین عبارت اواخر همین مقدّمهٔ حاضره است پس واضح است که سودی در حدود سنهٔ هزار و سه ۱۰۰۳ عین همین مقدّمه را در دست داشته و معذلک می‌بینیم نام جامع دیوان دیوان را که مؤلّف مقدّمه نیز هموست نبرده و فقط بتعبیر «بعض احباب» اکتفا کرده است پس معلوم میشود که در نسخهٔ او نیز ظاهراً نام محمّد گلندام وجود نداشته است».

فاطمه زندی در ‫۴ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۱۸ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۱۴:۵۳ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۰۹:

درود 

حضرت سعدی ،حکیم سخن است..اما در روزگاری که ایشان زندگی می کرده..زن چنین جایگاهی داشته..و به نظرم نمیشود بر او خُرده گرفت...گنجینه ای که به جامعه بشری عرضه داشته را باید دید...

 

ملیکا رضایی در ‫۴ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۱۸ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۱۴:۱۹ در پاسخ به ف ب دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۸:

درود بر شما ...♥️

ملیکا رضایی در ‫۴ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۱۸ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۱۴:۰۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۵۶۷:

گویی در راه عشق خداوند بین آن همه غوغا دل رهی محو که با هر گام واضح و شفاف میشود ، از خداوند عزیز و بالا مقام می‌گوید

ملیکا رضایی در ‫۴ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۱۸ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۱۴:۰۵ در پاسخ به شیدا دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۶:

سلام بانو 

بلی ؛ یقینا میتوان اینگونه خواند ؛ هر طوری میتوان خواند در اشعار و غزلیات بزرگان چرا که هر کس با دید خود شعر را میبیند و این از زیبایی های شعر هست که به مخاطب اجازه بینش های گوناگون دهد ؛ 

خود من هم چون شما خواندم ؛

در معنی هم خدشه ای وارد نخواهد گشت؛که میگوید اگر رنجی و راحتی در این گردون روزگار به تو وارد شد اینها از حکم و تقدیر الهی ست ولیکن گاه این رنج و راحتی به لطف یا ظلم دیگری ست یقینا ؛

همیشه هم نباید پای به پای تقدیر الهی و خداوند نشست و ماند و باید حرکتی کرد ...

اما اینجا در این شعر مضمون این نیست با توجه به بیت اول و بیت آخر ؛

درود بر شما ...

رضا از کرمان در ‫۴ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۱۸ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۱۳:۰۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۶:

سلام شیدا خانم 

حاشیه مندرج در بالا نوشته دوست عزیز آقا رضا  پاسخگوی سوال شماست ولی یقینا کلیه امور عالم هستی  در ید خداوند است  

که یکی هست وهیچ نیست جز او

وحده لا الله الا هو

رضا از کرمان در ‫۴ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۱۸ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۱۲:۳۳ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱ - سرآغاز:

خانم صمصامی سلام وخیر مقدم

 

اگه منظور شما مثنوی مولاناست  میتونین  از تفسیر جامع ۷جلدی آقای  کریم زمانی استفاده کنین  البته  کتابهای دیگه هم موجوده ولی در نوشته ایشان بدلیل جامع بودن از نظرات سایر مفسرین نیز مطلع وآگاه میشود ضمنا معنی ومنبع آیات احادیث  نیز در دسترس شماست  وشرح غزلیات به قلم ایشان نیز در بازار موجوده  مضافا"کانال تلویزیونی گنج حضور با اجرای آقای پرویز شهبازی قطعا در درک معنی ومفاهیم عرفانی ابیات بسیار مفیده ودر همین سایت محترم نیز دوستان بسیاری از اشعار وکلمات صقیل  رو معنی گذاشتن  خلاصه از قدیم گفتن ودرست هم گفتن 

جوینده یابنده    شاد وخرم باشید

شیدا در ‫۴ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۱۸ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۱۲:۱۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۶:

سلام عزیزان

در باب بیت چهارم میشه این طور هم خواند که نسبت مکن به غیر از خودت انگار که خدا این کار را کرده ؟

حالت نفی تقدیر و این موضوع ها 

مثل شعر مولانا که میگه من به تقدیرم و تقدیر هم از ذات من است 

یا خیام که میگه با چرخ مکن حواله کاندر ره عقل ... 

 

ممنون میشم از عزیزان اگر بفرمایند که این طرز خوانش غلطه یا نه 

 

۱
۱۵۶۴
۱۵۶۵
۱۵۶۶
۱۵۶۷
۱۵۶۸
۵۷۲۹