گنجور

رباعی شمارهٔ ۲۹

 
خیام نیشابوری
خیام » رباعیات
 

چون نیست ز هر چه هست جز باد بدست

چون هست به هر چه هست نقصان و شکست

انگار که هر چه هست در عالم نیست

پندار که هر چه نیست در عالم هست

 

🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 حذف شماره‌ها | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

باروت » از هیچ به هیچ » زمانگرد اسپاتیفای

🎜 معرفی آهنگهای دیگری که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

تصاویر مرتبط در گنجینهٔ گنجور

نسخهٔ چاپی و مصور رباعیات خیام - تصحیح فروغی، تصاویر محمد تجویدی، خط جواد شریفی - امیرکبیر - ۱۳۵۴ » تصویر 28

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۳۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

آمیس در ‫۱۲ سال و ۵ ماه قبل، یک شنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۳۸۸، ساعت ۰۹:۲۸ نوشته:

هیچ کس بی عیب نیست و هیچ کس هم بی غم نیست. پس یا باید مدام می بخوری و در عالم مستی و بی خبری همه دنیا رو با غم و غصه هاش از یاد ببری یا اینکه عاقل باشی و فکر کنی همون طوری که تو به حال خیلی ها که از تو بهتر و بالاترن غبطه و حسرت می خوری ، خیلی ها هم که حال و روزشون از تو بدتر و پایین تره به حال تو غبطه می خورن پس خدا رو شکر کن و غمگین و ناامید نباش.

 

داوود در ‫۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۶ آذر ۱۳۸۸، ساعت ۱۳:۰۶ نوشته:

باتوجه به کوتاهی عمر و ناپایداری هستی غم وقصه هیچ چیز را نخور و فقط شاد باش

 

م.ح در ‫۱۱ سال و ۲ ماه قبل، دو شنبه ۴ مرداد ۱۳۸۹، ساعت ۱۳:۵۸ نوشته:

در واقع اشاره به هستی اون کسی دارد که خیلی ها فکر می کنند وجود ندارد. چون با چشم سر نمی توانند او را ببینند

 

hooshang haghbin در ‫۱۰ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۵ فروردین ۱۳۹۰، ساعت ۱۳:۲۷ نوشته:

نیستی عدم وجود هستی است .
در اسطوره آمده است که
جهان از سه بخش تشکیل میشود:
(1) بخش نیمه بیکران روشن
(2) بخش نیمه بیکران تاریک
(3) حد فاصله بین این دو بخش بالابنام "تهیگی" یا خلا
در فیزیک مدرن از خلامیتواند یک جفت اضداد بوجود اید.
به نوسانات خلا مراجعه شود.

 

hooshang haghbin در ‫۱۰ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۵ فروردین ۱۳۹۰، ساعت ۱۳:۳۲ نوشته:

امروزه دانشمندان بر این نظرند که :
شکست تقارن عامل تنوع در هستی است.

 

عباس مشرف رضوی در ‫۱۰ سال و ۶ ماه قبل، چهار شنبه ۲۴ فروردین ۱۳۹۰، ساعت ۰۷:۰۰ نوشته:

چون نیست ز هر چه نیست جز باد بدست
چون هست به هر چه هست، نقصان و شکست
انگار که نیست هر چه در عالم هست
پندار که هست هر چه در عالم نیست
بطرز عجیبی صورت صحیح این رباعی در اینترنت وجود ندارد ( برخی آنرا به ابوسعید هم نسبت داده اند)
مصرع اول واضحست که درست نیست (چون "هست" موضوع مصرع بعدی است و تکرارش وجهی ندارد و تناسبی هم با "نیست" در بیت دوم ندارد)
وزن بیت دوم هم بنظر من درست نیست و درهرصورت من در یک نسخه چاپی اینطور دیده بودم.

 

هانی در ‫۹ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۱۸ آذر ۱۳۹۰، ساعت ۱۷:۱۰ نوشته:

در پاسخ به عباس مشرف:
مصراع اول پیشنهادی شما نمی/تواند درست باشد چون معنی ندارد که ما از نیستی ها بر دستانمان چیزی احساس کنیم مثلا ما پر پرواز نداریم و هرگز احساسی از آن هم نداشتیم اما مصراعی را که شما مردود میدانید از نظر معنی درست است چون ما از چیزهایی که هست با وجود اینکه وجود دارد بهره/ای نمی/بریم گویی از هرچیزی نسیمی بر ما می/وزد و از دست می/رود..

 

حاجیکلایی در ‫۹ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۹۱، ساعت ۱۴:۲۵ نوشته:

با سلام و درود.
بسیار زیبا و ستودنی است این ابیات.
"انگار که هر چه نیست در عالم هست پندار که هر چه نیست در عالم هست" .
واقعاً چی میخواد بگه؟
تشکر از دوستان و حاشیه های بسیار زیبای آنان.
حق نگهدارتان

 

محمدرضا در ‫۸ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۶ اردیبهشت ۱۳۹۲، ساعت ۱۳:۰۷ نوشته:

بنظراین معنی را تداعی میکند که ندیدن دلیل بر عدم وجود نیست

 

هوخشتره در ‫۸ سال و ۴ ماه قبل، یک شنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۲، ساعت ۱۴:۵۰ نوشته:

جون از هرچه در دنیا هست هیچی در دست نیست.و همه چیز ناقص است لذا تصور کن هر آنچه در عالم وجود دارد نیست و بالعکس

 

امین کیخا در ‫۸ سال و ۴ ماه قبل، دو شنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۲، ساعت ۰۱:۵۸ نوشته:

هستی دنیا پندارین است و پندار تا هستی راهی ندارد

 

علی پاک نیت در ‫۷ سال و ۵ ماه قبل، چهار شنبه ۲۷ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۰۸:۵۴ نوشته:

من هم فکر می کنم چه به لحاظ معنایی و چه از نظر فلسفی رباعی باید اینگونه باشد:
«چون نیست ز هر چه نیست جز باد به دست
چون هست به هر چه هست، نقصان و شکست
انگار که هرچه هست در عالم نیست
پندار که هرچه نیست در عالم هست»
در حقیقت خیام این طور استدلال می کنه که چون ما از نبودن چیزهایی که نیستند اطلاعات خردی داریم (ندیدن دلیل بر نبودن نیست که حتی مثل به باد نیز خود دلیلی بر این مدعاست) و از آن چیزهایی که هستند اطلاعات ناکاملی داریم (علم ما نسبت به کل جهان بسیار محدود است) پس گویی آنچه که در عالم نیست می تواند باشد و همچنین آنچه که هست (ما فکر می کنیم وجود دارد) ممکن است نباشد.
اتفاقا این گفته با این سوال فلسفی همخوانی دارد که مثلا ما چگونه وجود را اثبات می کنیم و می بینیم که نمی توانیم به طور کامل آن را اثبات کنیم و به طور مثال دکارت نهایتا پس از سالها تفکر چنین استدلال می کند که « فکر می‌کنم، پس هستم» و می بینیم که این استدلال به گفته خیام دارای نقصان و شکست است (به عنوان اثبات منطقی پذیرفته نیست) پس در واقع هنوز این امکان وجود دارد که «ما که هستیم، نباشیم!»
از طرف دیگر همانطور که ما نمی توانیم استدلالی منطقی برای بودن چیزی (حتی خودمان) پیدا کنیم پس آنچه هم که می پنداریم وجود ندارد به لحاظ منطقی امکان وجود دارد چون باز هم نمی توانیم به شکل منطقی عدم وجودش را رد کنیم

 

محمود زارعی در ‫۷ سال و ۲ ماه قبل، دو شنبه ۱۶ تیر ۱۳۹۳، ساعت ۰۶:۲۷ نوشته:

سلام
به نظر من مصرع اول اینطور باید باشه
چون نیست ز هر چه هست جز باد به دست
با این معنا که ما به غیر از باد(چیزی ناچیز) از هر چیزی که هست بهره ای نداریم (از اخر به اول مصراع معنا شده)
مصراع دوم
چون هست بهر چه هست نقصان و شکست
نقص و عیبی در هر چیزی که هست وجود داره(باز از اخر به اول)
بهره و نقص زو مصرع بالا می تونه سود و لذت بردن یا آگاهی باشه
و بیت اخر هم که همانطور که سایت ذکر کردن هست به نظرم و توی اون خیام تکلیفش رو با دنیا(عالم بود و نبود)روشن می کنه و می گه بی ارزشی دنیا با تمام لذایذ و معایبش رو بانگ می زنه

 

علیرضا زرفام در ‫۶ سال و ۱۰ ماه قبل، سه شنبه ۱۳ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۱۸:۱۱ نوشته:

من فکر میکنم منظور حکیم در بیت اول این باشه: مثل نداشتن میمونه وقتی داری و ازش استفاده نمیکنی( در دست نمیگیری و جز باد کف دستت چیز دیگه ای نیست) و وقتی داری و استفاده میکنی هر لحظه امکان ازبین رفتن و نابودیش هست بنابر این ...

 

بهرام مشهور در ‫۶ سال و ۵ ماه قبل، دو شنبه ۱۰ فروردین ۱۳۹۴، ساعت ۰۰:۳۶ نوشته:

این یکی از سنگین ترین مباحث فلسفی جهان است که برای درک آن به ده ها نیچه نیاز داریم ! و پس از آنهم چیزی عایدمان نمی شود !

 

علیرضا زاد در ‫۵ سال و ۵ ماه قبل، یک شنبه ۸ فروردین ۱۳۹۵، ساعت ۱۵:۳۹ نوشته:

همه در نهایت بر مرگ خویش واقفیم. ولی چرا دل میبندیم ؟ چرا اینقدر به واقعیات این دنیا حساسیم و با پیگیری، راهی را می پیماییم که میدانیم در نهایت به قنا خواهد رسید.
این مساله در وجود همه ما هست، همه واقفیم.
منتها اکثرا از تفکر درباره آن اجتناب میکنیم. چرا؟ اکثرا به دلیل ترس از تفکر که نهایتا میدانیم به واقعیت مایوس کننده ای میرسیم. (چرا این دنیا هست، ما چرا هستیم، چرا دل به چیزی میبندیم که فانی است، اصلا این بازی مسخره دنیا و درد کشیدن مکرر برای چیست؟ کسی میداند که بعد از مرگ "واقعا" چه میشود؟ اصلا چرا آمدیم که بمیریم؟ چرا ....
چرا....
چرا...
"چون نیست ز هر چه هست جز باد بدست
چون هست بهرچه هست نقصان و شکست"
خیام بر خلاف ما از این تفکرات مایوس کننده چشم پوشی نکرد و به شکلی زیبا، عاشقانه و عارفانه با این موضوعات برخورد کرده
پس اینقدر واقعگرایی در مواجهه ما با این دنیا ضرورتی دارد؟ وقتی که در نهایت و به چشم بر هم زدنی قرار است که نباشیم و از ما جز گل برای کوزه گری در آینده چیزی نخواهد ماند.
"انگار که هرچه هست در عالم نیست
پندار که هرچه نیست در عالم هست"

 

پیمان در ‫۵ سال و ۵ ماه قبل، پنج شنبه ۲۶ فروردین ۱۳۹۵، ساعت ۱۸:۱۴ نوشته:

به نظر من منظور شاعر اینه که وقتی که از هرچیزی که ما وجودشون رو حس می کنیم، چیزی جز یه تجربه ی مختصر و زودگذری نیست و وقتی که تمام این چیزها کامل نیستن و فانی هستن، انگار که هرچیزی که در دنیا هست، نیست و با این جمله اون ها رو کم ارزش میکنه. مصرع آخر هم عکس همین مفهوم رو میگه و به چیز های دیگه ای اشاره میکنه که با ارزش تر و اصیل تر هستن ولی حداقل به اندازه چیزهای اول قابل درک و احساس نیستن.

 

مهدی تفرجی در ‫۴ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۳۰ مهر ۱۳۹۵، ساعت ۱۲:۱۷ نوشته:

به نظر من در بیت اول به جای" باد" بایست "یاد" بوده باشد و معنای مصراع یاد آوری این نکته هست که همه چیز در عالم یک وجود به صورت مجازی و تنها در ذهن داره و فیزیک ظاهری همه اشیا و موجودات نقصان پذیر هستند و تنها جلوه ذهنی (اطلاعات) اونها باقی میمونه. در تئوری اطلاعات (Information Theory) موجودیت اطلاعات مانند سایر کمیت های فیزیکی قابل اندازه گیری، رد گیری و پردازش هست. باقی بودن روح میتونه به نوعی تعبیر به باقی بودن اطلاعات باشه.

 

سروش در ‫۴ سال و ۱۰ ماه قبل، یک شنبه ۱۶ آبان ۱۳۹۵، ساعت ۰۱:۲۸ نوشته:

منظور شعر از دیدگاه سروش اخلاقی:
چون هر چیزی که نداری (جز امور غیرقابل حصول مثل باد) را میشود بدست آورد
و چون در هر چیزی که در اختیار داری احتمال از دست رفتن وجود دارد پس
داشته هایت را جوری قدر بدان که انگار مانندش در دنیا نیست
و طوری به نداشته هایت فکر کن که انگار مانند آن در دنیا (به وفور) وجود دارد.

 

محمد در ‫۳ سال و ۱۱ ماه قبل، سه شنبه ۱۱ مهر ۱۳۹۶، ساعت ۲۱:۴۰ نوشته:

درود بر همه ی پارسی دوستان.
این رباعی به نظر من خیلی رمز آلوده چندروزی هست دارم بهش فکر میکنم و هربار به یک معنی تازه برمیخورم. فکر میکنم مصرع اول بیت اول با مصرع دوم بیت دوم جفت میشه و مصرع دوم بیت اول با مصرع اول بیت دوم.
1- در مصرع اول بیت اول داریم: چون نیست ز هر چه هست جز باد بدست
در این مصرع "هست" همان خیالاتی هست که دین در مورد آن دنیا تبلیغ میکند. خیام به نوعی هنرمندانه میگه این خیالاتی که "هست"، تهی هست. "باد بدست" معنی تهیدستی میده و اینجا به نظرم باید پوچ بودن معنی بده. با این توضیح میشه این مصرع رو اینطور نوشت: "نیست" این خیالاتی که "هست" جز "پوچ"
2- حالا بریم سر مصرع چهارمی که با مصرع اول معنیش کامل میشه
پندار که هرچه نیست در عالم هست: اینطور فکر کن که تمام اون خیالات خوش از جهانی دیگر که پوچ هست، تو همین دنیای خودمون هست.
3- مصرع دوم:
چون هست بهرچه هست نقصان و شکست
منظور از این "هست"، جهان مادی هست. یعنی همه چی آخر نیست و نابود میشه.
4- و در آخر مصرع سوم که با مصرع دوم معنیش کامل میشه:
انگار که هرچه هست در عالم نیست
این طور فکر کن که هرچیزی که در این دنیاست و سرانجامش شکست و نابودیه، در این دنیا نیست. (نتیجه گیری: پس از زندگی و حال لذت ببر)
امیدوارم توانسته باشم منظورم را برسونم. دوستان لطفا نظر بدید

 

نیک مهر در ‫۲ ماه قبل، دو شنبه ۲۱ تیر ۱۴۰۰، ساعت ۱۲:۲۵ پاسخ داده:

درود به شما محمد عزیز.
تعبیرتون بسیار هوشمندانه بود و با خواندن آن، رباعی برایم شفاف تر شد. سپاس از شما.

 

bardia darab در ‫۳ سال و ۶ ماه قبل، یک شنبه ۲۹ بهمن ۱۳۹۶، ساعت ۱۷:۵۰ نوشته:

بصورت اجمالی نظریات بالا را خواندم ، در حقیقت معنی صحیحی از آنها استنباط نکردم ، خیام آنجه را که در این دنیا وجود دارد را کامل و بی نقص نمی داند ، و لذا این رباعی را بهمین دلیلی سروده است ، او در بیت اول می گوید که هرچه بدست می آوری در دست ات نخواهد ماند و مانند باد از کنارت خواهد گذشت و نیز آنچه که بدست می آوری کامل و بی نقص نیست و این نکته را بدان و آگاه باش . در بیت دوم می گوید چون آنچه که باید در این دنیا باشد ( هست ) در این دنیا وجود ندارد ( نیست ) ، در خیال ات تصور کن که وجود دارد ، یعنی رویایی به این دنیا به نگر نه واقعی زیرا در غیر اینصورت روان ات بدلیل کمبود های دنیوی آزرده خاطر خواهد شد .

 

مجید در ‫۱ سال و ۸ ماه قبل، یک شنبه ۲۴ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۱۶:۲۰ نوشته:

این شعر بر نظریه ماتریکسی بودن دنیا تاکید میکند و هیچ توضیحی نیاز ندارد، برای درک بیشتر مطلب در مورد واژه های کوانتوم ، کوارک، استرینگ تحقیق کنید.

 

احمد نیکو در ‫۱ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۹ فروردین ۱۳۹۹، ساعت ۲۱:۳۴ نوشته:

چون نیست ز هر چه هست جز باد بدست
چون هست به هرچه هست نقصان و شکست
انگار که نیست هرچه در عالم هست
پندار که هست هرچه در عالم نیست

 

شاهین در ‫۱ سال و ۴ ماه قبل، سه شنبه ۱۲ فروردین ۱۳۹۹، ساعت ۰۲:۰۴ نوشته:

پیشنهاد می کنم برای اینکه دیدگاه شاعر رو بهتر درک کنیم؛ فرض کنیم شاعر بعنوان ذره ای آگاه در جسم یک انسان زندگی میکنه و از تاثیر عالم خارج از آن جسم بر سرنوشت خود به این نتیجه رسیده که سبک زندگی خاصی برگزیند.از یاد نبریم شاعر دانشمند ؛ریاضی دان و فیلسوف نامداری هست که ضمن اینکه سبک زندگی خاصی رو توصیه میکنه از کاووش و کسب آگاهی دست برنداشته ...بهرحال قضاوت او کار راحتی نیست .خوندن اشعار خیام به من احساس خوبی میده بشما چطور؟

 

احمد نیکو در ‫۱ سال و ۳ ماه قبل، یک شنبه ۴ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۱:۲۷ نوشته:

در رباعیات (ابوسعیدابوالخیر و شیخ نجم الدین کبری)این رباعی نوشته شده است

 

ارش اسمانی در ‫۱ سال و ۲ ماه قبل، دو شنبه ۲ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۱۴:۳۲ نوشته:

چون نیست ز هر چه هست جز باد بدست
چون هست بهرچه هست نقصان و شکست
در مصرع اول شاعر گفته از هر چیزی که هست به علت ضعف شناختی
تنها مقدار ناچیزی در اختیار ماست که ان را به باد تشبیه کرده
و در مصراع دوم اینطور به نظر میرسد که گفته در غیر اینصورت چرا تا این حد نقص و ایراد در کار کار هستی وجود دارد
به بیان ساده تر شاعر نمیداند که این نقصانی که در کار اشیاء مشاهده میشود از ضعف شناختی ماست یا از خود ابجکت......
من الان هر چه فکر میکنم به نظر بَهر صحیح تر از به هر باید باشد....
و ضمنا من ادبیات نخوندم و لذا اگر از دوستانی که ادبیات خواندن نظر خواهی میشد شاید بهتر میبود.....
در گنجور دو خوانش وجود دارد که در هردو به هرچه تلفظ شده
فقط جای این سوال همچنان باقیست که اگر به هرچه صحیح تر است چرا به و هر سرهم نوشته شده
کسی نظری درین مورد دارد؟

 

حمید خوانین زاده در ‫۱ سال و ۱ ماه قبل، پنج شنبه ۱۲ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۱۱:۲۱ نوشته:

درود
کاملا با نظر 9ناب عباس مشرف رضوی موافقم زیرا :
حکیم بزرگوار در این رباعی درباره هرآنچه نیست و هرآنچه هست میگوید پس به نظر میرسد چنین صحیح باشد که گفته باشد:
چون نیست به هرچه نیست جز باد بدست
چون هست به هرچه هست نقصان و شکست
پس اینگونه که سایت محترم درج کرده است بنظر اشتباه باشد:
چون نیست به هرچه هست جز باد به دست !
شاعر در مصرع اول درباره نیستی میگوید ودر مصرع دوم درباره هستی و جدای از صناعات ادبی که نیستی را با نیستی و هستی را یا هستی همراه کرده است از لحاظ مفهومی نیز اینگونه صحیح است که گفته باشد :
چون نیست به هرچه نیست جز باد به دست
چون هست به هرچه هست نقصان و شکست
معنی شعر کاملا گویا و واضح است
ولی در سرودن
چون نیست به هرچه هست جز باد بدست !
بی معنی و نامفهوم است.

 

حسن ق در ‫۱۰ ماه قبل، شنبه ۲۴ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۰۹:۵۳ نوشته:

 

عارف خنجرے در ‫۱۰ ماه قبل، یک شنبه ۲ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۱۶:۱۹ نوشته:

درود بہ همہ عزیزان
چون بہ هر چہ هست جز باد بدستے نیست= چون بہ هر چہ هست نقصان و شکست هست (برهانے براے بیت دوم)
هر چہ هست (متناسب مصراع اول و دوم) انگار در عالم نیست
تو گویے هسٹے عالم مجموعہ همہ نیست هاست.
بطور کلے گلایہ و بیان تناقض هستے و نیستے است

 

ساسان در ‫۷ ماه قبل، پنج شنبه ۹ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۱۷:۵۶ نوشته:

این رباعی نجومی، فلسفی، عرفانیست
میگه همه چیز های این عالم دارای عمری هستن و از بین رفتنی و در قالبِ اصلِ تولد و مرگ قرار دارند مثل خورشید و سیارات و ستارگان و کهکشانها
انگار یعنی بنگر که همه چیز های کائنات (هر چه هست) زمانی نیست میشوند
پندار یعنی با دیده بصیرت نگاه کن که وقتی چیز ها از بین میروند فقط ((هیچ چیز)) (خلاء یا فضای خالیه در بر گیرنده این چیزها (حتی Big Bang ) روزی در آن بوده باقی میماند
پندار که هرچه نیست((هیچ چیز)) در عالم هست
در ضمن ((هیچ چیز)) جاودانیست و در قانونِ تولد و مرگ نمیگنجد
خیامِ بزرگ1000 سالِ پیش گفته که اخیراً دانشمندان به آن دست یافتند(روحش شاد)

 

اوتانا در ‫۴ ماه قبل، یک شنبه ۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۰، ساعت ۲۱:۴۸ نوشته:

در پاسخ به آقایان مشرف و خوانین زاده
نسخه ای قدیمی از رباعیات حکیم خیام نیشابوری دارم که سال چاپ ندارد ولی مقدمه و حواشی آن به قلم استاد محمد علی فروغی در فروردین ماه 1320 خورشیدی قلمی گردیده است و مستند به این کتاب نگارش درست رباعی شماره 29 همان است که در ابتدا و به قلم عزیزان گنجور آمده است
چون نیست ز هر چه هست جز باد بدست
چون هست بهر چه هست نقصان و شکست
انگار که هر چه هست در عالم نیست
پندار که هر چه نیست در عالم هست
پر واضح و روشن است که دیده ها شنیده ها مطالعات تجربیات و چه بسا خون دل خوردن ها دست به دست هم داده و ذهن خلاق حکیم نیشابور این رباعی ارزشمند را برای ما به یادگار گذاشته است معنی و مفهوم درست و کامل شعر نزد شاعر آن است شاید نزد پژوهشگران و خیام شناسان نیز هم....
ما خیام خوانان و خیام دوستان هم متناسب با حس و حال، شرایط و دانسته ها جرعه ای از آن دریای معنی را درست یا نادرست و امیدوارم به درست دریافته و با دیگران به اشتراک می گذاریم ....
لذا شایسته است انصاف را رعایت و بدون سند و مدرک از اظهار نظر و دستکاری در اصل شعر پرهیز نماییم.

 

حمیدرضا در ‫۴ ماه قبل، جمعه ۳۱ اردیبهشت ۱۴۰۰، ساعت ۱۶:۳۳ نوشته:

طبق نقل سرکار خانم طیّه در این نوشتهٔ تلگرامی این رباعی به شمس الدین محمد‌ کیشی منسوب است (از رسالۀ گشایش نامه به تصحیح نجف جوکار صفحهٔ ۸۷ نقل شده).

 

عفا در ‫۲ ماه قبل، دو شنبه ۲۱ تیر ۱۴۰۰، ساعت ۱۵:۵۰ نوشته:

درود بر همه

قبل از این که، این رباعی را معنی کنم. لازم است بطور خیلی مختصر به زمان عمر خیام نیشابوری، اشاره کنم. این شخصیت نادرِ روزگار، در سال ۴۲۷ شمسی به دنیا آمده و در سال ۵۱۰ شمسی فوت کرده است. دانشمندان کیهان شناس در زمان حال اعلام کرده اند. کائنات بقدری عظیم هست که فقط ۴/۵ در صد آن تا بحال شناسایی شده و هنوز ۹۵/۵ درصد آن شناسایی نشده است. حالا شما حدس بزنید، در زمان خیام، از این عظمت کیهان، بغیر از خیام، برای سایر افراد، چقدر شناخته شده بوده است؟!.

خیام؛ منجم، فیلسوف، ریاضی دان، شاعر، موسیقی دان و بطور کلی "همه چیزدان" بوده، ضمن اینکه شاگردانی داشته، بطور عام با مردم هم در تماس بوده و زندگی می کرده است. افراد مختلفی در همه زمانها، وجود داشته و دارد که با سواد تک بعدی، بدون اینکه از ادیان و عقاید دیگران و یا علوم مختلف زمان خود اطلاع داشته باشند، فقط به کتاب و عقاید خود می چسبند و می گویند: اِلّا و بِلّا وضعیت عالم و آدم و کل کائنات همین است و بس. خیام این رباعی را برای آرامش مردم و فیصله دادن به همچون بحث ها، گفته است.

معنی ساده مصرع به مصرع:

هر چه در دنیا هست، مصداق و دلایل معتبر از چگونگی بوجود آمدن آنها، در دست نیست. در همه چیزهایی که در دنیا وجود دارد؛ ممکن است؛ عیب، ایراد و نقصان وجود داشته باشد. [فرقی به حال دنیا ندارد که] فکر کنید؛ چیزهایی که در دنیا وجود ندارد، موجود هست، و یا چیزهایی که در دنیا وجود دارد، موجود نیست.

منظوراصلی : بود و نبود دارایی های کائنات به شما مربوط نمی شود. برای اینکه، عامل بوجود آورنده و گرداننده ی کائنات شما نیستید و کائنات فقط برای شما بوجود نیامده است که ایراد بگیرید؛ چرا این هست، آن نیست، این درسته و آن نادرست است ( بقول ترک ها: کائنات بودور که وار = کائنات همینه که هست).

تفسیر کوتاه: با هست و نیستِ، درست یا نادرست بودن کارهای کائنات، کاری نداشته باشید، شما خود نیز، جزو کائنات هستید. همچنانکه همه عوامل دنیا - مثل یک مجموعه چرخ دنده- در پی کار خود هستند. شما هم مثل سایر عوامل دنیا، در پی کار و زندگی خود باشید. به وظایف و رسالت خود عمل کنید. پاپیچ دیگران و دیگر عوامل کائنات نباشید.

توضیح: عبارتِ "ز هر چه هست" در اینجا؛ مایملک، شیئ، دارایی و هرآنچه در کائنات وجود دارد.

انگار = فرض کن، تصور کن، فکر کن.

پندار = بپندار، گمان ببر، خیال کن.

باد بدست= باد در دست، باد در مشت. کنایه از بی نتیجه بودن، نامعلوم بودن.

سخن چند گفتم بچندین نشست

ز گفتار باد است ما را بدست ."فردوسی"

معنی و تفسیر از: ع.فومن ا. ☘۱۴۰۰/۴/۲۰

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.