هاشم مرادمند در ۳ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۱۴ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۱۷:۱۱ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۱۴۰ - مادر دوراندیش:
نخجیرگاه ها و کمانها و تیرهاست صحیح است. لطفا کمانها اصلاح شود.
ریحانه reyhane۷۰۲۵@gmail.com در ۳ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۱۴ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۱۷:۰۳ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۶۶:
بیت چهارم رو میشه یکی معنی شو بگه
علی زندوکیلی در ۳ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۱۴ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۱۵:۵۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۷۳:
سلام
بیت ذیل را جایی خوانده بودم
هرچند بدیده ها صغیریم در باطن امر پیر ،پیریم
ولی در این غزل نبود.
صمد صفی لو در ۳ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۱۴ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۱۴:۲۵ در پاسخ به سارا دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۲:
گر ساقی سیم ساق من شراب ناب میدهد***کیست که همانند جام شراب، کل وجود خود را دهان نمیکند؟
منظورش اینه که کیه که با تمام وجودش خواهان شراب ناب ساقی نیست؟!
ماھسا مشتری در ۳ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۱۴ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۱۱:۵۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۵:
طاهره فلاحتی
این غزل را با نام ثلاثه غساله خوانده
در سکوت در ۳ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۱۴ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۱۰:۴۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۸:
این غزل را "در سکوت" بشنوید
اشکبوس اشک در ۳ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۱۴ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۰۸:۳۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۶۳:
سلام خدمت دوستان محترم به این تفسیر هم عنایت فرمایید:
دلا نزد کسی بنشین که او از دل خبر دارد
به زیر آن درختی رو که او گلهای تر دارد
دلا : ای خدا جو
دل: خداوند
ای خدا جو سالک کسی شو که خدا را میشناسد (روح خدا) و در زیر سایه آنکسی بنشین که هر روز سخن تازه خدا را برای تو می گوید !.. منظور مولوی به روح خداست؟.. چون روح خدا فرمود:
شما آنکه را میگویید: «خدای ماست» را نمی شناسید، اما من او را می شناسم زیرا که من از خدا صادر شده وآمدهام، من از پیش خود نیامدهام بلکه او مرا فرستاده است ، سخنهایی که من به شما میگویم ازخود نمی گویم، لکن خدا که در من ساکن است ، او این اعمال را میکند ، آنکه مرا شناخت و به من ایمان آورد، نه به من بلکه به آنکه مرا فرستاده است ، ایمان آورده است و کسیکه مرا دید فرستنده مرا دیده است
.
در این بازار مکاران مرو هر سو چو بیکاران
به دکان کسی بنشین که در دکان شکر دارد
.
بازار مکاران: شیطان بازار ، مکارانی که سخنان خود را بجای کلام خدا قالب میکنند
شکر: کلام خدا ، همانطور که در مزامیر باب ۱۱۹ آمده:
کلام تو به مذاق من چه شیرین است وبه دهانم از عسل شیرین تر
.
اگر نفهمی هدف از آفرینش تو چیست ، دنباله روی سخنان مکاران خواهی شد
بلکه سالک کسی شو که کلام خداست؟.. زیرا اگر کلام خدا را بشنویم و آنرا حفظ کنیم هرگز نخواهیم مُرد و زندگی جاودانی خواهیم داشت و هدف از آفرینش ما اینست که هرگز نمیریم ، همچنانکه روح خدا می فرماید :
هرکه کلام مرا بشنود و آنرا حفظ کند ، مرگ را تا به ابد نخواهد دید بلکه حیات جاودانی دارد و کلامی که میشنوید از من نیست بلکه از آنکسی است که مرافرستاد
.
ترازو گر نداری ،پس تو را زو رهزند هر کس
یکی قلبی بیاراید تو پنداری که زر دارد
ترازو : تعقل و تفکر
قلب : سکه تقلبی ، سخنان و وعده های دروغ
پس اگر بدون تعقل و تفکر هر سخنی را بعنوان کلام خدا بپذیری ، حتمأ گمراه خواهی شد
.
تو را بر در نشاند او به طراری که میآید
تو منشین منتظر بر در که آن خانه دو در دارد
مثلی بین جوونها رایجه که به افراد مکار وکلاهبردار و دروغگو میگن «دو دره باز»
ظاهرأ این مثل سابقه ای چند صد ساله داره؟.. چون مولانا میگه: مکاران با سخنان دروغ و وعده های پوشالی در باغ سبز رو نشونت میدن و منتظرت میگذارن ولی از در دیگه خونه میزنن بچاک پس هر سخنی که در مورد رسیدن به حیات جاودانی نباشد آن کلام خدا نیست
جهن یزداد در ۳ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۱۴ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۰۴:۲۸ دربارهٔ واعظ قزوینی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۶۲:
دیگر بگو چه تخم امل میتوان فشاند
اکنون که گاه سبزه ز خاکم دمیدن است
جهن یزداد در ۳ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۱۴ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۰۴:۲۵ دربارهٔ واعظ قزوینی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۵۲۳:
چه گوش پند شنو چشم داری از مردم
چو هست کار تو واعظ همیشه نشنیدن
جهن یزداد در ۳ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۱۴ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۰۳:۴۰ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی شیرویه » بخش ۶:
همه بردگان و پرستندگان
جهانجوی و بیداردل بندگان
جهن یزداد در ۳ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۱۴ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۰۳:۲۸ در پاسخ به محمد فخارزاده دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » داستان سیاوش » بخش ۵:
نخواهد گشودن همی با تو چهر
فردوسی بیشتر انچه را با کسره میخوانیم با زبر اورده و همین سپهر را هم بهر و شهر قافیه کرده - تواند بود
چنین است کردار گردان سپهر
گهی نوش بار اورد گاه زهر
جهن یزداد در ۳ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۱۴ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۰۲:۲۳ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » داستان سیاوش » بخش ۵:
گزین کرد از ان نامداران سوار
دلیران جنگی دو و ده هزار
هم از پهلوی ِ پارس کوچ و بلوچ
ز گیلان جنگی و دشت سروچ
به بالا و سال سیاوش بدند
خردمند و بیدار و خامش بدند
بفرمود و لشکر ببیرون شدند
ز پهلو سوی دشت و هامون شدند
سراندر سپهر اختر کاویان
چو ماه درخشنده اندر میان
جهن یزداد در ۳ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۱۴ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۰۲:۰۲ در پاسخ به محمد فخارزاده دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » داستان سیاوش » بخش ۵:
چنین است کردار گردان سپهر
نخواهد گشودن همی برتو مهر
دهر نمیگردد و شاهنامه ای هم نیست فردوسی بی هیچ دشمنی و تنگ چشمی از اغاز میخواسته به پارسی بسراید و بسیار بسیار اندک عربی اورده نه چون پاک گرایان زمان ما - ان زمان پارسی دری بسیار پاک تر از اینها بوده و او میخواسته در نامه شاهانه ایران پارسی سراید بی هیچ دشمنی و تنگ چشمی
دگر انکه سپهر خود جایگاه بهر است سپری شدن و بچم فلک نیز است و بیشتر در خور است تا دهر -
علیرضا . در ۳ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۱۴ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۰۱:۱۱ در پاسخ به رضا فتاحی دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۶۷:
درود فکر میکنم برای نهی کردن از سخن گفتن پیش شاه باشد(لاتکلم)
تهمینه فرد در ۳ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۱۳ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۲۲:۴۸ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۴۲۶:
امکانش هست معنی این شعر رو عزیزی بفرمایند؟
جهن یزداد در ۳ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۱۳ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۲۲:۳۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۱:
تا کنون خوانش را نمیشنیدم این یکی همه را شنیدم خواستم بسی سپاس و بسی درود بسی کنم به بزرگوار بانویی که نامشان سعیده تهرانی بود بسیار درست و روشن خواندند افرین و دست خوش و لب و دندان مریزاد
جهن یزداد در ۳ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۱۳ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۲۲:۲۸ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۱:
سعدی کسی نبود که دلدار خوارش کنه اینجا که دلدار بچه خوبی بوده او را به خوبی ستوده و چون خودش را کرده چراگاه در سروده سپسین دهنش را هموار کرده
جهن یزداد در ۳ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۱۳ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۲۲:۲۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۱:
خدایا مارا از دست این عارفان بی همه چیز اسوده بدار نه به مرده میبخشند نه به زنده -هرچی سخنوران رشته اند اینها پنبه میکنند - خوشت میاید من هم زیر همه سروده های سعدی بگویم
این میگوید افسوس برانان که چشم دیدن روی ترا ای پسر زیبا ندارند و زیبایی ترا ندیده اند و دنبال ناجنسان میروند و اگر زنبازان ببنند پسری را دانند که چرا ما جامه درانده ایم و ان ریش که بر رخ تو سبز شده مشک سیه است که بر گل دمیده است
اگر خوشتون میاید تا من هم بیایم بنویسم
جهن یزداد در ۳ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۱۳ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۲۲:۱۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۹۰:
این سروده بیگمان سعدیانه است و نمونه سخن اصفهانی نیست
تنها سروده سعدی اینگونه است
در راه غمت کنم هزینه
گر یک دل و صد هزار دارم
دشنام چه میدهی به سعدی
من با دو لب تو کار دارم
-
تا دستها کمر نکنی بر میان دوست
بوسی به کام دل ندهی در دهان دوست
احمد نیکو در ۳ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۱۴ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۱۸:۰۳ دربارهٔ خیام » ترانههای خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » گردش دوران [۵۶-۳۵] » رباعی ۴۷: