عباسعلی شریعتی در ۱۴ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۷ آبان ۱۳۹۰، ساعت ۰۴:۲۸ دربارهٔ رهی معیری » غزلها - جلد اول » خیالانگیز:
با سلام
آنگونه که من این شعر را در حافطه دارم در بیت دوم(مصرع دوم) باید بجای ((بر)) حرف اضافه ((در)) جایگزین شود یعنی:
که در دیدار طاقت سوز خود عاشق تر از مایی
بهیار در ۱۴ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۶ آبان ۱۳۹۰، ساعت ۲۲:۲۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۵۵:
رسته عزیز، کاش شما بتوانید خود را در حالت مولانای شاعر قرار دهید آنگاه ما با افتخار به جای مرحوم نیکولسون یک مولانای دیگر خواهیم داشت. به یاد داشته باشید که نوشته های دیگران را ترجمه از ذهن خود نکنید.
من آن غزل های مورد اشاره شما را بازخوانی خواهم کرد و اگر مجال افتد حاشیه خواهم نوشت. از این شاگرد گمنام بشنوید؛ مثنوی ودیوان شمس را با عشق بخوانید ( عشق به اشاره نیاز ندارد همه جا در این ابیات حضور مفرط ویگانه دارد). قیاس نکنید به یاد آن طوطی در دکان عطار باشید. وگرنه جواب شما را من که کسی نیستم مولانا ازپیش در بیت هجدهم مثنوی داده است.
پس سخن کوتاه؛ موفق و پایدار باشید
رسته در ۱۴ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۶ آبان ۱۳۹۰، ساعت ۱۶:۰۳ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۹۱:
در جواب سمیه
اولین چلنج من خواندن غزل است ، معنی ابیات بماند
من سعی کردم شعر را تقطیع بکنم تا بتوانم آن را بخوانم. امیدوارم کار درستی کرده باشم.
این غزل ریتم و آهنگ ساده و نظامی دارد. در نظر داشته باشیم که در اول کار بیدل افسر ارتش بوده است. ریتم این غزل مارش نظامی است.
4 بار مفاعلن فع
علامت ها:
ک = هجای کوتاه
ب = هجای بلند
ّ = تکیه روی هجا
/ = مکث کوتاه
/// = مکث بلند
اگر شعر را تقطیع بکنیم و تکیه ها و مکث ها مراعات کنیم به شکل زیر :
کّ ب کّ ب ب / کّ ب کّ ب ب /// کّ ب کّ ب ب / کّ ب کُ ب ب /
(حرف روی ش است که احبارا باید به شکل شُ خوانده شود)
آن گاه خواندن شعر به شکل زیر در می آید:
جهانْ جنونِ / بهارِ غفلتْ / ز نرگسِ سر/ مه ساشُ دارد
ز هر بنِ مو/ به خواب نازیم/ اُ مخمل ما/ قماشُ دارد
اگر دهم بو/ اِ شِکوه بیرون/ ز رنگ تقری/ رُ میچکد خون
مپرسُ ازیأ/ سِ حالِ مجنون/ دماغِگفتن/ خَراشُ دارد
چو شد قبولِ / اثر فراهم / زخاکِگل می/ کُند حَنا هم
فلک دو روزی/ غبار ما هم/ به زیرپایِ/ تو کاشُ دارد
گُشادِ بندِ / نقابِ امکان/ به سعی بینش / مگیرُ آسان
که رنگ هر گل/ درین گلستان/ تَحّیرِ دو/ رُ باشُ دارد
بهگِردِ صد دش / ت و در شتابی/ که قدرِ عجزِ / رسا بیابی
سراز نفسّو/ اُختن نتابی/ به خود رسیدن/ تلاشُ دارد
حذر ز تزویر / اُ زُهدِکیشان / مخور فریبِ/ صفای ایشان
وضویِ مکرو/ هِ خامِریشان/ هزارشان وُ/ تراشُ دارد
نشستهامز/ لباسُ بیرون / دگرچه لفظ و / کدامُ مضمون
به خامشی نی/ زُ سازِ مجنون/ هزارُ آهن/ گِ فاشُ دارد
سخن به نرمی/ ادا نمودن/ ز وضعِ شوخی/ حیا نمودن
عرقْ نیازِ/ خطا نمودن/ گلابِ بزمِ / معاشُ دارد
خطاستُ بیدل/ زتنگ دستی/ به فکرِ روزی/ المپرستی
چو کاسه هر کس/ به خوانِ هستی/ دهن گشوده اس/ تُ آشُ دارد
اگر موارد بالا درست از آب در آمد در مرحله ی بعدی سعی خواهم کرد تا اندازه ای که سوادم اجازه بدهد معنی اشعار را بیان بکنم.
فاطمه در ۱۴ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۶ آبان ۱۳۹۰، ساعت ۱۵:۰۷ دربارهٔ نظامی » خمسه » اسکندرنامه - بخش اول: شرفنامه » بخش ۲۰ - خراج خواستن دارا از اسکندر:
با سلام
بهتر است خلاصه ای از داستان در انتهای این شعر نوشته شود
احسان در ۱۴ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۶ آبان ۱۳۹۰، ساعت ۱۳:۰۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۴۷:
استاد علی اکبر دهخدا در مورد این بیت :
دل دیوانه از آن شد که نصیحت شنود ...
گفتند در اصل این بدین گونه بوده :
دل نه دیوانه از آن شد که نصیحت شنود ...
و من هم فکر میکنم بدین صورت معنای بیت نیز کامل تر میباشد.
کتایون در ۱۴ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۶ آبان ۱۳۹۰، ساعت ۱۱:۵۶ دربارهٔ نظامی » خمسه » لیلی و مجنون » بخش ۱۲ - عاشق شدن لیلی و مجنون به یکدیگر:
خوب بود به درد کارم خورد اما نتش بده بی زحمت درستش کنید.
رسته در ۱۴ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۶ آبان ۱۳۹۰، ساعت ۰۹:۳۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۵۵:
در یاسخ جناب بهیار
بسیار خوب است که جناب بهیار تجربیات سالکانه و عارفانه خود را در رابطه با این غزل، صادقانه، در میان گذاشته اند. میگویند که منظور از تخته تخته ها همان تخته های اعتقادی سالک است، نهنگ و دریا و هامون و غیره هم در دریای محیط و عالم وجود نیست بلکه همه اعتقادات خیالی سالک است ...
حال که در سیر و سلوک هستند، در خواست بنده این است که آن هیجده غزل دیگر را هم با همان دقت و شوق و ذوق امتحان بکنند و بعد تجربههای خود را بگویند که کدام غزل ها عشق گُردانی چون مولوی و شمس تبریزی را بیان میکنند و کدام یک ادعاهای بی سر و ته مدعیان و سالکانی است که مواد روان گردان را روا می داشتند (و کم هم نبودهاند، آنچنان که شمس تبریزی دادش در آمده بوده است) و آخر سر هم سالک حیران بیچاره را تسلیم بی چون و چرایی میکردند و آن گاه نه کشتی میماند و نه تخته پارهای. بعد چه ؟! ته نه دریای بی چون تاکسی بگیر برو خونه! رانندهٔ تاکسی آدرس بپرسد بگو : نیروانا در خیابان بودا، شماره صفرصفر صفر. حاصل مساوی نشیه افیون. نتیجه آن نشه ها به کجا راه برد؟ یک مشت احساسات پای منقل و بعد بیگانه پشت در خانه آماده بود در شانگهای (جنگ تریاک) و یا در بوشهر و خرمشهر یا در دهلی و بنگال. عزیز من عشق همت انگیز است نه وهم انگیز.
اگر این توهمات عشق است ( البته در این غزل هیچ اشارهء مستقیمی به عشق نشده است) که هنرمندان امروزی ایران ترویج می کنند،پس بی دلیل نیست که هر روز ایرانیان بدتر از دیروزشان است.
بر خلاف آن چه جناب بهیار گفتهاند بنده به این غزل نه با ابزار ادبیاتی و نه با جامعه شناسی ، نه دستور زبانی و نه اخلاقی نگاه کردهام بلکه خواندن شهرام ناظری مرا به این غزل حساس کرد من هم کنجکاو شدم و سعی کردم خودم را در موقعیت شاعر قرار دهم و احساس او را درک بکنم و احساس او را برای خودم بازسازی بکنم. در گذشته هم سعی کرده بودم که کل دیوان شمس و مثنوی را مرور بکنم تا حال و هوای کلی آن را به دست آورم . غزل هایی در دیوان شمس هست که محتوای آن با سنخ اشعار مولوی هم خوانی ندارد. من جمله این غزل.
مثنوی معنوی به همت یک خارجی (شاد روان نیکلسون ) طبع انتقادی شد که باید همه سپاسگزار او باشیم. دیوان شمس به همت شاد روان استاد فروزانفر تصحیح و طبع شد که باید سپاسگزار آن ادیب بزرگ هم باشیم. ولی باید اذعان بکنیم که چاپ فروزانفر یک طبع انتقادی نیست و نواقص جدی دارد.
آیا ایرانیان وارثان بر حق مولوی هستند؟
اگر آری پس چرا هنوز همتی به اندازهٔ نیکلسون در این راه نگذاشته اند؟
نسترن در ۱۴ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۵ آبان ۱۳۹۰، ساعت ۲۱:۵۶ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۰:
پر زر مصری
فاصله رعایت نشده
پویا در ۱۴ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۵ آبان ۱۳۹۰، ساعت ۱۸:۰۹ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » سهراب » بخش ۶:
در بیت 35 کلمه «دلارو» باید با «دلاور» جایگزین شود.
آراس در ۱۴ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۵ آبان ۱۳۹۰، ساعت ۱۴:۰۱ دربارهٔ سیف فرغانی » دیوان اشعار » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۲۳:
فکر می کنم آقای طاهری نظرشون کاملا دقیق و درسته. دقت کنید که کلمه " خوهم " به صورت " خهم" ( با ضم خ ) اگر تلفظ بشه وزن شعر کاملا درست در میاد و طرز ادای این کلمه هم بسیار شبیه لهجه همزبانان افغان و تاجیک ما میشه.
نازیلا در ۱۴ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۴ آبان ۱۳۹۰، ساعت ۲۳:۴۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۱۸:
از بیم تو بیش از این نمیارم گفت
نازیلا در ۱۴ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۴ آبان ۱۳۹۰، ساعت ۲۱:۲۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۱۷:
تو تا دم آخرین دم او می خور
کان عشوه نباشد ز کرم میدهدت
عبدالله بیخود در ۱۴ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۴ آبان ۱۳۹۰، ساعت ۱۹:۰۴ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱:
_ _ U U _ _ U U _ _ U U _ _
غزلی در همین وزن سرودۀ بیخود
ما ذات خدائیم و پر از دردِ...نفس ها
آزاده فنائیم و درین کنج...قفس ها
با شیوه ی تعّبیر و حسی قحطِ مُروّت
بر یوسف مصری کرمی بود....عدس ها
بر فطرت عاشقدل و بر باطن عارف
دنیا نفسی منفعلی بود...هوس ها
دریابِ حیات و رگ امکان نِگری ها
بر خضرِ دلم تهمتِ حس...بود...نفس ها
در دشت جنون ناله گری و...حسِ محمِل
بر فطرتِ من مشتعلی بود...جرس ها
بیخود
نازیلا در ۱۴ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۴ آبان ۱۳۹۰، ساعت ۱۸:۳۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۷۴:
از شهوت تا عشق ره بسیار است
نازیلا در ۱۴ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۴ آبان ۱۳۹۰، ساعت ۱۶:۳۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۴۷:
چون مست بهر شاخ در آویزانست
آیدا در ۱۴ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۴ آبان ۱۳۹۰، ساعت ۱۶:۲۳ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۲:
خانمهای عزیز و آقایون گرامی از شعر لذت ببرید شاعر رو زیر سوال نبرید . عذر می خوام ولی خیام شخصیت کمی نبوده و نیست و فکر نمیکنم ما بتونیم ایشونو نقد کنیم تمام دنیا به این شاعر گرانقدر کلی ارج میگذارند امیدوارم ما هم قدر گوهری چون خیام و بدونیم .
آیدا در ۱۴ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۴ آبان ۱۳۹۰، ساعت ۱۶:۱۵ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۵:
من همیشه از خواندن اشعار زیبای حضرت خیام لذت میبرم و نمیتونم به خوذم اجازه بدم که ایشونو نقد کنم .
نازیلا در ۱۴ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۴ آبان ۱۳۹۰، ساعت ۱۵:۵۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۹۸:
زیرا به سوال ره بری سوی جواب
نازیلا در ۱۴ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۴ آبان ۱۳۹۰، ساعت ۱۵:۴۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۷۹:
خواهی بطلب مر او خواهی مطلب
عباسعلی شریعتی در ۱۴ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۷ آبان ۱۳۹۰، ساعت ۰۴:۴۰ دربارهٔ رهی معیری » غزلها - جلد اول » خیالانگیز: