چکاوک /شهنوازی در ۳ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۲۹ مرداد ۱۴۰۱، ساعت ۰۰:۱۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۹۹۴:
محشره.🥰🌹
Meraj Hosseini در ۳ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۲۸ مرداد ۱۴۰۱، ساعت ۲۳:۱۳ دربارهٔ عطار » منطقالطیر » جواب هدهد » جواب هدهد:
بعد از بیت ۱۷ این بیت از قلم افتاده:
عشق را با کافری خویشی بود کافری خود مغز درویشی بود
Meraj Hosseini در ۳ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۲۸ مرداد ۱۴۰۱، ساعت ۲۲:۴۸ دربارهٔ عطار » منطقالطیر » پرسش مرغان » حکایت محمود و ایاز:
در بیت ۱۱ "همچو ابر از فرق میرو برق وا ر " صحیح است
در سکوت در ۳ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۲۸ مرداد ۱۴۰۱، ساعت ۱۶:۲۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۰۰:
این غزل را "در سکوت" بشنوید
در سکوت در ۳ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۲۸ مرداد ۱۴۰۱، ساعت ۱۶:۱۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۹۹:
این غزل را "در سکوت" بشنوید
احسان در ۳ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۲۸ مرداد ۱۴۰۱، ساعت ۱۵:۴۳ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۱۶۸ - هنگام عبور از مداین و دیدن طاق کسری:
«ای بس شه پیل افکن کافکند به شه پیلی، شطرنجیِ تقدیرش در ماتگه حرمان»
«شه پیل» را اگر در اینجا به معنای شطرنجی آن معنی کنیم مفهوم بیت درست درنمی آید. این اصطلاح در شطرنج، چه آن را «رخی که در قلعه باشد» بدانیم و چه حمله به شاه که، بعد از رفع کیش، فیل گرفته می شود (مثل «شاهرخ» که اصطلاحی برای حمله همزمان اسب به شاه و رخ و در نتیجه گرفته شدن رخ بود) به مات منجر نمی شود و طبیعتاً افکندن شاه در «ماتگه حرمان» توسط آن، در مصرع دوم، تناسبی با موضوع نخواهد داشت.
به نظر می رسد، با این که این سه بیت مملو از کاربردهای بسیار زیبایی از اصطلاحات شطرنج است، ولی مصرع اول این بیت را باید غیر شطرنجی و مصرع دوم را شطرنجی معنی کرد و «شه پیل» را به همان معنی شاه فیلان یا فیل بزرگ در نظر گرفت. در این حالت هیچ اشکال و ابهامی در معنای بیت به وجود نمی آید و می توان آن را چنین معنی کرد:
ای بسا شاهان پیل افکن ( قدرتمند- پهلوان) که شطرنج باز تقدیر آنان را با فیلی بزرگتر (قدرت بیشتر- پهلوان قوی تر) به ماتگه حرمان کشاند.
مجید سروش در ۳ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۲۸ مرداد ۱۴۰۱، ساعت ۱۳:۳۵ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۲:
صد البته این غزل یکی از اروتیکترین اشعار شیخ اجل است که به کنایه هر آنچه میتوانست گفته شود را بیان کرده.
محمدحسین در ۳ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۲۸ مرداد ۱۴۰۱، ساعت ۱۳:۲۱ در پاسخ به کاظم (مُحِبّ) دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۳۳:
چقد زیبا تفسیر کردین
اگه ممکنه همه ابیات این غرل رو تفسیر کنین که استفاده کنیم ممنون
محسن جهان در ۳ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۲۸ مرداد ۱۴۰۱، ساعت ۱۲:۲۷ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۴۶ - لیس للماضین هم الموت انما لهم حسرة الفوت:
تفسیر ابیات ۱۹ الی ۲۱ فوق:
کلیه استادان فنون مختلف جهت متبلور کردن علم و دانش خود در پی عدم وجود و یا خلا در بخشی از نایافته ها هستند. لذا آن بی نیاز و استاد اعظم (پرودگار جل جلاله) نیز تمام موجودات را در کارگاهش از عدم آفریده است.
و در هر جا که این نیستی عیان تر است، دستاورد و آفرینش او تجلی بیشتری میکند.
منظور این ابیات و کاربرد آن در انسان اینست که؛ برای تبلور وجود او و زنده شدن به آن ذات احدیت، فقط بایست درون خود را از غیر او پاک کرده تا آثار ظهور او در کالبد ما نمایان شود.
آرمین در ۳ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۲۸ مرداد ۱۴۰۱، ساعت ۱۲:۱۴ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۱۸ - رسیدن خواجه و قومش به ده و نادیده و ناشناخته آوردن روستایی ایشان را:
بمانند همین ماجرا البته به گونه ای دیگر برای بنده و از سوی خویشاوند (نه بیگانه) پیش آمد ...
کیوان استیری در ۳ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۲۸ مرداد ۱۴۰۱، ساعت ۱۱:۰۶ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۵۹:
اجرام: جرم های فلکی که عمدتا سیارات و ستارگان هستند
مدبر به دو معنی است: اهل تدبیر و آینده نگری، مدبرفلکی
تردد به دو معنی است: آمد و شد، تردید و شک و گمان
اختر بینی: پیشگویی توسط گردش سیارات که شبه علم است و مورد تایید خیام نبودهاست
شادی و غمی که در قضا و قدر است
چرخ از تو هزار بار بیچارهتر است
از بودنی ای دوست چه داری تیمار
تدبیر نه با تو کردهاند اول کار
بنظر میرسد خیام در عین ظرافت در این رباعی دو مفهوم متفاوت را هم زمان بکار میبرد.
جهن یزداد در ۳ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۲۸ مرداد ۱۴۰۱، ساعت ۰۴:۵۸ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۵۱:
کوشش چه سود چون نکند بخت یاوری
جهن یزداد در ۳ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۲۸ مرداد ۱۴۰۱، ساعت ۰۴:۱۹ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » داستان خاقان چین » بخش ۴:
چو بشنید پیران دلش خیره گشت
ز اواز ایشان رخش تیره گشت
بدل گفت ای زار و بیچارگان
پر از درد و تیمار پتیارگان
ندارید از این اگهی بیگمان
که ایدر شمارا سرامد زمان
همی گفتم ان شوم بیداد را
که چندین مدار اتش و باد را
مکش گفتمش پور کاووس را
که دشمن کنی رستم و توس را
کوروش در ۳ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۲۸ مرداد ۱۴۰۱، ساعت ۰۳:۲۵ در پاسخ به امیررضا شکیبایی فر دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۱۰ - گواهی فعل و قول بیرونی بر ضمیر و نور اندرونی:
ینی چی ؟
جهن یزداد در ۳ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۲۸ مرداد ۱۴۰۱، ساعت ۰۳:۰۵ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » داستان خاقان چین » بخش ۴:
چو اگاه شد رستم رزمساز
که امد ز ترکان یکی سرفراز
بنزدیک او شد زپیش سپاه
به سر بر نهاده ز اهن کلاه
بدو گفت ای ترک نام تو چیست
بدین امدن رای و کام تو چیست
چنین داد پاسخ که پیران منم
سپهدار این شیرگیران منم
گزین سپاه رد افراسیاب
سر پهلوانان با جاه و اب
ز هومان ویسه مرا خواستی
زبان را به خوبی بیاراستی
دلم تیز شد تا تو از مهتران
کدامی نگویی ز گنداوران
بدو گفت من رستم زاولی
زره پوش با خنجر کابلی
چو بشنید پیران از ان سرفراز
فرو امد از اسپ و بردش نماز
کجایند نادانان که فردوسی بزرگ را به یاوه نژادگرا میخوانند بنگرید که چگونه پیران را میستاید
جهن یزداد در ۳ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۲۸ مرداد ۱۴۰۱، ساعت ۰۱:۴۹ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » داستان خاقان چین » بخش ۳:
که خو کرده جنگ شیران منم
پناه دلیران ایران منم
-
در تاج الماثر چنین امده و بیگمان درست است رستم زابلی چگونه چنین ستایش ساده و سستی از خود میگوید که یکی نامداری ز ایران منم - بیگمان رستم پناه و پشت ایران است و نه یکی از نامداران ایران که نامدارترین ایرانیان در همه روزگاران است -
فردوسی در جای دگر نیز گوید و همسنگ شیران و ایران را شیرگیران و شیران و پیران می اورد فردوسی آهنگ سخن را هیچگاه خوار نداشته
چنین داد پاسخ که پیران منم
سپهدار این شیر گیران منم
-
که شایسته جنگ شیران منم
هماورد سالار ایران منم
سپهدار و پشت دلیران منم
نگهدار شاهان ایران منم
پُس زال سام نریمان منم
پناه و دل و پشت ایران منم
دل و پشت گردان ایران تویی
بچنگال و نیروی شیران تویی
-
نگهدار مکران و ایران تویی
به هرجای پشت دلیران تویی
عباسی-فسا @abbasi۲۱۵۳ در ۳ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۲۸ مرداد ۱۴۰۱، ساعت ۰۰:۴۳ در پاسخ به ستودی دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۵۳:
زدی چه معنایی دارد؟
زهی یعنی آفرین احسنت
واژه ای برای تشویق است
قضا گفت گیر و قدر گفت ده
فلک گفت احسنت و مه گفت زه
زهی ماه زهی ماه زهی باده همراه
که جان را و جهان را بیاراست خدایا
زهی شور زهی شور که انگیخته عالم
زهی کار زهی بار که آن جاست خدایا
حبیب شاکر در ۳ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۲۸ مرداد ۱۴۰۱، ساعت ۰۰:۲۱ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۹۹:
سلام بر یاران
زآن باده جان بخش رخ یار بیار
وآن مرهم زخم دل بیمار بیار
دانی که بسان باد رود عمر عزیز
جامی ز شراب وصل دلدار بیار
راشد اقبال در ۳ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۲۷ مرداد ۱۴۰۱، ساعت ۲۳:۳۸ دربارهٔ اقبال لاهوری » اسرار خودی » بخش ۲ - تمهید:
ممنون که اشتباهات را تصحیح فرمودید جزاکم الله خیرا ولی جاهایی پیشنهادها رد شدن معلوم نبود چرا رد شدن اگر معلوم بشه خیلی بهتر است
دکتر صحافیان در ۳ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۲۹ مرداد ۱۴۰۱، ساعت ۰۷:۳۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۸: