گنجور

حاشیه‌ها

 

احسان

ظاهراً «صفر کن» به معنای «خالی کن» یا «تهی کن» است و شاعر در ادامه‌ی ابیاتی که همه‌شان از خداوند می‌خواهند که ظواهر خلقت از قبیل آسمان و زمین و زمان را کنار بزند و خودش را بی‌واسطه نشان دهد، در اینجا نیز می‌خواهد که این برج، هم به معنای نجومی آن و هم کنایه‌ای از کل جهان، را از طوق هلال رها کند. طوق هلال نیز، هم اشاره‌ای به شکل هلالی ماه در تناسب با برج فلکی است و هم کنایه‌ای به «قید» و وابستگی است. معنای مصرع دوم هم که واضح است. یعنی در نهایت معنای بیت ظاهراً این است که «این جهان را از قید و بند این ظواهر آزاد کن و ماهیت واقعی خودت را نشان بده.»


احسان در ‫۲ ماه قبل، پنج شنبه ۱ مهر ۱۴۰۰، ساعت ۰۹:۴۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۸:

قافیه و «مغلطه» را گو همه سیلاب ببر

به نسخه های دیگر دسترسی ندارم ولی من این مصرع را «قافیه و تفعله را گو همه سیلاب ببر» شنیده بودم و با توجه به این که این بیت در باره ی شعر گفتن است به نظر می رسد واژه ی «تفعله» که اصطلاحی در باره ی وزن شعر است در کنار «قافیه» مناسبت بیشتری دارد تا «مغلطه»

 

احسان در ‫۲ ماه قبل، دو شنبه ۲۲ شهریور ۱۴۰۰، ساعت ۱۴:۵۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۳۷:

احتمالاً در بیت 13 بتوان ترکیب «تیرمکان» را یک کلمه محسوب کرد. اگر این طور باشد می توان گفت تکرار قافیه اتفاق نیافتاده است هر چند مولوی با  وجود تمام قدرت شاعری خود بعضی وقتها هم بعضی اصول را رعایت نمی کند. جالب است که با چنین طبع روانی شاکی هم است که قواعد شعر گفتن دست و پایش را بسته است.

قافیه و تفعله را گو همه سیلاب ببر                                   پوست بود پوست بود در خور مغز شعرا

رستم از این بیت و غزل ای شه دیوان ازل                          مفتعلن مفتعلن مفتعلن کشت مرا

 

احسان در ‫۲ ماه قبل، جمعه ۱۹ شهریور ۱۴۰۰، ساعت ۱۲:۰۸ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۹۵ - طعن زدن بیگانه در شیخ و جواب گفتن مرید شیخ او را:

جان نباشد جز خبر در آزمون

شاید بتوان «آزمون» را در این جا همان آزمودن به معنای سنجیدن و وارسی کردن در نظر گرفت. یعنی معنای مصرع این باشد که «اگر بررسی کنیم روح چیزی غیر از آگاهی نیست.»

 

احسان در ‫۴ ماه قبل، پنج شنبه ۱۴ مرداد ۱۴۰۰، ساعت ۱۰:۱۴ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۵۸ - خواندن محتسب مست خراب افتاده را به زندان:

«گفت از آنک خورده ام گفت این خفیست»

این «گفت» دوم باید چیز دیگری باشد چون نظم پرسش و پاسخ را بین محتسب و مست که به طور متناوب، یکی این و یکی آن، انجام می شود، به هم می زند.

 

احسان در ‫۶ ماه قبل، دو شنبه ۱۰ خرداد ۱۴۰۰، ساعت ۱۱:۲۹ دربارهٔ نظامی » خمسه » مخزن الاسرار » بخش ۲ - (مناجات اول) در سیاست و قهر یزدان:

ظاهراً «صفر کن» به معنای «خالی کن» یا «تهی کن» است و شاعر در ادامه ی ابیاتی که در همه شان از خدا می خواهد که ظواهر خلقت از قبیل آسمان و زمین و زمان را کنار بزند و خودش را بی واسطه نشان دهد، در اینجا نیز می خواهد که خداوند این برج، هم به معنای نجومی و فلکی آن و هم کنایه ای از کل جهان، را از طوق هلال رها کند. «طوق هلال» نیز هم اشاره ای به شکل هلالی ماه در تناسب با برج فلکی دارد و هم کنایه ای به «قید» و وابستگی است. معنای مصرع دوم هم که واضح است. یعنی در نهایت معنی بیت ظاهراً این است که: این جهان را از قید و بند این ظواهر خیالی آزاد کن و واقعیت را نشان بده.