سیاوش احمدی در ۳ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۲۴ آذر ۱۴۰۱، ساعت ۰۳:۵۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۹۵:
سلام عزیزان.
بیت آخر در چگونه تلفظ میشود ؟ منظور درون هست یا درب ؟ ممنونم
سیّد محس سعیدزاده در ۳ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۲۴ آذر ۱۴۰۱، ساعت ۰۳:۴۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱۷:
مارا به مستی افسانه کردند--پیران جاهل شیخان گمراه
ازقول زاهد کردیم توبه--وزفعل واعظ استغفر الله(دیوان حافظ؛نسخه تصحیح شده مسعودفرزاد،به کوشش علی حصوری، تهران، اول، 1362، انتشارات همگام،ص368).
حافظ ازسازمان صنفی روحانیّت اسلام درعصر خودش شکوه دارد ووازآنان انتقادمیکند؛میگوید:شیخی که خود راه بلد نبود،وپیری که علم نداشت،وزاهدی که فعل اش خوب وقول اش بد بود ،وواعظی که قول اش خوب وفعل اش بد بود؛مارا به اسلام دعوت میکردند.شیخ وپیر مست خیال بودند وافسانه میساختند وروایت میکردند؛وهدف آنان مستی مابود؛اما من ازهیچ یک ازاین مقامات الگو نگرفتم.
اگر به جای «مستی» ازکلمه ی «رندی» استفاده کنیم،معنی اش این است که شخان کمراه وپیران جاهل ،وزاهد وعابدبد قول وواعظ بدعمل،ازسر سیاست(مکر وبدجنسی)برای ما افسانه میخوانده اند. اگر افسانه نبود چرا خود شیخ وخود پیر وجناب زاهد عابد وجناب واعظ هیچ حظّی ازهدایت ندارند؟وقتی اینها -که سران سازمان صنفی روحانیّت اند-خود ازروحانیّت بی بهره هستند،چگونه میتوانند به دیگران فیضی برسانند؟درجایی دیگر میگوید:
واعظان کاین جلوه درمحراب ومنبر میکنند--چون به خلوت میروند،آن کار دیگر میکنند
پرسشی دارم زدانشمند مجلس بازپرس--توبه فرمایان چرا خودتوبه کمتر میکنند؟
گوئیا باور نمیدارند روزداوری---کاین همه قلب ودغل درکارداور میکنند
شهریار شاهیندژی در ۳ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۲۴ آذر ۱۴۰۱، ساعت ۰۱:۵۴ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش ۳۲ - تهدید فرستادن سلیمان علیهالسلام پیش بلقیس کی اصرار میندیش بر شرک و تاخیر مکن:
با سلام و درود بر عزیزان
مصرع :
جزو جزوت لشکر از در وفاق
شکل صحیحش به این صورت باید باشد:
جزو جزوت لشکرِ او در وِفاق
سپاس
جهن یزداد در ۳ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۲۳ آذر ۱۴۰۱، ساعت ۲۳:۳۲ دربارهٔ یغمای جندقی » منشآت » بخش اول » شمارهٔ ۲۲ - به آقا محمد ابراهیم دائی فرخ خان به خراسان نگاشته شده:
گویی جز واژه غمان هیچ واژه بیگانه ای ندارد مصرع و شعر را در نوشته های کهن برای پیدا شدن مینوشتند و از نوشته به شمار نمی اید . نباید در نوشته ویراستاری شده اورد قلاوز و ترکمان و میرزاعبدالحسین و نواب نامست .
همایون در ۳ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۲۳ آذر ۱۴۰۱، ساعت ۲۲:۱۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۰۳:
غزل حیرانی
نخستین ویژگی انسان، حیرانی است
احساس شگفتی، بودن انسان را رقم میزند
این احساس در حیوان تا حد ترس و گرسنگی فراتر نمیرود
در انسان اما این شگفتی هرگز حد و مرز نمی شناسد و بسیار بالاتر از عشق می پرد و عشق سایه آن بر روی زمین است
جلال دّین حیرانی را دلبر عقل می نامد و عقل را به تماشای دلبرش فرا میخواند
مستی هنر انسان است در برون جستن و بکار گرفتن حیرانی و پرواز با بال حیرانی
یوسف شیردلپور در ۳ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۲۳ آذر ۱۴۰۱، ساعت ۲۲:۰۲ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۶ - وحشی شکار:
بیت به بیتش درس وپند وعبرت و تأسف انگیز ترینش، شرمم کشد که بی تونفس میکشم هنوز🤔
تازنده ام بس است همین شرمساریم😔
ومن بعد مرگ دوبرادرم وعزیزانم ورد زبانم است آه ه ه ه ای خدا یاری کن با به یاران رسانیم🙏
اسماعیل در ۳ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۲۳ آذر ۱۴۰۱، ساعت ۱۹:۴۵ در پاسخ به مجتبی دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۵۷:
نظر شما کامل ترین تفسیر هست از خرابات و فقط انسان کامل میتونه همچین درکی داشته باشه
خمش در ۳ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۲۳ آذر ۱۴۰۱، ساعت ۱۹:۱۲ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۴۳ - مهلت دادن موسی علیهالسلام فرعون را تا ساحران را جمع کند از مداین:
در بیت ۵۲ تا ۵۴ مولانای جان نکته ی قشنگیو بیان میکنه ، در بیت ۵۲ بیان میکنه که اون کسی که قران رو افسانه ی گذشتگان خوانده از روی نفاق و دورویی اینو گفته ، بعد شرح این مطلبو اینطور بیان میکنه ک در پیشگاه الهی و عالم لامکان ، چیزی ب نام گذشته و آینده و حال وجود نداره و ازین دیدگاه ، قرآن پر از حرف تازه هستش ، برای انسان اسیر زمان ، گذشته و آینده معنی داره ولی برای پروردگار دو عالم ، چیزی بنام گذشته و آینده وجود نداره و همه چیز همواره در حضورش در حالت مطلق وجود دارن
Hadi Golestani در ۳ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۲۳ آذر ۱۴۰۱، ساعت ۱۷:۲۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۲۵:
هزار سپاس و ستایش پروردگار زیبا، برای آفریدن و پروراندن این همه زیبای در چند سطح خط.،چگونه انسان را در خیال به واقعیتی حقیقی میرساند
Hadi Golestani در ۳ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۲۳ آذر ۱۴۰۱، ساعت ۱۷:۲۵ در پاسخ به رضا ساقی دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۲۵:
سپاس آقا رضا،. خیلی لذت بردیم
سفید در ۳ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۲۳ آذر ۱۴۰۱، ساعت ۱۴:۱۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۰۶:
ای که مهار میکشی صبر کن و سبک مرو
کز طرفی تو میکشی، وز طرفی سلاسلم...
راه ز پیش و دل ز پس، واقعهایست مشکلم...
سفید در ۳ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۲۳ آذر ۱۴۰۱، ساعت ۱۴:۱۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۰۶:
ذکر تو از زبان من فکر تو از جنان من
چون برود که رفتهای در رگ و در مفاصلم...
ممد در ۳ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۲۳ آذر ۱۴۰۱، ساعت ۱۲:۱۰ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۶۷:
سلام
تو به یک جرعهٔ دیگر ببری از دستم
قبلاً فکر میکردم منظور این مصراع یک جرعه بیشتر است تا اینکه متوجه شدم که منظور یک جرعه از نوع دیگر است. شاید در جواب تعارف ساقی گفته که لازم نیست خودم دارم، تو آن را میبری، بده به دوستان لازم دارن، دمت گرم
سید علی انجو در ۳ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۲۳ آذر ۱۴۰۱، ساعت ۰۸:۲۰ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب اول در سیرت پادشاهان » حکایت شمارهٔ ۱۹:
تا رسمی نشود و دهی خراب گردد ... (جای دیگر دیدم : دیهی ...)
در نسخه ای که من دارم که به تصحیح محمد علی فروغی ذکاءالملک است
کاف - حقی در ۳ سال و ۵ ماه قبل، سهشنبه ۲۲ آذر ۱۴۰۱، ساعت ۲۳:۳۰ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷:
خیلی جالب..
یا رب تو آشنا را مهلت ده و سلامت چندان که بازبیند دیدار آشنا را
فرحناز یوسفی در ۳ سال و ۵ ماه قبل، سهشنبه ۲۲ آذر ۱۴۰۱، ساعت ۲۱:۳۹ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی کیکاووس و رفتن او به مازندران » بخش ۱۰:
سپه را ز (تَم) چشم ها تیره شد
تَم=آفتی است در چشم و آن را به عربی غشاوه گویند ، نابینایی.
فرحناز یوسفی در ۳ سال و ۵ ماه قبل، سهشنبه ۲۲ آذر ۱۴۰۱، ساعت ۲۰:۴۸ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی کیکاووس و رفتن او به مازندران » بخش ۹:
شصت خم=اصطلاحی است برای کمند بلند.
سید ادیب در ۳ سال و ۵ ماه قبل، سهشنبه ۲۲ آذر ۱۴۰۱، ساعت ۲۰:۴۶ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » هوشنگ » بخش ۲ - کشف شیوهٔ برافروختن آتش به دست هوشنگ و سابقهٔ جشن سده:
با سلام
آیا بین این بخش و بخش قبل تناقض وجود ندارد؟
نخستین یکی گوهر آمد به چنگ
به آتش ز آهن جدا کرد سنگ
سر مایه کرد آهن آبگون
کز آن سنگ خارا کشیدش برون
به نظر می رسد در بخش قبل اشاره به این شده که آتش کشف شده بود و این ابیات ممکن است همانگونه که جناب آرش در بالا گفته اند الحاقی باشد.
فرحناز یوسفی در ۳ سال و ۵ ماه قبل، سهشنبه ۲۲ آذر ۱۴۰۱، ساعت ۲۰:۲۳ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی کیکاووس و رفتن او به مازندران » بخش ۹:
تو با این سپه پیش من راندهای
همی گوز بر گنبد افشانده ای
گوز، جوز =گردو
گردو بر گنبد افشاندن ضرب المثلی است قدیمی و به معنای کار بیهوده کردن است.
قطره بقایی در ۳ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۲۴ آذر ۱۴۰۱، ساعت ۰۶:۰۸ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۸۴: