گنجور

 
سعدی شیرازی
 

من خود ای ساقی از این شوق که دارم مستم

تو به یک جرعه دیگر ببری از دستم

هر چه کوته نظرانند بر ایشان پیمای

که حریفان ز مل و من ز تأمل مستم

به حق مهر و وفایی که میان من و توست

که نه مهر از تو بریدم نه به کس پیوستم

پیش از آب و گل من در دل من مهر تو بود

با خود آوردم از آن جا نه به خود بربستم

من غلام توام از روی حقیقت لیکن

با وجودت نتوان گفت که من خود هستم

دائما عادت من گوشه نشستن بودی

تا تو برخاسته‌ای از طلبت ننشستم

تو ملولی و مرا طاقت تنهایی نیست

تو جفا کردی و من عهد وفا نشکستم

سعدیا با تو نگفتم که مرو در پی دل

نروم باز گر این بار که رفتم جستم

 

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | طیبات | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

گلهای تازه » شمارهٔ ۱۲۵ » (همایون) (۰۴:۰۳ - ۰۵:۰۱) نوازندگان: جلیل شهناز (‎تار) خواننده آواز: شجریان، محمدرضا سراینده شعر آواز: سعدی شیرازی (غزل) مطلع شعر آواز: من خود ای ساقی از این شوق که دارم مستم

music_note معرفی آهنگهای دیگری که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

تصاویر مرتبط در گنجینهٔ گنجور

کلیات سعدی مصور و مذهب نسخه‌برداری شده در ۹۳۴ هجری قمری شیراز » تصویر 562 کلیات سعدی به تصحیح محمدعلی فروغی، چاپخانهٔ بروخیم، ۱۳۲۰، تهران » تصویر 813

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۲۱ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

صادق در ‫۸ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۱۲ مرداد ۱۳۹۲، ساعت ۰۹:۵۹ نوشته:

وزن صحیح این بیت به صورت «فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن» است که به اشتباه بخش اول آن در وزن درج شده، فعلاتن قید شده است.

 

کسرا در ‫۶ سال و ۳ ماه قبل، پنج شنبه ۱۸ تیر ۱۳۹۴، ساعت ۱۳:۴۱ نوشته:

پیش از آب و گل من در دل من مهر تو بود
با خود آوردم از آن جا نه به خود بربستم...
چقدر زیبا و دلنواز...
حضرت سعدی 1 بیت دیگر هم از شعری دیگری دارند که همین معنی رو میده تقریبا...
همه عمر برندارم سر از این خمار مستی
که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی...
این 2 بیت از شاهکارهای سعدی بزرگوار است... 2 بیت هم معنی اما متفاوت...

 

۷ در ‫۳ سال و ۸ ماه قبل، دو شنبه ۲ بهمن ۱۳۹۶، ساعت ۱۴:۲۱ نوشته:

برای کسانی که به تفسیر علاقه دارند:
تفسیر این غزل از زبان غلامحسین ابراهیمی دینانی
پیوند به وبگاه بیرونی

 

nabavar در ‫۳ سال و ۸ ماه قبل، دو شنبه ۲ بهمن ۱۳۹۶، ساعت ۱۶:۱۳ نوشته:

انسان تنها حیوانی است که چیزی دارد که دیگر حیوانات ندارند
و آن چیز ابداع است
نوآوری و آفرینش از مختصات لاینفک و انسان است و نا محدود
میمونها نیز انگشت شصت دارند و پایشان هم از انسان ها کارآمدتر است ولی نوآوریشان محدود است
با احترام به نظر دینانی

 

nabavar در ‫۳ سال و ۸ ماه قبل، دو شنبه ۲ بهمن ۱۳۹۶، ساعت ۱۶:۱۳ نوشته:

نوآوری و آفرینش از مختصات لاینفک انسان است و نا محدود

 

روفیا در ‫۳ سال و ۸ ماه قبل، دو شنبه ۲ بهمن ۱۳۹۶، ساعت ۱۸:۵۹ نوشته:

7 گرامی
به نکته خوبی اشاره کردید. شصت دست انسان متمایز از سایر نخستیان و تکامل یافته تر است. در پایه آن مفصلی زینی وجود دارد ( saddle joint ) که اجازه حرکت به شصت دست کم در دو صفحه را می دهد.
شصت انسان نه تنها در امتداد صفحه کف دست حرکت می کند بلکه عمود بر این صفحه نیز از کف دست دور و به آن نزدیک می شود.
این ویژگی انسان را آماده کسب مهارت های دستی فراوان نموده است. ضمن اینکه مرکز فرماندهی آن در مغز را نیز بسیار وسعت داده است.
ایده ای نیز وجود دارد که می گوید نام این گونه جانوری ( man، human ) از واژه لاتین man به معنای دست آمده است.
manual یعنی دستی و manipulation یعنی دستکاری!

 

روفیا در ‫۳ سال و ۸ ماه قبل، دو شنبه ۲ بهمن ۱۳۹۶، ساعت ۱۹:۰۱ نوشته:

ولی نمی توان سایر برتری های آدمی بر دیگر جانوران را نیز انکار کرد.

 

۷ در ‫۳ سال و ۸ ماه قبل، دو شنبه ۲ بهمن ۱۳۹۶، ساعت ۱۹:۲۸ نوشته:

واقعا همیشه برای من این موضوع جای پرسش داشته که اگر به فرض شست انسان را شامپانزه داشت و اصلا جای این دو از پیدایش آنها فرق میکرد امروزه کدام برتری داشت؟شست و در کل پنجه شامپانزه از آن انشان بود و برعکس آن
من میگویم شامپانزه در گنجور جایی مشغول نوشتن اینها بود

 

نادر.. در ‫۳ سال و ۸ ماه قبل، دو شنبه ۲ بهمن ۱۳۹۶، ساعت ۲۰:۵۵ نوشته:

درود دوستان..
آشفته بازاریست این غزل..

 

روفیا در ‫۳ سال و ۸ ماه قبل، دو شنبه ۲ بهمن ۱۳۹۶، ساعت ۲۲:۰۴ نوشته:

انسان حیوان ناطق
انسان حیوان خلاق
انسان حیوان ابزارساز
طی سالیان مغز میمون و بدنش به انسان تکامل یافته است. گمان نمی کنم کسی بداند کدام اول تکامل یافت، مغز یا دست؟
اصلا چرا و چگونه بعضی گونه ها این میان پدید آمدند؟ چرا بعضی گونه های بینابینی منقرض شدند و بعضی همان میمونی که بودند باقی ماندند؟ گونه های شبه انسان بتدریج طی هزاران یا میلیونها سال پدید آمدند یا طی یک یا چند فقره جهش ژنتیکی؟
یک نگاه به عکس هایی از دختران ناصرالدین شاه و سوگلی اش جیران نشان می دهد تکامل حتی طی یک قرن نیز آثار کاملا مشهودی بر جای می گذارد.
کمند خسرو صیدافکنان را
غزالی شوخ جیران نام باشد
ما که هر چه بیشتر غزال جستیم کمتر یافتیم!
در گذشته علم مکانیک را علم الحیل می خواندند. و ابزار یا وسیله یا device به نوعی حیله بود. حیله ای که بدان وسیله کارها آسانتر صورت می گرفت.

 

امین در ‫۳ سال و ۸ ماه قبل، سه شنبه ۳ بهمن ۱۳۹۶، ساعت ۰۱:۳۳ نوشته:

گوش دادن به سخن دینانی آموزنده بود ولی همه جور مغلطه نموده
میگن آدمی اسم نادانی های خود را نسبت به یایر موجودات و عقل آنها غریزه میخونه.
موافقم بدون 06 ما 0 تشریف داشتیم

 

ناصر در ‫۳ سال و ۸ ماه قبل، سه شنبه ۳ بهمن ۱۳۹۶، ساعت ۰۳:۱۹ نوشته:

این راه ترکستان عجب بیراهه ایست.
با حسین موافقم ، حیوانات خلاقیت ندارند .
دست و پا آنقدر ها هم در خلاقیت و نو آوری تأثیر ندارند .مغز کار خودش را می کند.

 

گمنام در ‫۳ سال و ۸ ماه قبل، سه شنبه ۳ بهمن ۱۳۹۶، ساعت ۰۴:۳۵ نوشته:

شست آن روز شصت شدن آغازید که نیاکان از درخت فرود آمدند، دل به دریازده سر به صحرا نهادند.
ور نه امروز می بایست چون عموزادگان به جوریدن شپشهای یکدیگر سر گرم می کردیم.

 

سعید در ‫۳ سال و ۸ ماه قبل، سه شنبه ۳ بهمن ۱۳۹۶، ساعت ۱۷:۳۳ نوشته:

جناب دکتر پس چرا بیت یکی مونده به آخر رو تفسیر نکردی؟

 

۷ در ‫۳ سال و ۸ ماه قبل، چهار شنبه ۴ بهمن ۱۳۹۶، ساعت ۰۴:۱۷ نوشته:

دوستان در زمان قاجار سوگلی های سلطان و در بالای همه انیس الدوله برای خود سبیل میکشیدند و خود را به شکل دیگر درمی آوردند.
شاید نقشه شاه شاهان ناصر خان بوده یا هر چیز دیگر که بر ما پوشیده است.

پیوند به وبگاه بیرونی
هشدار:
بیماران قلبی فکر نگاه کردن به انیس بانو را از سر برون کنند.

 

روفیا در ‫۳ سال و ۸ ماه قبل، پنج شنبه ۵ بهمن ۱۳۹۶، ساعت ۲۱:۲۸ نوشته:

آخر مشکل فقط سبیل که نبود.
ژست، تناسب اندام، چهره، کل ترکیب!
خدایا پناه می برم به تو از بدگویی پشت سر اموات!

 

nabavar در ‫۳ سال و ۸ ماه قبل، پنج شنبه ۵ بهمن ۱۳۹۶، ساعت ۲۲:۴۹ نوشته:

علف باید به دهان بزی شیرین بیاید
که گویا چنین بوده

 

گمنام در ‫۳ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۶ بهمن ۱۳۹۶، ساعت ۰۸:۳۳ نوشته:

دوست جان
دست از بدگویی پشت سر مردگان بردارید،
به خود پناه ببرید و به یاد بدارید:
دسته ای سبزه بر سر آب بقا نه تنها ناگزیر که هم بسیار زیباست!!.

 

ایرانی در ‫۳ سال و ۵ ماه قبل، دو شنبه ۲۷ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۱۴:۱۶ نوشته:

دوستان گرامی بجای اینکه در مورد غزل شیرین سعدی حاشیه بنویسند یه سری چیزهایی نوشتند که اصلا ربطی به موضوع این غزل زیبا نداره. آخه من نمیدونم قاجار و میمون و شامپانزه و بز و انگشت شست چه ربطی به این غزل سعدی داره؟؟؟

 

محمد سنایی در ‫۳ سال و ۵ ماه قبل، چهار شنبه ۲۹ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۰۰:۱۸ نوشته:

انگشت شصت
بسیار مبحث بی مورد و مفرحی بود
این نصیحت من به شما دوستداران ادب فارسی
اگر اشعار مولوی حافظ و سعدی یا عطار را میخوانید
حتما قبل از ان اشنایی هرچند متخصر با تصوف و عرفان داشته
و با دیدگاه ماتریالیستی این اشعار را فهم و نقد نکنید
که هیچ چیز غیر از پوچی درونتان از برون عاید نمی شود.

 

Ali در ‫۱ سال و ۳ ماه قبل، پنج شنبه ۲۹ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۶:۳۵ نوشته:

این غزل در باره عالم ذر می باشد

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.