گنجور

 
فرخی سیستانی
 

فهرست شعرها به ترتیب آخر حرف قافیه گردآوری شده است. برای پیدا کردن یک شعر کافی است حرف آخر قافیهٔ آن را در نظر بگیرید تا بتوانید آن را پیدا کنید.

مثلاً برای پیدا کردن شعری که مصرع «من بدین محتملی یار بدین مستحلی» مصرع دوم یکی از بیتهای آن است باید شعرهایی را نگاه کنید که آخر حرف قافیهٔ آنها «ی» است.

حرف آخر قافیه

الف
ت
د
ر
گ
م
ن
ه
ی

شمارهٔ ۱ - قطعه: خواستم از لعل او دو بوسه و گفتم - تربیتی کن به آب لطف خسی را

شمارهٔ ۲ - و او راست: همه نعیم سمرقند سربه‌سر دیدم - نظاره کردم در باغ و راغ و وادی و دشت

شمارهٔ ۳ - نیز او راست: به حق آنکه مرا هیچ کس به جای تو نیست - جفا مکن که مرا طاقت جفای تو نیست

شمارهٔ ۴ - همو راست: سیاه چشما! مهر تو غمگسار منست - به روزگار خزان روی تو بهار منست

شمارهٔ ۵ - نیز او راست: چه کنم دل که همه درد و غم من زدلست - دل که خواهد ببرد، گو ببر، از من بحلست

شمارهٔ ۶ - همو راست: طرب کنم که مرا جای شادی و طربست - مرا بدین طرب، ای سیدی دوسه سببست

شمارهٔ ۷ - واو راست: باز یارب چونم از هجران دوست - باز چون گم گشته ام جویان دوست

شمارهٔ ۸ - نیزاو راست: مرا گر چو من دوستداری نباید - مرا نیز همچون تویی کم نیاید

شمارهٔ ۹ - همو راست: همی روی و من از رفتن تو ناخشنود - نگر به روی منا تا مرا کنی پدرود

شمارهٔ ۱۰ - و او راست: نگار من چو ز من صلح دید و جنگ ندید - حدیث جنگ به یک سو نهاد و صلح گزید

شمارهٔ ۱۱ - نیز او راست: بوسه ای از دوست ببردم به نرد - نرد برافشاند و دو رخ سرخ کرد

شمارهٔ ۱۲ - همو راست: سر زلف تو نه مشکست و به مشک ناب ماند - رخ روشن تو ای دوست به آفتاب ماند

شمارهٔ ۱۳ - او راست: از بس شمار بوسه که دوش آن نگار کرد - با روزگار کار من اندر شمار کرد

شمارهٔ ۱۴ - او راست: این منم کز تو مرا حال بدین جای رسید - این تویی کز تو مرا روز چنین باید دید

شمارهٔ ۱۵ - همو راست: هندوی بد که ترا باشد و زان تو بود - بهتر از ترکی کان تو نباشد، صد بار

شمارهٔ ۱۶ - ازوست: شه زاولستان محمود غازی - سر گردنکشان هفت کشور

شمارهٔ ۱۷ - نیز او راست: بامدادان پگاه آمد بر بسته کمر - غالیه بر سرو کرد (؟) و برون رفت بد

شمارهٔ ۱۸ - همو راست: بهشت روی منا گر همی روی به سفر - مرا ببر به سفر یا دل مرا تو مبر

شمارهٔ ۱۹ - او راست: عشق آتشیست کآب نیابد بر او ظفر - ای دل چرا نکردی زآتش همی حذر

شمارهٔ ۲۰ - همو راست: آزار داری ای یار زیرا که یک زمستان - بگذشت و کس نیامدروزی زمانه زین در

شمارهٔ ۲۱ - همو راست: تا کی بوداین شوخی و تاکی بود این جنگ - زین شوخی و زین جنگ نگردد دل من تنگ

شمارهٔ ۲۲ - نیز او راست: ندهم دل به دست تو ندهم - گربه تو دل دهم ز تو نرهم

شمارهٔ ۲۳ - و او راست: ای رفته من از رفتن تو باغم ودردم - مردم زتو وزین قبل از شادی فردم

شمارهٔ ۲۴ - ازاوست: خدای داند بهتر که چیست در دل من - ز بس جفای توای بیوفای عهدشکن

شمارهٔ ۲۵ - همو راست: نوبهارآمدو بشکفت بیکبار جهان - بر سر افکندزمین هر چه گهر داشت نهان

شمارهٔ ۲۶ - نیز او راست: باغبان! زیر سرو بن منشین - نه کجا سرو نیست نیست زمین

شمارهٔ ۲۷ - همو راست: چو روی تو نبود لاله بهاری نه - چو قد تو نبود سرو جویباری نه

شمارهٔ ۲۸ - همو راست: ای دوستی نموده و پیوسته دشمنی - درشرط مانبود که با من تو این کنی

شمارهٔ ۲۹ - و او راست: ای جهانی ز تو به آزادی - بر من از تو چراست بیدادی

شمارهٔ ۳۰ - و ازوست: ای ترک حق نعمت عاشق شناختی - رفتی و ساختی ز جفا هر چه ساختی

شمارهٔ ۳۱ - همو راست: گفتم چو به گرد سمنت سنبل کاری - دعوی ز دلم بگسلی ای ترک حصاری

شمارهٔ ۳۲ - و نیز اوراست: ای عاشقان گیتی یاری دهید یاری - کان سنگدل دلم را خواری نمود خواری

شمارهٔ ۳۳ - نیز ازاوست: من بدین بیدلی و دوست بدین سنگدلی - من بدین محتملی یار بدین مستحلی

شمارهٔ ۳۴ - همو راست: بر وعده مرا شکیب فرمایی - تا کی کنم ای صنم شکیبایی

شمارهٔ ۳۵ - ازوست: لطفی اگرکنی به نگاهی چه می شود - خشنود اگر شوم زتو گاهی چه می شود