گنجور

 
فرخی سیستانی

بر وعده مرا شکیب فرمایی

تا کی کنم ای صنم شکیبایی

از بهر سه بوسه مستمندی را

خواهی که سه سال صبر فرمایی

راز دل خویش با تو بگشادم

باشدکه بر این مرا ببخشایی

بربرگ سمن به مشک بنبشتی

تا راز مرا به خلق بنمایی

بد مهر بتی و سنگدل یاری

لیکن چو دل و چو دیده دریابی

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
جمال‌الدین عبدالرزاق

بس خرم و فرخست این اضحی

بر حاکم شرع و خواجه دنیی

صدر همه شرق رکن دین مسعود

آن بحر سخا و عالم معنی

حری که سخا ببحر می گوید

[...]

ابن یمین

قد اشرقت القلوب بالانوار

اذ نورت الریاض بالانوار

بلبل بصبوح از سر مستی میگفت

در موسم گل حرام شد هشیاری

جامی

توبه در عشق یا ورع در می

جام جامی شکست وای به وی

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه