گنجور

 
فرخی سیستانی

طرب کنم که مرا جای شادی و طربست

مرا بدین طرب، ای سیدی دوسه سببست

یکی که کودک من با منست باده بدست

دگر که مطرب مارا نشاط با طربست

سدیگر آنکه شبست و حسودم آگه نیست

ز دل غلام شبم، ورچه روز به ز شبست

شراب هست و طرب هست و روی نیکو هست

بدین سه چیز جهان جای عشرت و لعبست

شراب ما ز دو چشمان بروی زرد چکید

رخان دوست همی لاله گون کند عجبست

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
وطواط

تویی، شها، که جهان را به جاه تو طربست

اعطای کف تو ارزاق خلق را سببست

جهان ز جاه رفیع تو همچو جنت شد

اگر طرب کند امروز، موسم طربست

حسام تست بصورت چو آفتاب ولیک

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه