گنجور

 
سحاب اصفهانی
 

فهرست شعرها به ترتیب آخر حرف قافیه گردآوری شده است. برای پیدا کردن یک شعر کافی است حرف آخر قافیهٔ آن را در نظر بگیرید تا بتوانید آن را پیدا کنید.

مثلاً برای پیدا کردن شعری که مصرع «منظرش چون وصل زیبا منظران جان پرور است» مصرع دوم یکی از بیتهای آن است باید شعرهایی را نگاه کنید که آخر حرف قافیهٔ آنها «ت» است.

حرف آخر قافیه

الف
ب
ت
ح
د
ش
ل
ن
ه
ی

شمارهٔ ۱: سپهر علم و جهان فضیلت آنکه بود - به جنب قدر تو پستی سپهر اعلا را

شمارهٔ ۲: چو شد دلگشا آن دل افروز باغ - به حکم محمد تقی خان بنا

شمارهٔ ۳: شود چو شاد زقتلم دل من و تو مترس - ز یک گناه که در ضمن آن بود دو ثواب

شمارهٔ ۴: به سینه تیرنگاهت همان کند که کند - به روز رزم سنان خدیو عرش جناب

شمارهٔ ۵: ز سائلان درت هیچکس نشد واقف - به اینکه هست تقدم سوال را به جواب

شمارهٔ ۶: به فرمان شاهی کزو زیب دید - نگین جم و تخت افراسیاب

شمارهٔ ۷: طراز محفل ایجاد میرزا احمد - توئی که ملک جهان خالیت زمانند است

شمارهٔ ۸: خار گلزار جهان آقا فلان - ای که بخلت نیست محتاج ثبوت

شمارهٔ ۹: به شخصی آشنا گفتم حدیثی - که با بیگانگان نتوان سخن گفت

شمارهٔ ۱۰: مهین کره ی میر عبدالغفور - یقین است کز زمره ی ناس نیست

شمارهٔ ۱۱: هزار افسوس از فاطمه که دست اجل - گل وجودش بر دوحه ی حیات نهشت

شمارهٔ ۱۲ - شعر شاعر: کس را جمال نقش به جز حسن حال چیست - وان را که حسن حال نباشد کمال چیست

شمارهٔ ۱۳ - معما بنام زر و مدح: چیست آن لعبت که زیبا شکل و نیکو منظر است؟ - منظرش چون وصل زیبا منظران جان پرور است

شمارهٔ ۱۴: فلک جناب و ملک رتبه میرزا احمد - توئی که مرحمتت روح را کند تفریح

شمارهٔ ۱۵ - مدح و تاریخ: خان زمان یگانه ی دوران علی نقی - کآمد به بذل وجود و سخا در جهان فرید

شمارهٔ ۱۶ - عقده ی دل: در طالعم اقتضای فرزند - غم نیست مرا اگر نباشد

شمارهٔ ۱۷: ای فلک جاه ملک رتبه که در زیور و زیب - گوش چرخت زنعال سم ابرش باشد

شمارهٔ ۱۸: گویند که در قریه ی فین کآب و هوایش - مستحسن اطباع و پسند سلق افتد

شمارهٔ ۱۹: خان بزرگ خطه ی شروان اگرچه فخر - بر میر گنجه والی تفلیس می کند

شمارهٔ ۲۰: جناب واعظ و مفتی کز آن دو گر گویم - صفات نیک فزون از شماره خواهد شد

شمارهٔ ۲۱: که گوید از من آزرده دل با بی وفا یاری؟ - که نه کس جز فنون بی وفائی کرد ارشادش

شمارهٔ ۲۲: فرید دهر آقا خان که بودش - عیان شخص بزرگی از شمایل

شمارهٔ ۲۳: شرم از ابروی آن ابرو کمان کرد آسمان - زان هلال عید را امشب نهان کرد آسمان

شمارهٔ ۲۴: امیر فلک آستان فخر گیتی - خدیو ملک پاسبان خان دوران

شمارهٔ ۲۵: فرمانروای گردون رفعت علی نقی خان - کایوان همت اوست برتر ز سقف گردون

شمارهٔ ۲۶: خان جم شوکت خدیو آسمان رفعت حسین - آنکه ساید رایت جاهش به فرق فرقدان

شمارهٔ ۲۷: بعد قرنی خواستم تقویمی از سال جدید - از توای سر خیل ارباب نجوم آقا حسین

شمارهٔ ۲۸: خان فلک اجلال حسین آنکه بنا کرد - محکم تر از ارکان بهشت این دو سراچه

شمارهٔ ۲۹: شاها بقای عهد شباب از شراب خواه - بهر درنگ عمر ز ساقی شتاب خواه

شمارهٔ ۳۰: سلطان چرخ از ماه نو بر فرق افسر یافته - وز موکب عید صیام آفاق زیور یافته

شمارهٔ ۳۱ - تبریک عید و مدح: جابر ایوان حمل زینب ده خاور گرفته - یا مکان بر تخت جم شاه فریدون فر گرفته

شمارهٔ ۳۲ - معما در وصف خورشید و مدح: چیست آن لعبت که دهر از منظرش زیور گرفته؟ - گر چه برقع از سه نیلی پرده بر منظر گرفته

شمارهٔ ۳۳ - مدیحه: از جرعه جام گوهری لؤلؤ لا لا ریخته - یا دست ساقی بر ثری عقد ثریا ریخته

شمارهٔ ۳۴ - تبریک عید و مدح: عید است و بر کاخ حمل زد تکیه شاه خاوری - چون خسرو کیوان محل بر صدر تخت گوهری

شمارهٔ ۳۵: فرید روی زمین زین عابدین که رخت - به چرخ عزو شرف کرده مهری و ماهی

شمارهٔ ۳۶: فلان گنده بینی را نظر کن - که او را غیر خود بینی نبینی

شمارهٔ ۳۷: جهان علم و بحر فضل و کوه حلم ای کآمد - سپهر مجد و برج فضل را قدرت ثریائی

شمارهٔ ۳۸ - مرثیه درباره ی فوت صباحی بید گلی: هزار افسوس از حاجی سلیمان صباحی آن - که صبح معرفت را بود رایش مهر تابانی