گنجور

غزل ۸

 
سعدی شیرازی
سعدی » دیوان اشعار » غزلیات
 

ز اندازه بیرون تشنه‌ام ساقی بیار آن آب را

اول مرا سیراب کن وآنگه بده اصحاب را

من نیز چشم از خواب خوش بر می‌نکردم پیش از این

روز فراق دوستان شب خوش بگفتم خواب را

هر پارسا را کآن صنم در پیش مسجد بگذرد

چشمش بر ابرو افکند باطل کند محراب را

من صید وحشی نیستم در بند جان خویشتن

گر وی به تیرم می‌زند استاده‌ام نشاب را

مقدار یار همنفس چون من نداند هیچ کس

ماهی که بر خشک اوفتد قیمت بداند آب را

وقتی در آبی تا میان دستی و پایی می‌زدم

اکنون همان پنداشتم دریای بی پایاب را

امروز حالی غرقه‌ام تا با کناری اوفتم

آنگه حکایت گویمت درد دل غرقاب را

گر بی‌وفایی کردمی یرغو به قاآن بردمی

کآن کافر اعدا می‌کشد وین سنگدل احباب را

فریاد می‌دارد رقیب از دست مشتاقان او

آواز مطرب در سرا زحمت بود بواب را

«سعدی! چو جورش می‌بری نزدیک او دیگر مرو»

ای بی‌بصر! من می‌روم او می‌کشد قلاب را

 

🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | طیبات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

همایون شجریان » ایران من » تصنیف قلاب

همایون شجریان » ایران من » مقدمه قلاب و آواز قلاب

همایون شجریان » ایران من » تصنیف قلاب اسپاتیفای

همایون شجریان » ایران من » مقدمه قلاب و آواز قلاب اسپاتیفای

🎜 معرفی آهنگهای دیگری که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

تصاویر مرتبط در گنجینهٔ گنجور

کلیات سعدی مصور و مذهب نسخه‌برداری شده در ۹۳۴ هجری قمری شیراز » تصویر 454 کلیات سعدی مذهب و مصور نسخه‌برداری شده در ۹۲۶ هجری قمری » تصویر 507 کلیات سعدی به تصحیح محمدعلی فروغی، چاپخانهٔ بروخیم، ۱۳۲۰، تهران » تصویر 615

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۸۶ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

رسته در ‫۱۰ سال و ۱۱ ماه قبل، دو شنبه ۲۹ شهریور ۱۳۸۹، ساعت ۱۰:۴۸ نوشته:

بیت 6
غلط: درآیی
درست: در آبی
---
پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.

 

پیام در ‫۹ سال و ۹ ماه قبل، چهار شنبه ۲۷ مهر ۱۳۹۰، ساعت ۱۴:۴۰ نوشته:

در مصرع دوم بیت آخر بعد از " می روم" یک علامت سوال خواندن و درک معنی بیت را تسهیل می کند.

 

مهدی در ‫۹ سال و ۲ ماه قبل، سه شنبه ۲ خرداد ۱۳۹۱، ساعت ۱۵:۳۵ نوشته:

در مصرع آخر بعد از «می روم» باید علامت سؤال گذاشته شود!

 

مهدی مقیسه در ‫۸ سال و ۱۱ ماه قبل، دو شنبه ۶ شهریور ۱۳۹۱، ساعت ۱۰:۱۸ نوشته:

در بیت هشتم مصرع اول، کلمۀ "یرغو" باید از "قاآن" جدا شود به این صورت:
گر بی‌وفایی کردمی یرغو به قاآن بردمی
و در مصرع دوم نیز "سنگ" و "دل" دو کلمۀ مجزا نیست بلکه "سنگدل" است و باید پیوسته نوشته شود.

 

صفورا در ‫۸ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۷ بهمن ۱۳۹۱، ساعت ۲۱:۰۹ نوشته:

روز فراق دوستان شب خوش بگفتم خواب را
آیا «شب خوش بگفتم خواب را» به این معنی است که با خواب خداحافظی کردم (از روزی که دوستان رفتند دیگر خواب به چشمانم نمی‌آید)؟

 

رضا سعدی در ‫۸ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۴ خرداد ۱۳۹۲، ساعت ۱۴:۲۲ نوشته:

بله، شب خوش بگفتم خواب را، یعنی خواب را بدرود گفتم؛ «روز» هم در معنای کلی روزگار(شب و روز) به کار رفته.

 

شکوه در ‫۸ سال و ۱ ماه قبل، چهار شنبه ۵ تیر ۱۳۹۲، ساعت ۰۰:۳۹ نوشته:

نشاب همان تیرانداز است و رامی

 

شکوه در ‫۸ سال و ۱ ماه قبل، چهار شنبه ۵ تیر ۱۳۹۲، ساعت ۰۰:۴۳ نوشته:

آبی تا میان یعن آب که عمق و ژرفای آن تا کمر باشد و پایاب هم بخش کم عمق آب است و بی پایاب هم داریم که به معنی گود است

 

علی شیرازی در ‫۱ روز قبل، شنبه ۲ مرداد ۱۴۰۰، ساعت ۲۰:۳۵ پاسخ داده:

درود بر همه دوستان

به گمان من «پایاب» در اینجا به معنی کرانه و ساحل است و بی‌پایاب به معنی بی‌کران.

 

شکوه در ‫۸ سال و ۱ ماه قبل، چهار شنبه ۵ تیر ۱۳۹۲، ساعت ۰۰:۵۲ نوشته:

بی پایاب مرا به یاد در امواج سند میاندازد از دکتر مهدی حمیدی شیرازی .موضوعش ایستادگی و پایداری جلال الدین خوارزمشاه است در مقابل حمله مغول و بسیار زیبا ست آنجا که میگوید چو بگذشت از پس آن جنگ دشوار
از آن دریای بی پایاب آسان
به فرزندان ویاران گفت چنگیز
که گر فرزند باید بای این سان
واقعا زیباست به دوستانم توصیه میکنم بخوانند حتما

 

امین کیخا در ‫۸ سال و ۱ ماه قبل، چهار شنبه ۵ تیر ۱۳۹۲، ساعت ۰۰:۵۸ نوشته:

گدار یعنی پایاب و جایی از اب که می شود گذشت از ان و بی گدار به اب نزن یعنی بی مسیر گذر مطمئن کاری نکن . به انگلیسی ford که نام شرکت ماشین سازیی می باشد یعنی از اب گذشتن و گدار معنی میدهد .

 

شکوه در ‫۸ سال و ۱ ماه قبل، چهار شنبه ۵ تیر ۱۳۹۲، ساعت ۰۸:۱۵ نوشته:

با سپاس بله گدار همان پایاب است که در گویش بختیاری بسیار پرکاربرد است خاصه در فرهنگکچ نشینی همه گدارها را با همه مختصاتشان میشناسند مثلا گدار اندیکا یا گدار دولاب یاگدار خانی و...

 

دکتر ترابی در ‫۷ سال و ۴ ماه قبل، چهار شنبه ۱۳ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۰۵:۰۵ نوشته:

گدار اگر در رود باشد پایاب است ورنه گردنه است در کوهستان.
پایاب گذرگاه آب است و بخشی از کاریز(قنات) که روباز است پیش از رسیدن به دهانه (مظهر) قنات.

 

غلامرضا حیدری در ‫۶ سال و ۵ ماه قبل، دو شنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۰۲:۰۸ نوشته:

در بیت سه مصرع دو اشاره ی بسیار زیبایی به محراب و ابرو داشته ، و وجه شبه هلالی بودن هر دو می باشد.

 

فرشته در ‫۶ سال و ۲ ماه قبل، یک شنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۳۹۴، ساعت ۰۷:۲۴ نوشته:

با سلام
میشه بیت آخر رو برام معنی کنید ؟می خوام بدونم آیا به این معنی نیست که طرف با دست پس می زنه و با پا پیش می کشه ؟
بسیار ممنونم

 

در ‫۶ سال و ۲ ماه قبل، چهار شنبه ۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۴، ساعت ۰۰:۱۳ نوشته:

گر بیوفایی کردمی یرغو به قاآن بردمی

 

مانی ا. در ‫۶ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۲ خرداد ۱۳۹۴، ساعت ۰۸:۲۷ نوشته:

در شگفتم که عظمت مصرع آخر و نهیب «ای بی‌بصری»ی که سعدی به خود ‏می‌زند، تابه‌امروز طومار فلک را درهم نپیچیده است.‏

 

شایق در ‫۶ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۱۶ خرداد ۱۳۹۴، ساعت ۲۰:۱۰ نوشته:

با سلام بیت اخر بدین معنی است که به سعدی نصیحت میکنند که دنبال او نرو تو که از او جز ازار چیزی ندیدی سعدی در جواب می گوید ای بیخبر من به دنبال او نیستم بلکه در قلاب اویم او مرا میکشد یعنی خدا باید توفیق دهد تا عاشقش شوی وگرنه تلاش تو بجایی نرسد

 

شایق در ‫۶ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۱۶ خرداد ۱۳۹۴، ساعت ۲۰:۱۴ نوشته:

باسلام در مصرع اخر باید بعد از ای بی بصر من می روم علامت سوال گذاشته شود تا شعر درست خوانده شود

 

ارش در ‫۵ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۳ اردیبهشت ۱۳۹۵، ساعت ۲۳:۵۱ نوشته:

منظور از گر بیوفایی کردمی یرغو به قاان بردمی کان کافر اعدا می کشد وین سنگدل احباب را؟؟؟
این جا کافر به چه کسی برمی گردد و کلا معنی کلی این بیت چیست...پیشاپیش سپاسگزارم اگر بزرگواری راهنمایی کند

 

سیدمحمد در ‫۵ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۴ اردیبهشت ۱۳۹۵، ساعت ۰۱:۰۳ نوشته:

آرش جان
بزرگواری از شماست
گمان می کنم مانای این بیت
گر بیوفایی کردمی یرغو به قاان بردمی
کان کافر اعدا می کشد وین سنگدل احباب را
این باشد :
می گوید اگر بی وفا بودم دادخواهی ام را به قاآن میبردم ، یعنی بی وفا نیستم و نبردم
که کافر دشمن را می کشد ولی آن صنم دوستان را
زنده باشی

 

مینا مرادی در ‫۴ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۱۹ آذر ۱۳۹۵، ساعت ۲۱:۳۲ نوشته:

درود.
گویا شیخ رابطه ی عمیق و ویژه ای با ساقی داشته است...
چرا که بی پرده و بی پروا از ساقی می خواهد جام نخست می را به او بنوشاند و خمارش را بشکند!به دیگر سخن شیخ می خواهد ساقی او را بر اصحاب مقدم بدارد...البته این امر به نیاز مفرط جناب شیخ هم بر می گردد. چرا که می فرماید:"ز اندازه بیرون تشنه ام...."

 

گمنام-۱ در ‫۴ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۱۹ آذر ۱۳۹۵، ساعت ۲۱:۴۱ نوشته:

..........
کان کافر اعدا می کشد، واین سنگدل احباب را
چنین است خلق و خوی خوبان سنگدل
.......بیداد نیکوان همه بر آشنا رود

 

مینا در ‫۳ سال و ۱۰ ماه قبل، یک شنبه ۵ شهریور ۱۳۹۶، ساعت ۰۸:۱۵ نوشته:

کسی میداند تضمین بیت آخر از کیست؟ (همان مصرعی که در گیومه گذاشته شده)

 

آتنا در ‫۳ سال و ۹ ماه قبل، یک شنبه ۲۶ شهریور ۱۳۹۶، ساعت ۲۰:۲۰ نوشته:

وقتی در آبی تا میان دستی و پایی می‌زدم
اکنون همان پنداشتم دریای بی پایاب را
میشه این بیت رو معنی کنید لطفا؟

 

۷ در ‫۳ سال و ۹ ماه قبل، یک شنبه ۲۶ شهریور ۱۳۹۶، ساعت ۲۳:۳۴ نوشته:

1-وقتی در آبی تا میان دستی و پایی می‌زدم
2-اکنون همان پنداشتم دریای بی پایاب را
1=یک زمانی در آبی که تا میانم(کمرم) بود دست و پا میزدم(دلم خوش بود عجب شناگری هستم)
2=اکنون همان پنداشتم دریای بی پایاب(عشق) را
به خیال خام گمان میکردم این دریا(دریای عشق) مانند همان دست و پا زدن است(با خود میپنداشتم به هر حال از پس آن برمیآیم)
به زبان امروزی: اما این دریای بیکران عشق و عاشقی کجا و آن جکوزی کجا)
گمان از تشنگی بردم که دریا تا کمر باشد
چو پایانم برفت اکنون بدانستم که دریایی

 

شمس شیرازی در ‫۳ سال و ۹ ماه قبل، دو شنبه ۲۷ شهریور ۱۳۹۶، ساعت ۰۴:۱۵ نوشته:

چو پایابم برفت اکنون بدانستم که دریایی

 

آتنا در ‫۳ سال و ۹ ماه قبل، سه شنبه ۲۸ شهریور ۱۳۹۶، ساعت ۰۰:۳۳ نوشته:

عالی . خیلی تشکر

 

پویا در ‫۳ سال و ۷ ماه قبل، سه شنبه ۱۴ آذر ۱۳۹۶، ساعت ۰۰:۴۳ نوشته:

همایون شجریان در کنسرت ایران من(آذرماه 1396)در آهنگ او میکشد قلاب را این شعر را عالی اجرا کردند.

 

همایون در ‫۳ سال و ۷ ماه قبل، سه شنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۶، ساعت ۰۱:۰۴ نوشته:

ویدئو اجرای زیبای چندی از ابیات این شهر توسط همایون شجریان و دلنیا آرام در کنسرت ایران من:
https://www.aparat.com/v/SYbAM

 

فرشته در ‫۳ سال و ۵ ماه قبل، یک شنبه ۱۵ بهمن ۱۳۹۶، ساعت ۱۴:۵۲ نوشته:

سلام. میشه منو راهنمایی کنید علاقه مجاز این بیت چیه؟
هر پارسا را کان صنم از پیش مسجد بگذرد
چشمش بر ابرو افکند باطل کند محراب را

 

تسلیم در ‫۲ سال و ۱۰ ماه قبل، پنج شنبه ۲۵ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۵:۰۹ نوشته:

1.در پاسخ به فرشته:
را کان صنم از پیش مسجد بگذرد
چشمش بر ابرو افکند باطل کند محراب را
محراب مجاز به علاقه‌ی محلیه و به معنای نماز است.
2.در تایید سخن گدار به معنای گردنه، در اشعار محلی نیز به این معنا دیده می‌شود: از اینجا تا به جهرم پنج گداره/گدار اولش، دیدار یاره...
3.این شعر یکی از شاهکارهای سعدی در مبحث ضمایر رقصان است.

 

امیر در ‫۲ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۱۴ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۰۳:۲۲ نوشته:

سپاس از توضیحات عالی
لطفا معنای بیت چهارم را نیز منت بگذارید

 

سعید ورمزیار در ‫۲ سال و ۸ ماه قبل، چهار شنبه ۲ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۲۱:۱۳ نوشته:

سلام معنا ی بیت 4
حیوانات وحشی برای حفظ جان از دست صیاد فرار میکنند اما من که اینگونه نیستم پس اگر محبوب قصد شکار مرا یا آزردگی مرا دارد از مقابل او فرار نمیکنم و آماده تیر خوردن از تیر انداز که همان معشوق است هستم
چون دلارام می‌زند شمشیر
سر ببازیم و رخ نگردانیم

 

بیتا در ‫۲ سال و ۸ ماه قبل، پنج شنبه ۳ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۱۹:۴۰ نوشته:

لطفا این بیت رو برای من معنی میکنید؛: مقدار یار همنفس جز من نداند هیچکس ماهی که بر خشک اوفتد قیمت بداند اب را

 

۷ در ‫۲ سال و ۸ ماه قبل، پنج شنبه ۳ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۲۱:۲۵ نوشته:

هیچ کس به اندازه من ارزش یار جانی را نداند، ماهی زمانی ارزش آب را میفهمد که به روی خشکی بیفتد.(من آن ماهی هستم که از آب جدا شده ام و دارم از نفس کشیدن می افتم و میمیرم)
یار آب است و من ماهی و جدایی هم خشکی

 

حسین در ‫۲ سال و ۸ ماه قبل، دو شنبه ۱۴ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۱۷:۳۹ نوشته:

با سلام
بیت آخر، تاکید بر دریافت های یکی از عرفای بزرگ و معاصر و محبوسه که در آموزه هاشون تاکید دارن:نه ما؛ که خدا عاشقِ ماست"
تنها عاشقی که قواعد عشق زمینی رو بر هم زده و "در ظاهر" برای معشوق خود ناز و کرشمه و آزار داره و در باطن اما، ماجرا چیز دیگه ایه
": من همه نازم
همه نیاز شو آن لحظه‌ای که ناز کنم
چو ناز را بگذاری همه نیاز شوی
من از برای تو خود را همه نیاز کنم"
عاشقِ نازدار؛ که به یکبار مزد صبر ما رو با "همه نیاز" شدن خودش و از ذیل به صدر بردن ما، عطا خواهد کرد.

 

فرهاد در ‫۲ سال و ۷ ماه قبل، سه شنبه ۲۲ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۱۵:۳۲ نوشته:

یکی دو نفر این نظر را دارند که در سطر آخر بعد از جمله "من می روم " باید علامت سئوال گذاشته شود. جمله خبری علامت سئوال نمیخواهد. ممکن است این ادعا را بکنید که سعدی واقعا این جمله را سئوالی مطرح کرده است ولی با در نظر گرفتن مصراع اول و خطاب "بی بصر" مشهود است که جمله خبری است. ساده تر : سعدی اگر جور از طرف میکشی، بگذار و برو! بابا جان، ای بی بصر،من میرم، طرف ول نمیکنه و قلاب را هی میکشه. امید دارم بزرگ ادیبان از این شرح عامیانه شعر سعدی دلخور نشوند.

 

ممد در ‫۲ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۲ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۱۳:۲۹ نوشته:

منُ یاد حرکت حسین بن علی از مکه به کوفه انداخت.

 

محسن در ‫۲ سال و ۶ ماه قبل، یک شنبه ۲۵ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۰۲:۰۵ نوشته:

شیخ اجل سعدی!با آواز همایون شجریان روحمان را پرواز دادی! دست مریزاد

 

مرتضی در ‫۲ سال و ۶ ماه قبل، سه شنبه ۲۷ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۰۸:۵۶ نوشته:

به نظر میاد سعدی این شعر رو به کسانی گفته که همیشه بیرون گود مدعی اند.
از ماهی گفته که قدر آب (آسایش) رو نمیدونه از شناگر مدعی گفته که هنوز پاش روی زمینه از پارسایی گفته که چشمش به صنم روشن نشده
تو یک کلام این شعر رو به بی بصران گفته.

 

محمد در ‫۲ سال و ۵ ماه قبل، سه شنبه ۱۸ دی ۱۳۹۷، ساعت ۱۲:۴۳ نوشته:

باعرض سلام
معنی کلمه نشاب
و معنی بیت
امروز حالی غرقه‌ام تا با کناری اوفتم
آن گه حکایت گویمت درد دل غرقاب را

 

نیما در ‫۲ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۲۸ دی ۱۳۹۷، ساعت ۲۱:۱۵ نوشته:

خطاب به جناب حسین که فرموده اند مصرع آخر از دریافت های عارفی معاصر و محبوس است ! شگفتا !
باید خدمتشان عارض بشوم که این دریافت و گفتار نخستین بار توسط حضرت بایزید بسطامی، ازبزرگان و والا مقامانِ طریقت و عرفان راستین (تاکید میکنم عرفان و تصوف راستین) در سده ی دوم قمری بر زبان جاری شد
بایزید دوستی خداوند نسبت به خودش را مقدم بر دوستی خویش نسبت به خداوند میدانست
بایزید بسطامی در مناجات های بسیاری در باب این مبحث سخن رانده که از جمله ی آن ها اینست که فرموده اند : " چندین گاه پنداشتم که من او(خداوند) را میخواهم ، خود اول او مرا خواسته بود"

 

محمد فردی در ‫۲ سال و ۴ ماه قبل، یک شنبه ۵ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۱۴:۱۹ نوشته:

مصرع اول بیت آخر که درون گیومه قرار داده شده است از شاعر دیگری نمی باشد بلکه در حقیقت نقل قولی است از ملامتگری که سعدی را به خاطر تحمل جور و جفای محبوب مورد عتاب و خطاب قرار می دهد یعنی مصرع اول سخنی است از قول ملامتگران و مصرع دوم هم جواب سعدی است به ملامت آنان و هردو مصرع نیز اثر طبع استاد سخن سعدی می باشد.

 

مسعود صالحی در ‫۲ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۱۱ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۰۸:۱۹ نوشته:

سعدی در مصراع آخر از رفتن سخن گفته است
رفتن در این مصراع میتواند دو معنی متضاد داشت باشد
بکی رفتن به سمت معشوق و نزدیک شدن به او و دیگری رفتن و دور شدن از معشوق
اگر رفتن را همانگونه که در مصراع قبلش آمده به معنای رفتن به سمت و سوی معشوق و نزدیک شدن به او معنا کنیم در آن صورت علامت سوال باید آورده شود
یعنی داره میگه:
ای آدم بی بصیرت ... فکر کردی که من دارم میروم به سوی او؟... نه... اون هست که من را شکار کرده و داره قلاب را می کشه
خب...
اما معنای دوم این هست که شاعر میگه:
والا من دارم تلاش میکنم و میروم که از او دور شوم ولی اون من را شکار کرده و قلاب را می کشه
بنابراین هر دو میتواند درست باشد...
اما با توجه به مصراع قبلش ، من با معنای اول موافقتر هستم و بنابراین ، قرار دادن علامت سوال از نظر من بهتر و زیباتر هست

 

مهرداد در ‫۲ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۱۱ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۲۰:۳۱ نوشته:

واقعا زیباست.
(در امواج سند)
شعر امواج سند لحن حماسی و با صلابتی داره خوندنش خالی از لطف نیست
به پاس هر وجب خاکی از این ملک
چه بسیار است آن سرها که رفته
ز مستی بر سر هر قطعه زین خاک
خدا داند چه افسرها که رفته

 

دومان در ‫۲ سال و ۲ ماه قبل، دو شنبه ۲ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت ۰۳:۳۸ نوشته:

سلام وقت بخیر میشه بیت اول رو برام معنی کنید، دلیل اینکه میگه اول مرا سیراب کن چیه ، آیا فقط تشنگیه؟

 

محمد در ‫۲ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت ۰۱:۵۷ نوشته:

دوستان ممنون از مطالب آموزنده تان. نمی دانم من بیت شش و مصرع اول رو نمی تونم درست بخوانم یا اشکال وزنی دارد؟

 

محسن ، ۲ در ‫۲ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت ۰۲:۱۸ نوشته:

محمد جان
به خوانش غزل توجه کنی می بینی که وزن درست است

 

سیاه چشم در ‫۲ سال و ۱ ماه قبل، پنج شنبه ۱۶ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۰۹:۱۵ نوشته:

این شعر دقیقا منطبق بر عاشوراست که امام حسین علیه و اصحابه السلام، شوق شهادت را نخست از خدا برای خویش خواسته است. تشنه شهادت است و از پرودگار شربت شهادت را خواهان است. یقین بر کاری که میکند و نیز ابتدا خود قدم به میدان مبارزه میگذارد.

 

هادی در ‫۲ سال قبل، جمعه ۲۱ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۶:۳۲ نوشته:

ممنون از عزیزی که تذکر دادند و ممنون از شما که علامت سوال تعجب و علامت سوال را در بیت آخر اضافه کردید
معنی واقعی بیت با این دو علامت شهود پیدا می کند

 

مبین در ‫۲ سال قبل، شنبه ۲۹ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۲:۱۴ نوشته:

سلام
خطاب به آقا محمد، دو تا نکته: 1.نشاب به معنی تیر ها هست و 2.معنی اون بیت هم این هست که امروز حال افراد غرق شده را دارم زمانی که به کنار (ساحل) افتادم اون موقع حکایت غرقاب رو بهت میگم

 

ریحانه در ‫۱ سال و ۱۱ ماه قبل، یک شنبه ۶ مرداد ۱۳۹۸، ساعت ۰۱:۲۴ نوشته:

سلام.
به نظرم این شعر زیبا مشخصا در مورد حضرت ابوالفضل هستش.

 

عاطفه در ‫۱ سال و ۱۱ ماه قبل، سه شنبه ۸ مرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۱:۱۵ نوشته:

ریاد می‌دارد رقیب از دست مشتاقان او
آواز مطرب در سرا زحمت بود بواب را
و
هر پارسا را کان صنم در پیش مسجد بگذرد
چشمش بر ابرو افکند باطل کند محراب را
با سلام و عرض ادب
میشه لطفا معنی این دو بیت رو بفرمایید

 

عاطفه در ‫۱ سال و ۱۱ ماه قبل، سه شنبه ۸ مرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۱:۱۸ نوشته:

هر پارسا را کان صنم در پیش مسجد بگذرد
چشمش بر ابرو افکند باطل کند محراب را
و
فریاد می‌دارد رقیب از دست مشتاقان او
آواز مطرب در سرا زحمت بود بواب را
میشه لطفا معنی این دو بیت رو بفرمایید

 

۷ در ‫۱ سال و ۱۱ ماه قبل، سه شنبه ۸ مرداد ۱۳۹۸، ساعت ۲۰:۴۲ نوشته:

هر پارسا را کان صنم در پیش مسجد بگذرد
چشمش بر ابرو افکند باطل کند محراب را
آن بت(زیبارو) که از جلوی مسجد بگذرد هر پارسا(اهل مسجد) که چشمش بر هلال ابروی او بیفتد مهراب(هلالی شکل) را بی خیال میشود.
Goodbye mosque
دل و دین از دست میزهد با گذر ابروکمان
فریاد می‌دارد رقیب از دست مشتاقان او
آواز مطرب در سرا زحمت بود بواب را
رقیب:مراقب/بادیگارد
بواب:باب دار/دربان
بادیگارد از دست مشتاقان سمج ابرو کمان فریادش بلند شده است ولی (میدانیم) اگر از درون سرایی بانگ خوش ساز و آواز به بیرون رسید مردمان هجوم می آورند و دربان به دردسر می افتد.

 

مصطفی در ‫۱ سال و ۹ ماه قبل، یک شنبه ۲۴ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۰۱:۳۴ نوشته:

همایون شجریان این غزل سعدی رو زنده کرد انصافا

 

امیر در ‫۱ سال و ۹ ماه قبل، پنج شنبه ۱۱ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۰۷:۲۰ نوشته:

مرتضی برجسته خواننده قدیمی هم در اولین آلبومش این شعر را خوانده، ولی اسم آهنگش را نمیدانم. البته و صد البته که استاد شجریان خیلی خیلی بهتر آن را اجرا کرده.

 

رفیعی در ‫۱ سال و ۸ ماه قبل، پنج شنبه ۲ آبان ۱۳۹۸، ساعت ۰۹:۲۲ نوشته:

یَرغو در واقع نام دادگاه های دورانِ مغول هستش,که در این جا مجازا به معنیِ دعوی و شکایت نامه است
قاآن هم لقبِ شاهانِ مغولی در دورانِ ایلخانان و نوادگان چنگیز هستش که در اینجا مجازا به معنای دادگاهه.
سعدی میگه که اگر نسبت به محبوب بی وفا بودم,شکایتم رو به نزد دادگاه و قاضیِ عموم میبردم,(که اینگونه نیست و شکایت به نزدش نمیبرم)
قاضیِ کافر, کفارِ دینش و دشمنانش رو اعدام میکنه اما محبوب, به جای دشمنان,دوستان رو میکشه!

 

احد در ‫۱ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۲۲ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۰۹:۲۶ نوشته:

شاید بجای ای بی بصر من می روم...
بهتر باشه که ای بی بصر گر می روم....

 

مونا در ‫۱ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۲۹ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۰۳:۲۱ نوشته:

استاد شجریان انقدر زیبا این رو خونده،انقدر زیبا که گوش کنید به یک عالم دیگه خواهید رفت...

 

... در ‫۱ سال و ۲ ماه قبل، سه شنبه ۲ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۱۰:۲۸ نوشته:

در چند جا دوستان اشاره کردند که"نَشّاب" به معنی تیرانداز است . بله درسته اما از نظر من بهتر است در این مصرع" نُشَاب " بخوانیم، به معنای تیرها که بسیار خوش معنی و خوش آهنگتر است

 

... در ‫۱ سال و ۲ ماه قبل، سه شنبه ۲ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۱۰:۴۳ نوشته:

اصلاح حاشیه قبلی :
بهتر است " نُشّاب " بخوانیم

 

بابایی در ‫۱ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۵ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۱۶:۲۵ نوشته:

در میان حاشیه ها شخصی بنام آقای فرهاد، این جمله ؛ (من میروم ای بی بصر) را جمله خبری دانسته اند. وبر این اساس اشاره کرده اند که نباید علامت ؟ گذاشت.
به نظر بنده حق با ایشان است. چرا که در دیگر اشعار سعدی همین مضمون وبا شکل گویا تری دیده میشود.
؛گویند برو زپیش جورش
من میروم، او نمیگذارد.

 

هیرسا در ‫۱ سال و ۱ ماه قبل، پنج شنبه ۸ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۸:۰۳ نوشته:

با سلام بیت پنجم مصراع دوم را نیز همایون شجریان دریکی از تصنیف هایشان اورده اند.


با تشکر. :)

 

امیر کرمانشاهی در ‫۱ سال قبل، شنبه ۱۷ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۲۱:۱۲ نوشته:

با سلام خدمت اهل ادب و شعر با اینکه شعر زیباست ولی من نکته ای در باره این بیت دارم و به نظرم سعدی در مصرع دوم اگر اینگونه می سرود مصرع را موزونتر می کرد.
مقدار یار همنفس چون من نداند هیچ کس
ماهی که بر خشکی فتد، قیمت بداند آب را

 

مهدی مجتهدپور در ‫۱ سال قبل، جمعه ۲۷ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۱۹:۴۵ نوشته:

چرا عده ای علاقه دارند به هر پدیدۀ زیبا، رنگ و روی مذهبی بدهند؟ به گمان من این شعر صرفا وصف زیبایی های زمینی است و ربطی به دین و مذهب و عاشورا و اینها ندارد. چرا می خواهید هر چیز زیبا را خراب کنید؟

 

هادی افشاری در ‫۱۱ ماه قبل، سه شنبه ۴ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۰۹:۰۳ نوشته:

واقعا استاد سخن سعدی بقدری زیبا این شعر رو سروده که به جرات میتوان گفت هیچ کس نمونه آنرا نمیتواند بسراید
بیت اول مصرع دوم نوعی بدعت گذاشته شده که غالبا رسم بر اینست که گفته شود اول به دوستان اب را بده بعد بده بمن اما زیبایی بی نظیر این بیت اینست که میگوید اول مرا سیراب کن وانگه بده اصحاب را،
یا بیت دوم شب خوش گفتن به خواب یک ترکیب بینهایت زیباست

 

رها در ‫۱۰ ماه قبل، سه شنبه ۲۵ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۲۳:۱۳ نوشته:

شاههکاره شاهکار

 

سجاد در ‫۹ ماه قبل، یک شنبه ۲۰ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۰۹:۰۰ نوشته:

سعدی چو جورش میبری دیگر نزدیکش مرو.
اینجا سعدی مورد سرزنش قرار گرفته که دست از عشق بردارد که رنج نبیند
ای بی بصر من میروم؟ او میکشد قلاب را ...
ماهی که به قلاب گیر میکند دیگر اختیاری ندارد
و این ماهیگیر است که قلاب را بالا میکشد
و عشق همچون ماهیگیری ماهی را از آب با بالا میکشد و عاشق از خود اختیاری ندارد
و دیگران بی بصیرتانند که متوجه نمیشوند ...

 

مژده در ‫۸ ماه قبل، پنج شنبه ۱۵ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۱۳:۴۰ نوشته:

حسی که از این شعر دریافت کردم این بود که سعدی پس از غوطه ور شدن در بحر عشق به کنار آب رسیده «امروز حالی غرقه ام تا با کناری اوفتم، آنگه حکایت گویمت غرق دل غرقاب را» ،و الان آنچنان مشتاق تجربه دوباره است که قراری برایش نمانده، «ز اندازه بیرون تشنه ام ساقی بیار آن آب را»
«مقدار یار همنفس چون من نداند هیچ کس» و «روز فراق دوستان شب خوش بگفتم خواب را» با محبوبی همسفر شده که تجربه جدیدی رو براش رقم زده و بعد از اون تجربه و جدایی ، مفهوم دنیا براش تغییر کرده و هر چیزی در این دنیا به یاد محبوب میندازتش و به سمت اون میکشوندش«آواز مطرب در سرا زحمت بود بواب را»
و در آخر این که این اتفاق به یک باره نیافتاده و خود سعدی برای رسیدن به این حال تلاش زیادی کرده «وقتی در آبی تا میان دستی و پایی میزدم» اما خوب تا محبوب نخواد این حال برا کسی میسر نمیشه و اونه که انتخاب میکنه چه کسی رو در این بحر به دنبال خودش بکشونه «او میکشد قلاب را»

 

سما در ‫۸ ماه قبل، یک شنبه ۲ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۱۳:۵۳ نوشته:

لطفا بیت (فریاد می دارد رقیب از دست مشتاقان او/آواز مطرب در سرا زحمت بود بواب را) را معنی کنید. سپاس فراوان

 

شهیار واروژان در ‫۸ ماه قبل، چهار شنبه ۵ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۲۲:۴۸ نوشته:

محمد عزیز در مورد بیت ششم اینگونه است!
دیدی در آبی تا میان، دستی و پایی میزنی
من هم همان پنداشتم، دریای بی پایاب را۔۔۔

 

نورالدین در ‫۷ ماه قبل، پنج شنبه ۱۳ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۰۲:۰۳ نوشته:

به آن دسته از دوستانی که گفتند بیت اخر بعد از «ای بی‌بصر من میروم» علامت سوال میخواهد، باید بگویم شدیدا اشتباه میکنید
و به دوستان زحمتکش سایت هم پیشنهاد می‌کنم با تحقیق بیشتر، این بیت رو تصحیح کنند
سپاس

 

مهرداد در ‫۵ ماه قبل، پنج شنبه ۹ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۲۳:۳۷ نوشته:

البته در مورد بیت "گر بی وفایی کردمی...الخ" در مورد معنی یرغو توضیحی که باید بدم صرف کلمه یرغو معنی دادخواست نمیده : یرغو یکی از فرماندهان مغولان بوده که تو فتح ایران نصیب داشته و هنوز هم در شهرستان مهاباد آذربایجان غربی منطقه ای به نام پردی یرغو (پل یرغو) وجود داره که بر اساس روایت سینه به سینه مردم منطقه پل اولیه روی رودخانه مهاباد بدستور همان فرمانده ساخته شده ( به شخصه برای این شخص هیچ مستندی ندیدم) و قاآن هم همان قوبیلای قاآن شاه یا به اصطلاح مغولان فرمانده ارشد بوده که در سفرنامه مارکوپولو هم نام برده شده ازش و دوران حکومت وی سه کشیش مسیح دین مسیح رو به وی عرضه کردن که داستان مفصلی داره و خواندنیست که به دوستان پیشنهاد میدم حتما بخوانند که با توجه به این جنبه معنی نزدیک انگار فرمانده ( دون رده ) را به مافوق یا به هم مسلک گزارش کردنه ( حکایت از کار بیهوده ) که البته با ظاهر مصراع دوم هم همخوانی داره ولی با توجه به توضیحات اخیر در همین حاشیه متعارض هست ولی صرفا جهت آگاهی دوستان عرض شد و اما فارغ از این بعد تاریخی در مورد کلمه یرغو که بعد از حمله مغول به تدریج مصطلح شده به تناسب فعل وابسته معانی متفاوتی دارد از جمله یرغو خواستن : باز پرسی کردن ، یرغو بردن ( مطابق همین بیت ) دادخواهی کردن به تداول امروزی کاری/موضوعی رو به دادگاه و محاکمه کشیدن
دوشمن کم و کاست بنده را معذور بدارند

 

حامو در ‫۵ ماه قبل، شنبه ۱۱ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۲۰:۱۲ نوشته:

علامت سوال مصرع اخر از کجا امده ، چون بدون علامت سوالم معنی میده

 

پدرام اسلامی در ‫۴ ماه قبل، پنج شنبه ۱۴ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۱۰:۳۲ نوشته:

سلام.بیت آخر علامت سوال ندارد.واقعا بسیار روشن است!چطور سوالی کرده اید؟

 

ناشناس در ‫۳ ماه قبل، دو شنبه ۹ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۱۱:۲۳ نوشته:

فقط این بیت که میگه
مقدار یار هم‌نفس چون من نداند هیچ کس
ماهی که بر خشک اوفتد قیمت بداند آب را

 

مهدی در ‫۳ ماه قبل، جمعه ۳ اردیبهشت ۱۴۰۰، ساعت ۱۸:۲۶ نوشته:

مرتضی برجسته نیز این آهنگ را به نام «ماهی» در سال 1354 خوانده است:
https://youtu.be/9gP5UZmtaPg

 

غزل بختیاری در ‫۱۵ روز قبل، یک شنبه ۲۰ تیر ۱۴۰۰، ساعت ۱۲:۲۸ نوشته:

اون علامت سوال بیت آخر رو بردارید لطفااااااا ،، زیبایی سخن شیخ اجل رو زهرمارمون کردید !!!

مصراع اول سعدی میفرمایید کسی مورد خطابش قرار داده ( این احتمال ضعیف وجود داره که خودش بوده اون خطاب کننده) 

گفته سعدی حالا که داری ازش جور و جفا میبینی سمتش نرو 

مصراع دوم سعدی خطاب کننده رو مورد خطاب قرار داده که بی بصیرت من میرم ( ازش دور میشم ) ولی اون قلاب رو میکشه ...

 

یه سوال ماهی گیر چرا قلاب رو میکشه ؟

بله وقتی قلاب رو میکشه که ماهی داره به سمت مخالف شنا میکنه و میخواد دور شه چون اگه ماهی به سمت ماهی گیر نزدیک بشه اصلا ماهی گیر حتی متوجه نمیشه صید کرده ،،، پس ماهی گیر قلاب رو میکشه چون ماهی داره ازش دور میشه و ماهی گیر میخواد ماهی رو سمت خودش بکشونه 

عاجزانه تمنا میکنم علامت سوال بیت آخر رو بردارید 

 

حمیدرضا در ‫۱۴ روز قبل، دو شنبه ۲۱ تیر ۱۴۰۰، ساعت ۱۱:۱۲ پاسخ داده:

علامت سؤال حذف شد.

 

غزل بختیاری در ‫۱۳ روز قبل، دو شنبه ۲۱ تیر ۱۴۰۰، ساعت ۱۶:۰۶ نوشته:

سپاس گذارم ...

 

nabavar در ‫۱۳ روز قبل، سه شنبه ۲۲ تیر ۱۴۰۰، ساعت ۰۲:۴۰ نوشته:

جناب حمید رضا! 

«سعدی! چو جورش می‌بری نزدیک او دیگر مرو»

ای بی‌بصر! من می‌روم؟ او می‌کشد قلاب را

با علامت سؤال هم معنای خوبی می داد، به خود می گوید که نزدیک یار نرو، ولی باز به خود می تازد  که:ای ناآگاه  مگر من میروم؟ این من نیستم که می روم، اوست که مرا به سوی خود می کشد. درین مانا: عقل گوید مرو که جور بری ،،، عشق گوید بیا کام بری. 

 

حمیدرضا در ‫۱۳ روز قبل، سه شنبه ۲۲ تیر ۱۴۰۰، ساعت ۱۰:۲۵ پاسخ داده:

سپاس، من هم این خوانش را بیشتر دوست دارم و خودم هم آن را به همین شکل روخوانی کرده‌ام.

منتهی متوجه خوانش دیگری که دوستمان اشاره کردند نبودم. مشکل علامتگذاری در این حالت این است که ما را به یک طرز خواندن محدود می‌کند حال آن که یکی از زیبایی‌های نهفته این بیت وجود همان چند طرز درست خواندن است. خوانشهایی که به رغم مطلق گرایی بعضی از دوستان لزوما درست و غلط ندارند و شاید به عمد توسط شاعر با این گونه ابهامات آفریده شده تا زیباییش دو چندان شود.

 

nabavar در ‫۱۳ روز قبل، سه شنبه ۲۲ تیر ۱۴۰۰، ساعت ۰۳:۱۳ نوشته:

گرامی غزل! با پوزش ” سپاسگزار “  درست تر است

 

غزل بختیاری در ‫۱۳ روز قبل، سه شنبه ۲۲ تیر ۱۴۰۰، ساعت ۱۱:۴۰ نوشته:

درود ناباور گرامی از

توجه تون متشکرم ، حق با شماست قطعا، خطای بنده رو ببخشید من حاشیه های شما رو هر جا ببینم دنبال میکنم مشخص هست که سال ها مطالعه و همینطور عطش سیری ناپذیر در مورد شعر دارید و مایه ی افتخار هست که از حاشیه هاتون میتونم استفاده کنم 

بنده هم شعر مینویسم اما فقط مینویسم با وزن و حتی اسم بحور رو هم بلد نیستم ... ، میدونم اطلاعات کمی دارم اما با خرده ذوق شعری که دارم این شعر البته با علامت سوال هم زیباست ولی بدون علامت سوال بسیار زیبا تر  و از شاخصه های شیخ اجل این هستش که یک کلمه اگر در بیت تکرار بشه قطعا دو معنی داره 

و در ضمن صیاد وقتی قلاب رو میکشه که ماهی در حال دور شدن باشه

 

nabavar در ‫۱۲ روز قبل، چهار شنبه ۲۳ تیر ۱۴۰۰، ساعت ۰۲:۳۸ نوشته:

گرامی غزل! اگر توجه کرده باشید نوشته بودم: با علامت سؤال هم معنای خوبی میداد، که هر دو نظر را تأئید کرده بودم. حال که می گویید به شعر علاقه دارید غزلی از ” نیا “ تقدیم به شما:

نگاه دوست

دوسترا آنگوشه ی ابروش مارا خوشترست

کشتی  توفانی  دل  را نگاهش  لنگرست

آنچه  را  در  آسمانت  جلوه گر داری بیار

درزمین مارا دوچشم مهوشش افسونگرست

گر گل باغ تمام عاشقان یاس است و غم

در  گلستان  من  عاشق  همه  نیلوفرست

جز به رخسارش ندارم چشم ، خاطر پُر زِ اوست

در  قیاسش  لؤلؤ لالا  بَرَم   خاکستر ست

روح پرور عالمی  دارد  هوای  کوی دوست

باده ی نوشین دیدارش به سیمین ساغرست

از زبان  بلبل خوشخوان  شنو اسرار دهر

جان عاشق  را امید  زندگانی دلبر ست

سوسن آزاده  پنهان با صبا آهسته گفت

ای خوش آن بندی که چون زنجیر گیسو زیورست

ناله ی شبهای بیداری و چشم پر گهر

ای بسا سِحری کند، بینی که یارت در َبَرست

عود  دل  در آتش  مهرش چه غوغا می کند

ساز او جاننیارا نغمه ی خنیاگرست

 

غزل بختیاری در ‫۱۲ روز قبل، چهار شنبه ۲۳ تیر ۱۴۰۰، ساعت ۱۱:۵۸ نوشته:

ناباور عزیز شما محبت دارید و من سپاس گزارم از شما به همون نحوی که درسته 

اگر مایل بودید آدرس ایمیل بگذارید تا واسه تون شعر ارسال کنم 

متشکرم 

 

nabavar در ‫۱۱ روز قبل، پنج شنبه ۲۴ تیر ۱۴۰۰، ساعت ۰۲:۵۱ نوشته:

گرامی غزل! باکمال میل: nnabavaran@gmail.com

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.