گنجور

حاشیه‌گذاری‌های Nazanin

Nazanin

یک ایرانی ساده هستم. علاقه مند به ادبیات.


Nazanin در ‫۲۵ روز قبل، سه‌شنبه ۲۹ اسفند ۱۴۰۲، ساعت ۰۱:۴۷ در پاسخ به مرتضی دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب » بخش ۴ - گفتار اندر آفرینش مردم:

نخستین فطرت پسین شمار تویی خویشتن را به بازی مدار

درود بر شما دوست گرامی ! 

متاسفانه آقای خالقی مطلق با تصحیح خود نشان دادند که از روح شاهنامه بی خبرند ! 

شمار ، هرگز نمی‌تواند کنایه از روز شمار یا قیامت باشد چرا که وقتی فردوسی حکیم ، در بیان داستان آفرینش ، حکمت و فلسفه ایران باستان را به میان آورده ، نمیتواند به ناگاه ، فلسفه ادیان ابراهیمی در باره روز داوری و قیامت را به میان آورد . چنانکه میدانید در ادیان ابراهیمی ، ابتدا افلاک ، فرشتگان و سپس انسان آفریده شده و اشاره ای هم به جمود و نبات و حیوان نشده ! 

 

Nazanin در ‫۲ ماه قبل، شنبه ۱۴ بهمن ۱۴۰۲، ساعت ۱۸:۴۰ در پاسخ به بابک بامداد مهر دربارهٔ خیام » ترانه‌های خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » دم را دریابیم [۱۴۳-۱۰۸] » رباعی ۱۴۲:

دوست گرامی ، واژه " نگری " در این بیت به معنی نگریستن نیست بلکه به معنای مثال و نمونه ، چشم انداز و مانند اینهاست . حتی می‌توان گفت کوتاه شده نگاره به معنی نقش، شکل یا تصویر است . 

 

Nazanin در ‫۲ ماه قبل، شنبه ۱۴ بهمن ۱۴۰۲، ساعت ۱۸:۳۶ در پاسخ به امید دربارهٔ خیام » ترانه‌های خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » دم را دریابیم [۱۴۳-۱۰۸] » رباعی ۱۴۲:

دوست گرامی ، وجهی که شما بیت را نوشته و میخوانید اشتباه است . 

درست آن اینگونه است : 

گردون ، نگری ز قد فرسوده ماست .

یعنی خمیدگی فلک ، نشانی یا مثالی از قامت خمیده ماست.

 

 

Nazanin در ‫۱ سال و ۲ ماه قبل، سه‌شنبه ۶ دی ۱۴۰۱، ساعت ۱۲:۰۰ در پاسخ به کوروش دربارهٔ مولانا » فیه ما فیه » فصل پنجاه و نهم - مَافُضِّلَ اَبُوْبَکْرٍ بِکَثْرَةِ صَلوةٍ وَصَوْمٍ وَصَدَقَةٍ وُقِرَّ بِمَافِي قَلْبِهِ:

فکر کردم در حال شکایت از اصل بندگی هستید !! 

واقعا در بنده کردن انسانی توسط انسانی دیگر ، چه محبتی نهفته است که حالا بخواهیم سر عدالت در مساوات ، صحبت کنیم ؟! 

 

Nazanin در ‫۱ سال و ۲ ماه قبل، سه‌شنبه ۶ دی ۱۴۰۱، ساعت ۱۱:۵۹ دربارهٔ مولانا » فیه ما فیه » فصل پنجاه و نهم - مَافُضِّلَ اَبُوْبَکْرٍ بِکَثْرَةِ صَلوةٍ وَصَوْمٍ وَصَدَقَةٍ وُقِرَّ بِمَافِي قَلْبِهِ:

این چه محبتی است که انسانی به بندگی انسانی دیگر در آید ؟ 

از کدام محبت صحبت می‌شود؟! 

 

Nazanin در ‫۱ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۳۰ آذر ۱۴۰۱، ساعت ۱۷:۱۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۲:

چقدر عجیب است که این شعر حافظ با این شب یلدای ما در سال ۱۴۰۱ شمسی ، جور می آید ! 

شعر سحر انگیز به این میگویند،  انگار از پس اینهمه سال ، برای  امروز ما سروده است!  

راستی ممکن است لطفا بیت آخر را توضیح بیشتری دهید که منظور حافظ از این بیت چیست ؟ 

 

Nazanin در ‫۱ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۲۵ آذر ۱۴۰۱، ساعت ۱۴:۱۶ در پاسخ به فرهاد دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸:

با توجه به مصرع قبلی، داشتن علامت سوال، بهتر است. زیرا در این مصرع نمی گوید  که بگذار و برو ، ( آنطور که شما نوشته اید ) بلکه میگوید : دیگر نرو ! 

سعدی هم در پاسخ میگوید : مگر من می روم ؟ او قلاب را می کشد ! 

 

Nazanin در ‫۱ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۲۵ آذر ۱۴۰۱، ساعت ۱۴:۰۸ در پاسخ به ریحانه دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸:

حضرت سعدی، سنی بوده اند! 

بنابرین ابو الفضل در شعر ایشان جایی ندارد . 

 

Nazanin در ‫۱ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۳۰ شهریور ۱۴۰۱، ساعت ۱۹:۳۸ در پاسخ به حمید دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » طهمورث » طهمورث:

درست شعر این است : پس آنگه درنگی کنم گردپای! 

 

Nazanin در ‫۱ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۳۰ شهریور ۱۴۰۱، ساعت ۱۹:۳۵ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » طهمورث » طهمورث:

درست مصرع دوم بیت پنجم این است : 

پس آنگه درنگی کنم گردپای! 

به معنی آنکه : پس از پاک کردن جهان از بدیها و گرفتن جهان به رای خود  ، به استراحت بپردازم.

گرد پای به معنی به استراحت پرداختن 

شاهنامه چاپ بیروت ،  استاد بهرام مشیری .

 

 

Nazanin در ‫۱ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۱۰:۰۹ در پاسخ به غزل بختیاری دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » ترجیع بند:

با دوردی متقابل به همه دوستان ! 

سپاس از پاسخی که فرمودید ، 

آنچه تا کنون در باب تاجیکان خوانده ام این است که : تاجیکان ( ایرانیانی ) بوده اند که در اسیای مرکزی ( سغد) زندگی میکرده و برخی مواقع در تقابل با ترکان  ساکن در این ناحیه و فرا تر در حوالی ختن ، قرار داشتند! 

به هر پارسی زبانی ، تاجیک گفته نمیشود ، چنانکه به هر ایرانی هم تاجیک گفته نمیشود . این برداشت بسیار اشتباه از تاجیک است. 

سعدی در این بیت به این تقابل میان ترکان و تاجیکان اشاره دارد و از این تشبیه  و استعاره در شعر خود استفاده کرده است. 

دیگر اینکه : بلی شعر سعدی بسیار ساده است ، به شرط آنکه ما با اشتباه نویسی ، آن را مشکل نکنبم! 

 

 

Nazanin در ‫۱ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۰۹:۴۵ دربارهٔ رهی معیری » چند قطعه » قطعهٔ ۴۹ - باور مکن:

در مصرع دوم ، حور درست است، نه هور! 

حور به معنی زیبا روی است که کاملا در تقابل با دیو ، در این بیت قرار میگیرد ، ولی هور در معنی خورشید یا آفتاب است و ارتباطی با معنای نهفته در بیت ، ندارد. 

هذیان هم همان هذیان است. نمیدانم چرا دوستی، درست آن را هزیان گفته اند! 

 

Nazanin در ‫۱ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۵ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۱۴:۲۷ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب اول در سیرت پادشاهان » حکایت شمارهٔ ۱۶:

با درود ،

تا جاییکه به خاطر دارم ، همواره میگفتند :

دوست " آن باشد" که گیرد دست دوست ! 

در پریشان حالی و درماندگی 

این بیت به همین شکل ، در نامه بهادر خان ، آخرین امپراتور گورکانی در هند ، خطاب به دوستش نوشته شده و تصویر آن در ویکیپدیای پارسی  در مقاله مربوط به بهادر خان، موجود است. 

 

Nazanin در ‫۲ سال قبل، پنجشنبه ۱۹ اسفند ۱۴۰۰، ساعت ۲۱:۴۳ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » فریدون » بخش ۴:

خانم مینو ، 

در شاهنامه سخنان گوناگون و گاه متضاد از زبان شخصیتهای مختلف شاهنامه، بیان می‌شود.  

همانگونه که آن بیت در باره بد یمنی دختر از زبان شاه یمن ، گفته شده ، در چند بیت پایین تر ، چنین میگوید : 

چو فرزند را باشد آئین و فر 

گرامی به دل بر ، چو ماده چو نر 

 

Nazanin در ‫۲ سال و ۱ ماه قبل، سه‌شنبه ۵ بهمن ۱۴۰۰، ساعت ۱۳:۵۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » ترجیع بند:

با سلام،

ممکن است دوستان بفرمایند منظور سعدی در مصرع " ترک تو بریخت خون تاجیک " این است که خود را تاجیک فرض کرده یا کلا از یک تشبیه یا استعاره استفاده کرده است ؟ 

همزبانان تاجیک ، مدام این مصرع را برای اثبات تاجیک بودن جناب سعدی ، مثال میزنند. 

دوم اینکه آیا: 

ای سرو بلند قامت ای دوست 

زیباتر و با معنی تر از : 

"ای سروبلندقامتِ دوست "  نیست ؟ 

آخر "سرو بلند قامتِ دوست" ، چه معنی میدهد ؟ 

 

Nazanin در ‫۲ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۲۷ تیر ۱۴۰۰، ساعت ۲۲:۲۴ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۱۵ - فروختن صوفیان بهیمهٔ مسافر را جهت سماع:

لطفا راهنمایی بفرمایید که چرا در مصرع : 

مر مرا تقلیدشان بر باد داد! 

برای مرا که اول شخص مفرد است، ضمیر " شان " که سوم شخص جمع است ، استفاده شده ؟ 

ایا درست این بیت این نیست : 

خلق را تقلیدشان بر باد داد! 

ای دو صد لعنت بر این تقلید باد ! 

 

Nazanin در ‫۳ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۱۸ دی ۱۳۹۹، ساعت ۰۷:۰۳ دربارهٔ ناصرخسرو » سفرنامه » بخش ۱۲ - قطران تبریزی:

دوستان به قول جناب ایرانی، چگونه ممکن است قطران ، به فارسی شعر بسراید اما فارسی نداند، مشخص نیست آیا واقعا این گفته از ناصر خسرو هست یا نه و یا از سر رقابت ، چنین گفته، حتی اگر این گفته ناصر خسرو درست باشد، ربطی به زبان مردم آن ناحیه ندارد زیرا ناصر خسرو در بخشهای بعدی اظهار می‌دارد که از خوی تا ارمنستان یا طبیس، مردم به زبان‌های پارسی ، تازی و ارمنی، سخن می‌گویند. پس در این نواحی ، زبان پارسی تکلم میشده و بر خلاف گفته سید علی، منشا زبان پارسی بلخ و مرو و نیشابور. نبوده،خاستگاه این زبان چنانکه از نامش بر می اید، سرزمین پارس است.همینطور در بخش هفدهم، ناصر خسرو از عرب زبانی صحبت میکند که قرآن را نتوانست یاد بگیرد! لذا احاطه به زبان ، ممکن است نزد متکلمین آن زبان یکسان نباشد.

 

Nazanin در ‫۳ سال و ۳ ماه قبل، سه‌شنبه ۹ دی ۱۳۹۹، ساعت ۱۷:۱۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴:

آقای عباس ممکنه بفرمائید این غزل :
پیر من و مراد من، شمس من و خدای من را در کدام دیوان پیدا کردید، من هر چه میگردم، پیدا نمیکنم.

 

Nazanin در ‫۳ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۱۳ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۱۰:۲۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۹۷۶:

این رباعی خیام وار است اما نگاه مولوی را دارد، به نظر میرسد رباعی از مولانا یی است که تحت تاثیر رباعیات خیام است.

 

Nazanin در ‫۳ سال و ۹ ماه قبل، دوشنبه ۲ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۲۰:۳۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۶:

جناب جاوید مدرس، دو شرح بر این شعر نوشته اند ، ضمن تشکر از وقتی که برای این مرقوم گذاشته اند دو نکته قابل تصحیح است.
اول : در شرحی که خودشان مرقوم کرده اند، معنی خلوتی نافه گشای را ، گوشه نشین مشکل گشا معنی نموده اند در صورتیکه معنی نافه گشا ، بر میگردد به عطر آگین کردن ! در واقع منظور حافظ از تشبیه " خلوتی نافه گشای" خودش و شعرش میباشد، شعر خود را عطر اگین و مفرح تشبیه نموده است که بسیار هم نیکو و به جاست و خلوتی هم در دو معنی است، یکی محرم اسرار و دیگری گوشه نشین.
دوم : در شرح جلالی بر حافظ، در بیت سوم که حافظ می فرماید: که ز صحرای ختن ، آهوی مشکین آمد، آهوی مشکین، همچنان که گفته شده، مراد شاه شجاع است اما مراد از صحرای ختن، شیراز نیست بلکه اشاره ایست به جد مادری شاه شجاع که شاهزاده خانمی از نسل قراختاییان بوده است. در واقع با این بیت به درستی میتوان استدلال کرد که این شعر در مورد شاه شجاع و رسیدن او به سلطنت گفته شده و معانی عرفانی که از این ابیات ، استدلال میکنند، صرفا برداشت شخصی خواننده یا صاحب نطر است.

 

۱
۲
sunny dark_mode