گنجور

حاشیه‌ها

مهری رزم‌جو در ‫۴ سال و ۸ ماه قبل، سه‌شنبه ۹ شهریور ۱۴۰۰، ساعت ۰۹:۳۵ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۱۶:

یرلیغ‌: فرمان و اجازه پادشاه. قَلان: خراج ایلخانی، سرانه. یاسه: خواهش و آرزو، میل و تمنا. 

مهری رزم‌جو در ‫۴ سال و ۸ ماه قبل، سه‌شنبه ۹ شهریور ۱۴۰۰، ساعت ۰۹:۱۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۱۵:

جامه‌دران: نام نوائی است از جمله مصنفات نکیسا. او این نوا را چنان پر شور نواخت که شنوندگان از شعف و شوق جامه و گریبان خود می‌دریدند. دراین بیت نی را نوازنده چنین نوائی می‌شناسد. 

امیرشریعتی در ‫۴ سال و ۸ ماه قبل، سه‌شنبه ۹ شهریور ۱۴۰۰، ساعت ۰۴:۳۱ دربارهٔ رودکی » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۱۰۷:

افروشه نوعی حلواست

و

شنوشه به معنای بادی که با شتاب از بینی خارج میشود یا همان عطسه

امیرشریعتی در ‫۴ سال و ۸ ماه قبل، سه‌شنبه ۹ شهریور ۱۴۰۰، ساعت ۰۴:۲۶ دربارهٔ رودکی » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۱۱۰:

درونه همان کمان حلاجی است.

مصطفی در ‫۴ سال و ۸ ماه قبل، سه‌شنبه ۹ شهریور ۱۴۰۰، ساعت ۰۱:۰۱ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۲۸:

آن رفت که می‌آمد از دست مرا کاری... چقدر زیبا

Ouchen در ‫۴ سال و ۸ ماه قبل، دوشنبه ۸ شهریور ۱۴۰۰، ساعت ۲۲:۰۲ در پاسخ به مصطفی دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۸:

🤦🏻‍♂️ از سینه ی معشوق شیر معرفت بنوش؟

توکل در ‫۴ سال و ۸ ماه قبل، دوشنبه ۸ شهریور ۱۴۰۰، ساعت ۱۶:۵۸ در پاسخ به کامران دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱:

 اینکه این بیت در اول دیوان شعر حافظ است برای این است که اشعار به ترتیب حروف الفبا در دیوان ها گردآوری و چاپ میشه و مشخص نیست که این غزل اولین غزل سروده شده حافظ باشد دیوان حافظ هم بعد از درگذشتش جمع آوری شده 

آصف در ‫۴ سال و ۸ ماه قبل، دوشنبه ۸ شهریور ۱۴۰۰، ساعت ۱۶:۴۴ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۱۵۳ - تفسیر این آیت که وَ إِنَّ الدّارَ الآخِرةَ لَهیَ الحَیَوانُ لَوْ کانوا یَعْلَمونَ کی در و دیوار و عرصهٔ آن عالم و آب و کوزه و میوه و درخت همه زنده‌اند و سخن‌گوی و سخن‌شنو و جهت آن فرمود مصطفی علیه السلام کی الدُّنیا جیفةٌ وَ طُلّابُها کلابٌ و اگر آخرت را حیات نبودی آخرت هم جیفه بودی جیفه را برای مردگیش جیفه گویند نه برای بوی زشت و فرخجی:

همچنانکه دو دوست عزیز بالا اشاره کردند ، در بیت ۳۶۲۳ /دفتر ۵- بیت ۱۳ در این صفحه ( مطابق مثنوی به تصحیح محمد علی موحد ) 

آن سبد خود را چو پُر از آب دید
کرد استغنا و از دریا برید

که اینجا در مصراع اول سپد نوشته شده که در باره سبد و سپد خیلی بحث نیست مهم در مصراع دوم ، « دال » کرد است که در نوشتار شما جا افتاده است. 

کوروش در ‫۴ سال و ۸ ماه قبل، دوشنبه ۸ شهریور ۱۴۰۰، ساعت ۱۲:۱۳ در پاسخ به کاظم دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۱۰۱ - رجوع کردن به قصهٔ آن پای‌مرد و آن غریب وام‌دار و بازگشتن ایشان از سر گور خواجه و خواب دیدن پای‌مرد خواجه را الی آخره:

اگر با مولانا آشنا باشید متوجه میشید که ایشون بارها گفتن این جهان به خاطر غفلت سرپا هست که در این غفلت هم مصلحتی هست یعنی حق میخواد هم این دنیا باشه هم اون دنیا بنابراین پرده های غفلت نباید از بین بره تا این دنیا باقی بمونه و ما مشغول بازی های کودکانه خودمون باشیم

حنّان در ‫۴ سال و ۸ ماه قبل، دوشنبه ۸ شهریور ۱۴۰۰، ساعت ۱۱:۰۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۰:

سپاس از تمام دوستان مشتاق و اهل ادب

 

ناهید در ‫۴ سال و ۸ ماه قبل، دوشنبه ۸ شهریور ۱۴۰۰، ساعت ۰۹:۰۵ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۴۹:

درود بر اساتید و دوستان محترم، معنی و مفهوم این شعرو اگر لطف کنید ممنون میشم

عمو سعید در ‫۴ سال و ۸ ماه قبل، دوشنبه ۸ شهریور ۱۴۰۰، ساعت ۰۸:۰۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۸:

این بیت حافظ هم رفت تو لیست بیت هایی که هیچ کس نتونسته  از ابهامش سر در بیاره

تا به غایت ره میخانه نمی دانستم

ور نه مستوری ما تا به چه غایت باشد

من فقط تعجبم از کسانیه که این بیت رو معنی کردن

خوب برادر مگه مجبوری وقتی نفهمیدی چی میگه، میای معنی می کنی

یاد اون بیت حافظ افتادم که حتی حافظ پژوهان هم نفهمیدن ولی متاسفانه کسی اعتراف نکرد:

خواب بیداران ببستی وانگه از نقش خیال

تهمتی بر شبروان خیل خواب انداختی

 

احمـــدترکمانی در ‫۴ سال و ۸ ماه قبل، دوشنبه ۸ شهریور ۱۴۰۰، ساعت ۰۷:۵۰ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۱۷:

دی شانه زد آن ماه خم گیسو را

 

آرش در ‫۴ سال و ۸ ماه قبل، دوشنبه ۸ شهریور ۱۴۰۰، ساعت ۰۲:۵۶ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۳۸۰:

اوج سخنوری صائب تبریزی در این غزل نمایان است 

وقتی این بیت را می‌خوانم ، ناخودآگاه اشک در چشمانم نقش می‌بندد 

عاقلان دیوار زندان رخنه می سازند و من

نقش یوسف بر در و دیوار زندان می کشم

یوسف من دست یافتنی نیست ، من با نقشی از او ، که خود بر دیوار زندان میکشم ، عشق بازی میکنم . عاقلان ، که عاشق نیستند ، خود را از این بند رها کردند و من در کنار نقش یوسف خویش آرام میگیرم . اسیری ، در بند حتی نقش تو والاتر از آزادی و بی تو بودن است .

 

امید در ‫۴ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۷ شهریور ۱۴۰۰، ساعت ۲۱:۲۰ دربارهٔ عطار » پندنامه » بخش ۳۶ - در بیان چار چیز که از خطاهاست:

خیلی بعید میدونم این اشعار زن ستیزانه واقعا از عطار باشند 

خواجه‌وش در ‫۴ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۷ شهریور ۱۴۰۰، ساعت ۱۹:۰۸ دربارهٔ سعدی » مواعظ » مثنویات » شمارهٔ ۳۵:

به گمان مصراع دوم بیت دوم اینگونه باشد:

«درویش مراد خود نیابد»

در اینصورت بامعناتر خواهد بود؛ یعنی تا زمانیکه سلطان در پی مراد خود باشد، درویش به مراد خود دست نخواهد یافت.

ایمان در ‫۴ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۷ شهریور ۱۴۰۰، ساعت ۱۸:۳۵ دربارهٔ رودکی » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۷:

در مصرع آخر، زدیم به جای زدم، درست‌تر به نظر می‌رسد. هم از دیدگاه هماهنگی با مصرع دوم (گشتیم) و هم وزن.

۱
۱۶۵۲
۱۶۵۳
۱۶۵۴
۱۶۵۵
۱۶۵۶
۵۷۲۹