گنجور

حاشیه‌های امـیر شات گان

 

امـیر شات گان


امـیر شات گان در ‫۲ روز قبل، یک شنبه ۳۰ خرداد ۱۴۰۰، ساعت ۱۴:۰۴ دربارهٔ سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۸:

اگر از دیده تحقیق به عالم نگری

عشق و معشوقه و عاشق,دل و دلدار یکیست

تا که من اینچنین بر همگان مینگرم

فَرو فرزانه و فرزادو فریبا,دل و دلبند و دل آرم یکیست

 

امـیر شات گان در ‫۳ روز قبل، یک شنبه ۳۰ خرداد ۱۴۰۰، ساعت ۱۱:۵۲ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۵:

چون بلبل مست راه در بستان یافت

روی گل و جام باده را خندان یافت

 

امـیر شات گان در ‫۳ روز قبل، یک شنبه ۳۰ خرداد ۱۴۰۰، ساعت ۰۶:۳۰ دربارهٔ عطار » بلبل نامه » رفتن مرغان بحضرت سلیمان علی نبینا و آله و علیه السلام و شکایت نمودن از بلبل:

حکایت جالبیست

بیت اول شنیدستم صحیح است.فاصله نباید داشته باشه

 

امـیر شات گان در ‫۳ روز قبل، شنبه ۲۹ خرداد ۱۴۰۰، ساعت ۱۷:۰۶ دربارهٔ رضی‌الدین آرتیمانی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۸:

 

صبا هرگاه وصف آن پری کرد

همه آفاق مهر و مشتری کرد

 

امـیر شات گان در ‫۵ روز قبل، جمعه ۲۸ خرداد ۱۴۰۰، ساعت ۰۷:۵۳ دربارهٔ رضی‌الدین آرتیمانی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۸:

گهی هشیار و گه مست و ملنگم

قلندر مشربم ابدال رنگم

 

 

امـیر شات گان در ‫۶ روز قبل، چهار شنبه ۲۶ خرداد ۱۴۰۰، ساعت ۱۴:۲۲ دربارهٔ انوری » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴:

شعرای اَنوری هم حکایتیست

زری کنایه از زر زرگریست

 

امـیر شات گان در ‫۱۲ روز قبل، جمعه ۲۱ خرداد ۱۴۰۰، ساعت ۱۲:۰۰ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۶۱ - صاحب‌دلی دید سگ حامله در شکم آن سگ‌بچگان بانگ می‌کردند در تعجب ماند کی حکمت بانگ سگ پاسبانیست بانگ در اندرون شکم مادر پاسبانی نیست و نیز بانگ جهت یاری خواستن و شیر خواستن باشد و غیره و آنجا هیچ این فایده‌ها نیست چون به خویش آمد با حضرت مناجات کرد و ما یعلم تاویله الا الله جواب آمد کی آن صورت حال قومیست از حجاب بیرون نیامده و چشم دل باز ناشده دعوی بصیرت کنند و مقالات گویند از آن نی ایشان را قوتی و یاریی رسد و نه مستمعان را هدایتی و رشدی:

از برای مشتری در وصف ماه

صد نشان نادیده گوید بهر جا

مشتری جو که جویان توست!

عالم آغار و پایان توست!

هین مکش هرمشتری را تو بدست

عشقبازم با دو معشوقه بدست

مشتری را صابران دریافتند

چون سوی هر مشتری نشتافند

 

امـیر شات گان در ‫۱۴ روز قبل، سه شنبه ۱۸ خرداد ۱۴۰۰، ساعت ۱۶:۳۹ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۶۱ - صاحب‌دلی دید سگ حامله در شکم آن سگ‌بچگان بانگ می‌کردند در تعجب ماند کی حکمت بانگ سگ پاسبانیست بانگ در اندرون شکم مادر پاسبانی نیست و نیز بانگ جهت یاری خواستن و شیر خواستن باشد و غیره و آنجا هیچ این فایده‌ها نیست چون به خویش آمد با حضرت مناجات کرد و ما یعلم تاویله الا الله جواب آمد کی آن صورت حال قومیست از حجاب بیرون نیامده و چشم دل باز ناشده دعوی بصیرت کنند و مقالات گویند از آن نی ایشان را قوتی و یاریی رسد و نه مستمعان را هدایتی و رشدی:

 آن یکی میدید خواب اندر چله

در رهی ماده سگی بد حامله

ناگهان آواز سگ بچگان شنید

سگ بچه اندر شکم بد ناپدید

شخصی در عالم چله نشینی در سر راه ماده سگی حامله بر سر راهی دید.

صدای توله سگها را شنید ولی آنها معلوم و مشخص نبودند

تعجب کرد که توله سگ در شکم چگونه سروصدا دارد.

آیا کسی تا بحال همچین چیزی را دیده

 

 

امـیر شات گان در ‫۱۴ روز قبل، سه شنبه ۱۸ خرداد ۱۴۰۰، ساعت ۱۵:۲۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۱:

بی نظیره این غزل ولی توضیحات متفاوت