گنجور

حاشیه‌ها

اسیر تهرانی در ‫۴ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۴ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۰۰:۴۷ در پاسخ به Masoud Rahvar دربارهٔ اوحدی مراغه‌ای » جام جم » بخش ۱ - سر آغاز:

Thank you so much for this useful note. I was wondering about the correct rhyme here since "joft" is not suitable and even in Sa'id Nafisie's work a typo or even misrighting is given: "hoft" thank you so much again.

نبی احمدی در ‫۴ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۳ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۲۳:۴۹ دربارهٔ رهی معیری » منظومه‌ها » سنگریزه:

سلام

مصرع اول بیت آغازین، "گهر" بە جای "گوهر" درست است.

کوروش در ‫۴ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۳ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۲۳:۲۸ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۲۳:

نفس خود رایم به غفلت تا به جان درکار شد

گر به جان با نفس کافر برنیایم کافرم

مصرع نخست مشکل داره ؟

کاظم رمضانیان در ‫۴ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۳ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۲۰:۰۰ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۸ - در شکایت از حبس و بند و مدح عظیم الروم عز الدوله قیصر:

در مصرع دوم بیت اول به جای

مرا دارد مسلسل راهب آسا

این بیت هم دیده شده :

مرا در بند دارد راهب آسا

 

 

سیامک یوسفی در ‫۴ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۳ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۱۷:۳۵ در پاسخ به پویا دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۵۴:

کار بلبل غزل خوانی برای گل است و در این راستا بلبل به زبان خود پر آوازه است نه به طی طریق. شنیده ایم که فلان کس بلبل زبانی میکند یا بلبل زبان است. هرگز شنیده اید که فلان کس بلبل طریق است یا بلبل طریقی میکند؟  واژه طریق در بند اول هم با واژه سخن در بند دوم هم گرایی ندارد. بنابر این شاید درست تر باشد اگر بگوییم:

به بستان رو که از بلبل زبان عشق گیری یاد --- به مجلس آی که از حافظ سخن گفتن بیاموزی

 

زهرا zs.javadi@yahoo.com در ‫۴ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۳ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۱۶:۵۰ در پاسخ به امید رهایی دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۵۹:

۶ سال میگذرد و امیدوارم که رهایی یافته اید

ahad.r در ‫۴ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۳ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۱۵:۴۶ دربارهٔ سعدی » بوستان » در نیایش خداوند » بخش ۶ - حکایت:

مراحل سه‌گانه‌ی یقین:

علم الیقین _ عین‌الیقین _ حق‌الیقین

انسان گاهی از دیدن دود، پی به آتش می‌برد که این علم‌الیقین است

گاهی خودِ آتش را می‌بیند که این عین‌الیقین است

و گاهی دستی بر آتش می‌نهد و سوزندگی آن را احساس می‌کند که این حق‌الیقین است.

مقتبس از تفسیر نور ذیل آیه‌ی هفتم سوره‌ی تکاثر

ملیکا رضایی در ‫۴ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۳ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۱۳:۱۴ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۰۵:

...در بهشت تنهایی سخت تر از کویر است...

#دکتر علی شریعتی#

.

.

 

 این حرف دکتر شریعتی بسیار شبیه به بیت آخر این غزل سعدی ست : 

«در چشم بامدادان به بهشت برگشودن نه چنان لطیف باشد که به دوست برگشایی»

.

و همین هست ...کویر که پر از تشنگی ست و پر از سوختگی و پر از تنهایی ...

توصیف زیبایی کویر با همین خیرگی چشمگیرش در آسمان‌های شبش کافی ست و حتی در کتاب آخرین انار دنیا نوشته بختیار علی رمان نویس خوش قلم کرد عراق یا کتاب هبوط در کویر دکتر علی شریعتی هم به چشم میخورد ... ؛با همه سختی ها در کویر تنها بودن بسیار راحت تر و تحملش آسان تر بنماید اگر در بهشت تنها باشی ...به راستی پس از مردن و آغاز حیات در آن دنیا و اگر به حق بهشتی در انتظار بود هر روزه زندگی را در خوشی تکراری ست ؟!یا هر لحظه بی رنج زیستن زندگی ست ؟!

اما چه چیزی اینجا تمایز میدارد کویر را با بهشت را ؟!

آیا خوشی پیوسته و دوری از رنج و درد ؟!؟

 

 

 

و کدام یک زیباتر است ؟... .

مانند یک رویاست ...

بخوابی و بیدار شوی ولی دوست داری کجا باشی؟کرا بینی ؟

بهشت باشی و خوشی و شادی بینی ویا یار بینی ؟!

 

 

 

عاشق جز دیدار یار چه خواهد خواستن ؟!؟

 

هیچ چیز گواراتر از دیدار یار نباشد ... .

نمیدانم ولی تشبیه زیبایی بود که سعدی از بیان عشق عمیقش به کار برده است ... شاید هم به حق عشق خدای را در شعر خود غرق کرده است ...به حق نمیتوان بین این دو یکی را انتخاب نمود ؛

تنها میتوان خواند و غرق شد ...

انعکاس بیت آخر با صدای شجریان واقعا طنین انداز ست و دل را هر دم به لرز می‌اندازد ...

صدایش حتی اگر به یاد آوری باز هم آن اثر را دارد...

سعدی و شجریان بی نهایت آدم را به شور و فریاد وا می‌دارند ...زبان آدمی قفل میشود که چه از توصیف کمالات بگوید که هر چه بگوید یکی باقی میماند... .

درودتان ... .

افسانه چراغی در ‫۴ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۳ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۱۳:۱۴ دربارهٔ سنایی » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۶ - در شکایت روزگار و بی‌وفایی مردم:

رهی به معنی بنده

مجید آزاد در ‫۴ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۳ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۱۳:۰۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۱:

درود بر تمامی عزیزان

با کسب اجازه، برداشت شخصی خودم رو نه به عنوان یک شاعر(چرا که شاگرد کمترینِ این ادبیات کهن هستم)، بلکه از نگاه یک دوستدار شعر، و به زبان محاوره انتشار می‌کنم:

 

کی شعر تر انگیزد خاطر که حزین باشد/یک نکته از این معنی گفتیم و همین باشد

کِی میشه شعری نغز و دلکش سرود تا وقتی که خاطر انسان آزرده‌ست؟ و همین یک نکته که در این مبحث گفتیم، کافیست!

 

از لعل تو گر یابم انگشتری زنهار/صد ملک سلیمانم در زیر نگین باشد

اگر از خیال تو بتونم رها بشم و این رو یه انگشتر فرض کنم، انگار تمام هستی زیر نگینشه(در اینجا مترادف تمام جهان کف دستمه و آسوده خاطرم)

 

غمناک نباید بود از طعن حسود ای دل/شاید که چو وابینی خیر تو در این باشد

اینجا یه جور دلداری دادن به خود یا خود گول زنی هست که میگه خیالی نیست اگه بقیه چی میگن، ناراحت نباش، اصلا شاید راست میگن!

 

هر کو نکند فهمی زین کلک خیال انگیز/نقشش به حرام ار خود صورتگر چین باشد

هرکس از این وادی(منظور شاعر عاشقانه‌های عارفانه‌ست) درک درست و کاملی نداشته باشه، تمام داشته‌های معنویش بی ارزشه و اصلا نمیشه اون شخص رو اهل دل به حساب آورد[یک مثال برای مصرع دوم: حتی اگه اون شخص داوینچی هم باشه، هنرشو درک نکرده و پشیزی نمیارزه!]

 

جام می و خون دل هر یک به کسی دادند/در دایره قسمت اوضاع چنین باشد

منظور اینه که لذت دنیا و خفّت دنیا هرکدومش نصیب کسی میشه و بازی سرنوشت همینه و تا بوده همین بوده(منظور شاعر اینه که خون دل نصیبش شده)

 

در کار گلاب و گل حکم ازلی این بود/کاین شاهد بازاری وان پرده نشین باشد

سرنوشت و سرشت گلاب گل هم اینه که گلاب در دست همه هست مثل شاهد بازاری(جسارتاً منظور از شاهد کسی بوده که تن فروشی میکرده. بی ادبی بنده رو ببخشید)، اما گل اصالتی بزرگ داره و جاش پشت پرده یا بهتر بگم یه مکان در شأن و منزلت خودشه

مثل انگشتر با نگین شیشه که دست هرکسی میتونه باشه، در مقابل انگشتربا نگین الماس صورتی و خوش تراش که مکانش در کلکسیون یا موزه هست

 

آن نیست که حافظ را رندی بشد از خاطر/کاین سابقه پیشین تا روز پسین باشد

کسی نیست که رند بودن حافظ رو از یاد ببره چرا که همه حافظ رو با این صفت میشناسن

صفت بارزی که از گذشته‌ها در حافظ بوده و تا آخر روزگار هم همین خواهد بود

این برداشت شخصی بنده بطور کاملا خلاصه بود که تقدیم نگاه زیبای تمامی عزیزان شد

با تشکر

آزاد

 

 

 

ahad.r در ‫۴ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۳ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۱۳:۰۴ دربارهٔ سعدی » بوستان » در نیایش خداوند » بخش ۵ - مدح محمد بن سعد بن ابوبکر:

بیت دوازده در تصحیح غلامحسین یوسفی چنین آمده:

غم از دشمن ناپسندت مباد

ز دوران گیتی گزندت مباد

Ebrahim Aghamalie در ‫۴ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۳ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۱۱:۴۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۲:

با عرض سلام،

تفسیر جالبی بود از آقای حمزه پور.

وصال در ‫۴ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۳ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۱۱:۱۵ دربارهٔ فیض کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۸:

زیباست.

۱۴۰۰.۰۹.۰۳

'۱۱:۰۴

علیرضا کرباسی در ‫۴ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۳ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۰۸:۱۵ در پاسخ به سعید دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۸۴:

به نظرم میخواد بگه دنیا برای ما خیلی ارزشی نداره و اگه کسی بخواد واسه ما ناز کنه منتشو نمیکشیم و نادیده اش میگیریم

فَر در ‫۴ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۳ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۰۷:۲۵ در پاسخ به رضا دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۸۹:

بسیار ممنون رضا جان از تمام وقتی که گذاشتید در سایت گنجور و تمام دلسوزی که به خرج دادید که از آتش آگاهی و نور معرفت شما اندکی بیدار بشیم و با تاملی بیشتر به اشعار سحرآمیز اندیشه کنیم 

متین سعیدی در ‫۴ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۳ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۰۳:۳۶ در پاسخ به نگین دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۴:

سلام

اینجا سعدی میگه دلیل اینکه ما می‌پذیریم که این زیبارو دهانی هم داره، اینه که گاهی اوقات سخنی میگه (اغراق در ظرافت و کوچکی دهان یار) و همینطور دلیل اینکه ما می‌پذیریم که کمری داره، اینه که بعضی وقتا کمربندی میبنده (اینقد کمر یارش باریکه که اصلا دیده نمیشه(:   )

محسن رضایی در ‫۴ سال و ۵ ماه قبل، سه‌شنبه ۲ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۲۰:۲۱ دربارهٔ نظامی » خمسه » مخزن الاسرار » بخش ۱۳ - گفتار در فضیلت سخن:

سلام شعر قشنگ و با معناییه

محمد هادی روشنی در ‫۴ سال و ۵ ماه قبل، سه‌شنبه ۲ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۱۹:۵۶ در پاسخ به محمد رضا دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۶۰:

سلام این شعر پیر منم جوان منم به خاطر تشابه ریتم ضربتی با اشعار مولانا اشتباه گرفته میشه این برا استاد نسیمی شاعر قرن هشتم هستش قضیه ی این مثل شعر فتاد من استاد فیضه که به اسم مولانا بین مردم پخش شده لطفاً این اشعار لول پایین رو به حضرت مولانا منسوب نکنید 

ممنون 

افسانه چراغی در ‫۴ سال و ۵ ماه قبل، سه‌شنبه ۲ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۱۸:۳۸ دربارهٔ جمال‌الدین عبدالرزاق » دیوان اشعار » مقطعات » شمارهٔ ۱۴۱ - کبر و غرور:

لاجرم دارای گیتی پشه را نصب ...

منصوب به جای نصب درست است.

مصرع دوم ایراد وزنی دارد. ظاهرا حرف یا کلمه‌ای جا افتاده. 

افسانه چراغی در ‫۴ سال و ۵ ماه قبل، سه‌شنبه ۲ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۱۷:۰۵ دربارهٔ جمال‌الدین عبدالرزاق » دیوان اشعار » مقطعات » شمارهٔ ۱۰۴ - سوزیان:

سوزیان به معنی نفع، سود، فایده

۱
۱۵۷۹
۱۵۸۰
۱۵۸۱
۱۵۸۲
۱۵۸۳
۵۷۲۹