توکل در ۴ سال و ۵ ماه قبل، سهشنبه ۲ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۱۶:۳۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۸۹:
چه غزل زیبایی . یادمان باشد در شعر تنها این مهم نیست که شاعر چه گفته است بلکه چگونه گفتن مهم است اگر فقط دنبال معنا و مفهوم و تفسیر باشیم از زیبایی ها و لطافت و احساس شعر غافل میشیم . اگر حافظ و هر شاعری دنبال معنا بود میتونست به نثر بگوید درسته تأثیر شعر خیلی بیشتر از نثر است اما زیبایی و چگونه گفتن شعر مهمه
توکل در ۴ سال و ۵ ماه قبل، سهشنبه ۲ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۱۶:۱۲ در پاسخ به محسن همایون دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۸۹:
عزیز اینقدر حافظ را پیچیده و مرموزش نکنید دقیق معلومه داره معشوقش را میگه که خیلی هم زیباست مثل یک دختر ۱۴ ساله و بیت های دیگه هم گفته که دهنش هنوز بوی شیر میده یعنی تازه افتاده تو کار عشق و دلبری اما استاده
افسانه چراغی در ۴ سال و ۵ ماه قبل، سهشنبه ۲ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۱۵:۲۲ دربارهٔ جمالالدین عبدالرزاق » دیوان اشعار » مقطعات » شمارهٔ ۱۵ - شکوه از درد چشم:
شاعر به چشم درد مبتلا شده و در چشمش آبله یعنی جوشهای ریز زده و طبیب برای درمان آن شیر تجویز کرده.
حمید هاشمی کهندانی در ۴ سال و ۵ ماه قبل، سهشنبه ۲ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۱۴:۲۵ در پاسخ به آذردیماهی دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۴ - از خداوند ولیّ التوفیق در خواستن توفیق رعایت ادب در همه حالها و بیان کردن وخامت ضررهای بیادبی:
الان اعراب باید بگن به ما بگین "عربی" و نگین "عرب" چون "عرب" جَمعه؟
نه آقاجون، ما بهشون می گیم عرب و این اسم قومیت شونه در زبان ما.
حمید هاشمی کهندانی در ۴ سال و ۵ ماه قبل، سهشنبه ۲ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۱۴:۲۳ در پاسخ به آذردیماهی دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۴ - از خداوند ولیّ التوفیق در خواستن توفیق رعایت ادب در همه حالها و بیان کردن وخامت ضررهای بیادبی:
هیچ ایرادی نداره که مردم ایران از کلمه افغانی برای اشاره به مردم افغانستان استفاده کنن.
به این خاطر که هر کشور و ملتی در یه زبان یه اسم داره. مگه ما وقتی می خوایم به مردم کشورهای دیگه اشاره کنیم، باید حتما از کلمه ای استفاده کنیم که خودشون می گن؟ مثلا می گی فرانسز به جای فرانسوی یا می گیم دویچ به جای آلمانی یا می گیم الینکا به جای یونانی؟
aria arian در ۴ سال و ۵ ماه قبل، سهشنبه ۲ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۱۲:۵۸ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب هفتم در عالم تربیت » بخش ۹ - حکایت در فضیلت خاموشی و آفت بسیار سخنی:
درود بر سعدی بزرگ که با صراحت این کار سخیف امر به معروف و نهی از منکر را عین فضولی و سرک کشیدن به کار دیگران دانسته است. در داستان های زیادی این کار سخیف را فضولی خوانده و به صراحت از اینکه امربه معروف ونهی از منکر کرده ابراز پشیمانی کرده. بارها وبارها بزرگان ایران به تعریض و صریح ازاینکارهای سخیف منع کرده اند.همان بهتر که از سرک کشیدن و فضولی کردن به کار دیگران خودداری نمود.
سامان زهتاب در ۴ سال و ۵ ماه قبل، سهشنبه ۲ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۰۳:۱۸ در پاسخ به عباس مشرف رضوی دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۳۵:
کاملا موافق هستم با صحبت شما و اینطور باشد اصلا غزل نیست.
ملیکا رضایی در ۴ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۱ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۲۳:۵۲ در پاسخ به روفیا دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۲۴ - نکته گفتن آن شاعر جهت طعن شیعه حلب:
همچون غزلی از دیوان شمس مولانا ... آنجا از طواف کعبه این پندار شد و اینجا از عزاداری ...بسی همانند این هست ... و همه از یک چیز میگویند و آن این که در دین به عمل نباید گرایید بلکه آن عمل باید نه تنها عملی گردد بلکه با دل و جان انجام شود
مهراد mehradefateh@gmail.com در ۴ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۱ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۲۲:۴۴ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۹:
یعنی بگید یار یعنی چی و چرا با تشکر
مهراد mehradefateh@gmail.com در ۴ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۱ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۲۲:۳۳ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۹:
بین دعوا های آقا بابک و ناشناس می شه شعرو معنی کنید من برا تکلیف ادبیاتم می خوام
فرشید در ۴ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۱ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۲۲:۰۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۴:
مرا از توست هر دم تازه عشقی
تو را هر ساعتی حسنی دگر باد
عشق، شعله ای نیست که خاموش شود. شعله عشق نه تنها خاموش نمی شود بلکه هردم سرکش تر می شود. آنچه کهنه شود عشق نیست. عشق سراسر تازگی است، همیشه نو خواهد ماند. حسن محبوب ازلی بی پایان است و هیچ تکراری در تجلی او راه ندارد.
این دو، تازه های هستی است، عشق عاشقان او و حسن بی تکرار او. این دو با یکدیگر تناسب دارند و هماهنگند. عشق عاشق هردم تازه است و همواره خواستار جلوه های اوست و او تنها معشوقی است که با جلوه اش این عشق بی پایان را پاسخ می گوید. همه هستی، چشمه ای نو و پیوسته جاریست زیرا حقیقت آن گفتگو و نجوایی بین عاشق و معشوق است، عاشقی که با عشق دمادم تازه خویش، چشم به تماشای تجلیات یار دارد و به تماشای حسنش نشسته و یاری که با جلوه پیوسته و تکرار ناپذیرش عشق او را می بیند.
برگرفته از صفحهی اینستاگرام مشرق ساغر
امیرحسین ربیعی در ۴ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۱ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۲۱:۱۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۱۱:
استاد الهی قمشه ای در کتاب گنجینه آشنا در مورد این غزل فرموده اند که :این غزل به منزله یک بسته قرص آرامش بخش برای کسانی است که عزیزی را از دست داده اند.
محسن رضایی در ۴ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۱ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۱۸:۳۹ دربارهٔ عطار » منطقالطیر » فیوصف حاله » حکایت ابوسعید مهنه با قایمی که شوخ بر بازوی او میآورد:
سلام خیلی شعر پرمعنایی یه
امین در ۴ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۱ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۱۸:۱۰ دربارهٔ هاتف اصفهانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۰:
درود
بخش هایی از این شعر رو آقای حمیدرضا ترکاشوند در موسیقی تیتراژ پایانی سریال باخانمان اجرا کردند.
نام آهنگ : ای گمشده دل کجات جویم
در پناه حق
محسن رضایی در ۴ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۱ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۱۷:۵۶ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب چهارم در تواضع » بخش ۲ - حکایت در این معنی:
چه شعر پر معنایی
محسن رضایی در ۴ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۱ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۱۶:۵۶ دربارهٔ عطار » منطقالطیر » فیوصف حاله » گفتار مردی راهبین هنگام مرگ:
با سلام خیلی شعر قشنگیه
یلدا ی. در ۴ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۱ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۱۵:۰۰ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱۴۰ - وصیت کردن رسول صلی الله علیه و سلم مر علی را کرم الله وجهه کی چون هر کسی به نوع طاعتی تقرب جوید به حق، تو تقرب جوی به صحبت عاقل و بندهٔ خاص تا ازیشان همه پیشقدمتر باشی:
در اینجا مولانا به خود محور بودن پیر اشاره دارد که با معیارهای رایج نمی توان او را قضاوت کرد، مثل موسی که به خضر شکایت می کرد . هر کاری او می کند درست هست. تو به جایی خواهی رسید که پیر می آید و تو را می گیرد. خیلی سعادتمندی که پی سراغ تو می آید و صید او می شوی . حالا باید ادب و احترام این مقام را بگذاری و تسلیم شوی. (البته موسی زیر حکم خضر نرفت)
پری در ۴ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۱ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۱۴:۵۲ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب هفتم در عالم تربیت » بخش ۲ - گفتار اندر فضیلت خاموشی:
بیت پنج مصرع دوم اینگونه است: حلاوت نبینی ز گفتار کس . و نیست
pedram jokar در ۴ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۱ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۰۹:۵۸ در پاسخ به نسیم رادمنش دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش ۹۸ - تفسیر کُنْتُ کَنْزاً مَخْفیّاً فَأَحْبَبْتُ اَنْ اُعْرَفَ:
دنیا و آخرت. به نظرم دو کان دو عرصه ی زیست ماست.
افسانه چراغی در ۴ سال و ۵ ماه قبل، سهشنبه ۲ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۱۶:۵۳ دربارهٔ جمالالدین عبدالرزاق » دیوان اشعار » مقطعات » شمارهٔ ۲۲ - پیام بیار: