گنجور

حاشیه‌ها

افشین آرامش در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۳ دی ۱۴۰۰، ساعت ۱۰:۴۶ در پاسخ به تنگ طه دربارهٔ عطار » منطق‌الطیر » آغازکتاب » مجمع مرغان:

احسنت . حالا اگه گفتید سر سلیمان چه بود ؟ کل این اشعار در مدح اوست.

وحید در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۳ دی ۱۴۰۰، ساعت ۱۰:۴۱ در پاسخ به جلاالدین دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۷۲ - جواب گفتن مرید و زجر کردن مرید آن طعانه را از کفر و بیهوده گفتن:

به حیض دختر رزی گرفته ای خمار، وَه     به خمر تلخ عشق ما نظر به امتهان کنی؟    معاصر

احمـــدترکمانی در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۳ دی ۱۴۰۰، ساعت ۰۸:۲۸ در پاسخ به Sepide دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۹۳:

سلام و درود بر شما

بنده مسئول نیستم اما

تفسیر اشعار را باید دیگران بنویسند یعنی یکی مثل جنابعالی بیاید و مفهوم شعر و شاعری را بداند و آن شعری را که معنی و تفسیرش را مینویسد بداند که چیست.

حاشیه ها را بیخیال شوید.بیشتر اشعار را بخوانید واز خود شعر لذت ببرید

احمد رحمت‌بر در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۳ دی ۱۴۰۰، ساعت ۰۸:۰۲ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب هشتم در آداب صحبت » حکمت شمارهٔ ۷۶:

سبیل در اینجا به معنی: وقف، حلال، روا، مباح
سعدی در جای دیگر می‌گوید:
گر بر وجود عاشق صادق زنند تیغ
گوید بکش که مال سبیلست و جان فدا.
yun.ir/hs2r6b

امیر علیزاده در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۳ دی ۱۴۰۰، ساعت ۰۱:۴۷ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۳۱:

حکیم رکنا (مسیح کاشانی):

به صفات آدم اکنون که خدا ستود ما را 

چه غمست از اینکه شیطان نکند سجود ما را 

 

ز نشانِ سنگِ طفلان تن ما گرفته زینت 

فلکیم و خوش نماید بدن کبود ما را

 

همه آتشیم اما ز سیاه‌بختی ما 

بوَد اینکه آه با خود نبرد چو دود ما را

 

تن ما ز پای تا سر شده قفلِ ناامیدی 

به کلیدِ نیک‌بختی نتوان گشود ما را 

 

ز خیال چشم مستی شده ضعف تن بدانسان 

که توان فشرد چون می عدم از وجود ما را

 

به زیان و سودِ گیتی چو «مسیح» دل میالا 

که زیان رسد به گیتی همه جا ز سود ما را.

مهدی در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۳ دی ۱۴۰۰، ساعت ۰۰:۲۲ دربارهٔ سلمان ساوجی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۷:

این رباعی در پیشگاهِ آهنگِ زیبای «یار امان» از «جوره‌بیک قاشی‌اف» آمده است:
پیوند به وبگاه بیرونی

هادی رنجبران در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۳ دی ۱۴۰۰، ساعت ۰۰:۰۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۱۹:

3. جهانِ هست و نیست: مولانا، جهان را پیوسته در تبدّل و زادن و مردن و نو شدن می¬بیند. تمثیل زیر، یکی از وجوه بسیار مهمّ اندیشة دیالکتیکی مولاناست که جنبش و حرکت را ذاتیِ کاینات می¬داند. هر لحظه این جهان نو می‌‌شود و ما می‌‌پنداریم که بی‌‌تغییر است و از نو شدن آن غافل هستیم: «هر نَفَس نو می‌شود دنیا و ما / بی‌خبر از نو شدن اندر بقا» (مثنوی، 1/1144) عُمر همچون جویباری است که نو به نو در حال گذار است، ولی در کالبد آدمیان و موجودات مستمر و دایمی به نظر می‌‌آید: «عمر همچون جوی نو نو می‌رسد / مستمری می‌نماید در جَسَد» (مثنوی، 1/1145). در فیه مافیه هم گفته است: «آدمی را حقّ تعالی هر لحظه از نو می‌آفریند و در باطنِ او چیزی تازه‌تازه می‌فرستد که اوّل به دوّم نمی‌ماند، و دوّم به سوّم، الاّ او از خویشتن غافل است و خود را نمی‌شناسد.» آیة 15 سورة50: «آیا ما از آفرینش نخستین عاجز ماندیم ولی آنها باز در آفرینش جدید تردید دارند.» و در آیة 88 سورة 27: «و کوهها را می¬بینی می¬پنداری که آنها جا ماندند و حرکتی ندارند. حال آنکه با سرعت ابر در حرکت هستند.» عالَم از نظر مولانا چیزی است نامتناهی که همواره روی در گسترش دارد و «هستی» و «نیستی» دو مفهوم متّضادند که از تعارض آنها همة تغییرات در کائنات ظاهر می¬شود. نیستی (= عدم) در نظر او «عدم محض» نیست، بلکه رفتن صورتی است (= عدم) و آمدن صورتی دیگر (= وجود) و باز آن وجود، یعنی صورت ظاهر شده، دوباره معدوم می¬شود و جای خود را به¬صورتی دیگر می¬دهد و این «تبدّل صورت¬ها»ست که دیالکتیک هستی را در خود نمایان می¬کند. و به تعبیر او، اندک اندک در این جهان، «نیستان» می¬روند و «هستان» می¬رسند.

هادی رنجبران در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۲ دی ۱۴۰۰، ساعت ۲۳:۵۵ در پاسخ به همایون دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۷۵:

هیچ نشانی از اینکه مولانا پیش از ملاقات با شمس شعر می سروده در دست نیست.  اگر هم می سروده هیچ نشانی برای این تشخیص وجود ندارد. و آخر اینکه استحکام شناس نیی جان من خطا اینجاست.

Sepide در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۲ دی ۱۴۰۰، ساعت ۲۳:۲۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۹۳:

برای بار چندم از مسئولان گرامی گنجور خواهش می‌کنم تفسیر اشعار رو هم قرار بدن. اینطوری سایت بسیار کامل و پربارتر خواهد بود. با سپاس 

راز پنهان در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۲ دی ۱۴۰۰، ساعت ۲۳:۲۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳:

از آشنایی با این سایت فرهنگی بسیار خوشحالم . خداوند پایه گذاران آن را از آفات روزگار نگه دارد. 

سوشیانت در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۲ دی ۱۴۰۰، ساعت ۲۳:۲۱ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی اورمزد نرسی » پادشاهی اورمزد نرسی:

بخش مهمی از شاهنامه فردوسی که اغلب کمتر مورد توجه قرار میگیره همین بخش ساسان هست متاسفانه.

باید بیشتر بهش پرداخته بشه

احمد خرم‌آبادی‌زاد در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۲ دی ۱۴۰۰، ساعت ۲۳:۰۱ دربارهٔ رودکی » مثنوی‌ها » ابیات به جا مانده از مثنوی بحر متقارب » پاره ۳۱:

خوشبختانه با این شعر بسیار زیبا از رودکی—که اگر زبان پهلوی نمی‌دانی، به ورز (varaz) بگو ماورالنهر—واژه ایرانی برای ماورالنهر مشخص می‌شود.

کوروش در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۲ دی ۱۴۰۰، ساعت ۲۳:۰۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۰۴:

چه شعر عجیبی بود

Afshar Sabour در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۲ دی ۱۴۰۰، ساعت ۲۱:۴۳ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۵۵:

به نظر بنده،منظور خیام به صورت ساده بیان شده،همانگونه که اکثر رباعیات وی نیز اینگونه است

۱-آن را که به صحرای علل تاخته اند،یعنی کسانی که در صحرای بی پایان علت و معلول ها جولان می‌دهند و به اصطلاح می‌تازند و ادعا دارند ۲-بی او همه کارها بپرداخته اند،یعنی تمام کار عالم و ساخت جهان بدون حضور و دخالت آنان(این سری افراد) سرانجام یافته،در  بیت دوم خیام استنتاج خود از جبر و اختیار را تقدیم می کند که تمام آنچه امروز و فردا اتفاق می افتد،ثبت شده و در واقع جبرگرایی خیام در این بیت مشهود می باشد،یا اینکه بیت دوم  اگر اشاره به بیت اول داشته باشد ،اینگونه می شود که آنانی که دنباله رو علت و معلول هستن،به اصطلاح خود دلیل محکم و قوی در گواه سخن خود می آوردند ،در صورتی که فردا مشخص میشود که همه چیز از قبل تعیین شده بوده است 

۱
۱۵۴۷
۱۵۴۸
۱۵۴۹
۱۵۵۰
۱۵۵۱
۵۷۲۹