گنجور

رباعی شمارهٔ ۵۵

 
خیام نیشابوری
خیام » رباعیات
 

آن را که به صحرای علل تاخته‌اند

بی او همه کارها بپرداخته‌اند

امروز بهانه‌ای در انداخته‌اند

فردا همه آن بود که در ساخته‌اند

 

🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 حذف شماره‌ها | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

تصاویر مرتبط در گنجینهٔ گنجور

نسخهٔ چاپی و مصور رباعیات خیام - تصحیح فروغی، تصاویر محمد تجویدی، خط جواد شریفی - امیرکبیر - ۱۳۵۴ » تصویر 37

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۲۵ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

بردیا در ‫۱۱ سال و ۵ ماه قبل، دو شنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۳۸۹، ساعت ۱۱:۴۴ نوشته:

ای کاش کسی این رباعی را کمی تفسیر میکرد! من خیلی کنجکاوم بدانم منظور خیام چیست.

 

فرهاد در ‫۱۰ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۱ آبان ۱۳۸۹، ساعت ۰۲:۲۹ نوشته:

من نظر خودم را مینویسم:
آن را که به صحرای علل تاخته اند- آن خدایی را که اورا علت همه علتها میدانند.
بی او همه کارها بپرداخته اند- 1: دین فروشان بدون در نظر گرفتن او همه کارهای خود را انجام میدهند. یا 2: همه کار دنیا در واقع بدون او انجام میشود.
امروز بهانه ای ساخته اند- دینفروشان از خدا فقط به عنوان ابزار استفاده میکنند.
فردا همه آن بود که در ساخته اند- 3: در حالی که هدف آنها فقط ما اندوزی برای فردا میباشد. یا 4: در حالی که فردا (روز واپسین)باید پاسخگوی کارهای خود باشند.
اگر فاعل مصرع اول و دوم را یکی بگیریم معنی شماره 2 وارد نخواهد بود. همچنین با توجه به سابقه خیام در نفی روز جزا و غیره بسیار بعید است که معنی شماره 4 وارد باشد.

 

حسنکی در ‫۹ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۷ مرداد ۱۳۹۱، ساعت ۱۲:۰۴ نوشته:

به نظر من با توجه به اندیشه ی خیام،دراین شعر منظور از «آن»انسان است.یعنی این که:انسان را دراین جهان پراز علی ومعلولی انداختند وبدون این که نیازی به اوباشد تمام کارها را انجام دادند ودرآفرینش جهان ومخلوقات نیازی به وجود آدم نبوده است.همچنین با توجه به اندیشه ی جبرگرایی خیام در بیت دوم می گوید:انسان وعلت ومعلول ها و...تنها بهانه ای بیش نیست وفردای قیامت مشخص می شود که هرچه خود(خدا)خواسته اتفاق افتاده وانجام گرفته،نه آن چه انسان ودیگران خواسته اند.

 

۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰ در ‫۸ سال و ۸ ماه قبل، چهار شنبه ۴ بهمن ۱۳۹۱، ساعت ۱۲:۴۱ نوشته:

درود:
اگر مطالعه ای پیرامون مباحث نظری از قبیل الاهیات ، دین شناسی و فلسفه داشته باشیم متوجه میشویم که الاهیات و دین شناسی در زمینه ی استدلال مدیون یا وام دار فلسفه هستند با توجه به این که هر کدام به نوعی!
کلید معنای شعر در واژه ی "صحرای علل" است.
منظور از" صحرای علل " همان "علت العلل"_(جوهر یا به زبان یونانی ousia )_ ارسطوئی است که بوسیله ی متکلمان وارد دین پژوهی شده و آنرا برخلاف منظور ارسطو به "خدا" تعبیر کرده اند؛ پس معنای شعر چنین است: (لازم بذکر است به نظر اینجانب حق با فرهاد است با اندکی اختلاف)
موضوع اختلاف در این است:
بهانه خدا نیست بلکه بهانه چیزیست که باعث ساخته شدن خدا میشود و با پذیرش او قرار است که ما نجات یابیم؛ مانند : بهشت و جهنم،رستگاری و سعادت و مجازات دوزخ ،وعده و وعید به ناتوانان و ترساندن توانمندان.

 

محمد در ‫۷ سال و ۲ ماه قبل، پنج شنبه ۹ مرداد ۱۳۹۳، ساعت ۱۲:۲۸ نوشته:

به نظر من هم ترکیب صحرای علل به خدا برمیگرده ، با این توضیح که زیادی براهین موجود برای اثبات خدا به صحرا تشبیه شده

 

کیوان در ‫۵ سال و ۲ ماه قبل، چهار شنبه ۳۰ تیر ۱۳۹۵، ساعت ۰۰:۴۹ نوشته:

آنها که به صحرای علل تاخته اند
درست نیست؟
البته بر پایه عقل ناقصم عرض میکنم نه بر استناد به جایی

 

سعید در ‫۴ سال و ۷ ماه قبل، یک شنبه ۱۰ بهمن ۱۳۹۵، ساعت ۲۱:۰۴ نوشته:

اگر دَر آخرین مصرع را دُر بخوانیم بسیار عرفانی میشه.
آن انسان را که در جهان یعنی صحرای علل آورده اند و او را تحت تاثیر علت ها قرار داده اند.
بدون نیز به انسان همه کارهای عالم را انجام داده اند
در این جهان برای آوردن انسان که این همه علل و رنج بر او حادث می شود، سخن های مختلفی گفته اند
فردا روشن می شود که این علل و رنج ها سبب شده تا او همچون یک دُر ارزشمند شود
با پوزش بسیار از تفسیر من عندی و خودزاده

 

ATA در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، سه شنبه ۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۶، ساعت ۲۲:۵۶ نوشته:

صحرای علل باید همون عالم اسباب باشه
و مضمون شعر به نظر میاد جبر گرایی باشه

 

حسین ذاکری در ‫۴ سال قبل، سه شنبه ۱۴ شهریور ۱۳۹۶، ساعت ۰۳:۵۲ نوشته:

بنده به نظرم این رباعی ممکنه به این صورت بوده باشه:
آنان که به صحرای علل تاخته‌اند
بی او همه کارها بپرداخته‌اند
امروز بهانه‌ای در انداخته‌اند
فردا همه آن بود که دی ساخته‌اند
کسانی که به علم (ابزار علت و معلولی که یکی از پایه های اساسی نگرش علمی به جهان هستی است) حمله برده اند و بدون استفاده از آن سعی در توجیه پدیده های جهان هستی و ساز و کار آن پرداخته اند، امروز توجیه اشتباهی (بهانه) ارایه کرده اند، فردا همان می شود که دیروز ساخته شده (اشاره به نگرش جبری و علت و معلولی حکیم)

 

مصطفی در ‫۳ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۲۹ دی ۱۳۹۶، ساعت ۱۲:۲۵ نوشته:

صحرای علل ، دین و خدای ساختگی می باشد
که روشی برای محدود کردن فکر مردم است که سازنده خود از آن پیروی نمی کنن یا دورش می زنند
بهانه ای ساخته اند همان دین ساختگی است که در آینده پر شاخ و برگ تر می شود ، قضیه همون گربه و دعای بودایی ها

 

کورش در ‫۳ سال و ۶ ماه قبل، دو شنبه ۲۱ اسفند ۱۳۹۶، ساعت ۰۲:۰۹ نوشته:

کسی را که در بیابان پر از مشکل و سختی (کنایه از این دنیا) دوانده اند (یعنی انسان)
همه کارها را بی مشورت با او (انسان) از پیش صورت داده اند
امروز (کسانی) دلیل نابجا می آورند که اینطور نیست
اما فردا همه چیز همانطور خواهد بود که (بی دخالت انسان) برایش درست شده

 

عارف در ‫۳ سال و ۳ ماه قبل، دو شنبه ۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۱۱:۵۷ نوشته:

از دید من منظور شاعر از این شعر این است :
1- آن را که به صحرای علل تاخته‌اند : انسانی را که در صحرایی از علت و معلول انداخته اند (با سوالات زیاد و جواب های گوناگون سرگردان ساخته اند)
2- بی او همه کارها بپرداخته‌اند : بدون دخالت و اجازه خود او (انسان) به این جهان فرستاده اند (ناخواسته و برخلاف میلش این جهان را ساخته اند)
3- امروز بهانه‌ای در انداخته‌اند : امروز با بهانه ای در پی منحرف کردن ذهنش از این پرسش ها و سردرگمی ها هستند (سعی دارند تا بهانه ای برای این کار که او را بدون اختیارش آفریده اند پیدا کنند تا ایرادی نگیرد)
4- فردا همه آن بود که در ساخته‌اند : در نهایت هیچ حاصل و نتیجه ای نیست و همه چیز همان بود که (انسان) میدید (بهشت و جهنمی و قضاوت و آخرتی (بهانه ای) درکار نیست)

 

روشن در ‫۳ سال و ۳ ماه قبل، پنج شنبه ۱۷ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۸:۰۸ نوشته:

آقا فرهاد مصراع‌های اول تا سوم رو درست معنا کردن فقط مصراع چهارم رو اشتباه معنی کردن که اگه درست معنی بشه به راحتی معنای کل رباعی قابله درکه
"فردا همه آن بود که در ساخته‌اند"
در فردا هم از همون بهانه‌هایی که در همون روز (فردا) ساخته‌اند و لازم دارند، استفاده می‌کنند. منظور کلی بیته دوم اینه که بهانه‌ها و دلیل‌های امروز و فرداشون باتوجه به نیازشون (برای فریب دیگران) مرتب تغییر می‌کنه (از دین و مذهب دارن سواستفاده میکنند برا منافع خوشون)
موفق باشید

 

کورش در ‫۳ سال قبل، جمعه ۱۶ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۲۳:۵۳ نوشته:

با آقای ذاکری دربارۀ مصرع آخر موافقم ... مصزع آخر باید این باشد:
فردا همه آن بود که دی ساخته‌اند

تصحیح حاشیه فبلی من:
کسی را که در میدان روابط علت و معلولی (کنایه از این دنیا) دوانده اند (یعنی انسان)
همه کارها را بی مشورت با او (انسان) از پیش صورت داده اند
امروز بهانه ای (=علتی=سببی) در میان انداخته اند
و فردا همه چیز معلول علتی خواهد بود که دیروز ساخته اند

 

حبیب قربانی در ‫۲ سال و ۱۰ ماه قبل، چهار شنبه ۱۶ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۲۲:۱۹ نوشته:

با سلام ، رباعی حاضر مثال دیگر رباعیات حجت الحق خیام ، تمایلات جبرگرایی وی را نشان می دهد و بوی جبر تندی در اوضاع و آفرینش عالم فنا به مشام می رسد . بنده با بیتی از حافظ رباعی مورد گفتگو را معنی می کنم :
چون قسمت ازلی بی حضور ما کردند
گر نه اندکی به وفق مراد است خرده مگیر

 

فیروزه در ‫۲ سال و ۸ ماه قبل، دو شنبه ۱۹ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۲۳:۴۶ نوشته:

انسانی ک در این عالم بیکران آفریده میشه ب عنوان ذره ای از عالم بیکران،و این انسان فکر میکنه اشرف مخلوقاته و در کل عالم برتر ازون وجود نداره،بدون انسان کل این عالم برنامه ریزی شده در صورتی ک انسان اینو نمیدونه ک تحت جبر زندگی میکنه و زندگیش از قبل برنانه ربزی شده،امروز بهانه ای در انداخته اند منظور اینه ک انسان در حال حاضری ک زندگی میکنه چون قدرت انتخاب یکسری چیزهارو داره فکر میکنه از خودش اختیاری داره در صورتی ک اون قدرت انتخاب بهانه ایه تا انسان ندونه ک تحت جبر زندگیش برنامه ریزی شده،فردا همه آن بُوَد منظور اینه ک در صورتی ک طبق برنامه ای ک برای انسان تعیین شده زندگی انسان ب پیش میره

 

رضا ذوالفقاری در ‫۲ سال و ۶ ماه قبل، یک شنبه ۲۸ بهمن ۱۳۹۷، ساعت ۱۹:۱۸ نوشته:

منظور از این اشعار این هست که آنهایی که برای اثبات خدا از صحرای علل یعنی همان علت و معلول استفاده میکنند همان هایی هستند که این بدون نیاز به خدا اینگونه استدلال میکنن پس می تواند جهانم بدون نیاز به خدا به وجود بیاید و تشبیه صحرای علل واژه ی زیباست که به این دست قبیل استدلال ها برای اثبات وجود خدا می آورند چون صحرا بی اب و علف و تقریبا چیزی در خود ندارد پس استدلال علت و معلول چیزی برای اثبات خداوند ندارد و مانند یک صحرا چیزی در خود ندارد و کاملا پوچ است

 

مهرداد پارسا در ‫۱ سال و ۸ ماه قبل، یک شنبه ۲۴ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۱۱:۲۴ نوشته:

به نظرم آقای حسین ذاکری بهتر از همه به اصل موضوع پی برده. این رباعی با این شکل که اینجا درج شده بی معنا و مغشوش به نظر می رسد. در حقیقت شکل درست آن «آناناپ که به صحرای علل تاخته اند» بوده؛ و تاخته اند به معنای اولیه و روشن خود به معنای حمله بردن است. خیام می خواهد بگوید که درنهایت نظم و ماهیت ذاتی جهان فارغ از توصیفاتی ذهنی ما از آن است و در نهایت جهان راه خود را می رود فارغ از خواسته ها و نگرش های مابعدالطبیعی بشر.

 

مهرداد پارسا در ‫۱ سال و ۸ ماه قبل، یک شنبه ۲۴ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۱۱:۲۷ نوشته:

تصحیح: در نوشته بالا: ابتدای بیت «آنان که...« باید باشد.

 

مجی در ‫۱ سال و ۲ ماه قبل، دو شنبه ۹ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۰۳:۵۳ نوشته:

به نظرم مفهوم کلی اش در مورد جبری هس که به انسان تحمیل کردن

 

احمد نیکو در ‫۱۰ ماه قبل، سه شنبه ۱۳ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۲۱:۵۹ نوشته:

متن صحیح بیت دوم بدین صورت می باشد:
امروز بهانه‌ای در انداخته‌اند
فردا همه آن بود که خود ساخته‌اند

 

بهرام مشهور در ‫۹ ماه قبل، دو شنبه ۲۴ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۰۱:۱۲ نوشته:

فردا همه آن بُوَد که در ساخته اند یعنی فردا همه آن می شود (آن دروگ هایی) که امروز ساخته اند. کسانی که فردا می آیند آنها را حقیقت می پندارند.

 

Esmaeili در ‫۶ ماه قبل، شنبه ۳۰ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۰۰:۵۴ نوشته:

در مصراع آخر منظور تثبیت شدن گفته های دین فروشان است در گذر زمان است و اینکه در اوایل بهانه می آورند ولی رفته رفته این بهانه ها به حقیقت مبدل می‌شود

 

میلاد پ در ‫۵ ماه قبل، چهار شنبه ۲۵ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۱۲:۴۵ نوشته:

ببینید دوستان شما باید برای درک این رباعی فلسفه تقدیر گرای و جبر گرایی بشناسید.
منظور از" آن "،خداوند می باشد،که تقدیرگرایان سرنوشت و اتفاقات ،علت معلول ها را از جانب خدا میدانند.و به کلمه تاخته اند دقت بفرمائید که منظورش این است که این جماعت تقدیرگرا اینو نسبت داده اند به خداوند. ی بار منفی هم دارد نوعی نقد کردن.
بدون او کارها رفتار ها کرده اند و میکنند ،قصد دارد مختار بودن انسان(تقدیرگرایان) در رفتار و اعمالش را برساند بر خلاف عقیده شان.
صحرای علل ، صحرا منطقه ای وسیع بی آب علف و خشک طاقت فرسات. علل و صحرا کنار هم قرار میدهد برای وسعت علت ها و معلول هاست ،البته این زمانی دک میکنید که جهانبینیتون به ماندد خیام بزرگ و خاص باشد.
امروز بهانه یی در انداخته اند فردا همه آن بود که در ساخته اند . دارد به علت معلول اشاره میکند که معلول فردات نتیجه علت های امروزت است.
در کل تقدیرگرایان را نقد میکند.

انسانها بر آینده خود تاثیر گذار هستند اما چه میزان؟درصد این تاثیر گذاری به گذشته و آینده ب بستگی دارد ، درواقع در محیطی که هستی این محیط که میزان تاثیر گذاری را تعیین میکند. این تقریبا ی تعریف کلی از جبرگرایی است.

 

فراز در ‫۵ ماه قبل، پنج شنبه ۲۶ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۲۳:۳۱ نوشته:

چقدر این رباعی به شرایط حاکمان امروز ایران شبیه است

 

ملیکا رضایی در ‫۱ ماه قبل، سه شنبه ۱۹ مرداد ۱۴۰۰، ساعت ۰۱:۱۹ پاسخ داده:

...

 من هم به این موضوع فکر کردم ...

چه دنیایی ؛

هعی ... :(

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.