گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

هین سخن تازه بگو تا دو جهان تازه شود

وارهد از حد جهان بی‌حد و اندازه شود

خاک سیه بر سر او کز دم تو تازه نشد

یا همگی رنگ شود یا همه آوازه شود

هر که شدت حلقهٔ در زود برد حقه زر

خاصه که در باز کنی محرم دروازه شود

آب چه دانست که او گوهر گوینده شود

خاک چه دانست که او غمزه غمازه شود

روی کسی سرخ نشد بی‌مدد لعل لبت

بی تو اگر سرخ بود از اثر غازه شود

ناقه صالح چو ز که زاد یقین گشت مرا

کوه پی مژده تو اشتر جمازه شود

راز نهان دار و خمش ور خمشی تلخ بود

آنچ جگرسوزه بود باز جگرسازه شود

 

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: مفتعلن مفتعلن مفتعلن مفتعلن (رجز مثمن مطوی) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

شهرام ناظری » سخن تازه » تصنیف سخن تازه

music_note معرفی آهنگهای دیگری که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۱۸ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

نیما مالکی در ‫۱۰ سال و ۱۲ ماه قبل، جمعه ۲۱ آبان ۱۳۸۹، ساعت ۲۰:۳۶ نوشته:

با سلام.
این بیت آخرش
آنچه جگر سوزه بود باز جگر سازه شود.
آنچه به صورت آنچ نوشته شده است.
با تشکر

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

طناز قدرتی در ‫۱۰ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۲۴ دی ۱۳۸۹، ساعت ۱۱:۴۰ نوشته:

با سلام.
در بیت سوم "هر کی شدت حلقه ی در" نادرست است. صحیح آن به صورت زیر است:
هر که شدت حلقه ی در زود برد حقه ی زر..
از سایت عالی تان سپاسگذارم
---
پاسخ: با تشکر، این نحوهٔ نوشتن «که» به صورت «کی» در قدیم مرسوم بوده. جایگزین کردیم مطابق پیشنهادتان.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

نگین شکروی در ‫۱۰ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۲۴ دی ۱۳۸۹، ساعت ۲۲:۱۵ نوشته:

با درود و سپاس فراوان
در بیت سوم " هرکی شدت..." مطابق با نسخه چاپی است.
(دیوان شمس،انتشارات امیرکبیر،سال 1341)

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

مرجان در ‫۷ سال و ۴ ماه قبل، سه شنبه ۲۷ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۲۲:۴۷ نوشته:

با سلام و تشکر از سایت خوبتون.
اگر در نوشتن اشعار نشانه گذاری رعایت می شد خیلی بهتر بود هم در شیوه خواندن هم در درک معانی.
بازم ممنون

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

مرتضی قمشه ای در ‫۶ سال و ۱۱ ماه قبل، پنج شنبه ۲۹ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۱۲:۱۶ نوشته:

در پاسخ به خانم مرجان:
درست است که نقطه گذاری خواندن و معنی کردن شعر را راحت میکند ولی در شعر سنتی فارسی نباید دست برد.. در بسیاری موارد نقطه گذاری ایهامات (یا چند معانیی موازی داشتن) شعر را از بین می برد و حال آنکه شاعر قصد داشته است که شعر ش دو پهلو یا چند بهلو باشد. دیگر اینکه حتی اگر شاعر قصد نداشته است که دو پهلو سخن بگوید باز هم اشکالی ندارد که خواننده احتیار داشته باشد که شعر را دو پهلو تلقی کند. و یک معنی آآنرا تاکید کند یا نکند. شعر سنتی فارسی متعلق به فرهنگ فارسی زبانان است نه شاعر اصلی شعر. در فرهنگ مردم گاه شعر معانیی پیدا می کند که الزاما در ذهن شاعر نبوده است و این در یک فرهنگ و زبان زنده هیج اشکالی ندارد - ولی اگر شعر به زبان سانسکریت یا لاتین (که زبانهای مرده هستند) باشد دیگر این حرف صادق نیست (یعنی خواننده احتیاراتش در مودر شعر باید محدود شود به قصد شاعر).

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

ناشناس در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، چهار شنبه ۸ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۲۱:۵۴ نوشته:

بیت پنجم، "بی تو اگر سرخ شود" بهتر نیست؟

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

شریفیان در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، پنج شنبه ۸ بهمن ۱۳۹۴، ساعت ۲۱:۵۷ نوشته:

آب چه دانست که او گوهر گوینده شود
خاک چه دانست که او غمزه غمازه شود
لطفن معنی بیت را میخواهم

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

عباس در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۱۶ بهمن ۱۳۹۴، ساعت ۰۶:۴۹ نوشته:

در جواب ناشناس
آب چه دانست که او گوهر گوینده شود
خاک چه دانست که او غمزه غمازه شود
اشاره به انسان دارد که از خاک و آب ( گل) آفریده شده و به مدد غمزه الهی گوینده شده و زیبائی و جلال پیدا می کند. اشاره دارد که این باور کردنی نیست

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

علی در ‫۵ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۱۴ اسفند ۱۳۹۴، ساعت ۱۲:۴۷ نوشته:

لطفا راهنمایی بفرمائید تفسیر و معانی ابیات را از کچا می توانم داشته باشم
ممنون از سایت خوبتان

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

حسن رضایی در ‫۵ سال و ۷ ماه قبل، یک شنبه ۱۶ اسفند ۱۳۹۴، ساعت ۰۸:۱۴ نوشته:

معنی ابیات
حال سخن تازه ای بگو تادنیا وآخرت تازه شود،سخنی که ازمحدوده ی جهان هم فراتر رود ونامحدود گردد.
بدبخت کسی که از سخن تو(آیات الهی)تأثیرنپذیرد،چنین کسی مجبور است منافقانه خودرا موافق سخن تونشاندهد وگرنه رسواخواهدشد(مردم می فهمند که کافراست).
هرکس به درگاه تو مدام منتظر بماندبه گنج معرفت دست می یابدبلکه وقتی درمعرفت به رویش بازشدمحرم اسرارالهی هم می شود.
(بایدامیدواربودچنانکه)آب باورنمی کرد روزی به انسان تبدیل شودوسخن بگویدوخاک نمی دانست که روزی بیان کننده ونشان دهنده ی اسرار وآیات الهی خواهدشد(اشاره به سربرآوردن گیاهان از خاک داردواین که خاک همه ی موجودات را دردل خود پنهان می کندوسپس به حکم الهی آن هارا آشکارخواهد کرد).
هیچ کس بدون تأیید توبه خوشبختی وسرافرازی نمی رسداگربدون تأیید تو کسی خودش راسرافرازنشان داد شبیه پیرزنی است که بخواهد باسرخاب خودش راجوان نشان دهد.
خبرخوش تو کوه رابه حرکت وامیدارد دلیلش زادن شتر حضرت صالح ازدل کوه است.
تو(ای مولانا)اکنون خاموش باش وازاسرار سخنی نگو هرچندرازداری دشواراست اما همین تحمل این دشواری سبب آسانی کارت خواهدشد.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

بیداد در ‫۴ سال و ۹ ماه قبل، سه شنبه ۲۱ دی ۱۳۹۵، ساعت ۰۲:۱۱ نوشته:

این غزل رو استاد ناظری در کاست سخن تازه اجرا کرده که به دوستان پیشنهاد میکنم حتما گوش بکنن

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

محمد در ‫۲ سال و ۱۰ ماه قبل، پنج شنبه ۱۷ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۲۳:۱۵ نوشته:

پیوند به وبگاه بیرونی">پیوند به وبگاه بیرونی
باسلام این غزل توسط استاد دکتر حاجی بلند شرح شده است که دوستان میتوانند درلینک ذیل انرا مشاهد ه کنند
پیوند به وبگاه بیرونی">پیوند به وبگاه بیرونی

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

محمد در ‫۲ سال و ۱۰ ماه قبل، پنج شنبه ۱۷ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۲۳:۲۱ نوشته:

پیوند به وبگاه بیرونی

باسلام این غزل توسط استاد حاجی بلند شرح شده است که دوستان میتوانند درلینک بالا انرا مشهده کنند

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

محمد در ‫۲ سال و ۱۰ ماه قبل، پنج شنبه ۱۷ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۲۳:۳۶ نوشته:

باسلام وپوزش ازدوستان لینک غزل 546 بقرار ذیل است

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

محمد در ‫۲ سال و ۱۰ ماه قبل، پنج شنبه ۱۷ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۲۳:۳۸ نوشته:

باسلام وپوزش از دوستان لینک غزل 546 بقرار ذیل است
پیوند به وبگاه بیرونی

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

همایون در ‫۲ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۲۳ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۰۴:۲۲ نوشته:

این غزل دارای مطلع بسیار زیبائی است
دو جهان نزد جلال دین جهان پیدا و جهان نهان است یا جهان غیب و جهان آشکار
جلال دین عقیده دارد که جهان آشکار دائماً از جهان پنهان می‌‌روید و آفریده می‌‌شود و به آن باز می‌‌گردد
و این گونه نوی همیشه در کار است که آنرا به بهار تشبیه می‌‌کند که از غیب می‌‌آید و شکوفه آن در هستی‌ آشکار می‌‌شود و خرمی و نوی همراه می‌‌آورد
سخن نیز از دنیای غیب می‌‌آید و مستی آن باعث نوی و بزرگی انسان است
اگر سخن نباشد این نوی نیز از کار می‌‌افتد و معنی‌ خود را از دست می‌‌دهد و جهان همواره اسیر حد و مرز‌های بسته خود است که از شش جهت آنرا در خود گرفته است
سخن سوی دیگری به جهان می‌‌دهد که با این شش سو متفاوت است و آن سوی درون و معنی‌ است که نوی جهان از آنجا می‌‌آید و عارف راز ورز و راز شناس است که راز‌های نو به هستی‌ می‌‌بخشد و خود نیز با سخن نو هر بار این راز‌ها را آشکار می‌‌سازد بدون سخن هستی‌ خالی‌ از راز است

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

نوری در ‫۲ سال قبل، پنج شنبه ۴ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۲۳:۴۶ نوشته:

این غزل با صدای بهرام گودرزی خوانده شده و بسیار زیباس

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

امیر جلیلی در ‫۱۱ روز قبل، جمعه ۱۶ مهر ۱۴۰۰، ساعت ۲۳:۲۲ نوشته:

در مصرع دوم بیت پنج اگر جای « بود » و « شد» جابجا بشه خیلی از لحاظ معنایی بهتر میشه .چونکه منظورش اینه که بدون کمک لعل لب دوست (سرخی لب معشوق = مجاز از الطاف خدا ) روی کسی یا همان گونه ی کسی سرخ نمیشود ( سرخ شدن روی کسی یعنی آن فرد از لحاظ جسمانی و روانی کاملاً سالم است وگر نه در صورت بیماری یا استرس زرد می‌شود چنانچه سعدی هم میفرماید  گویند روی سرخ تو سعدی که زر کرد ؟ یعنی چه چیزی باعث شده تا به این حال رو روز دربیایی و ... ) .واگر هم مشاهده کنی که روی کسی بدون لطف معشوق سرخ شده بدان که او از غازه ( لوازم آرایشی ) استفاده کرده و این لذت درونی ،شادی و سرخی طبیعی ندارد و زودگذر است . 

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.